بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 39

«زمانى كه نمازگزار به نماز مى‌ايستد، رحمت الهى از آفاق آسمان تا روى زمين بر او فرود مى‌آيد و فرشتگان اطراف او جمع مى‌شوند و فرشته‌اى ندا مى‌دهد: اگر اين نمازگزار بداند آنچه را كه در نماز است هرگز از آن روبر نمى‌تاباند.»

نماز، احسان و نيكوكارى را درپى دارد زيرا نيكوكاران كسانى هستند كه نماز را برپا مى‌دارند. در قرآن آمده است:

(هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ)[1].

«اين كتاب مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است، همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را مى‌پردازند و همانها به آخرت يقين دارند.»

نماز از مهم‌ترين عباداتى است كه نفس را تزكيه مى‌كند و آن را به برترين درجات كمال ارتقا مى‌دهد. در قرآن آمده است:

(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)[2].

و به يقين انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بى‌تابى مى‌كند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مى‌شود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مى‌آورند.»

برپا داشتن نماز در رشد روحيّه اصلاح‌طلبى در نفس انسان، نقش مؤثّرى دارد و نمازگزاران، مصلحان جامعه هستند:

(وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ)[3].

[1]- سوره لقمان، آيات 3 و 4.

[2]- سوره معارج، آيات 19- 23.

[3]- سوره اعراف، آيه 170.


صفحه 40

«كسانى كه به كتاب تمسّك مى‌كنند و نماز را برپا مى‌دارند. ما به يقين پاداش مصلحان را ضايع نمى‌كنيم.»

برپا داشتن نماز از نشانه‌هاى اخلاص در دين است. قرآن كريم مى‌گويد:

(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ)[1].

«به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند و نماز را برپا دارند و زكات را بدهند. و اين است آيين مستقيم و پايدار.»

همچنين خداوند فرموده است:

(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[2].

«به يقين من خدا هستم، معبودى جزمن نيست پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپادار.»

نماز، ياد خدا

جوهر و حقيقت نماز اين است كه نماز ياد خداوند يكتا، رمز عبوديت او، دليل تسليم بودن در مقابل او، نشانه ايمان و علامت اخلاص است و از همين رو آنجا كه خداوند فائده نماز را بيان فرموده و آن را باز دارنده از بدى‌ها و گناه معرفى كرده، گفته است: (...وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...)[3]«ياد

[1]- سوره بيّنه، آيه 5.

[2]- سوره طه، آيه 14.

[3]- سوره عنكبوت، آيه 45.


صفحه 41

خداوند بزرگتر و مهم‌تر از هر چيزى است.» و همچنين فرموده است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)[1]«نماز را براى ياد من برپادار.» و همچنين فرموده است: (قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى‌* وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى‌)[2]«به يقين رستگار شد كسى كه خود را پاك ساخته است* و نام پروردگارش را ذكر كرده و نماز خوانده است.»

در قرآن مجيد آمده است:

(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‌ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[3].

«همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مى‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‌انديشند و مى‌گويند پروردگارا! اينها را بيهوده نيافريده‌اى منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار.»

نماز چون ذكر و ياد خدا است، در هيچ حالى نبايد ترك شود و تا انسان زنده است بايد آن را برپا دارد. قرآن مجيد مى‌گويد:

(وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَادُمْتُ حَيّاً)[4].

«و مرا هرجا باشم، وجودى با بركت قرار داده و تا زمانى كه زنده‌ام مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.»

در جاى ديگر مى‌گويد:

(إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ

[1]- سوره طه، آيه 14.

[2]- سوره اعلى، آيات 14- 15.

[3]- سوره آل عمران، آيه 191.

[4]- سوره مريم، آيه 31.


صفحه 42

وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ)[1].

«شيطان مى‌خواهد بوسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. آيا خوددارى خواهيد كرد؟»

از اين آيه الهام مى‌گيريم كه نماز نوعى از انواع ذكر و ياد خدا است وبيان آن بعداز «ذكر اللَّه»، از باب تأكيد بر اين نوع خاص از ذكر خدا، به عنوان برترين و كاملترين ذكر است.

نماز، تذكّر براى اهل تذكّر است: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرَى‌ لِلذَّاكِرِينَ)[2].

«در دوطرف روز و اوايل شب نماز را برپادار زيرا حسنات، سيّئات را از بين مى‌برند. اين تذكرى است براى كسانى كه اهل ذكرند.»

خداوند در جاى ديگر فرموده است:

(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى‌ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[3].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! زمانى كه روز جمعه نداى نماز داده مى‌شود، به ياد خداوند بشتابيد و معامله را رها كنيد. اگر شما بدانيد، اين براى شما بهتر است.»

احكام نماز

در اسلام ارزشها و آدابى وجود دارد كه مربوط به نماز و نيك برگزار كردن آن مى‌باشد. بارزترين آنها، مواظبت بر نماز، استمرار و مداومت بر آن است كه آيات شريفه قرآن را در اين رابطه تلاوت كرديم. احكام ديگرى نيز دارد كه در ضمن آيات ذيل مطالعه مى‌كنيم:

[1]- سوره مائده، آيه 91.

[2]- سوره هود، آيه 114.

[3]- سوره جمعه، آيه 9.


صفحه 43

1- از احكام برپا داشتن نماز، آغاز كردن آن با طهارت است:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا. ..)[1].

«اى كسانيكه ايمان آورده‌ايد! هنگاميكه به نماز مى‌ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا مفصل (برآمدگى پشت پا) مسح كنيد و اگر جنب باشيد خود را بشوييد...»

2- يكى ديگر از احكام نماز، تسبيح خداوند است:

(وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا* هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ‌...)[2].

«صبح و شام، او را تسبيح گوييد* او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‌فرستد و فرشتگان او نيز...»

3- از احكام ديگر، اعتدال و ميانه روى بين جهر و اخفات (بلند خواندن و آهسته خواندن) در نماز است:

(...وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا)[3].

«... نمازت را زياد بلند يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو راهى معتدل برگزين.»

4- خداوند اوقات نماز را هم در آيه ذيل بيان كرده است:

(أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى‌ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً)[4].

[1]- سوره مائده، آيه 6.

[2]- سوره احزاب، آيات 42- 43.

[3]- سوره اسراء، آيه 110.

[4]- همان، آيه 78.


صفحه 44

«نماز را از زوال خورشيد (ظهر) تا نهايت تاريكى شب (نيمه شب) برپادار و همچنين قرآن فجر (نماز صبح) را چرا كه قرآن فجر، مشهود است.»

در اين آيه سه وقت، براى پنج نماز فريضه بيان شده است و اگر كسى براى پنج نماز پنج وقت قرار دهد كار خوبى خواهد بود. وقت اوّل، زوال خورشيد است (براى نماز ظهر و عصر). وقت سوم، تقارن فجر است (براى نماز صبح) و بين آن دو در هنگام تاريكى شب، وقت نماز مغرب و عشاء است.

5- قرآن، مسلمانان را براى شب زنده‌دارى و تهجّد و عبادت در نيمه شب دعوت نموده، در حاليكه آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشگامان امّت واجب كرده است. خداوند مى‌فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا)[1].

«اى جامه به خود پيچيده!* شب را جز كمى بپاخيز.»

(وَمِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى‌ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحمُوداً)[2].

«و پاسى از شب را به عبادت بپرداز. اين يك وظيفه اضافى براى تو است. اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خود ستايش برانگيزد.»

6- از احكام نماز، خشوع در نماز است:

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)[3].

«به يقين مؤمنان رستگار شدند* همان كسانيكه در نماز خود خشوع دارند.»

7- نماز در مساجد و همراه با ساير مؤمنان، فضيلت بيشتر دارد:

[1]- سوره مزّمل، آيات 1- 2.

[2]- سوره اسراء، آيه 79.

[3]- سوره مؤمنون، آيات 1- 2.


صفحه 45

(وَأَقِيمُوا الْصَّلَاةَ وَآتُوا الْزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الْرَّاكِعِينَ)[1].

«نماز را برپا داريد و زكات را ادا نماييد و همراه با ركوع كنندگان ركوع كنيد.»

8- يكى ديگر از احكام نماز، پرداختن فورى به نماز جمعه است به مجردى كه اذان آن گفته شود، و تعطيل كردن تجارت و دادوستد در آن هنگام:

(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى‌ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده شود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را رها كنيد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»

نماز منافق، كف زدن است‌

نماز، خود يك ميزان و معيار است. با نماز مى‌توانيم مؤمن را از منافق باز شناسيم. كسى كه در نماز خود خشوع دارد و مراقب نماز مى‌باشد و تقوا پيشه مى‌سازد و انفاق و احسان مى‌كند، او نماز گزار و مؤمن واقعى است. امّا كسى كه دادوستد و تجارت، او را از نماز غافل مى‌سازد و اگر هم به نماز بپردازد، با بى‌حالى و تنبلى نماز مى‌خواند، در واقع منافق است.

قرآن مجيد دراين مورد چنين مى‌گويد:

(فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُرَآءُونَ* وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ)[3].

[1]- سوره بقره، آيه 43.

[2]- سوره جمعه، آيه 9.

[3]- سوره ماعون، آيات 4- 7.


صفحه 46

«واى بر نمازگزارانى* كه در نماز خود سهل‌انگارى مى‌كنند* همان كسانيكه ريا مى‌كنند* و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مى‌نمايند.»

(...وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالى‌...)[1].

«نماز را به جا نمى‌آورند مگر با كسالت.»

اين در حالى است كه مؤمنان با شتاب به سوى نماز مى‌روند و براى انجام آن كوشش دارند امّا منافقان، نماز را بجا نمى‌آورند مگر با حالت كسالت و تنبلى. از همين رو نماز، معيار شناخت مؤمن از منافق و ملاك شناخت درجات مؤمنين است.

در حديث منقول از هارون بن خارجه آمده است كه: براى امام صادق عليه السلام مردى از اصحاب خود را نام بردم و او را ستودم. امام عليه السلام به من فرمود:

كيف كانت صلاته؟[2]

. «نماز او چگونه است؟»

امّا نماز مشركان و نيايش آنان در خانه خدا، سوت زدن و كف زدن است. خداوند درباره آنها مى‌فرمايد:

(وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً)[3].

«نمازشان نزد خانه خدا چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود.»

عيّاشى از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه و معناى «مكاءً و تصدية» نقل مى‌كند كه امام فرمود:

التصفير والتصفيق‌[4].

«سوت كشيدن و كف زدن».

[1]- سوره نساء، آيه 142.

[2]- وسائل الشيعه، ج 3، ص 21.

[3]- سوره انفال، آيه 35.

[4]- تفسير الميزان، ج 9، ص 86.