است جز صورت و دستها تا مچ و ظاهر و باطن پاها تا مچ.
4- بر زن در حال نماز واجب نيست كه آرايشهايى كه در صورت دارد مانند سرمه، سرخه و ساير روغنها و كرمهاى زينتى و يا زيور آلات خود را بردارد و يا بپوشاند. هر چند كه ممكن است پوشاندن آنها را از نگاه بيننده نامحرم واجب بدانيم. احوط اين است كه مويى را كه به موى اصلى خود پيوند زده هم بپوشاند.
5- دخترى كه هنوز به سنّ بلوغ شرعى نرسيده، هر چند قائل به صحّت و مشروعيّت نماز او باشيم، پوشاندن موى و سر و گردن بر او در حال نماز واجب نيست.
6- اگر زن يا مرد، از اوّل نماز يا در اثناى نماز، عمداً پوشش را ترك كند، نماز او باطل مىشود. امّا اگر از ابتدا يا در اثنا، پوشش را فراموش كند، يا از باب غفلت، ترك كند، اقوا صحيح بودن نماز او است اگرچه احتياط، اقتضا دارد كه بعداز تمام كردن نماز، دوباره آن را بجا آورد. امّا كسى كه از باب ندانستن حكم شرعى، پوشش را ترك كند بنابر احتياط مانند كسى است كه عمداً ترك كرده باشد.
7- اگر در اثناى نماز، به علّت وزيدن باد يا غفلت نماز گزار، قسمتى از اعضايى كه پوشاندن آن در نماز واجب است، برهنه شود، نماز او باطل نمىشود، ولى هنگامى كه متوجّه شد، واجب است فوراً آن را بپوشاند و نمازش صحيح است، ولى احتياط ايجاب مىكند كه نماز را بعداز اتمام، دوباره بجا آورد مخصوصاً در صورتيكه پوشاندن بدن، وقت زيادى را بطلبد.
8- اگر لباس نمازگزار، پاره يا كوتاه باشد به گونهاى كه مقدار واجب را
در بعضى از حالات مانند حالت ايستاده، بپوشاند ا مّا در حالت ديگر مانند ركوع يا سجود، نپوشاند، شروع به نماز با آن لباس جايز است به شرطى كه نمازگزار، به هر طريق ممكن بتواند عورت خود را در آن حالت ديگر، قبل از آشكار شدن، بپوشاند.
9- جايز است از برگهاى درخت، علف، گياه، پنبه و پشم به عنوان ساتر و پوشش استفاده شود ولى احتياط ايجاب مىكند كه از اين پوششها تنها در حالات اضطرار استفاده شود. پوشاندن با ماليدن گِل كفايت نمىكند مگر در حالات استثنائى. در شرايط عادى بهتر اين است كه بدن با لباسهاى متعارف و معمولى پوشانده شود.
10- كسى كه پوشش شرعى واجد شرايط آتى ندارد، واجب است كه هر چند با خريدن يا اجاره حتّى به بيشتر از قيمت معمولى بازار، آن را تهيه كند مگر در صورتيكه اجحاف به حال او يا ضرر به مال او حساب شود.
همچنين، قبول هبه، يا عاريه گرفتن، اگر در آن حرجى نباشد، بر او واجب است، بلكه مىتوان گفت: درخواست هبه و عاريه واجب است اگر مشقّت و حَرَج نداشته باشد.
11- كسى كه پوشش شرعى ندارد ولى احتمال مىدهد كه تا قبل از پايان وقت بدست آورد، از باب احتياط و بلكه بنابر اقوا واجب است كه نماز را از اوّل وقت به تأخير اندازد تا لباس پيدا شود و اگر هم پيدا نشد به حسب وظيفه شرعى خود در آخر وقت نماز را بجا آورد.
2- شرايط لباس نمازگزار
علاوه بر چگونگى پوشش واجب در نماز كه جزئيات آن ذكر گرديد، لباس نمازگزار، شش شرط دارد:
1- طاهر باشد.
2- مباح باشد.
3- از اجزاء مردار نباشد.
4- از اجزاء حيوان حرام گوشت نباشد.
5 و 6- لباس نمازگزار مرد، از طلا و ابريشم نباشد.
تفصيل و جزئيات اين شرايط را در سطور ذيل بيان مىكنيم:
اوّل- طهارت
حديث شريف
1- خيران خادم مىگويد: به امام معصوم عليه السلام نوشتم كه شخصى لباسش، به شراب يا گوشت خوك آلوده شده، آيا مىتواند با آن لباس نماز بخواند؟ اصحاب ما در اين مورد اختلاف كردهاند، برخى مىگويند: با آن نماز بخوان زيرا خداوند تنها نوشيدن شراب [و خوردن گوشت خوك] را حرام كرده است. برخى هم مىگويند: با اين لباس نماز نخوان. امام عليه السلام در جواب نوشت:
«لا تصلِّ فيه فإنّه رجس»[1].
«با اين لباس نماز مگزار زيرا آن رجس و پليدى است.»
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«لا بأس بالصلاة في الشيء الذي لا تجوز الصلاة فيه وحده، يصيب القذر
، مثل القلنسوة والتكّة والجورب»[2].
«چيزى كه با آن به تنهايى نماز خوانده نمىشود مانند كلاه، بند شلوار و جوراب،
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 38، ابواب النجاسات، ص 1055، ح 4.
[2]- همان، باب 31، ص 1046، ح 4.
اگر نجاست به آن اصابت كند، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.»
3- زراره در حديث طولانى نقل كرده كه صاحب وسائل آن را، قطعه قطعه نقل كرده است وى مىگويد: از امام عليه السلام پرسيدم كه به لباس من خون دماغ يا غير آن يا منى اصابت كرده است، ومن آن را علامت گذارى كردم تا اين كه آب پيدا كنم، پس آب پيدا كردم، و وقت نماز رسيد ولى من فراموش كردم كه لباسم نجس است و نماز خواندم و بعداز آن به ياد آوردم؟ امام عليه السلام فرمود:
«تعيد الصلاة وتغسله».
«نماز را اعاده مىكنى و لباس را مىشويى.»
قلت: فإن لم أكن رأيت موضعه وعَلِمْتُ أنّه أصابه فطلبته فلم أقدر عليه، فلمّا صلّيت وجدته؟
گفتم: اگر محلّ نجاست را نديدم ولى مىدانستم كه نجاست به آن اصابت كرده، و هر چند جستجو كردم محلّ آن را نيافتم و زمانى كه نماز گزاردم، يافتم؟ امام عليه السلام فرمود:
قال: «تغسله وتعيد»[1].
«لباس را مىشويى و نماز را اعاده مىكنى.»
قلت: فإن ظننت أنّه قد أصابه ولم أتيقّن ذلك، فنظرت فلم أرَ فيه شيئاً ثمّ صلّيت فرأيت فيه؟
گفتم: اگر گمان كردم كه نجاست به لباسم رسيده ولى يقين حاصل نكردم و نگاه كردم و چيزى نديدم، سپس نماز گزاردم و بعد نجاست را ديدم؟ فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 42، ابواب النجاسات، ص 1063، ح 2.
«تغسله، ولا تعيد الصلاة.»
«لباس را مىشويى ولى نماز را اعاده نمىكنى.»
گفتم: چرا؟ فرمود:
«لأنّك كنت على يقين من طهارتك ثمّ شككت فليس ينبغي لك أن تنقض اليقين بالشكّ أبداً»[1].
«چون تو يقين به طهارت داشتى و بعد شك كردى. پس هيچ وقت سزاوار نيست كه يقين خود را به شك نقض نمايى.»
گفتم: اگر بدانم كه نجس شده ولى محلّ نجاست را ندانم تا آن را بشويم؟ فرمود:
«تغسل من ثوبك الناحية التي ترى أنّه أصابها، حتّى تكون على يقين من طهارتك».
«آن قسمتى را كه فكر مىكنى نجس شده بشوى تا يقين به طهارت خود پيدا كنى.»
گفتم: اگر شك كردم كه نجاست به لباسم اصابت كرده يا نه، آيا لازم است بر من كه در آن جستجو كنم؟ فرمود:
«لا،
ولكنّك إنّما تريد أن تذهب الشكّ الذي وقع في نفسك»[2].
«نه، ولى تو مىخواهى شكى را كه در دلت ايجاد شده از بين بردارى.»
قلت: إن رأيته في ثوبي وأنا في الصلاة.
گفتم: اگر نجاست را در لباسم ديدم در حاليكه من مشغول نماز هستم؟
فرمود:
«تنقض الصلاة وتعيد إذا شككت في موضع منه ثمّ رأيته، وإن لم تشكّ ثمّ
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 41، ابواب النجاسات، ص 1061، ح 1.
[2]- همان، باب 41، هامش ص 1061.
رأيته رطباً قطعت وغسلته ثمّ بنيت على الصلاة لأنّك لا تدري لعلّه شيء واقع عليك، فليس ينبغي أن تنقض اليقين بالشكّ أبداً»[1].
«نماز را قطع مىكنى و اعاده مىكنى در صورتيكه در محلّى از لباست، اوّل شك كردهاى و سپس نجاست را ديدهاى. امّا اگر اوّل شك نداشتهاى و بعد لباست را ديدهاى، نماز را قطع مىكنى و لباس را مىشويى، سپس بنابر ادامه نماز مىگذارى چون نمىدانى شايد چيزى به تو رسيده باشد، پس شايسته نيست به هيچ وجه يقين خود را به شك نقض نمايى.
4- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره مردى (شخصى) كه ادرار مىكند، پس قطرهاى ازبول به بدنش اصابت مىكند و او نماز مىخواند و بعداز نماز به ياد مىآورد كه بدنش را نشسته است؟ امام عليه السلام فرمود:
«يغسلها ويعيد الصلاة»[2].
«بول را بشويد و نمازش را اعاده نمايد.»
5- ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
«إن أصاب ثوب الرجل الدم فصلّى فيه وهو لا يعلم فلا إعادة عليه، وإن هو علم قبل أن يصلّي فنسي وصلّى فيه فعليه الإعادة»[3].
«اگر خون به جامه مردى (شخصى) برسد و او نداند و با آن نماز بخواند، اعاده ندارد، امّا اگر قبل از نماز بداند ولى فراموش كند و با آن نماز بگزارد، اعاده نماز واجب است.»
6- امام على عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 44، ابواب النجاسات، ص 1065، حديث 1.
[2]- همان، باب 19، ص 1025، ح 3.
[3]- همان، باب 40، ص 1060، ح 7.
«ما ابالي أبول أصابني أم ماء إذا لم أعلم»[1].
«باكى ندارم از اينكه بول به من اصابت كرده باشد يا آب تا زمانى كه علم پيدا كنم.»
7- ابوبصير مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره مردى (شخصى) كه در لباس نجس به جنابت، دو ركعت نماز خوانده است و بعداز آن علم به نجاست پيدا كرده است؟ فرمود:
«عليه أن يبتدأ الصلاة».
«نماز را بايد از اوّل شروع كند.»
بعد پرسيدم درباره كسى كه لباس او به جنابت يا خون، نجس است امّا او بعداز فراغت از نماز علم به نجاست پيدا كرده است؟ فرمود:
«مضت صلاته ولا شيء عليه»[2].
«نماز او صحيح است و چيزى بر او نيست.»
8- محمّد بن مسلم مىگويد: به امام عليه السلام گفتم: در حال نماز خواندن، در جامهام خون مىبينم، چه كنم؟ فرمود:
«إن رأيته وعليك ثوب غيره فاطرحه وصلِّ في غيره، وإن لم يكن عليك ثوب غيره فامضِ في صلاتك ولا إعادة عليك ما لم يزد على مقدار الدرهم، وما كان أقلّ من ذلك فليس بشيء، رأيته أو لم تره، وإذا كنت قد رأيته وهو أكثر من مقدار الدرهم فضيّعت غسله وصلّيت فيه صلاة كثيرة فأعد ما صلّيت فيه»[3].
«اگر خون را ديدى در حاليكه جامه ديگر نيز بر بدن دارى، جامه نجس را بيرون آور و با آن جامه ديگر نماز را ادامه بده، و اگر غير از آن، جامه ديگر بر تن ندارى،
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 40، ابواب النجاسات، ح 4.
[2]- همان، باب 40، ص 1059، ح 2.
[3]- همان، باب 30، ص 1027، ح 6.