بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 50

اين چنين حضرت صادق نماز خواند

حماد بن عيسى روايت مى‌كند كه امام صادق عليه السلام روزى به من گفت: اى حمّاد! آيا مى‌توانى نيكو نماز بگزارى؟ گفتم: آقاى من! من كتاب حريز را درباره نماز حفظ كرده‌ام. فرمود: اشكال ندارد. برخيز نماز بگزار.

پس من در مقابل ايشان و رو به قبله ايستادم و نماز را آغاز كردم و ركوع كردم و سجده كردم.

امام عليه السلام فرمود: اى حمّاد! نيكو نماز نمى‌گزارى. براى مرد چه زشت است كه 60 يا 70 سال از عمر او سپرى شود امّا نتواند يك نماز را با شرايط و حدود كامل آن بجا آورد؟

حمّاد مى‌گويد: در خودم احساس خوارى نمودم. پس گفتم: فدايت گردم، نماز را به من بياموز.

امام صادق عليه السلام راست ورو به قبله ايستاد. همه دستانش را به سوى ران‌هايش رها كرد، انگشتانش را بهم چسبانده بود، قدمهايش را بهم نزديك ساخت تا آنجا كه بين دو قدم ايشان، سه انگشت باز فاصله بود.

همه انگشتان پاهايش را رو به قبله قرار داد. پاهاى خود را از قبله منحرف نمى‌ساخت. با خشوع و تذلّل و زارى نماز را آغاز كرد.«اللَّهُ اكْبَر»گفت‌


صفحه 51

و سپس سوره حمد و قل هو اللَّه احد را با ترتيل قرائت كرد، و بعد براى لحظه‌اى، به اندازه‌اى كه تنفّس كند، در حال ايستاده درنگ كرد و سپس در حاليكه هنوز ايستاده بود،«اللَّهُ اكْبَر»گفت.

سپس به ركوع رفت و هر دو كفّ دستش را به صورت باز و گشوده، بر روى زانوانش قرار داد، و زانوها را به سمت عقب، برگرداند، به گونه‌اى كه پشتش، راست و هموار شد چنانكه اگر قطره‌اى آب يا روغن، بر پشت آن‌حضرت ريخته مى‌شد، بخاطر هموار بودن پشتش، ثابت بر سرجاى خود باقى مى‌ماند. حضرت در حال ركوع، گردنش را كشيد و چشمانش را فروبست و سپس سه بار و به ترتيل‌سُبْحانَ رَبِّي الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ‌گفت. بعد راست ايستاد و چون به خوبى قرار يافت،سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‌گفت و سپس در حاليكه ايستاده بود، تكبير گفت و دستانش را تا موازى صورتش بالا آورد.

سپس به سجده رفت و كفهاى دست خود را با انگشتان بهم چسبيده، بين هر دو زانو و برابر صورت به زمين گذاشت و سه بارسُبْحانَ رَبِّيَ الْاعْلى‌ وَبِحَمْدِهِ‌گفت و هيچ عضوى از بدنش را روى عضو ديگر ننهاد و بر هشت استخوان بدن سجده كرد: پيشانى، دو كف دست، دو زانو و سر دوانگشت بزرگ پا. اين هفت مورد واجب است و بينى را از روى استحباب بر خاك گذاشت، كه (ارغام) ناميده مى‌شود.

سپس سر از سجده برداشت و چون بطور كامل نشست،«اللَّهُ اكْبَر»گفت و بعد بر روى ران چپ نشست و روى پاى راست را بر كف پاى چپ گذاشت و«اسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاتُوبُ الَيْهِ»گفت. سپس در حاليكه نشسته بود، تكبير گفت و به سجده دوّم رفت و همان ذكرى را گفت كه در سجده اوّل گفته بود و در ركوع و سجود، هيچ چيزى از بدنش را بر چيزى تكيه نداده‌


صفحه 52

بود، و در حال سجده آرنج‌ها را به زمين نچسبانده بود (و بازوها و آرنجا را از زمين و پهلو جدا نگاهداشته بود) و مانند پرنده‌اى بال‌دار مى‌نمود.

دو ركعت را به همين ترتيب بجا آورد و در حاليكه انگشتان دستش بهم چسبيده بود به تشهّد نشست، و چون از تشهّد فراغت يافت، سلام داد و بعد فرمود: اى حمّاد! چنين نماز بگزار، در هنگام نماز به جاى ديگر التفات نكن و با دست و انگشتانت بازى نكن و آب دهن به طرف راست پا چپ يا جلو نينداز.[1]»

[1]- مستدرك وسائل الشيعه، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب افعال الصلاة، حديث 1. صاحب وسائل الشيعه نيز در همان كتاب و باب با اختلاف اندك در الفاظ، اين حديث را نقل كرده است.


صفحه 53

1- نمازهاى واجب و نافله‌

حديث شريف:

1- امام رضا عليه السلام درباره علّت نماز فرمود:

«إنّها إقرار بالربوبيّة للَّه‌عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالة من سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه‌عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناسٍ ولا بطرٍ، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً طالباً للزيادة في الدين والدنيا.

مع ما فيه من الإيجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون في ذكره لربّه، وقيامه بين يديه زجراً له عن المعاصي، ومانعاً له من أنواع الفساد»[1].

«علّت تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى مانند و همتا از او، قيام متواضعانه و ذليلانه و توام با خضوع در محضر او، و اعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، پيشانى مذلّت به خاك نهادن براى تعظيم خداوند است و براى اينكه انسان همواره به ياد او باشد، فراموشكار و ناسپاس نباشد،

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.


صفحه 54

خاشع و ذليل و متمايل به او باشد و زيادت دين و دنيا از او بطلبد. نماز، مداومت شبانه روزى ياد خداوند است تا بنده، مولا و مدبّر و خالق خود را فراموش نكند و به كفران و طغيان كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا (خداوند) او را از گناهان و از انواع فساد بازدارد.»

2- امام باقر عليه السلام فرمود:

«فرض اللَّه الصلاة، وسنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله على عشرة أوجه: صلاة السفر والحضر، وصلاة الخوف على ثلاثة أوجه، وصلاة كسوف الشمس والقمر

، وصلاة العيدين، وصلاة الاستسقاء، والصلاة على الميّت»[1].

«خداوند نماز را واجب ساخته و پيامبر صلى الله عليه و آله هم سنّت گذارده و بر ده نوع است:

نماز مسافر و حاضر، نماز خوف بر سه نوع، نماز كسوف خورشيد و ماه، نماز دو عيد، نماز استسقاء و نماز ميّت.»

3- امام صادق عليه السلام فرمود:

«الفريضة والنافلة إحدى وخمسون ركعة، منها ركعتان بعد العتمة جالساً تعدّان بركعة وهو قائم، الفريضة منها سبع عشرة، والنافلة أربع وثلاثون ركعة»[2].

«فريضه و نافله پنچاه و يك ركعت است. از آن جمله است دو ركعت نشسته بعداز نماز عشاء كه يك ركعت ايستاده شمرده مى‌شود. فريضه هفده ركعت و نافله سى و چهار ركعت است.»

4- امام صادق عليه السلام در حديث شرائع الدين فرمود:

«... وصلاة الفريضة: الظهر أربع ركعات، والعصر أربع ركعات‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 3، حديث 2.

[2]- همان، باب 13، ص 32، حديث 3.


صفحه 55

والمغرب ثلاث ركعات، والعشاء الآخرة أربع ركعات، والفجر ركعتان، مجملة الصلاة المفروضة سبع عشرة ركعة، والسنّة أربع وثلاثون ركعة، منها: أربع ركعات بعد المغرب لا تقصير فيها في السفر والحضر، وركعتان من جلوس بعد العشاء الآخرة تعدّان بركعة، وثمان ركعات في السحر وهي صلاة الليل‌

، والشفع ركعتان، والوتر ركعة، وركعتا الفجر بعد الوتر، وثمان ركعات قبل الظهر، وثمان ركعات بعد الظهر قبل العصر، والصلاة تستحبّ في أوّل الأوقات»[1].

«نماز فريضه نمازهاى ذيل است: ظهر چهار ركعت، عصر چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشاء چهار ركعت، صبح دو ركعت. مجموع نماز واجب (در شبانه‌روز) هفده ركعت است. امّا نماز سنّت (نافله) سى و چهار ركعت است: چهار ركعت بعداز مغرب كه در سفر و حضر كم نمى‌شود، دو ركعت نشسته بعداز عشاء كه يك ركعت شمرده مى‌شود، هشت ركعت در سحر كه نماز شب ناميده مى‌شود، شفع دو ركعت، وتر يك ركعت و دو ركعت نافله صبح بعداز وتر، هشت ركعت قبل‌از ظهر و هشت ركعت بعداز ظهر و قبل‌از نماز عصر. ومستحبّ است نمازها در اوّل وقت برگزار شود.»

5- از زراره روايت شده كه از امام باقر عليه السلام درباره نمازهاى واجب پرسيدم. امام عليه السلام فرمود:

«خمس صلوات في الليل والنهار». فسأله زرارة: هل سمّاهنّ اللَّه وبيّنهنّ في كتابه؟ قال الإمام: «نعم، قال اللَّه تعالى لنبيّه صلى الله عليه و آله:

(أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى‌ غَسَقِ اللَّيْلِ‌...)[2]

ودلوكها زوالها، وفيما بين دلوك الشمس إلى غسق الليل‌

أربع صلوات، سمّاهنّ اللَّه وبيّنهنّ ووقّتهنّ، وغسق الليل هو انتصافه، ثمّ قال‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض و نوافلها، ص 41، حديث 25.

[2]- سوره اسراء، آيه 78.


صفحه 56

تبارك وتعالى:

(وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً)

فهذه الخامسة

، وقال تبارك وتعالى في ذلك:

(وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ)

وطرفاه: المغرب والغداة.

(وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ)

وهي صلاة العشاء الآخرة، وقال تعالى:

(حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى‌)

وهي صلاة الظهر، وهي أوّل صلاة صلّاها رسول اللَّه صلى الله عليه و آله، وهو وسط النهار ووسط صلاتين بالنهار: صلاة الغداة

، وصلاة العصر»[1].

«پنج نماز در شبانه‌روز است. پرسيد: آيا خداوند اين نمازها را در قرآن بيان كرده است؟ امام عليه السلام فرمود: بلى. خداوند به پيامبرش فرمود: (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى‌ غَسَقِ اللَّيْلِ...)«نماز را برپادار از زوال خورشيد تا تاريكى شب». دلوك به معناى زوال است، و بين زوال و تاريكى چهار نماز است كه خداوند آنها را معيّن كرده و بيان فرموده و وقت آنها را نيز مشخّص كرده است و «غسق» به معناى «نيمه شب» است. سپس خداوند فرمود: (وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً)«قرآن فجر»، نماز پنجم يعنى نماز صبح است. همچنين خداوند متعال فرمود: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ)و دو طرف روز، مغرب و صبح است و فرمود: (وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ)يعنى: «اوايل شب» كه منظور نماز عشاء است و همچنين فرمود: (حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى‌)يعنى: مواظب نمازها و نماز (وسطى) ميانه باشيد.

كه منظور نماز ظهر است و ظهر اوّلين نمازى بود كه پيامبر گرامى آن را بجا آورد. نماز ظهر، ميانه و نيمه روز است و نيز ميان دو نماز روزانه يعنى نماز صبح و نماز عصر، واقع مى‌شود.»

6- امام رضا عليه السلام فرمود:

«الصلاة قربان كلّ تقي»[2].

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 2، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 5، حديث 1.

[2]- همان، باب 12، ص 30، حديث 1.


صفحه 57

«نماز وسيله تقرّب هر شخص پرهيزكار به خداوند است.»

معاويه بن وهب مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه بهترين چيزى كه بندگان به وسيله آن به خداوند تقرّب مى‌جويند و محبوب‌ترين آنها نزد خداوند چيست؟ امام عليه السلام فرمود:

«ما أعلم شيئاً بعد المعرفة أفضل من هذه الصلاة، ألا ترى أنّ العبد الصالح عيسى بن مريم عليه السلام قال:

(وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَادُمْتُ حَيّاً)»[1]

«من بعداز خداشناسى چيزى را بهتر و برتر از نماز نمى‌دانم. آيا نمى‌بينى بنده صالح خداوند حضرت عيسى بن مريم عليه السلام گفت: «خداوند مرا تا زمانى كه زنده باشم به نماز و زكات سفارش كرده است.»

تفصيل احكام:

1- خداوند بر انسان پنج نماز را واجب كرده است:

الف- نمازهاى پنجگانه يوميّه.

ب- نماز آيات.[2]

ج- نماز طواف واجب.

د- نماز ميّت.

ه- قضاى نمازهاى فوت شده پدر و مادر بر پسر بزرگتر.

و- گاهى هم بخاطر تعهّدات شخصى مانند: نذر، عهد، قسم يا اجاره، نمازى بر انسان واجب مى‌شود.

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 10، ابواب اعداد الفرائض و نوافلها، ص 25، حديث 1.

[2]- نماز آيات در موقع خورشيد گرفتگى (كسوف) يا ماه گرفتگى (خسوف) يا زلزله و ساير حوادث طبيعى كه باعث خوف و ترس اكثريت مردم مى‌شود، واجب مى‌گردد. جزئيات آن در آينده بيان مى‌شود.