بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 274

نشود ... فتوت جزوى است از تصوف ... جوانمرد پيوسته شادمان و خوشدل باشد و مشفق و ناصح خلق خدا در مصالح دين و دنيا و بمهمات دينى و دنيوى ايشان بى‌تكلف قيام نمايد و چنانكه خود بكسب كمالات مشغول باشد، تمامت رفقا و اصحاب را بر آن دارد و ايشان را در آن ممد و معاون باشد.[1]

خلاصه، رابطه فتوت و تصوف به اندازه‌اى محكم بوده كه بزرگان متصوفه ايران همواره تصوف را براى خواص و جوانمردى را براى عوام ميدانسته‌اند و هردو را باهم ترويج ميكرده‌اند»[2]و البته هرچند قبلا نيز گفتيم كه نبايد رابطه مزبور را منحصر به فرقه ملامتيه دانست ولى باز هم صوفيه و ملامتى‌هاى بزرگ وقتى كه از جوانمردان ذكرى مى‌كنند، مراد ايشان بيشتر ملامتى‌هاى جوانمرد ميباشد. يعنى ملامتى‌هائى كه جوانمرد هستند يا جوانمردان ملامتى بطور صفت و موصوف، نه صرفا جوانمرد، و اين مطلب از آثار ملامتى‌ها پيدا است. بنابراين ذكر فتوت و جوانمردى كه در احوال و آثار ملامتى‌ها آمده، صرفا مربوط به مسلك و تشكيلات جوانمردى نميباشد. با اين همه، ملامت و فتوت و تصوف ارتباط بسيارى داشته‌اند و اين مطلب از سخنان بزرگان فتوت نيز كه ذيلا نقل ميشود آشكار است و با ملاحظه اين سخنان روشن مى‌شود كه فتوت اسلامى در آغاز كار به اسلام و تصوف خيلى نزديك بوده و اصول و عقايد مشتركى اين سه را به يكديگر پيوند مى‌داده و بعدها بمرور ايام شاخ و برگ پيدا كرده و در ميدانهاى سياست و اجتماع وارد شده و بصورت‌هاى گوناگون درآمده است. ظاهر است كه اين تطور و تحول و دگرگونى فقط به مسلك فتوت اختصاص نداشته و خود دين اسلام و مسلك تصوف و سائر مكتب‌ها و نحله‌ها هم دچار اين تحولها شده است.

سخنان بزرگان در حقيقت فتوت:

1- شيخ حسن بصرى مى‌گويد كه خداى تعالى درين آيه كريمه همه اوصاف فتيان را جمع كرده است كه‌[3]«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ

[1]- نفائس الفنون، ج 2، ص 112، 114.

[2]- سرچشمه تصوف در ايران، ص 132.

[3]- قرآن مجيد، النمل آيه 90.


صفحه 275

ذِي الْقُرْبى‌ وَ يَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ...»[1]

2- اين حديث حضرت رسول6نيز كه- از امام جعفر صادق (ع) روايت شده- درباره نشانه‌هاى فتيان است: لفتيان امتى عشر علامات، صدق الحديث و الوفاء بالعهد و اداء الامانة و ترك الكذب و الرحمة لليتيم و اعطاء السائل و بذل النائل و اكثار الصنايع و قرى الضيف و راسهن الحياء[2].

3- «فتى آنست كه او را در دنيا و آخرت هيچكس خصم نباشد»[3](قول حضرت على).

4- اصل فتوت وفا و صدق و امن و سخا و تواضع و نصيحت و هدايت و توبه است‌[4].

5- فتوت آنست كه تو در پنهان كارى نكنى كه اگر آشكار گردد منفعل گردى.[5]

6- بزرگترين خصال فتوت آنست كه خود را برديگران هيچ امتياز و فضيلت ندهى.[6]

7- فتوت آنست كه اگر عطا يابيم ايثار كنيم و اگر نيابيم شكر كنيم.[7]

8- ليس الفتوة بالفسق و الفجور و لكنها طعام مصنوع و نائل مبذول و بشر مقبول و عفاف معروف و اذى مكفوف.[8]

9- فتوت وفاست بى‌خلاف و مدح بى‌جود و بخشايش بى‌سؤال (قول معروف كرخى).[9]

10- فتوت آنست كه از خودبينى برحذر باشى و آنچه كرده باشى آن را با خود نسبت ندهى كه من كرده‌ام (قول جنيد بغدادى بروايت ابو حفص حداد رحمهما اللّه).[10]

[1]- كتاب الفتوة ابن المعمار، ص 11، 133.

[2]- ايضا و نيز طبقات الصوفية للسلمى، ص 79.

[3]- فتوت‌نامه سلطانى. در رساله القثيرية- ص 103- اين قول به شيخ ابو بكر وراق نسبت داده شده است.

[4]- فتوت‌نامه سلطانى( هردو قول منسوب به امام جعفر صادق).

[5]- فتوت‌نامه سلطانى( هردو قول منسوب به امام جعفر صادق).

[6]- اقوال امام جعفر صادق( ر ك كتاب الفتوة ابن المعمار ص 111. و نيز كتاب الفتوة از عمر سهروردى نسخه خطى شماره 21 كتابخانه دانشكده ادبيات تهران).

[7]- اقوال امام جعفر صادق( ر ك كتاب الفتوة ابن المعمار ص 111. و نيز كتاب الفتوة از عمر سهروردى نسخه خطى شماره 21 كتابخانه دانشكده ادبيات تهران).

[8]- اقوال امام جعفر صادق( ر ك كتاب الفتوة ابن المعمار ص 111. و نيز كتاب الفتوة از عمر سهروردى نسخه خطى شماره 21 كتابخانه دانشكده ادبيات تهران).

[9]( 6 و 7)- ايضا ابن المعمار( ص 10 كتاب الفتوة).

[10]( 6 و 7)- ايضا ابن المعمار( ص 10 كتاب الفتوة).


صفحه 276

11- فتوت حقير داشتن نفس است و بزرگ داشتن حرمت مسلمانان‌[1].

12- جوانمردى آنست كه بار خود بر خلق ننهى و آنچه دارى بذل كنى (قول جنيد بغدادى)[2].

13- ليست الفتوة باكل الحرام و ارتكاب الاثام بل الفتوة عبادة الرحمن و مخالفة الشيطان و العمل بالقرآن (قول فضيل بن عياض).[3]

14- جوانمردى دريايى است به سه چشمه: يكى سخاوت دوم شفقت سوم بى‌نيازى از خلق و نيازمندى بحق (قول حضرت شيخ ابو الحسن خرقانى)[4].

15- الفتوة على ثلاثة اقسام: اولها محافظة امر اللّه و الثانى مراقبة سنة رسول اللّه و الثالث صحبة اهل اللّه، و حقيقة الفتوة ترك ما سوى اللّه (قول شيخ نجم الدين زركوب)[5].

16- الفتوة اسقاط الرؤية و ترك النسبة (قول جنيد بغدادى)[6].

17- الفتوة حسن الخلق و بذل المعروف (قول ابو بكر محمد بن احمد شبهى متوفى در حدود 360 ه)[7].

18- مير سيد على همدانى نيز در رساله فتوتيه اقوالى در حقيقت فتوت آورده است بدين قرار:

«شيخ حسن بصرى رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت آنست كه دشمنى كنى با نفس خود از جهت حق جل و علا.

قال حارث المحاسبى رحمة اللّه عليه: الفتوة ان تنصف و لا تستنصف شيخ حارث محاسبى رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت آنست كه انصاف بهمه خلق‌

[1]- قول شيخ جعفر خلدى( تذكرة الاولياء، ج 2، ص 238).

[2]- تذكرة الاولياء، ج 2، ص 27.

[3]- نفائس الفنون، ج 2، ص 111( ترجمه اين قول نيز در« سرچشمه تصوف در ايران» ص 159 آمده است).

[4]- تذكرة الاولياء، ج 2، ص 205.

[5]- روضات الجنان، ج 1، ص 419.

[6]- طبقات الصوفية للسلمى، ص 118.

[7]- طبقات الصوفية از سلمى، ص 506. و نيز طبقات الصوفية از خواجه عبد اللّه هروى انصارى، ص 191.


صفحه 277

برخود واجب دانى و انصاف خود از كس نستانى.

و قال فضيل العياض قدس اللّه روحه: الفتوة ان لا تميز من يأكل عندك مومن او كافر او صديق او عدو. شيخ فضيل عياض رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت آن است كه فرق نكنى كه نعمت تو كه ميخورد؟ يعنى در مقام خدمت و ايثار نعمت حق به بندگان او ميان مؤمن و كافر تميز نكنى و ميان دوست و دشمن تفاوت ننهى.

و قال الجنيد قدس اللّه سره: الفتوة بذل الندى و كف الاذى شيخ ابو القاسم جنيد بغدادى قدس اللّه سره فرمود كه فتوت دادن عطا و باز داشتن بدى است يعنى حقيقت فتوت آنست كه چندان‌كه طاقت دارى وجود خود را سبب خير و احسان و واسطه راحت بندگان حق‌سازى و بر بساط احسان در مقابله بدان شطرنج بدى نبازى.

و قال سهل قدس اللّه روحه: الفتوة اتباع السنة شيخ سهل بن عبد اللّه تسترى رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت متابعت سنت است يعنى اخى بايد كه هيچ سنتى از سنتهاى رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم فرونگذارد و بزرگترين سنتى از سنتها حقارت دنيا است. پس هر اخى كه دنيا را يا اهل دنيا را بزرگ دارد، مقام فتوت از وى درست نيايد.

و قال ابو يزيد قدس اللّه سره الفتوة استصغار ما منك و استعظام ما اليك سلطان با يزيد بسطامى قدس اللّه روحه فرمود كه فتوت آنست كه آنچه از تو بديگران رسد از احسان اگرچه بسيار بود آن را اندك شمارى و هرچه از ديگران بتو رسد اگرچه اندك بود آن را بسيار دانى.

و قال يحيى بن معاذ رحمة اللّه عليه الفتوة ثلاثة اقسام: حسن الوجه مع الصيانة و حسن القول مع الامانة و حسن الاخاء مع الوفاء شيخ يحيى بن معاذ رازى قدس اللّه سره فرمود كه فتوت سه قسم است. خوب روئى با پارسائى و خوب سخنى با امانت و خوب برادرى كردن با وفادارى. يعنى نعمتهائى كه حق تعالى بندگان خود را بدان مكرم گردانيده است سه است:


صفحه 278

يكى نعمت جمال است كه نتيجه غلبات روحانيت است و عكس و علامت انوار جمال ازلى است. شعر:

و كل جميل حسنه من جمالها

معار له بل حسن كل مليحة[1]

و آنكه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه «ان اللّه جميل يحب الجمال» اشارت بدين معنى است. نعمت دوم فصاحت و بلاغت است كه كمال معجزه رسول صلى اللّه عليه و سلم بدان بود كه انا افصح العرب و العجم و اين از نعمت‌هاى بى‌نهايت است.

سوم مال است كه آن سبب فراغت دل است از بيم معاش تا بدان به زاد معاد مشغول شود و اسباب طاعت مهيا دارد پس اخى بايد كه اين هرسه نعمت را مطيه سعادت ابدى و سرمايه نجات و نعيم سرمدى سازد در جمال پارسا و پاكدامن بود، در فصاحت حق‌گوى و ناصح و در برابرى با بذل و با وفا.

و قال ابو حفص قدس اللّه سره: الفتوة ما اختار اللّه فى كتابه لنبيه صلى اللّه عليه و سلم و قال اللّه تعالى‌خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ‌[2]ابو حفص حداد رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت آنست كه ايزد تعالى اختيار كرده است در قرآن مجيد از براى پيغمبر خود صلى اللّه عليه و سلم و فرمود كه يا محمد بگير يعنى نگاهدار صفت حلم و در گذار از برادران خود گناه ايشان را و امر معروف كن و از جاهلان رو برگردان يعنى جهل ايشان را بجهل مقابله نكن.

و قال الدقاق رحمة اللّه عليه الفتوة ان تكون من الناس قريبا و فيما بينهم غريبا. استاد ابو على دقاق رحمة اللّه عليه فرمود كه فتوت آنست كه بمردم نزديك باشى و در ميان ايشان غريب يعنى اخى را بايد كه ظاهرا آميزگار باشد بخلق. و با همه بندگان حق به شفقت و نصيحت و مودت و احسان‌

[1]- از ابن فارض مصرى.

[2]- الاعراف، آية 199.


صفحه 279

زندگانى كند و به باطن از همه بريده بود و در سرّ پيوسته به حق مشغول باشد.

و قال النورى قدس اللّه روحه الفتوة احتمال المكروه بحسن المداراة شيخ ابو الحسن نورى قدس اللّه سره فرمود كه فتوت آنست كه تحمل كنى بخوشدلى آنچه ترا دشوار آيد.

و اينكه ذكر كرده شد و امثال اين بسيار است كه اكابر طريقت گفته‌اند در حقيقت و ماهيت فتوت و اگر بذكر همه مشغول شويم بتطويل مى‌انجامد و همه حق است و هر بزرگى را نظر بر صفتى افتاده است از صفات فتوت.

و فتوت را صفات بسيار است و ليكن مدار جميع صفات به چهار ركن باز ميگردد كه آن اساس كار فتوت است و آن اينست كه امام اولياء و سيد اتقياء منبع عين فتوت و معدن جود و مروت امير المؤمنين على بن ابى طالب كرم اللّه وجهه فرمود در حقيقت اين معنى و قال: اركان الفتوة اربعة: العفو مع القدرة و الحلم فى حال الغضب و النصيحة مع العداوة و الايثار مع الحاجة فرمود كه اركان فتوت چهار چيز است: عفو كردن با توانائى، و بردبارى در وقت خشم، و نيك انديشى با دشمنى، و ايثار كردن با وجود احتياج بمؤثر به.

پس ازين معنى معلوم شد كه مجموع مراتب و اوصاف فتوت بحقوق عباد راجع مى‌شود و آنكه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه «لا يزال اللّه تعالى فى حاجة العبد مادام العبد فى حاجة اخيه المسلم» اشارت بدين معنى است و هم در صحاح آمده است كه «الخلق كلهم عيال اللّه و احبهم الى اللّه انفعهم لعياله» رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه خلق همه عيالان خدايند و دوست‌ترين همه نزد حق تعالى آن كسى است كه منفعت به عيالان او بيشتر رساند».

مختصرى در شرايط و آداب و رسوم «فتوت»

براى گرويدن بآئين فتوت پنج شرط ضرورى بود: توبه بصدق، و ترك علائق و اشغال دنيوى، و دل با زبان راست داشتن، و اقتداى درست به‌


صفحه 280

بزرگان فتوت، و در همه مرادات را برخود بستن‌[1]كسى كه بدين شرائط عمل ميكرد، او را داوطلب فتوت ميناميدند مشروط باين كه هفت شرط ذيل را نيز داشته باشد:

مردانگى و بلوغ و عقل و دين اسلام و استقامت احوال و مروت و حيا[2].

در دوران بعدى، شرائط فتوت را تا هفتاد و دو رسانده‌اند و شيخ عطار هم كه محتملا شاعرى غير از فريد الدين عطار نيشابورى است و خود در قرن هشتم و نهم ميزيسته (در اين باره بعدا صحبت خواهيم داشت) در فتوت‌نامه منظوم خود ميفرمايد:

كه هفتاد و دو شد شرط فتوت‌

يكى ز ان شرطها باشد مروت‌[3]

اين صفات فتيان كه در اغلب متون مربوط به فتوت آمده است، بقرار ذيل مى‌باشد:

راستى، ترس از بدى، كمك بديگران، آزادى از هواى نفس، پاكى دامن و چشم، وفاپيشگى، بخشودن به دوست و دشمن، براى ديگران آنچيز پسنديدن كه براى خود، در محبت مقصود جان و دل را بسته داشتن، احتراز از دشنام و ياوه‌گويى، خود را مانند مورچه ضعيف فكر كردن، مرادات نامرادان و بى‌نوايان را بسعى خود برآوردن، پرهيز از خودستائى و اظهار اعمال خوب خود (ولى براى تشويق ديگران رواست) در نيكى تمايل به سوى ترقى داشتن، رضا در خشم، پرهيز از دلازارى ديگران، احتراز از خودبينى و تكبر، حلم و بردبارى ورزيدن، خوراندن ديگران، اعمال ظاهر و باطن خود را يكسان نگهداشتن، دورى از كارهاى نابايست، عدم شكايت از ديگران، پارسا مشربى، حذر از تزوير، دل را از كينه پاك داشتن، براى كمك ديگران جان خود را بخوشى در خطر انداختن، دل و دماغ را از هرگونه كبر و نخوت پاك داشتن،

[1]- فتوت‌نامه سلطانى.

[2]- كتاب الفتوة ابن المعمار، ص 163- 170( شش شرط اول را ذكر كرده است) نفائس الفنون، ج 2، ص 116- 117( شرط هفتم را هم ذكر كرده).

[3]- ديوان عطار نيشابورى چاپ سوم به اهتمام سعيد نفيسى، ص 92.


صفحه 281

تواضع و فروتنى را برگزيدن، پرهيز از بزرگداشت خود، در سخن ملايم و خليق بودن، راز دل را در محضر بهر كه و مه افشاء نكردن، دورى از حسادت، عدم طمع براى فرزند، بفرائض خود اعتناى كافى داشتن و آنها را انجام دادن مروت بديگران، رياضت‌كشى ورزيدن، ناخوانده بجائى نرفتن، دوست را بچشم شهوت نديدن، حذر از كج‌بينى كه موجب سوء تفاهمى گردد، پرهيز از اغراض شخصى، براى تكميل آرزوها و تمايلات خود گامى برنداشتن، شفقت باهل روزگار، دوست داشتن اسخياء، مدارا با پيران و بخشايش با جوانان، بدوست و دشمن لاف نزدن، داد خلق دادن و دستگيرى آنان كردن، بخود و اعمال خود با تواضع و شكسته نفسى نگاه كردن، بدوستان و دلسوزان در تنهايى نصيحت كردن، نگاهدارى ادب، براى خدمت خود را حاضر داشتن، با عزت و وقار بودن، پوشاندن عيوب ديگران و لو سيلاب خون باشد، ديگران را جز بنكويى ياد نكردن، گرد معاصى نگشتن، هوا و هوس نفسانى را شكست دادن، تربيت كردن ديگران به صورتى كه خجل نشوند (چه پير باشند و چه جوان) لباس خرقه خود را بهر ناسزا ندادن، تربيت كردن ديگران با همان دلسوزى كه فرزند خود را تربيت مى‌كنند، قناعت ورزيدن، اطاعت حق و حدود دين را مراعات نمودن، عبادت و نيايش خداوندى را بر همه چيز مقدم داشتن، همواره در راه شكسته نفسى خود كوشيدن، در انتظار صابر بودن، بر انعام خداى متعال شاكر بودن، محنت‌ها را با شكيبايى تحمل نمودن، با مهمان خود شيرين سخن بودن و تكلف و تعارف را از ميان برداشتن و ما حضر را پيش آوردن، دل مردم را باحسان و مروت بچنگ آوردن، در راه احسان چالاك بودن، مانند شمع در ميان جمع دلسوزى نمودن، گفتار را با كردار هم آهنگ كردن و در محبت حقيقى، شكيبابى نشاندادن و غير اينها.

مير سيد على همدانى در رساله فتوتيه خود شرايط و آداب «فتى» (و به اصطلاح خود او «اخى») را به اين‌گونه برمى‌شمارد:

اى عزيز اخى بايد كه بمكارم اخلاق موصوف بود و بخصائل پسنديده‌