بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

نماز را برپا مى‌دارند يعنى آنگونه كه خدا خواسته و دستور داده انجام مى‌دهند:

(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى‌ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى‌ لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير)[1].

«تو فقط كسانى را بيم مى‌دهى كه از پروردگار خود در پنهانى مى‌ترسند و نماز را برپا مى‌دارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش باز مى‌گردد؛ و بازگشت (همگان) به سوى خداست.»

استعانت از نماز

مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئه‌ها و تلاشهاى كافران براى گمراه ساختن مسلمانان، مبارزه مى‌كنند زيرا نماز در دل مؤمنان، يقين ايجاد مى‌كند و كافران را مأيوس و نااميد مى‌گرداند.

به سخن خداوند گوش جان بسپاريم:

(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى‌ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)[2].

«بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد آرزو مى‌كردند شما را بعداز اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چيزى توانا است* و نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد...».

[1]- سوره فاطر، آيه 18.

[2]- سوره بقره، آيات 109- 110.


صفحه 26

نماز مؤمنان را در مشكلات و مصايب دنيا و گرفتاريهاى زندگى كمك مى‌كند، و مؤمنان به حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد با دشواريها، به نماز استعانت مى‌جويند:

(وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ* الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)[1].

«از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار جز براى خاشعان، گران است* آنها كسانى هستند كه مى‌دانند ديدار كننده پروردگار خويشند و به سوى او باز مى‌گردند.»

يارى جستن از نماز، كار سنگين و دشوارى است مگر براى كسانيكه خشوع دارند و به ديدار پروردگار خود يقين و باور دارند، زيرا مگر نه اين است كه يارى جستن از نماز، بهترين دليل براى صدق ايمان انسان است؟

برپا داشتن نماز، كار نيك است؛ نمازى كه از ايمان خالص انسان نشأت يافته باشد، نه آن نمازى كه محض ايستادن و رو به مشرق و مغرب (مسجدالاقصى و مسجدالحرام) كردن باشد. اين همان چيزى است كه از سخنان خداوند آن را الهام مى‌گيريم:

(لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى‌ حُبِّهِ ذَوي الْقُرْبَى‌ وَالْيَتَامَى‌ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ)[2].

«نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكى از كسى است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب و پيامبران ايمان آورده و مال خود

[1]- سوره بقره، آيات 45- 46.

[2]- همان، آيه 177.


صفحه 27

را با همه علاقه‌اى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مى‌كند، نماز را برپا مى‌دارد و زكات را مى‌پردازد.»

پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ايستادن نيست، بلكه برپا داشتن نماز با شرايط آن است، و از شرايط آن، برپا داشتن و اجراى ساير احكام شريعت غرّاى محمّدى است.

برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسليم شوندگان‌

اخبات يا تواضع و تسليم، درجه بلندى در معراج ايمان است. فروتنان و تسليم شوندگان، نشانه‌هايى دارند كه بارزترين آنها اين است كه اگر ياد خدا به ميان آيد، دلهاى‌شان پر از خوف خدا مى‌شود، و همچنين يكى ديگر از نشانه‌هاى آنها، برپا داشتن نماز است، آنجا كه خداوند مى‌فرمايد:

(وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ* الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى‌ مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)[1].

«و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را* همانها كه چون نام خدا برده مى‌شود، دلهاى‌شان پر از خوف مى‌گردد؛ و شكيبايان در برابر مصيبتهايى كه به آنان مى‌رسد؛ و آنها كه نماز را برپا مى‌دارند؛ و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

از آنجا كه نماز، معراج روح و راه به دست آوردن رضاى خداوند است، متواضعان و خاشعان و توبه‌كنندگان و بازگشت‌كنندگان، آن را وسيله تقرّب به خداوند قرار مى‌دهند و اين تجارتى است كه شكست و ناكامى ندارد.

خداوند سبحان مى‌فرمايد:

[1]- سوره حجّ، آيات 34- 35.


صفحه 28

(مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)[1].

«اين بايد در حالى باشد كه شما به سوى او بازگشت مى‌كنيد، و از (مخالفت فرمان او) بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد.»

خداوند سبحان درباره تجارتى كه كساد و ناكامى ندارد و از اركان مهمّ آن، نماز است، مى‌گويد:

(إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ)[2].

«كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مى‌كنند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم، پنهان و آشكار انفاق مى‌كنند، تجارتى بى‌زيان وخالى از كساد را اميد دارند.»

در آيه ديگر از «قيام شبانه» مى‌خوانيم؛ از ميعادگاه عاشقان و خاشعان و از مناجات آنان با خداوند:

(إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى‌ مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى‌ وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ)[3].

«پروردگارت مى‌داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند، نزديك دوسوم از شب‌

[1]- سوره روم، آيه 31.

[2]- سوره فاطر، آيه 29.

[3]- سوره مزمّل، آيه 20.


صفحه 29

يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‌خيزيد و خداوند شب و روز را اندازه‌گيرى مى‌كند. او مى‌داند كه شما نمى‌توانيد مقدار آن را اندازه‌گيرى كنيد پس شما را بخشيد. اكنون آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد. اومى داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‌شوند و گروهى ديگر براى بدست آوردن فضل الهى به سفر مى‌روند و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‌كنند، پس به اندازه‌اى كه براى شما ميسّر است از قرآن تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض دهيد، و آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‌فرستيد، نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.»

خداوند براى بنى‌اسرائيل و نقباء و برگزيدگان آنان شرط نمود كه نماز را برپا دارند و همچنين شرط كرد كه با آنان باشد تا زمانى كه آنان بر اين عهد و پيمان باقى بمانند:

(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمْ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً)[1].

«خدا از بنى‌اسرائيل پيمان گرفت، و از آنها دوازده نقيب و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت: من با شما هستم اگر نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد و به خدا قرض نيكو بدهيد.»

مواظبت و مراقبت از نماز

از آنجا كه نماز، معراج مؤمن و شعار عبوديت خداوند و رمز اخلاص براى اوست، مؤمنان همواره و در همه شرايط از آن مراقبت‌

[1]- سوره مائده، آيه 12.


صفحه 30

مى‌كنند و مقام آن را پاس مى‌دارند:

(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)[1].

«و به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بى‌تابى مى‌كند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مى‌شود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مى‌آورند.»

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[2].

«و آنان كه بر نمازشان مواظبت دارند.»

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[3].

«و آنان كه بر نمازهايشان مراقبت و مواظبت دارند.»

مواظبت بر نماز است كه مقام انسان را تا درجات بلند ايمان بالا مى‌برد و از جمله درجات ايمانى، نگهداشتن انسان از حرص و آز دنيا است.

امام رضا عليه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنين نوشت:

«إنّ علّة الصلاة إنّها إقرار بالربوبيّة للَّه‌عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالة من سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه‌عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناس ولا بطر، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً، طالباً للزيادة في الدين والدنيا، مع ما فيه من الايجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون من ذكره‌

[1]- سوره معارج، آيات 19- 23.

[2]- سوره معارج، آيه 34.

[3]- سوره مؤمنون، آيه 9.


صفحه 31

لربه وقيامه بين يديه، زاجراً له عن المعاصي ومانعاً له عن أنواع الفساد»[1].

«علّت وجوب و تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى شريك و مانند و همتا از او، قيام ذليلانه و متواضعانه و توام با خضوع در محضر او، و اعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هر روز بر روى خاك است براى تعظيم خداوند و براى اينكه انسان هميشه به ياد او باشد، فراموش نكند، نا سپاسى نورزد، خاشع و ذليل و متمايل به او باشد و زيادت در دين و دنيا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز ياد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّر و خالق خود را فراموش نكند و به كفران و طغيان و سركشى كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.»

برپا داشتن نماز در هر حال‌

در حالات استثنايى (مانند جنگ) لازم است كه ذكر خدا بگوييم، امّا در حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نه فقط ذكر خدا، و اين دو فرق زيادى دارند زيرا اقامه و برپا داشتن نماز به معناى انجام دادن نماز با همه شرايط آن مى‌باشد، در حاليكه ذكر خدا در هر حال، در حال ايستاده يا نشسته يا خوابيده هم امكان دارد. باهم كلام خداوند را بخوانيم:

(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‌ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً)[2].

«و هنگاميكه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد، ايساتده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيده‌ايد و هرگاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.

[2]- سوره نساء، آيه 103.


صفحه 32

را بطور معمول انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است.»

در حديث هم آمده است كه همراه امير المؤمنين عليه السلام در جنگ صفّين، نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا از مردم فوت شد و حضرت به آنان دستور داد كه پياده و سواره، تكبير بگويند، «لا الهَ الَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ» بگويند و آنان هم‌چنين كردند زيرا نماز در هيچ حالتى ترك نمى‌شود و يك وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است و حتّى در حالت جنگ هم كه سخت‌ترين حالات است ترك نمى‌شود. اين مسأله را از اين سخن خداوند الهام مى‌گيريم كه مى‌فرمايد:

(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوا مُبِيناً)[1].

«هنگامى كه سفر مى‌كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه و خطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند.»

بدين ترتيب واجب است كه در حال ترس، نماز، كوتاه (قصر) شود، امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقى است زيرا يك حكم ثابت و تغييرناپذير است.

هم‌چنين در حديث منقول از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه ياده شده آمده است: «كتاب موقوت به معناى كتاب ثابت (حكم ثابت) است امّا اينكه اندكى شتاب كنى يا اندكى به تأخير اندازى، ضررى به نمازت ندارد تا زمانى كه نماز را ضايع نكرده باشى، زيرا خداوند مى‌فرمايد:

(أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً).

«نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند، پس به زودى گمراهى خود را

[1]- سوره نساء، آيه 101.