بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 29

يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‌خيزيد و خداوند شب و روز را اندازه‌گيرى مى‌كند. او مى‌داند كه شما نمى‌توانيد مقدار آن را اندازه‌گيرى كنيد پس شما را بخشيد. اكنون آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد. اومى داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‌شوند و گروهى ديگر براى بدست آوردن فضل الهى به سفر مى‌روند و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‌كنند، پس به اندازه‌اى كه براى شما ميسّر است از قرآن تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض دهيد، و آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‌فرستيد، نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.»

خداوند براى بنى‌اسرائيل و نقباء و برگزيدگان آنان شرط نمود كه نماز را برپا دارند و همچنين شرط كرد كه با آنان باشد تا زمانى كه آنان بر اين عهد و پيمان باقى بمانند:

(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمْ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً)[1].

«خدا از بنى‌اسرائيل پيمان گرفت، و از آنها دوازده نقيب و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت: من با شما هستم اگر نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد و به خدا قرض نيكو بدهيد.»

مواظبت و مراقبت از نماز

از آنجا كه نماز، معراج مؤمن و شعار عبوديت خداوند و رمز اخلاص براى اوست، مؤمنان همواره و در همه شرايط از آن مراقبت‌

[1]- سوره مائده، آيه 12.


صفحه 30

مى‌كنند و مقام آن را پاس مى‌دارند:

(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)[1].

«و به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بى‌تابى مى‌كند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مى‌شود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مى‌آورند.»

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[2].

«و آنان كه بر نمازشان مواظبت دارند.»

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[3].

«و آنان كه بر نمازهايشان مراقبت و مواظبت دارند.»

مواظبت بر نماز است كه مقام انسان را تا درجات بلند ايمان بالا مى‌برد و از جمله درجات ايمانى، نگهداشتن انسان از حرص و آز دنيا است.

امام رضا عليه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنين نوشت:

«إنّ علّة الصلاة إنّها إقرار بالربوبيّة للَّه‌عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالة من سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه‌عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناس ولا بطر، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً، طالباً للزيادة في الدين والدنيا، مع ما فيه من الايجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون من ذكره‌

[1]- سوره معارج، آيات 19- 23.

[2]- سوره معارج، آيه 34.

[3]- سوره مؤمنون، آيه 9.


صفحه 31

لربه وقيامه بين يديه، زاجراً له عن المعاصي ومانعاً له عن أنواع الفساد»[1].

«علّت وجوب و تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى شريك و مانند و همتا از او، قيام ذليلانه و متواضعانه و توام با خضوع در محضر او، و اعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هر روز بر روى خاك است براى تعظيم خداوند و براى اينكه انسان هميشه به ياد او باشد، فراموش نكند، نا سپاسى نورزد، خاشع و ذليل و متمايل به او باشد و زيادت در دين و دنيا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز ياد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّر و خالق خود را فراموش نكند و به كفران و طغيان و سركشى كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.»

برپا داشتن نماز در هر حال‌

در حالات استثنايى (مانند جنگ) لازم است كه ذكر خدا بگوييم، امّا در حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نه فقط ذكر خدا، و اين دو فرق زيادى دارند زيرا اقامه و برپا داشتن نماز به معناى انجام دادن نماز با همه شرايط آن مى‌باشد، در حاليكه ذكر خدا در هر حال، در حال ايستاده يا نشسته يا خوابيده هم امكان دارد. باهم كلام خداوند را بخوانيم:

(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‌ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً)[2].

«و هنگاميكه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد، ايساتده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيده‌ايد و هرگاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.

[2]- سوره نساء، آيه 103.


صفحه 32

را بطور معمول انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است.»

در حديث هم آمده است كه همراه امير المؤمنين عليه السلام در جنگ صفّين، نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا از مردم فوت شد و حضرت به آنان دستور داد كه پياده و سواره، تكبير بگويند، «لا الهَ الَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ» بگويند و آنان هم‌چنين كردند زيرا نماز در هيچ حالتى ترك نمى‌شود و يك وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است و حتّى در حالت جنگ هم كه سخت‌ترين حالات است ترك نمى‌شود. اين مسأله را از اين سخن خداوند الهام مى‌گيريم كه مى‌فرمايد:

(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوا مُبِيناً)[1].

«هنگامى كه سفر مى‌كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه و خطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند.»

بدين ترتيب واجب است كه در حال ترس، نماز، كوتاه (قصر) شود، امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقى است زيرا يك حكم ثابت و تغييرناپذير است.

هم‌چنين در حديث منقول از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه ياده شده آمده است: «كتاب موقوت به معناى كتاب ثابت (حكم ثابت) است امّا اينكه اندكى شتاب كنى يا اندكى به تأخير اندازى، ضررى به نمازت ندارد تا زمانى كه نماز را ضايع نكرده باشى، زيرا خداوند مى‌فرمايد:

(أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً).

«نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند، پس به زودى گمراهى خود را

[1]- سوره نساء، آيه 101.


صفحه 33

خواهند ديد.[1]»

از همين رو، نماز حتّى در هنگام رويارويى نظامى و در جبهه جنگ، واجب است. خداوند مى‌فرمايد:

(وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِن وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى‌ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ)[2].

«و هنگامى كه در ميان آنها باشى و (در ميدان جنگ) نماز را براى آنها برپا كنى، بايد دسته‌اى از آنها با تو (به نماز) برخيزند و سلاحهايشان را با خود برگيرند، و هنگامى كه سجده كردند (و نماز را به پايان رساندند) بايد به پشت سر شما بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده‌اند بيايند و با تو نماز بگذارند. آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان را (در حال نماز) با خود حمل كنند.»

اقامه نماز، شرط توبه‌

از آنجا كه نماز رمز عبوديّت و بندگى است، كسى كه توبه مى‌كند، بايد توبه‌اش را با برپا داشتن نماز به اثبات برساند.

خداوند مى‌فرمايد:

(فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ)[3].

«هرگاه توبه كنند و نماز را برپا بدارند و زكات بدهند، آنها را رها سازيد.»

(فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ)[4].

[1]- تفسير الميزان، ج 5، ص 67، نقل از كافى.

[2]- سوره نساء، آيه 102.

[3]- سوره توبه، آيه 5.

[4]- سوره توبه، آيه 11.


صفحه 34

«هرگاه توبه كنند و نماز بخوانند و زكات بدهند، برادر دينى شما هستند.»

(فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)[1].

«اكنون كه اين كار را نكرديد و خداوند توبه شما را پذيرفت پس نماز را برپا بداريد و زكات را ادا كنيد.»

اقامه نماز، شعار دعوتگران به سوى خدا

نماز، ارزش مهمى است، و گوهر اين ارزش، ارتباط انسان با خداوند است و مظهر اين ارزش، ذكر خدا، سجده براى خدا، ركوع براى خدا، قرائت قرآن كريم و نيايش است و از همين رو، يكى از شعارهاى دعوتگران به سوى خدا، و بلكه هدف اساسى آنان در دعوت و گسترش آن، نماز است و لذا مى‌بينيم كه حضرت ابراهيم عليه السلام برخى از فرزندان خود را در بيت‌الحرام ساكن مى‌گرداند تا نماز را برپا دارند:

(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الَّثمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ* رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى‌ عَلَى اللَّهِ مِن شَيْ‌ءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّماءِ* الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ* رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ)[2].

«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‌آب و علفى، در كنار خانه‌اى كه حرم تو است، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند. تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى دِه شايد آنان شكر تو را بجاآورند* پروردگارا!

[1]- سوره مجادله، آيه 13.

[2]- سوره ابراهيم، آيات 37- 40.


صفحه 35

تو مى‌دانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مى‌كنيم و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست* حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. مسلّماً پروردگار من شنونده دعا است* پروردگارا! مرا برپا كننده نماز قرار دِه و از فرزندانم نيز. پروردگارا! دعاى مرا بپذير.»

حضرت اسماعيل نيز خانواده خود را دستور به نماز مى‌داد. خداوند مى‌فرمايد:

(وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً)[1].

«خانواده خود را به نماز و زكات دستور مى‌داد و در نزد پروردگارش پسنديده و مورد رضايت او بود.»

خداوند بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و از طريق ايشان بر امّت آن‌حضرت واجب كرده است كه خانواده خود را به نماز فرمان دهند:

(وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا)[2].

«خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و در انجام آن شكيبا باش.»

وصيّت لقمان به فرزندش چنين بود:

(يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ)[3].

«اى فرزندم! نماز را برپا دار و به معروف امر و از منكر نهى كن.»

نماز شعار امّت اسلامى‌

نماز از بارز ترين نشانه‌هاى امّت اسلامى‌است، آنجا كه پروردگارسبحان‌

[1]- سوره مريم، آيه 55.

[2]- سوره طه، آيه 132.

[3]- سوره لقمان، آيه 17.


صفحه 36

مى‌فرمايد:

(مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ)[1].

«از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب، مسلمان ناميد تا پيامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم. پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و به خدا تمسّك جوييد.»

برپا داشتن نماز يكى از بندهاى پيمان و ميثاقى است كه خداوند آن را بر بنى‌اسرائيل مقرّر كرده است. قرآن كريم دراين رابطه مى‌گويد:

(وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَاتَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى‌ وَالْيَتَامَى‌ وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ)[2].

«از بنى‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را پرستش نكنيد، و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد، و به مردم نيك بگوييد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد. پس همه شما، جز عدّه كمى، پشت كرديد و اعراض نموديد.»

از آنجا كه نماز شعار مسلمانان است، از شرايط قبول توبه مشركان اين است كه نماز را برپا دارند. قرآن مجيد مى‌گويد:

(فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[3].

[1]- سوره حجّ، آيه 78.

[2]- سوره بقره، آيه 83.

[3]- سوره توبه، آيه 5.