نمازگزار اطمينان نداشته باشد كه مىتواند نماز را در آنجا به اتمام رساند.
ز- نماز در مكانى كه با بجا آوردن آن بطور صحيح و كامل منافات داشته باشد مثل اينكه سقف مكان خيلى پايين باشد كه از راست ايستادن نمازگزار بطور كامل مانع شود، يا اينكه آن مكان خيلى تنگ باشد در حدّى كه از اداى ركوع و سجود بطور صحيح، مانع شود.
4- گفتهاند: واجب است در حال نماز، زن، عقبتر از مرد بايستد و نبايد مكان هر دو، برابر هم يا اينكه زن جلوتر از مرد باشد، ولى اقوا اين است كه اين حالت كراهت دارد مگر اينكه، هيچگونه فاصلهاى بين زن و مرد نباشد كه دراين صورت بنابر احتياط واجب، نماز بايد اعاده شود.
امّا اگر بين زن و مرد، حايلى وجود داشته باشد، يا مسافتى كه كمتر از ده ذراع نباشد (در حدود 450 تا 500 سانتىمتر) بين آنان فاصله باشد، كراهت يا حرمت- بنابر قول به حرمت- مرتفع مىگردد.
همچنين در حالات اضطرار و تنگى وقت نيز، كراهت مرتفع مىشود ولى در عين حال نبايد زن ومرد در هنگام نماز، پهلو به پهلو و چسپيده بهم بايستند بلكه احتياط واجب اين است كه فاصله اندكى هر چند به اندازه يك ذراع يا يك وجب بين آنان باقى بماند مگر در مكّه مكرّمه.
5- اقوا اين است كه نماز- واجب يا مستحبّ- در بام كعبه و در داخل كعبه جايز است و به هر طرف از چهار طرف كه رو كند، نماز او صحيح است.
شرط اباحه
حديث شريف
1- سماعه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند:
«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قال: من كانت عنده أمانة فليؤدّها إلى من ائتمنه عليها
، فإنّه لا يحلّ دم امرء مسلم ولا ماله إلّابطيبة نفس منه»[1].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه در نزد او امانتى است، بايد آن را به صاحب آن برگرداند زيرا خون مسلمان براى كسى حلال نيست و همچنين مال او مگر با رضايت و خشنودى او.»
2- در نهج البلاغه از امام على عليه السلام نقل شده است:
«الحجر الغصب في الدار رهن على خرابها»[2].
«سنگ غصبى در بناى خانه، گرو ويرانى آن است.»
3- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«من أخذ أرضاً بغير حقّ كلّف أن يحمل ترابها إلى المحشر»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 3، ابواب مكان المصلّي، ص 424، ح 1.
[2]- همان، ج 17، كتاب الغصب، باب 1، ص 309، ح 5.
[3]- همان، باب 3، ص 311، ح 2.
«كسى كه زمينى را بناحق، در اختيار خود بگيرد، از طرف خداوند مكلّف مىشود كه خاك آن را به روز محشر حمل كند.»
تفصيل احكام
1- غصب حرام است و تصرّف در هر چيز غصبى، چه از طرف خود غاصب يا غير او، نيز حرام است، و همچنين در حالات عادى و طبيعى نيز، تصرّف در مال ديگرى بدون اذن او جايز نيست.
امّا آيا نماز در مكان غصبى، يا مكانى كه صاحب آن اجازه نداده است، باطل است يا خير؟ مشهور بين فقها، باطل بودن نماز است، و قول ديگرى به صحيح بودن نماز وجود دارد، و عمل به قول مشهور، مطابق با احتياط است. فروع و جزئيات بعدى كه ذكر مىشود، مبتنى بر قول مشهور فقها مىباشد.
2- غصب گاهى بر عين مكان واقع مىشود مثل اينكه خود زمين از صاحبش غصب شود. گاهى هم غصب بر منفعت واقع مىشود مانند تصرّف در مكان استيجارى بدون اذن مستأجر كه دراين صورت نيز تصرّف حرام است هر چند مالك مكان استيجارى اذن هم بدهد، زيرا در مدّت عقد اجاره مستأجر، مالك منفعت است. بنابر قول مشهور واحتياط، نماز دراين مكان هم باطل است.
3- نماز تنها در صورتى باطل است كه نمازگزار علم به غصب و تعمّد داشته باشد، امّا در حالات غفلت يا ندانستن يا فراموش كردن، نماز- ان شاء اللَّه- صحيح است. امّا كسى كه حكم شرعى، يعنى حرمت را نمىداند، بنابر اقوا نماز او صحيح است اگرچه بنابر احتياط واجب، و به حسب نظر مشهور در باطل بودن نماز در مكان غصبى، نماز او باطل است مخصوصاً
در صورتى كه او جاهل مقصّر باشد.
4- هر نوع استفادهاى كه عرف جامعه آن را استفاده و تصرّف در چيز غصبى بداند، بنابر احتياط، موجب بطلان نماز مىشود مانند:
- نماز در كشتى، هواپيما و ماشين غصبى.
- نماز در خيمه غصبى يا در زير سقف غصبى، اگر عرف چنين نمازى را تصرّف در خيمه يا سقف تلقّى كند.
- نماز بر روى سقفى مباح كه زمينش غصبى باشد، در صورتى كه عرف آن را استفاده از غصب تلقّى كند.
5- اگر كسى، مكانى را با پولى بخرد كه زكات يا خمس آن را نداده است، ظاهر اين است كه معامله صحيح است، امّا بر مالك لازم است كه زكات يا خمس يا هر حق شرعى ديگرى را كه بر او مىباشد، از هر مالى كه بخواهد، پرداخت نمايد. بنابراين نماز هم دراين مكان- ان شاء اللَّه- صحيح است.
6- اگر شخصى بميرد و بر ذمّه او حقوق مردم باقى باشد، براى ورثه، قبل از پرداخت حقوق مردم يا ضمانت پرداخت با اذن حاكم شرعى، هيچگونه تصرّف در ارثيّه حتّى به صورت نماز خواندن در منزلش جايز نيست. و احتمال مىرود كه اگر حقوق مردم، چيزى اندك و تصميم ورثه هم بر پرداخت آن باشد، تصرّف جايز باشد. واللَّه العالم.
7- همچنين براى ورثه جايز است، در صورتى كه پرداخت حقوق طلبكاران را ضمانت كنند، در ارثيّه مديون تصرّف كنند يا نماز بخوانند، هر چند كه بدهكاريهاى او، همه تركه را شامل شود.
8- بدون اجازه صريح مالك يا اماره عقلائى كه دلالت بر موافقت و رضايت او كند، نماز خواندن در ملك ديگران جايز نيست.
9- امّا در اراضى بسيار پهناور مانند زمينهاى واقع در بيابانها و راهها و جادّهها كه معمولًا اجتناب از آنها دشوار است، نماز در آنها جايز است هر چند موافقت يا رضايت مالك بدست نيايد.
آداب مكان نمازگزار
فقها، شمارى از آداب مربوط به مكان نمازگزار و مكروهات و مستحبّات آن را بر شمردهاند كه ما قسمتى از آنها را با ذكر روايات شريفه منقول از معصومين عليهم السلام، بيان مىكنيم، و ظاهر اين است كه امر و نهى موجود در اين روايات، دلالت بر استحباب و كراهت دارند نه وجوب و حرمت.
1- در مساجد نماز بخوان
امام على عليه السلام مىفرمود:
«من اختلف إلى المسجد أصاب إحدى الثمان: أخاً مستفاداً في اللَّه، أو علماً مستطرفاً، أو آية محكمة، أو يسمع كلمة تدلّ على هدى، أو رحمة منتظرة، أو كلمة تردّه عن ردى، أو يترك ذنباً خشية أو حياءً»[1].
«كسى كه به مسجد آمد و شد داشته باشد به يكى از هشت چيز مىرسد: برادرى كه در راه خدا از او استفاده خواهد شد، يا دانشى جديد و بديع، يا آيهاى محكم، يا سخنى مىشنود كه او را به راه هدايت، رهنمون مىشود، يا به رحمت مورد انتظارى مىرسد، يا سخنى مىشنود كه وى را از هلاكت باز مىدارد و يا گناهى را از جهت خوف و ترس و يا از جهت شرم و حيا ترك مىكند.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 3، احكام المساجد، ص 480، ح 1.
2- همسايه مسجد
امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه امام على عليه السلام مىفرمود:
«ليس لجار المسجد صلاة إذا لم يشهد المكتوبة في المسجد إذا كان فارغاً صحيحاً»[1].
«براى همسايه مسجد، نمازى نيست، اگر نماز واجب را در مسجد حضور نيابد، در صورتى كه فراغت داشته و سالم باشد.»
3- در جاهاى مختلف نماز بگزاريد
ابو كهمس از امام صادق عليه السلام پرسيد درباره اينكه آيا انسان نوافل خود را در يكجا بخواند يا در جاهاى مختلف؟ امام فرمود:
«لا،
بل هاهنا وهاهنا فإنّها تشهد له يوم القيامة»[2].
«نه، بلكه در اين جا و اين جا (يعنى در محلهاى مختلف) زيرا اين محلها، در روز قيامت به نفع او گواهى خواهند داد.»
نيز در روايتى ديگر امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«صلّوا في المساجد في بقاع مختلفة، فإنّ كلّ بقعة تشهد للمصلّي عليها يوم القيامة»[3].
«در مساجد، در جاهاى مختلف نماز بگذاريد زيرا هر محلّى در روز قيامت براى كسى كه روى آن نمازگزارده، شهادت خواهد داد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 2، احكام المساجد، ص 479، ح 5.
[2]- همان، باب 42، ابواب مكان المصلّي، ص 472، ح 2.
[3]- همان، ص 474، ح 7.
4- نماز در كليساها
امام على عليه السلام فرمود:
«لا بأس بالصلاة في البيعة والكنيسة، الفريضة والتطوّع، والمسجد أفضل»[1].
«نماز در معابد يهود و نصارا (كليساها) اشكال ندارد چه نماز واجب باشد يا مستحبّ ولى مسجد بهتر است.»
5- بين خود و عابران، حائلى قرار ده
امام صادق عليه السلام فرمود:
«كان طول رحل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ذراعاً، فإذا كان صلّى وضعه بين يديه يستتر به ممّن يمرّ بين يديه»[2].
«طول رَحل[3](پالان شتر) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يك ذراع بود و هنگامى كه نماز بجا مىآورد آن را پيش روى خود قرار مىداد تا بين او و كسانيكه از پيش روى حضرت عبور مىكردند، فاصله و پوشش واقع شود.»
6- در اين مكانها نماز نخوان
امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 13، ابواب مكان المصلّي، ص 439، ح 6.
[2]- همان، باب 12، ص 437، ح 2.
[3]- برخى گفتهاند منظور از رَحْل چوب يا عصائى است كه پيامبر هميشه آن را با خود داشته و در جلوشمىگذاشته است امّا برخى ديگر گفتهاند منظور همان پالان شتر است و مراد از طول آن، ارتفاع آن از زمين است كه يك ذراع بوده است. (مترجم)