انواع سلوك و تحمل در مقام اقسام مجاهدات و تهذيب نفس با رياضات مختلفه و پاك كردن روان از آلايش و قيود جزئيات و چگونگى اتصاف حضرت الوهيت به صفت اطلاق و كليت است و اينها هيچكدام جزء مسائل مورد بحث حكيم و متكلم نيست».[1]
و چون شناختن اسرار حروف مرتبط باصول اين علم شريفه بوده و حقائق اسرار نقطه يكى از مداراتى است كه دقائق علم توحيد دور آن سير ميكند.
خواستم به برخى از اسرار علم نقطه و خواص تجليات آن در صور اعيان حروفى و تصرفاتى كه در تعينات حروف مينمايد (كه اشاره به شئون تجليات الهى است) بهمان طريق كه برنهاد من رسيده بازگوئى كنم و آشكار سازم و در نوشتن اين اوراق با لسان ذوق و اشاره آغاز كردم نه با روش دانشمندان علوم رسمى كه در نوشتهاى خود مسائل را با ثبات دلائل بيان مينمايند».[2]
«... شناساندن كنه ذات حق با اقسام عبارات و لغات مختلف ممتنع و ناشدنى است و سرادقات جلال و انوار جمال او در كمال عزت و مناعت است زيرا اشارات كوتاه و قاصر عقول و افهام در نزد معرفت او ناتوان و متلاشى گردند و رسوم و اوهام در پرتو تجليات عظمت و بزرگى او مضمحل و نابود ميشوند و پاكى صفت او را وجه و سوى معين نباشد:فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ[3]يعنى هرجا رو كنيد همانجا روى خداست و تجلى الهى است.»[4]
آقاى احمد خوشنويس عماد در حاشيه توحيد عارفان مينويسد كه «اسرار النقطة» منسوب به افضل المتاخرين خواجه صاين الدين على تركه اصفهانى (م 835 ه) شايد همين «اسرار النقطة» (اثر مير سيد على همدانى) باشد ولى چنانكه از «سبكشناسى» پيداست، آن رساله «در معنى انا النقطة التى تحت الباء» است كه اثر تركه اصفهانى است[5]و غير از اسرار النقطه مورد بحث است.
3- المودة فى القربى و اهل العبا
(به عربى شرح و بفارسى و اردو ترجمه شده است)
[1]( 1 و 2 و 4)- سه گنجينه توحيد قسمت دوم توحيد عارفان بترتيب ص 2، 3، 12.
[2]( 1 و 2 و 4)- سه گنجينه توحيد قسمت دوم توحيد عارفان بترتيب ص 2، 3، 12.
[3]- آيه 110 سوره البقرة.
[4]- ص« ز» مقدمه.
[5]- سبكشناسى ج 3، چاپ دوم، ص 237.
نسخ خطى: كتابخانه آصفيه حيدرآباد دكن و ديگرى در كتابخانه رايل ايشياتك سوسائتى بنگاله در كلكته بشماره 292 و نسخه ديگر در مكتبة الامام امير المؤمنين العامة در نجف. دو نسخه اول هردو نوشته اواخر قرن سيزدهم هجرى (مقارن با تأليف «ينابيع المودة» شيخ قندوزى) ميباشد و اولى دو باب آخر را فاقد ميباشد. و ترجمه فارسى آن با ترجمه ينابيع كه مفاتيح المحبة نام دارد در تهران چاپ سنگى شده است. (س ن).
اين رساله در سال 1310 ه ق در بمبئى بطور سنگى چاپ شده كه اينك كمياب است. سيد ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى اين رساله را در سال 1295 ق بزبان عربى شرح كرده و بچاپ رسانده كه در سال 1317 ق دوباره در لاهور بچاپ رسيده است (سنگى وزيرى بنام البشرى بالحسنى).
در سال 1961 م آقاى سيد شريف حسين سبزوارى رساله را بزبان اردو ترجمه كرده و در لاهور منتشر ساخته است (بنام زاد العقبى).
اين رساله عينا در «ينابيع المودة» تأليف شيخ سليمان كلان بلخى الحنفى (1220- 1294 ه) نقل گرديده است[1]و مؤلف در مقدمه كتاب خود هم به اين كتاب اشارت ميكند ولى معلوم نيست كه صاحب «ينابيع المودة» آنچه را در وسعه ابواب 56 و 57 بنام اين رساله نقل كرده جزوى از همين است يا چيزى ديگر از خود وى[2]. اسم و مضمون اين رساله از آيه قرآن مجيد اقتباس گرديده است:
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى[3]اين آيه را مير سيد محمد نوربخش و شيخ سليمان قندوزى هم شرح كردهاند و شرح آنان هم داراى آن معانى است كه در اين رساله آمده، و همه مىگويند كه مقصود از مودت ذوى القربى
[1]- چاپ اسلامبول 1301 ه ق( ج 1)، ص 242 تا 266 و چاپ بيروت جلد دوم سال طبع ندارد، ص 66- 90- عين عبارت« ينابيع المودة» بدين قرار است: هذا الكتاب المولى الكامل و صاحب الكشف و الكرامات زبدة السادات و قدوة العارفين مولانا و مقتدانا مير سيد على بن شهاب الهمدانى قدس اللّه اسراره و وهب لنا بركاته و انواره المودة فى القربى و اهل العباء.
[2]- آيه 23 سوره الشورى.
[3]- اوريئنثل كالج ميگزين، لاهور جلد 1 شماره 4 ماه مه 1975 م مقاله شادروان دكتر محمد شفيع( م 1963).
محبت اهل بيت رسول6است. درين رساله مؤلف بشرح همين معنى پرداخته و محبت چهارده معصوم را بيان نموده و اگر اين رساله واقعا تأليف على همدانى باشد تنها رسالهايست كه سيد در آنجا بذكر محبت همه ائمه اثنا عشر پرداخته است. آغاز رساله با اين عبارت است:
الحمد للّه على ما انعمنى اولى النعم و الهمنى الى مودة حبيبه جامع الفضائل و الكرم الذى بعثه اللّه رسولا الى كافة الامم: محمد الامى العربى صلى اللّه عليه و سلم و اما بعد فقد قال اللّه تعالى:... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىو قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم: احبوا اللّه كما ارفدكم من نعمه و احبونى لحب اللّه و احبوا اهل بيتى لحبى».
مضمون رساله بيان محبت 14 معصوم است و محبت هريك از معصومين در بابى و احيانا در ابواب مختلف ذكر گرديده است بقرار ذيل:
بخش اول: 35 حديث در بيان فضائل حضرت رسول6.
بخش دوم: 35 حديث در بيان فضائل اهل بيت رسول6بطور كلى.
بخش سوم: 19 حديث در بيان فضائل امير المؤمنين حضرت على (ع).
بخش چهارم: 12 حديث در ذكر اهميت مودت حضرت على (ع).
بخش پنجم: در شرح اين حديث كه من كنت مولاه فعلى مولاه. اين مطلب را مؤلف از 16 حديث رسول استشهاد نموده و روشن ساخته است.
بخش ششم: در توضيح اين حديث كه على برادر و وزير من است و اطاعت على به مثل اطاعت خداوندى است و اين مطلب را با ذكر اسناد و احاديث بيان كرده است.
بخش هفتم: در شرح اين معنى كه على بعد از رسول بزرگترين مردمان جهان است و ايمان على بر ايمان همه مومنان رجحان و فضل دارد.
بخش هشتم: در بيان اينكه حضرت رسول و حضرت على از نور واحد هستند و فضائل حضرت على را در تتبع فضائل رسول6نهايت نيست.
بخش نهم: در بيان اين معنى كه كليدهاى جنت و جهنم به ترتيب به حب يا به بغض على منوط مىباشد.
بخش دهم: در فضائل ائمه كرام و در بيان اين معنى كه 12 امام مانند 12 تن نقباى بنى اسرائيل ميباشند.
بخش يازدهم در بيان فضائل حضرت فاطمة الزهراء كه سيدة نساء العالمين هستند. در فضائل سيده عالم 19 حديث از رسول نقل گرديده است.
بخش دوازدهم: فضائل مختلف اهل بيت رسول6.
بخش سيزدهم: در فضائل حضرت خديجه و حضرت فاطمة الزهراء و بعضى از اهل بيت.
بخش چهاردهم: بحث اختتامى درباره فضائل اهل بيت رسول6.
محتويات و شواهد رساله را در ينابيع المودة (عربى) و ترجمه فارسى آن ميتوان مشاهده كرد.
4- روضة الفردوس
نسخه عكسى از كتابخانه موزه بريتانيا (ريو 2) كه بظاهر نسخه منحصر به فرد ميباشد.
رسالهايست مفصل كه مير سيد على همدانى در آن احاديث رسول درباره مكارم اخلاق را جمعآورى نموده است. در مقدمه كتاب ميفرمايد كه اين احاديث را از «كتاب فردوس الاخبار[1]اثر ابو المحامد شيرويه همدانى (445- 559 ه) خلاصه كرده است: «... اما بعد يقول اضعف عباد اللّه و احقرهم الفقير الى رحمة اللّه الكبير على بن شهاب الهمدانى عفا اللّه عنه بكرمه و وقفه بشكر نعمه هذا مما ورد فى كتاب الفردوس من مصنفات الشيخ العلامة، قدوة المحققين شجاع الملة و الدين ناصر السنة ابو المحامد شيرويه بن شهردار الديلمى الهمدانى ...»
درين مجموعه متجاوز از 1500 حديث رسول از كتاب فردوس الاخبار انتخاب گرديده و مؤلف در مقدمه ميفرمايد كه مقصود از تلخيص احاديث آن است كه مردم احكام خدا و رسول6را بخوانند و به كتاب و سنت تمسك
[1]- فردوس الاخبار بماثور الخطاب شامل ده هزار حديث در چهار مجلد است و بنام« مسند الفردوس» نيز معروف است. ر- ك بزرگان و سخن سرايان همدان ج 1، ص 173.
بيشترى بجويند و اقوال رسول6را بر علوم مزخرف دنيوى رجحان و برترى بدهند و طبق آنها به اوامر و نواهى عمل كنند. او از علماى عصر خود شكايت ميكند كه در اصلاح احوال خودشان نمىكوشند تا بمردم چه رسد.
آغازش بدينگونه است: «الحمد للّه الذى انزل جواهر الحكم بجلاء قلوب العارفين.»
كتاب به 20 باب منقسم است و در هر باب احاديث رسول را در يك موضوع و به روايت يكى از راويان معروف بيان نموده است بدين ترتيب:
1- بروايت على بن ابى طالب 131 حديث. 2- بروايت حسين بن على 40. 3- بروايت عائشه صديقه زوجه رسول 51. 4- بروايت ام سلمه زوجه رسول 378. 5- بروايت عمر بن خطاب 12. 6- بروايت عبد اللّه بن عباس 537. 7- بروايت عبد اللّه بن عمر 72. 8- بروايت انس بن مالك 195.
بروايت ابن مسعود 38. 10- بروايت ابو ذر غفارى 16. 11- بروايت جابر بن عبد اللّه انصارى 50. 12- بروايت ابو سعيد خدرى 67. 12- بروايت سلمان فارسى 19. 14- بروايت ابو حذيفه 19. 15- بروايت ابو الدرداء 30. 16- بروايت ابو امامه 26. 17- بروايت معاذ بن جبل 34. 18- بروايت ابو موسى اشعرى 13. 19- بروايت ابو هريره 143. 20- بروايت ابو بكر صديق 167.
5- منازل السالكين
نسخ خطى: شماره 2388 (تاشكند، ج 3) و ديگرى در كتابخانه موزه بريتانيا (ج 2).
نسخه عكسى: 24/ 1666 (كتابخانه مركزى) درين وجيزه على همدانى احوال و مقامات و مصطلحات سالكان را در ده باب و صد مقام ذكر نموده است:
باب الاول البدايات و هى اليقظة و التوبة و الانابة و المحاسبة و التفكر و التذكر و القرار و السماع و الرياضة و الاعتصام. باب الثانى المقامات و هى الحزن و الخوف و الاشفاق و الخشو و الاحسان و الزهد و الورع و التمثيل و الرجاء و الرتبة. باب الثالث: اللمحات و هى الرعاية و المراقبة و الحرقة و
الاخلاص و التهذيب و الاستقامة و التوكل و التفويض و الثقة و التسليم باب الرابع: الاخلاق و هى الصبر و الرضا و الشكر و الحياء و الصدق و الايثار و اللين و التواضع و الفتوة و الانبساط- باب الخمس الاصول و هى القصد و العزم و الالوف و اليقين و الانس و الذكر و الفقر و الغناء باب السدس الادوية و هى الاحسان و العلم و الحكمة و البصيرة و الفراسة و التعظيم و الالهام و السكينة و الحماية و الهمة ... باب السبع الاصول و هى المحنة و الشوق و الوجد و الدهش و الهيمان و الرق و الذوق ... باب الثمن الولايات و هى اللحظة و الوقه و الصفا و السرور و النفس و المزلة و الفرق و الغيب و التمكين باب التسع الحقائق و هى المكاشفة و المشاهدة و المعاينة و الحيوة و القلب و البسط و السكر و الصحو و الاتصال و الانفصال «باب العشر النهايات و هى المعرفة و الفناء و البقاء و التحقيق و التلبيس و الوجود و التجريد و التفريد و الجمع و التوحيد ...»[1]مؤلف سپس بتوضيح مختصر اين اصطلاحات پرداخته است.
اين وجيزه به پيروى از منازل السائرين خواجه عبد اللّه انصارى نوشته شده و در آخر رساله مؤلف مىنويسد:
«و هذا مختصر فى الكشف عن الاقسام العشرة المشتمل كل قسم منها على المنازل العشرة التى لها السائرون الى اللّه ...»
6- فى علماء الدين
نسخه خطى شماره 4250 (كتابخانه ملى ملك) كه بظاهر نسخه منحصر به فرد است.
اين رساله مختصر در 7 برگ و درباره فضائل علماى دين است در مقابل علماى سوء. ميگويد عالمان واقعى آنها هستند كه ظاهر و باطنشان يكى است نه آن گروه. از اطلاعات جزئى كمى آگاهى پيدا كرده و در دنياطلبى و دسيسه كارىها محو و غرق مىباشند.
آغاز رساله بحمد خدا و صلوات بر رسول و منقبت اهل بيت رسول و
[1]- در قسمت دوم اصطلاحات صوفيه( عربى) تأليف عبد الرزاق كاشانى م 736 ه هم تقريبا همين عناوين و مضامين بيان گرديده است. نسخه خطى بشماره 1880 برگ 200، 231 كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.
خلفاى راشدين ميباشد و علماء الدين را اينطور توصيف مىنمايد: «... ان علماء الدين هم المعتصمون بكتاب اللّه. المجاهدون فى متابعة رسوله و المقتدون باصحابه» بنظر وى علماى دين سه قسماند: اول ارباب و اصحاب حديث يعنى گروهى كه در علم حديث رسول ممارست دارند. (درين بحث على همدانى همه نوع احاديث رسول را كه عبارت از صحيح و حسن و مرسل و موقوف و منقطع و معضل و غريب و شاذ و ضعيف و منكر و غيره ميباشند، در علم دين مهم ميشمارد و بعد از قرآن مجيد اتكاء به آنها را توصيه ميفرمايد.)
قسم دوم از علماى دين فقها ميباشند كه احكام شرعى را استخراج و استنباط ميكنند و اين گروه بر گروه اول رجحان دارد- گروه سوم از علماى دين متصوفه هستند كه ارباب حديث و فقه هستند و بوسيله تزكيه و تطهير نفس ظاهر خود را با باطن هماهنگ كردهاند- ايشان علماى واقعىاند كه بر هر دو گروه فضل صورى و معنوى دارند. على همدانى طبق تمايل شخصى خود علماى متصوفه را در رأس علماى دين قرار ميدهد.
7- رسالة الاوراد
نسخ عكسى: 672، 1666 (كتابخانه مركزى دانشگاه تهران).
رساله داراى 16 برگ و درباره اهميت اذكار و اوراد سالكان و صوفيان است محتويات اين رساله تقريبا همان است كه در «اوراد فتحيه» ى على همدانى آمده است. آنچه را كه در «اوراد فتحيه» مشروحا بوده درين رساله عربى خلاصه شده و با نقل اشعار فارسى، مولف بيان خود را زيب و زينت داده است، مثلا اين اشعار از شاعرى با تخلص محمد:
بر ماه رخت شب وصالم
چشمك چه ميزند ستاره
دلم از بهر ليلى بيقرار است
اگر مجنون شوم نزديك كار است
محمد ميكند عرض تجمل
از انرو قطره اشكش در قطار است
رساله به سه باب منقسم است:
باب اول: در فضيلت اوراد. باب دوم: در بيان احتياج طالب به اوراد. باب سوم: در تقسيم اوقات براى گزاردن اوراد.
براى اثبات اهميت اوراد به آيات زير از قرآن مجيد استناد ميكند:
1-وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْبالغداوةوَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ.[1]
2-فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً ...[2]
3-وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ[3]همينطور از صحاح سته احاديث را نقل ميفرمايد مثلا:
«كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم اذا انصرف من الصلوة استغفر ثلثا و قال اللهم انت السلام و منك السلام تباركت و تعاليت يا ذا الجلال و الاكرام (از مسلم و ابو داود) نمونهاى از عبارات رساله را در زير ميآوريم:
«الحمد للّه الذى جعل الليل و النهار خلفه لمن ارادان يذكر اواراد ان يكون شكورا. فنشر مواعيد نعيم الاذكار على الليل و النهار جزاء عاجلا و ذخرا اجلا لمن شكر«فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً»[4]و اخذ بمجامع قلوب المحبين عن مضيق ظلمت الغفلة و الاحتجاب الى فضاء مشاهدات الاسراربملازمة الاوراد بالاذكار و فاز فوزا عظيما[5]و نالوا ملكا كبيرا و اعمى ابصار الغافلين لكيلا يهتدون الى سرداق عزه بنور الاطاعة«وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً ...»[6]- ساير عبارات همينطور مسجع و مقفى مىباشد.
8- فى فضل الفقر و بيان حالات الفقراء
خطى نسخه شماره 2316 تاشكند (بنام فقريه).
عكسى: شماره 709 از نسخه موجود در كتابخانه اياصوفيه (كتابخانه مركزى) آغاز اين رساله بدين قرار است:الحمد للّه الملك الحميد ذى العرش
[1]- آيه 28، الكهف.
[2]- آيه 103، النساء.
[3]- آيه 130، طه.
[4]- سورة الاسراء، آيه 99.
[5]- آيه 71، سورة الاحزاب.
[6]- آيه 41، الاسراء.