مىفرمايد:
(مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ)[1].
«از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب، مسلمان ناميد تا پيامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم. پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و به خدا تمسّك جوييد.»
برپا داشتن نماز يكى از بندهاى پيمان و ميثاقى است كه خداوند آن را بر بنىاسرائيل مقرّر كرده است. قرآن كريم دراين رابطه مىگويد:
(وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَاتَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ)[2].
«از بنىاسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را پرستش نكنيد، و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد، و به مردم نيك بگوييد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد. پس همه شما، جز عدّه كمى، پشت كرديد و اعراض نموديد.»
از آنجا كه نماز شعار مسلمانان است، از شرايط قبول توبه مشركان اين است كه نماز را برپا دارند. قرآن مجيد مىگويد:
(فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[3].
[1]- سوره حجّ، آيه 78.
[2]- سوره بقره، آيه 83.
[3]- سوره توبه، آيه 5.
«پس وقتى كه ماههاى حرام پايان يافت، مشركان را هرجا يافتيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه بر سر راه آنان بنشينيد. پس اگر توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است.»
نماز، تزكيه نفس
درجات مؤمن با نماز او تعالى مىيابد. پس هرچه بيشتر بر نماز خود مواظبت كند و آن را با شرايطش بجاآورد و در هنگام اقامه آن، خشوع بيشترى داشته باشد، ارتباط و قرب او به خداوند هم بيشتر خواهد شد و در نتيجه، اين ارتباط و قرب، در همه ابعاد زندگى او باز تاب خواهد يافت.
نماز باعث تقوا مىشود و تقوا، نفس را از هواپرستىها باز مىدارد.
خداوند سبحان مىفرمايد:
(...إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...)[1].
«... بهيقين نماز (انسان را) از زشتيها وگناه باز مىدارد وياد خدا بزرگتر است ...»
نماز انسان را به پروردگارش نزديك مىگرداند، به همين دليل، اخلاص، يكتاپرستى و پاكى او از آلودگيها و پلشتىهاى شرك، افزايش مىيابد. خداوند مىفرمايد:
(...قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ* وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ)[2].
[1]- سوره عنكبوت، آيه 45.
[2]- سوره انعام، آيات 71- 72.
«... بگو: هدايت واقعى، هدايت خداوند است و ما امر شدهايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم* و اينكه نماز را برپا داريد و تقوا پيشه سازيد و خدا است كه به سوى او محشور مىشويد.»
همچنين در قرآن آمده است:
(...وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)[1].
«... و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل مىكند. تنها مرا مىپرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند* و نماز را برپا داريد و زكات را پرداخت نماييد و رسول خدا را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت خدا شويد.»
آيا نمىبينيد در اين آيات چگونه برپا داشتن نماز، بطور مستقيم بعداز امر به توحيد و عبوديّت مخلصانه خداوند مطرح شده است و در آيه دوّم هم اقامه نماز به اطاعت از رسول مرتبط شده است زيرا برپا داشتن نماز، نفس را تزكيه و آماده اطاعت از پيامبر مىگرداند.
بدين ترتيب نماز بهترين و برترين راه تقرّب به خداوند است، زيرا نماز پردههاى شرك را كنار مىزند و موانع قرب به حقّ را از ميان برمىدارد. در روايت يزيد بن خليفه آمده است: امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا قام المصلّي إلى الصلاة نزلت عليه الرحمة من أعنان السماء إلى الأرض
، وحفّت به الملائكة، وناده ملك: لو يعلم هذا المصلّي ما في الصلاة ما انفتل»[2].
[1]- سوره نور، آيات 55 و 56.
[2]- وسائل الشيعه، ج 3، ص 21.
«زمانى كه نمازگزار به نماز مىايستد، رحمت الهى از آفاق آسمان تا روى زمين بر او فرود مىآيد و فرشتگان اطراف او جمع مىشوند و فرشتهاى ندا مىدهد: اگر اين نمازگزار بداند آنچه را كه در نماز است هرگز از آن روبر نمىتاباند.»
نماز، احسان و نيكوكارى را درپى دارد زيرا نيكوكاران كسانى هستند كه نماز را برپا مىدارند. در قرآن آمده است:
(هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ)[1].
«اين كتاب مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است، همان كسانيكه نماز را برپا مىدارند و زكات را مىپردازند و همانها به آخرت يقين دارند.»
نماز از مهمترين عباداتى است كه نفس را تزكيه مىكند و آن را به برترين درجات كمال ارتقا مىدهد. در قرآن آمده است:
(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)[2].
و به يقين انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بىتابى مىكند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مىشود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مىآورند.»
برپا داشتن نماز در رشد روحيّه اصلاحطلبى در نفس انسان، نقش مؤثّرى دارد و نمازگزاران، مصلحان جامعه هستند:
(وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ)[3].
[1]- سوره لقمان، آيات 3 و 4.
[2]- سوره معارج، آيات 19- 23.
[3]- سوره اعراف، آيه 170.
«كسانى كه به كتاب تمسّك مىكنند و نماز را برپا مىدارند. ما به يقين پاداش مصلحان را ضايع نمىكنيم.»
برپا داشتن نماز از نشانههاى اخلاص در دين است. قرآن كريم مىگويد:
(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ)[1].
«به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند و نماز را برپا دارند و زكات را بدهند. و اين است آيين مستقيم و پايدار.»
همچنين خداوند فرموده است:
(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[2].
«به يقين من خدا هستم، معبودى جزمن نيست پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپادار.»
نماز، ياد خدا
جوهر و حقيقت نماز اين است كه نماز ياد خداوند يكتا، رمز عبوديت او، دليل تسليم بودن در مقابل او، نشانه ايمان و علامت اخلاص است و از همين رو آنجا كه خداوند فائده نماز را بيان فرموده و آن را باز دارنده از بدىها و گناه معرفى كرده، گفته است: (...وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...)[3]«ياد
[1]- سوره بيّنه، آيه 5.
[2]- سوره طه، آيه 14.
[3]- سوره عنكبوت، آيه 45.
خداوند بزرگتر و مهمتر از هر چيزى است.» و همچنين فرموده است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[1]«نماز را براى ياد من برپادار.» و همچنين فرموده است: (قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى* وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى)[2]«به يقين رستگار شد كسى كه خود را پاك ساخته است* و نام پروردگارش را ذكر كرده و نماز خوانده است.»
در قرآن مجيد آمده است:
(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[3].
«همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و مىگويند پروردگارا! اينها را بيهوده نيافريدهاى منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار.»
نماز چون ذكر و ياد خدا است، در هيچ حالى نبايد ترك شود و تا انسان زنده است بايد آن را برپا دارد. قرآن مجيد مىگويد:
(وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَادُمْتُ حَيّاً)[4].
«و مرا هرجا باشم، وجودى با بركت قرار داده و تا زمانى كه زندهام مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.»
در جاى ديگر مىگويد:
(إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ
[1]- سوره طه، آيه 14.
[2]- سوره اعلى، آيات 14- 15.
[3]- سوره آل عمران، آيه 191.
[4]- سوره مريم، آيه 31.
وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ)[1].
«شيطان مىخواهد بوسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. آيا خوددارى خواهيد كرد؟»
از اين آيه الهام مىگيريم كه نماز نوعى از انواع ذكر و ياد خدا است وبيان آن بعداز «ذكر اللَّه»، از باب تأكيد بر اين نوع خاص از ذكر خدا، به عنوان برترين و كاملترين ذكر است.
نماز، تذكّر براى اهل تذكّر است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ)[2].
«در دوطرف روز و اوايل شب نماز را برپادار زيرا حسنات، سيّئات را از بين مىبرند. اين تذكرى است براى كسانى كه اهل ذكرند.»
خداوند در جاى ديگر فرموده است:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[3].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! زمانى كه روز جمعه نداى نماز داده مىشود، به ياد خداوند بشتابيد و معامله را رها كنيد. اگر شما بدانيد، اين براى شما بهتر است.»
احكام نماز
در اسلام ارزشها و آدابى وجود دارد كه مربوط به نماز و نيك برگزار كردن آن مىباشد. بارزترين آنها، مواظبت بر نماز، استمرار و مداومت بر آن است كه آيات شريفه قرآن را در اين رابطه تلاوت كرديم. احكام ديگرى نيز دارد كه در ضمن آيات ذيل مطالعه مىكنيم:
[1]- سوره مائده، آيه 91.
[2]- سوره هود، آيه 114.
[3]- سوره جمعه، آيه 9.
1- از احكام برپا داشتن نماز، آغاز كردن آن با طهارت است:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا. ..)[1].
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد! هنگاميكه به نماز مىايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا مفصل (برآمدگى پشت پا) مسح كنيد و اگر جنب باشيد خود را بشوييد...»
2- يكى ديگر از احكام نماز، تسبيح خداوند است:
(وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا* هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ...)[2].
«صبح و شام، او را تسبيح گوييد* او كسى است كه بر شما درود و رحمت مىفرستد و فرشتگان او نيز...»
3- از احكام ديگر، اعتدال و ميانه روى بين جهر و اخفات (بلند خواندن و آهسته خواندن) در نماز است:
(...وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا)[3].
«... نمازت را زياد بلند يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو راهى معتدل برگزين.»
4- خداوند اوقات نماز را هم در آيه ذيل بيان كرده است:
(أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً)[4].
[1]- سوره مائده، آيه 6.
[2]- سوره احزاب، آيات 42- 43.
[3]- سوره اسراء، آيه 110.
[4]- همان، آيه 78.