(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)[1].
«سرپرست و ولىّ شما تنها خدا است و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردند، همان كسانيكه نماز را برپا مىدارند و زكات را ادا مىنمايند در حاليكه در ركوع هستند.»
و همچنين مىفرمايد:
(إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ)[2].
«مساجد خدا را تنها كسى آباد مىكند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشد و نماز را برپا داشته و زكات را داده باشد و جز از خدا نترسد. اميدست چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند.»
اينان، همان سرپرستان مساجد، متولّيان و خدمتگزاران خانههاى خدا و شايستهترين مردم نسبت به مساجد هستند، نه كسانيكه ظاهر مسجد را آباد امّا واقع و حقيقت آن را، خراب مىنمايند و از حركت مردم در راه خدا مانع مىشوند.
نماز، همچنين- بعداز امر به معروف و نهى از منكر- شرط ولايت برخى از مؤمنان بر برخى ديگر است، مگر نه اين است كه نماز شعار مؤمنان و رمز خداپرستى آنان است؟ به سخن خداوند گوش فرا دهيم:
(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ)[3].
[1]- سوره مائده، آيه 55.
[2]- سوره توبه، آيه 18.
[3]- سوره توبه، آيه 71.
«مردان و زنان مؤمن، برخى ولىّ و سرپرست برخى ديگر است، امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، نماز را برپا مىدارند، زكات را ادا مىنمايند و از خدا وپيامبرش اطاعت مىكنند.»
مطابق با آنچه از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است، كسى كه نماز را بطور عمدى ترك كند، از حزب مؤمنان خارج شده و با منافقان محشور خواهد شد، ايشان مىفرمايند:
«ولا تضيّعوا صلاتكم فإنّ من ضيّع صلاته حشره اللَّه مع قارون وفرعون وهامان، لعنهم اللَّه وأخزاهم، وكان حقّاً على اللَّه أن يدخله النار مع المنافقين
، فالويل لمن لم يحافظ على صلاته»[1].
«نماز خود را ضايع نسازيد (ترك نكنيد) پس كسى كه نمازش را ضايع سازد خدا او را با قارون و فرعون و هامان- خداوند آنان را لعنت كند و ذليلشان بگرداند- محشور مىكند، و خدا- براساس حق- او را همراه منافقين، در آتش وارد كند، پس واى بر كسى كه از نماز خود پاس نمىدارد.»
نماز، از جهت ديگر، بر تقواى انسان مىافزايد و برپا دارنده خود را از نيروى شهوات باز مىدارد. خداوند مىفرمايد:
(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ)[2].
«به يقين نماز انسان را از زشتىها و گناه باز مىدارد.»
نماز، همچنين باعث محو شدن بديها و گناهان مىشود. خداوند فرموده است:
(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ)[3].
[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 202، ح 2.
[2]- سوره عنكبوت، آيه 45.
[3]- سوره هود، آيه 114.
«حسنات و كارهاى نيك، سيّئات و بديها را از بين مىبرد.»
شعار مؤمنان
نماز از شعائر الهى است كه «ارزشهاى ثابت» زندگى جامعه ايمانى را در خود خلاصه مىسازد، و بايد براى «متغيرات زندگى» كه از طريق «شورا» به «عرف و عقل» ارجاع داده شده نيز، قالب و چارچوب قرار گيرد. اين مطلب را ما از سخن خداوند مىآموزيم:
(وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)[1].
«و كسانى كه دعوت پروردگار خود را اجابت كردند و نماز را بر پا داشتند و امور مهمّ خود را با شورا سامان مىدهند و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
و نيز اين سخن خداوند:
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ)[2].
«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما مردم را هدايت مىكنند و به آنان انجام كارهاى خير و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستش كنندگان ما بودند.»
نماز، محور اجتماع مؤمنان در روز عيد، و گردهمايى هفتگى آنان (در روز جمعه) است. مؤمنان در روز جمعه بر خوان با بركت نماز مىنشينند و از محور نماز به اداره شؤون اجتماعى و حل مشكلات خود، مىپردازند
[1]- سوره شورى، آيه 38.
[2]- سوره انبياء، آيه 73.
و از همين طريق در آن روز معيّن، خدا را نيز ياد مىكنند واز ذكر او غافل نمىشوند.
خداوند مىفرمايد:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده مىشود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را ترك گوييد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»
خشوع در نماز
خشوع در نماز، نشانه كمال ايمان است. معناى خشوع- آنچنانكه از آيه ذيل فهميده مىشود- اين است كه نمازگزار را، تجارت و دادوستد، از ياد خدا غافل نگرداند، پس وقتى نمازگزار در برابر خداوند به نماز مىايستد، نبايد به مصالح و منافع خود و هر آنچه او را از ياد خدا غافل مىكند، بينديشد، و اين از شرايط «خانههاى ذكر» است؛ خانههايى كه خداوند مقام آنها را والا و رفيع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است.
خداوند بعداز آيه معروف نور مىفرمايد:
(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ* رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)[2].
« (نور خداوند) در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده آنها بالا روند و نام
[1]- سوره جمعه، آيه 9.
[2]- سوره نور، آيات 36- 37.
خدا در آنها برده مىشود و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند* مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند. آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشوند.»
نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه توجّه به خدا مىباشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى است. خداوند مىفرمايد:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)[1].
«به يقين مؤمنان رستگار هستند، همان كسانى كه در نماز خود، خشوع دارند.»
برپا داشتن نماز
حفظ و پاس داشتن نماز بدين معنى است كه به بجاى آوردن آن در اوقاتش و با شرايط و آدابش، اهتمام ورزيده شود و همين اهتمام، از نشانههاى ايمان به خدا و روز قيامت است.
خداوند مىفرمايد:
(وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[2].
«آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مىآورند، و بر نمازهاى خويش مراقب مىكنند.»
نماز، پنجرهاى است كه مؤمن از طريق آن به جهان وسيع و گسترده غيب مىنگرد. نماز؛ نيايش، ذكر، اخلاص و ياد خدا است و همه اينها حقايق غيبى هستند، و لذا كسانى كه از خداوند در نهان مىترسند، همانها
[1]- سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.
[2]- سوره انعام، آيه 92.
نماز را برپا مىدارند يعنى آنگونه كه خدا خواسته و دستور داده انجام مىدهند:
(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير)[1].
«تو فقط كسانى را بيم مىدهى كه از پروردگار خود در پنهانى مىترسند و نماز را برپا مىدارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش باز مىگردد؛ و بازگشت (همگان) به سوى خداست.»
استعانت از نماز
مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئهها و تلاشهاى كافران براى گمراه ساختن مسلمانان، مبارزه مىكنند زيرا نماز در دل مؤمنان، يقين ايجاد مىكند و كافران را مأيوس و نااميد مىگرداند.
به سخن خداوند گوش جان بسپاريم:
(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)[2].
«بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد آرزو مىكردند شما را بعداز اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چيزى توانا است* و نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد...».
[1]- سوره فاطر، آيه 18.
[2]- سوره بقره، آيات 109- 110.
نماز مؤمنان را در مشكلات و مصايب دنيا و گرفتاريهاى زندگى كمك مىكند، و مؤمنان به حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد با دشواريها، به نماز استعانت مىجويند:
(وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ* الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)[1].
«از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار جز براى خاشعان، گران است* آنها كسانى هستند كه مىدانند ديدار كننده پروردگار خويشند و به سوى او باز مىگردند.»
يارى جستن از نماز، كار سنگين و دشوارى است مگر براى كسانيكه خشوع دارند و به ديدار پروردگار خود يقين و باور دارند، زيرا مگر نه اين است كه يارى جستن از نماز، بهترين دليل براى صدق ايمان انسان است؟
برپا داشتن نماز، كار نيك است؛ نمازى كه از ايمان خالص انسان نشأت يافته باشد، نه آن نمازى كه محض ايستادن و رو به مشرق و مغرب (مسجدالاقصى و مسجدالحرام) كردن باشد. اين همان چيزى است كه از سخنان خداوند آن را الهام مىگيريم:
(لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ)[2].
«نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكى از كسى است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب و پيامبران ايمان آورده و مال خود
[1]- سوره بقره، آيات 45- 46.
[2]- همان، آيه 177.
را با همه علاقهاى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مىكند، نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد.»
پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ايستادن نيست، بلكه برپا داشتن نماز با شرايط آن است، و از شرايط آن، برپا داشتن و اجراى ساير احكام شريعت غرّاى محمّدى است.
برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسليم شوندگان
اخبات يا تواضع و تسليم، درجه بلندى در معراج ايمان است. فروتنان و تسليم شوندگان، نشانههايى دارند كه بارزترين آنها اين است كه اگر ياد خدا به ميان آيد، دلهاىشان پر از خوف خدا مىشود، و همچنين يكى ديگر از نشانههاى آنها، برپا داشتن نماز است، آنجا كه خداوند مىفرمايد:
(وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ* الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)[1].
«و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را* همانها كه چون نام خدا برده مىشود، دلهاىشان پر از خوف مىگردد؛ و شكيبايان در برابر مصيبتهايى كه به آنان مىرسد؛ و آنها كه نماز را برپا مىدارند؛ و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
از آنجا كه نماز، معراج روح و راه به دست آوردن رضاى خداوند است، متواضعان و خاشعان و توبهكنندگان و بازگشتكنندگان، آن را وسيله تقرّب به خداوند قرار مىدهند و اين تجارتى است كه شكست و ناكامى ندارد.
خداوند سبحان مىفرمايد:
[1]- سوره حجّ، آيات 34- 35.