باب دوم آثار مير سيد على همدانى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
آثار مير سيد على همدانى
الف- آثار منثور سيد به فارسى و عربى
مير سيد على همدانى يكى از صوفيه كبار است كه داراى آثار زياد ميباشد. اين سيد فعال باوجود مسافرتهاى متمادى، و فعاليتهاى متعدد و گوناگون ديگر- مثلا وعظ، و تبليغ دين و ارشاد مريدان و كسب براى اكل حلال و ملاقاتها براى مشورت و راهبرى پادشاهان و اميران- آثار زياد و ارزندهاى به زبان فارسى و عربى از خود بيادگار گذاشته است. مجموعه شعر او كه محتوى چهل و يك غزل و نه رباعى و قطعه ميباشد هم ميتواند كه آثارى ارزنده در ادبيات عرفانى و صوفيانه تلقى گردد. در تحايف الابرار (جلد اول) تعداد كتب و رسائل سيد را به صد و هفتاد رسانده است ولى ظاهرا اين آمار دقيق نيست و جمع آثار ارزنده در ادبيات عرفانى و صوفيانه رسانده است ولى ظاهرا اين آمار دقيق نيست و جمع آثار منثور على همدانى اعم از چاپى و خطى بالغ بر حدود صدوده كتاب و رساله ميباشد و نگارنده كتاب فوق شايد مكتوبات مفصل على همدانى را بعنوان آثار جداگانهاى از وى شمرده باشد و شايد هم بعضى از كتب و رسائل وى را كه با نامهاى متعدد خوانده شده، چند بار به شمار آورده باشد.
در حدود هفتاد جلد كتاب و رساله از على همدانى و نسخههاى متعدد آنها مورد مطالعه و بررسى اينجانب قرار گرفته است. بعضى از كتب و رسائل سيد در تهران موجود بوده و بعضى ديگر از كتابخانههاى مختلف تهيه گرديده و بكوشش براى دريافت نسخ ديگر نيز ادامه ميدهيم.
آثار على همدانى در سراسر كتابخانههاى مهم دنيا پراكنده و از بعضى آثارش نسخ متعدد يافت ميشود البته بعضى آثار او كمتر بدست ميرسد ولى آنچه را كه از همين آثار باقيمانده مىفهميم اين است كه مردم به آثار او علاقه وافر داشته و از آنها استفاده مىكردهاند.
نور الدين جعفر بدخشى در خلاصة المناقب مينويسد كه وقتى على همدانى درباره آثارش فرموده است: «... مرا در اين روزگار كسى نشناخت و ليكن بعد از فوت من بصد سال طالبان پيدا شوند كه از رسائل من فوائد گيرند و قدر من بشناسند» و الحق اين پيشبينى وى درست درآمده است. بعضى از كتب و رسائل او در شبه قاره هند و پاكستان جزو كتب درسى بوده و رساله «اوراد فتحيه» ى او هنوز هم در كشمير از متداولترين كتب اوراد و وظائف ميباشد.
بنابر اطلاعات اينجانب تاكنون چهارده اثر على همدانى در ايران و شوروى و شبه قاره پاكستان و هند بچاپ رسيده است. بعضى از آثار او از عربى بفارسى و بعضى ديگر از عربى يا از فارسى بزبان ديگر ترجمه و شرح گرديده است كه البته در موقع ذكر آن آثار توضيح خواهيم داد.
هفت اثر نغز سيد در «خلاصة المناقب» نيز مذكور گرديده كه همه آنها امروزه هم باقى و متداول است.
سبك نثر على همدانى
سبك نگارش على همدانى گاهى ساده و گاهى مصنوع و مسجع ولى كمتر مشكل و متكلف مىباشد- صوفيه بالعموم بآرايش و زيبايى بيان توجه داشته ولى بمشكل نويسى نپرداختهاند و نگارشهاى على همدانى هم از اين قبيل است. چنين بنظر ميرسد كه على همدانى بموضوع و مضمون هر كتاب يا رساله خود توجه تمام داشته و طبق آن گاهى روش سادگى و گاهى صنعت را در پيش گرفته است مثلا رساله «آداب سفره» و «چهل مقام صوفيه» ى او كه براى مبتديان نوشته شده، و مشتمل بر مطالب ساده است[1]زبانى كاملا ساده و بىپيرايه دارد، و در مقابل آن «ذكرية»
[1]- آغاز اين دور ساله ملاحظه گردد: حمد و ثنا پادشاهى را كه خلق را از كتم عدم به بيداى وجود آورد و بحكمت بالغه اشراف خلايق را در پيش تختگاه آدم در سجود آورد و درود بىمنتها بر رسول او محمد مصطفى باد كه به سبب محبت او كونين آفريد و بادب و خلق او را از همه موجودات برگزيد و بر اهل بيت و ياران و متابعان او باد.
اما بعد ...( آداب سفره) الحمد للّه رب العالمين و العاقبة للمتقين و الصلوة على نبيه محمد و آله الطاهرين اما بعد. بدانكه صوفى را چهل مقام است ببايد دانست تا قدم وى در كوى تصوف درست آيد و اگر ازين چهل مقام يكى فرو گذارد بصفاى صوفى راه نيابد.
مقام اول نيتى است صوفيان را بايد كه ...( چهل مقام صوفيه).
و «عقبات» كه براى خواص است مصنوع و مسجع است[1]و در سائر[2]آثار او هم اين روش بچشم ميخورد و از نقل امثله متعدد خوددارى ميكنيم.
على همدانى در آغاز رساله «فتوتيه» ى خود ميفرمايد «... آنچه زبان وقت املا كند در قلم خواهد آمد و ايمايى كرده خواهد شد» اين تكه عبارت نشان ميدهد كه سيد در نگارشهاى خود بزبان وقت هم توجه داشته و گويا به سبك رايج و متداول زمان خود مينوشته است و سبك زمان او (قرن هشتم) هم طبق تحقيقات دانشمندان[3]معاصر ايرانى و نيز آنطور كه مطالعات اينجانب حكايت مىكند به دو نوع بارز بوده: ساده و مصنوع. و در آثار على همدانى هم ما همين دو روش را ديدهايم.
استاد على اصغر حكمت و خ خ ذخيرة الملوك
آقاى على اصغر حكمت در يك مقاله تحقيقى خود كه درباره بزرگترين اثر على همدانى «ذخيرة الملوك» نوشته سبك نويسندگان قرن هشتم و مير سيد على همدانى را به بحث نهاده است[4]. بنظر استاد حكمت خصوصيات عمومى سبك نثر
[1]- آغاز اين دو رساله هم ملاحظه گردد: حمد و سپاس پروردگارى را كه حدائق اشجار اشباح انسى بكمال رسانيد و بمقتضاى بود شكوفه وجود انسانى را از شجره موجودات بشكفانيد و ازهار رياض طاعت را از عواصف رياح« إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ»در حصار عصمت بحسن رعايت و هو معكم ايمن گردانيد ...( ذكريه)« تا نقاشان كارگاه قضا از خمخانه تقدير نقوش اقبال و ادبار برلوح استعداد قاصدان راه سعادت و شقاوت مينگارند و حاجبان مشيت موكلان رشد و غى برحال سعداء و اشقياء ميگمارند ميامن نفحات الطاف ربانى نثار روزگار سالكان مسالك طريقت و هادى حال تايهان بيداى طبيعت باد قال اللّه تعالى:أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ... الخ»( عقبات).
[2]- اين 4 رساله كه مورد استشهاد قرار گرفته به ضميمه تذكره شيخ كججى( چاپ تهران 1326 ش) بچاپ رسيده و لو كمياب مىباشد.
[3]- مثلا نك: سبكشناسى( از مرحوم بهار ج 3 ص 180 به بعد) و تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران و در زبان فارسى از مرحوم سعيد نفيسى ج 1 ص 182 و مختصرى در تاريخ تحول نظم و نثر فارسى از دكتر صفا ص 43- 56.
[4]- مجله« يغما» شماره 6 سال چهارم 1330 ش ص 241- 249.
قرن هشتم عبارت است از:
1- كمال آميختگى و اختلاط زبان فارسى با ادب و لغت عربى 2- تأثير و نفوذ كامل معارف و تعليمات و آداب دين اسلام در نگارشها 2- تأثير آثار و اقوال صوفيه گذشه در آثار (خاصه در نظم و نثر متصوفه قرن هشتم)- استاد سپس اين خصوصيات سهگانه را بر «ذخيرة الملوك» انطباق كردهاند.
شكى نيست كه آثار على همدانى همه اين خصوصيات را داراست ولى بعنوان يك قضاوت كلى نميتوان گفت كه اين خصوصيات فقط در قرن هشتم هجرى بروز كرده و در نگارشهاى قرون قبلى و بعدى وجود نداشته است و يا آثار على همدانى فقط همين خصوصيات را داراست- حقيقت اين است كه متصوفه هر قرن به آثار پيشينيان نظر داشته و مواد آنها را در نظم و نثر خود گنجاندهاند.
پس سبك على همدانى هم به صورت ساده و هم مصنوع هردو وجود دارد و از آثار او پيداست كه او نگارشهاى سائر متصوفه را در پيش چشم خود داشته و از آنها اثر پذيرفته است.
1- سيد على گاهى آيات قرآنى و اخبار نبوى6را بدنباله تركيب فارسى ميآرد:
«آب حيات فتوت را كه كيمياى خزانه قدم و نتيجه جود اكرم و رشحه نداى بحر اعظم بود بىواسطه بعنايت «و نفخت فيه من روحى» در شجره وجود آدم دميد (فتوتيه)
2- گاهى آيات و اخبار را بعنوان نقل قول ميآرد ... در اخبار نبوى6آمده است كه المؤمنون كالبنيان يشد بعضها بعضا ... (ايضا)
3- گاهى آيات و اخبار را بطريق تركيب اضافى مىآورد و درين گونه موارد سجع را هم ميتوان مشاهده كرد: «حمد و سپاس پروردگارى را كه حقائق اثمار ارواح قدسى را در حدائق اشجار اشباح انسى به كمال رسانيد و به مقتضاى جود شكوفه وجود انسانى را از شجره موجودات بشكفانيد و ازهار رياض مخلصان را از عواصف رياح«إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ»[1]در حصار عصمت بحسن رعايتوَ هُوَ مَعَكُمْ[2]
[1]- آيه 132 سوره النساء.
[2]- آيه 4 سوره الحديد.
ايمن گردانيد»[1]... يا مثلا: پس قوافل نفوس انسانى بحكم اقتضاىكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً[2]سه فريق گشتند:«فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ»[3]گروه اول ظالمان سرگشته مثبور و غافلان بيچاره مغرور بودند ...»
4- گاهى آيات و اخبار را با توضيح و بيان و علامت «كه» مىآورد و باين طريق مطلب خودش را واضح ولائح ميسازد: «... روزى حسن بصرى رحمة اللّه عليه اين حديث را روايت كرد كه يخرج رجل من النار بعد الف سنة و هو ينادى يا حنان يا منان بگريست و گفت: اى كاشكى كه حسن آنكس بودى ...»[4].
5- در نقل واقعات و قصص و جملههاى معترضه و مطالب واعظانه، عموما زبان ساده بكار برده است مثلا: «شيخ عبد اللّه انصارى ميگويد كه مريدان پيران را در حال حيات شناسند تا برخورند و منكران بعد از وفات دانند تا حسرت خورند. با يزيد را در حال حيات او هيجده كس بيش نشناختند چنانكه از او برخوردند و ديگران در ايذاء اويد بيضا نمودند»[5](يا) «... صوفيان را بايد كه نيت ايشان آن بود كه اگر هر دو عالم را بديشان دهند چون دنيا و نعمتش و عقبى و جنتش نگيرند. دنيا و نعمتش را بركافران ايثار كنند و عقبى و جنتش را برمومنان ايثار كنند و بلا و محنت را خود اختيار كنند»[6].
آثار فارسى:
1- ذخيرة الملوك
نسخ خطى: شماره 151، 220، 2007، 3829، 3830، 4116، 4117،
[1]- رساله ذكريه( فارسى)
[2]- آيه 56 سوره الواقعة.
[3]- آيه 29 سوره الفاطر.
[4]- رساله« مرات التائبين» عكسى برگ 309( شماره 671 كتابخانه مركزى دانشگاه).
[5]- ذكريه( فارسى).
[6]- رساله« چهل مقام صوفيه» تذكره شيخ كججى، ص 67.
4779، 5624 در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، 468، 1134، 4250، 4274 (كتاب خانه ملى ملك تهران) 7/ 297 (كتابخانه عمومى پنجاب لاهور) 2595 (كتابخانه سلطنتى برلين آلمان) 151 (آستان قدس رضوى مشهد: ر ك ج 6) 8 نسخه در فرهنگستان تاشكند (شماره 2083 تا 2089) كتاب خانه دانشگاه برلين (4 نسخه: 320- 323) ليدن (3 نسخه شماره 1958 تا 1960) شماره 294 تا 297 و 2167 (دفتر هند- لندن) شماره 57 ط[1](كتابخانه مجلس شورايملى تهران) و نيز: كتابخانه سليمانيه استنبول شماره 2871 تا 2873، رايل ايشياتك سوسائتى كلكته: شمارهاى 72 نيز نسخهاى در كتابخانه دانشكده حقوق تهران و نسخهاى در كتابخانه وينه و نيز در دانشگاه پنجاب شماره پى سى 10 و در كتابخانه دانشگاه ميسور و ديگرى در كتابخانه دانشگاه بمبئى و كتابخانه ملى فرانسه (فهرست اضافى صفحه 106) و در موزه بريتانيا (فهرست ريو ص 447) و كتابخانه بادليان آكسفورد (ص 889 و 992 ج 1) و كتابخانه آنجهانى برون انگليسى (ص 155 فهرست) فهرست گيرت آكسفورد (ص 32) و نسخهاى در كتابخانه دانشگاه پيشاور و 4 نسخه در موزه كابل و قسمتى از آن هم در جنگ شماره 97- د (كتابخانه ادبيات) و نسخهاى در كتابخانه دانشگاه على گر ه.
نسخ عكسى كتاب: 668، 670، 3527 (و نيز فيلم شماره 3260 از كتابخانه رامپورهند بنام رسالهاى در تصوف در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران و در همان جا:) 1677، 2096 (از نسخه كتابخانه ملى فرهنگ تهران). نسخ چاپى: (1) چاپ امرتسرهند باهتمام آقاى نياز على خان 1321 ه ق. چاپ سنگى ديگر در بمبئى بدون تاريخ و چاپ بهاولپور 1905 م. چاپ امرتسر اغلاط زياد دارد
[1]- راجع به اين نسخه نفيس و ظريف كه تاريخ آن سال 976 ه ق است، استاد حكمت نوشته است:« ... كاتب شيعه مشرب آن جعفر بن على الحسينى بسليقه و مذاق خود در آن تصرفاتى كرده است و متاسفانه حذف و اسقاطى چند روا داشته است» مجله يغما شماره 6 سال 1330 ص 245 كه انواع تصرفات ناروا در اين نسخه ميتوان ديد.