«زمانى كه نمازگزار به نماز مىايستد، رحمت الهى از آفاق آسمان تا روى زمين بر او فرود مىآيد و فرشتگان اطراف او جمع مىشوند و فرشتهاى ندا مىدهد: اگر اين نمازگزار بداند آنچه را كه در نماز است هرگز از آن روبر نمىتاباند.»
نماز، احسان و نيكوكارى را درپى دارد زيرا نيكوكاران كسانى هستند كه نماز را برپا مىدارند. در قرآن آمده است:
(هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ)[1].
«اين كتاب مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است، همان كسانيكه نماز را برپا مىدارند و زكات را مىپردازند و همانها به آخرت يقين دارند.»
نماز از مهمترين عباداتى است كه نفس را تزكيه مىكند و آن را به برترين درجات كمال ارتقا مىدهد. در قرآن آمده است:
(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)[2].
و به يقين انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بىتابى مىكند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مىشود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مىآورند.»
برپا داشتن نماز در رشد روحيّه اصلاحطلبى در نفس انسان، نقش مؤثّرى دارد و نمازگزاران، مصلحان جامعه هستند:
(وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ)[3].
[1]- سوره لقمان، آيات 3 و 4.
[2]- سوره معارج، آيات 19- 23.
[3]- سوره اعراف، آيه 170.
«كسانى كه به كتاب تمسّك مىكنند و نماز را برپا مىدارند. ما به يقين پاداش مصلحان را ضايع نمىكنيم.»
برپا داشتن نماز از نشانههاى اخلاص در دين است. قرآن كريم مىگويد:
(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ)[1].
«به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند و نماز را برپا دارند و زكات را بدهند. و اين است آيين مستقيم و پايدار.»
همچنين خداوند فرموده است:
(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[2].
«به يقين من خدا هستم، معبودى جزمن نيست پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپادار.»
نماز، ياد خدا
جوهر و حقيقت نماز اين است كه نماز ياد خداوند يكتا، رمز عبوديت او، دليل تسليم بودن در مقابل او، نشانه ايمان و علامت اخلاص است و از همين رو آنجا كه خداوند فائده نماز را بيان فرموده و آن را باز دارنده از بدىها و گناه معرفى كرده، گفته است: (...وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...)[3]«ياد
[1]- سوره بيّنه، آيه 5.
[2]- سوره طه، آيه 14.
[3]- سوره عنكبوت، آيه 45.
خداوند بزرگتر و مهمتر از هر چيزى است.» و همچنين فرموده است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[1]«نماز را براى ياد من برپادار.» و همچنين فرموده است: (قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى* وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى)[2]«به يقين رستگار شد كسى كه خود را پاك ساخته است* و نام پروردگارش را ذكر كرده و نماز خوانده است.»
در قرآن مجيد آمده است:
(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[3].
«همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و مىگويند پروردگارا! اينها را بيهوده نيافريدهاى منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار.»
نماز چون ذكر و ياد خدا است، در هيچ حالى نبايد ترك شود و تا انسان زنده است بايد آن را برپا دارد. قرآن مجيد مىگويد:
(وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَادُمْتُ حَيّاً)[4].
«و مرا هرجا باشم، وجودى با بركت قرار داده و تا زمانى كه زندهام مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.»
در جاى ديگر مىگويد:
(إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ
[1]- سوره طه، آيه 14.
[2]- سوره اعلى، آيات 14- 15.
[3]- سوره آل عمران، آيه 191.
[4]- سوره مريم، آيه 31.
وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ)[1].
«شيطان مىخواهد بوسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. آيا خوددارى خواهيد كرد؟»
از اين آيه الهام مىگيريم كه نماز نوعى از انواع ذكر و ياد خدا است وبيان آن بعداز «ذكر اللَّه»، از باب تأكيد بر اين نوع خاص از ذكر خدا، به عنوان برترين و كاملترين ذكر است.
نماز، تذكّر براى اهل تذكّر است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ)[2].
«در دوطرف روز و اوايل شب نماز را برپادار زيرا حسنات، سيّئات را از بين مىبرند. اين تذكرى است براى كسانى كه اهل ذكرند.»
خداوند در جاى ديگر فرموده است:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[3].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! زمانى كه روز جمعه نداى نماز داده مىشود، به ياد خداوند بشتابيد و معامله را رها كنيد. اگر شما بدانيد، اين براى شما بهتر است.»
احكام نماز
در اسلام ارزشها و آدابى وجود دارد كه مربوط به نماز و نيك برگزار كردن آن مىباشد. بارزترين آنها، مواظبت بر نماز، استمرار و مداومت بر آن است كه آيات شريفه قرآن را در اين رابطه تلاوت كرديم. احكام ديگرى نيز دارد كه در ضمن آيات ذيل مطالعه مىكنيم:
[1]- سوره مائده، آيه 91.
[2]- سوره هود، آيه 114.
[3]- سوره جمعه، آيه 9.
1- از احكام برپا داشتن نماز، آغاز كردن آن با طهارت است:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا. ..)[1].
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد! هنگاميكه به نماز مىايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا مفصل (برآمدگى پشت پا) مسح كنيد و اگر جنب باشيد خود را بشوييد...»
2- يكى ديگر از احكام نماز، تسبيح خداوند است:
(وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا* هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ...)[2].
«صبح و شام، او را تسبيح گوييد* او كسى است كه بر شما درود و رحمت مىفرستد و فرشتگان او نيز...»
3- از احكام ديگر، اعتدال و ميانه روى بين جهر و اخفات (بلند خواندن و آهسته خواندن) در نماز است:
(...وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا)[3].
«... نمازت را زياد بلند يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو راهى معتدل برگزين.»
4- خداوند اوقات نماز را هم در آيه ذيل بيان كرده است:
(أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً)[4].
[1]- سوره مائده، آيه 6.
[2]- سوره احزاب، آيات 42- 43.
[3]- سوره اسراء، آيه 110.
[4]- همان، آيه 78.
«نماز را از زوال خورشيد (ظهر) تا نهايت تاريكى شب (نيمه شب) برپادار و همچنين قرآن فجر (نماز صبح) را چرا كه قرآن فجر، مشهود است.»
در اين آيه سه وقت، براى پنج نماز فريضه بيان شده است و اگر كسى براى پنج نماز پنج وقت قرار دهد كار خوبى خواهد بود. وقت اوّل، زوال خورشيد است (براى نماز ظهر و عصر). وقت سوم، تقارن فجر است (براى نماز صبح) و بين آن دو در هنگام تاريكى شب، وقت نماز مغرب و عشاء است.
5- قرآن، مسلمانان را براى شب زندهدارى و تهجّد و عبادت در نيمه شب دعوت نموده، در حاليكه آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشگامان امّت واجب كرده است. خداوند مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا)[1].
«اى جامه به خود پيچيده!* شب را جز كمى بپاخيز.»
(وَمِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحمُوداً)[2].
«و پاسى از شب را به عبادت بپرداز. اين يك وظيفه اضافى براى تو است. اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خود ستايش برانگيزد.»
6- از احكام نماز، خشوع در نماز است:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)[3].
«به يقين مؤمنان رستگار شدند* همان كسانيكه در نماز خود خشوع دارند.»
7- نماز در مساجد و همراه با ساير مؤمنان، فضيلت بيشتر دارد:
[1]- سوره مزّمل، آيات 1- 2.
[2]- سوره اسراء، آيه 79.
[3]- سوره مؤمنون، آيات 1- 2.
(وَأَقِيمُوا الْصَّلَاةَ وَآتُوا الْزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الْرَّاكِعِينَ)[1].
«نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد و همراه با ركوع كنندگان ركوع كنيد.»
8- يكى ديگر از احكام نماز، پرداختن فورى به نماز جمعه است به مجردى كه اذان آن گفته شود، و تعطيل كردن تجارت و دادوستد در آن هنگام:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده شود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را رها كنيد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»
نماز منافق، كف زدن است
نماز، خود يك ميزان و معيار است. با نماز مىتوانيم مؤمن را از منافق باز شناسيم. كسى كه در نماز خود خشوع دارد و مراقب نماز مىباشد و تقوا پيشه مىسازد و انفاق و احسان مىكند، او نماز گزار و مؤمن واقعى است. امّا كسى كه دادوستد و تجارت، او را از نماز غافل مىسازد و اگر هم به نماز بپردازد، با بىحالى و تنبلى نماز مىخواند، در واقع منافق است.
قرآن مجيد دراين مورد چنين مىگويد:
(فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُرَآءُونَ* وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ)[3].
[1]- سوره بقره، آيه 43.
[2]- سوره جمعه، آيه 9.
[3]- سوره ماعون، آيات 4- 7.
«واى بر نمازگزارانى* كه در نماز خود سهلانگارى مىكنند* همان كسانيكه ريا مىكنند* و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مىنمايند.»
(...وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالى...)[1].
«نماز را به جا نمىآورند مگر با كسالت.»
اين در حالى است كه مؤمنان با شتاب به سوى نماز مىروند و براى انجام آن كوشش دارند امّا منافقان، نماز را بجا نمىآورند مگر با حالت كسالت و تنبلى. از همين رو نماز، معيار شناخت مؤمن از منافق و ملاك شناخت درجات مؤمنين است.
در حديث منقول از هارون بن خارجه آمده است كه: براى امام صادق عليه السلام مردى از اصحاب خود را نام بردم و او را ستودم. امام عليه السلام به من فرمود:
كيف كانت صلاته؟[2]
. «نماز او چگونه است؟»
امّا نماز مشركان و نيايش آنان در خانه خدا، سوت زدن و كف زدن است. خداوند درباره آنها مىفرمايد:
(وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً)[3].
«نمازشان نزد خانه خدا چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود.»
عيّاشى از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه و معناى «مكاءً و تصدية» نقل مىكند كه امام فرمود:
التصفير والتصفيق[4].
«سوت كشيدن و كف زدن».
[1]- سوره نساء، آيه 142.
[2]- وسائل الشيعه، ج 3، ص 21.
[3]- سوره انفال، آيه 35.
[4]- تفسير الميزان، ج 9، ص 86.