بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 73

و عصر يا مغرب و عشاء) در آن جايز است. البتّه واجب است ظهر قبل از عصر و مغرب قبل از عشاء خوانده شود.

3- وقت فضيلت: وقتى است كه اداى نماز تنها در آن وقت (نه در ساير اجزاى وقت اضافى) مستحبّ است و براى نمازگزار ثواب اضافى دارد.

اوقات نمازهاى ظهر و عصر

1- وقت عمومى نماز ظهر و عصر از زوال خورشيد آغاز و به غروب آن ختم مى‌شود.

2- وقت خاص ظهر، از اوّل وقت به اندازه اداى نماز ظهر يعنى به مقدار چهار ركعت براى شخص حاضر و به اندازه دو ركعت براى مسافر است، چون طبيعت ترتيب بين ظهر و عصر، اين امر را اقتضا مى‌كند.

3- وقت خاص نماز عصر، از آخر وقت به اندازه اداى نماز عصر است، يعنى به اندازه چهار ركعت براى حاضر و به اندازه دو ركعت براى مسافر.

4- بين هر دو وقت خاص، وقت مشترك نمازهاى ظهر و عصر است ولى واجب است نماز ظهر، قبل از عصر بجا آورده شود.

5- وقت فضيلت ظهر از زوال خورشيد است تا زمانى كه سايه جديد شاخص، بعداز زوال به اندازه دو قدم‌[1]برسد، و قبل از آن وقت نوافل است، پس كسى كه نوافل را بجا آورد، بعداز آن بلا فاصله نماز ظهر را بخواند، امّا اگر سايه جديد به اندازه دو قدم رسيد، نماز ظهر را بجا آورد،

[1]- قدم يك مقياس عرفى است و بين انگشت بزرگ پا و پاشنه پا را قدم مى‌گويند، و به حسب‌مقياسهاى تقريبى عرفى، هر قدم، يك هفتم قامت انسان متوسّط را تشكيل مى‌دهد و همچنين هر دو قدم مساوى يك ذراع است. درباره زوال، و شاخص و سايه آن، در آينده شرح بيشترى خواهد آمد.


صفحه 74

نه نوافل.

6- امّا وقت فضيلت عصر، بعداز زوال و اداى نافله ظهر و نماز ظهر است تا زمانى كه سايه جديد به چهار قدم برسد، و اگر به چهار قدم رسيد، نوافل را رها كرده و به فريضه عصر بپردازد.

7- ظاهر اين است كه وقت اداى نماز ظهر به جماعت، هنگامى است كه سايه جديد شاخص به اندازه دو قدم برسد و وقت اداى نماز عصر به جماعت، زمانى است كه آن سايه به چهار قدم برسد، تا اين كه به همه افراد وقت كافى براى اداى نوافل داده شود، سپس در نماز جماعت شركت كنند.

8- فقها گفته‌اند: وقت نماز جمعه از زوال است تا هنگاميكه سايه شاخص به اندازه خود آن برسد، ولى احوط اين است كه بعداز زوال به نماز جمعه و خطبه آن اقدام و مبادرت شود. البتّه اين مبادرت معناى عرفى دارد، امّا اگر نماز جمعه را به تأخير انداخت تا اينكه سايه شاخص به اندازه خود آن شد، وقت جمعه گذشته است و واجب است نماز ظهر برپا شود.

9- اگر در وقت مشترك و از باب سهو، نماز عصر را قبل از ظهر بجا آورد و بعد به اشتباه خود پى ببرد نماز او صحيح است و ظهر حساب مى‌شود و بر او لازم است كه نماز عصر را بخواند و احوط اين است كه چهار ركعت به نيّت ما فى‌الذّمّه بخواند، و اگر- دراين صورت- نماز ظهر را در وقت اختصاصى عصر در آخر وقت بجا آورد، باز هم نماز او صحيح است و نماز عصر را بايد قضا كند و احوط اين است كه هر دو را قضا نمايد، ولى بنابر احتياط نبايد در نيّت، متعرّض ادا يا قضا شود، بلكه در نمازى كه مى‌خواند، نيّت ظهر يا عصر هم نكند و تنها با نيّت (مافى‌الذمّه) يعنى: آنچه بر عهده‌اش بوده، نماز بخواند.


صفحه 75

10- اگر مشغول نماز عصر شود، به گمان اينكه نماز ظهر را قبل از آن بجا آورده است ولى قبل از فراغت، متوجّه شود كه نماز ظهر را نخوانده است، بايد نيّت خود را تبديل به ظهر كند و نماز را تمام نمايد و چيزى بر او نيست.

11- اگر مشغول نماز عشاء شود، به گمان اينكه مغرب را بجا آورده است و در اثناى نماز متوجّه شود كه مغرب را نخوانده است، بايد به نيّت مغرب عدول كند اگر ركوع ركعت چهارم را هنوز انجام نداده باشد، و گرنه احوط اين است كه آن نماز را تمام كند و سپس هر دو نماز مغرب و عشاء را بجا آورد.

زوال را چگونه تشخيص بدهيم؟

حديث شريف‌

1- سماعه روايت مى‌كند كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم: فدايت گردم! وقت نماز چه وقت است؟ پس امام عليه السلام به چپ و راست رو آورد گويى كه به دنبال چيزى مى‌گردد. چون چنين ديدم چوبى را گرفتم و گفتم آيا اين را مى‌خواهيد؟ فرمود: بلى، پس امام چوب را گرفت و در مقابل خورشيد، در زمين نصب كرد، سپس فرمود:

«إنّ الشمس إذا طلعت كان الفي‌ء طويلًا، ثمّ لا يزال ينقص حتى تزول، فإذا زالت زاد، فإذا استبنت فيه‌الزيادة فصلِّ الظهر، ثمّ تمهّل قدر ذراع وصلِّ العصر»[1].

«وقتى خورشيد طلوع مى‌كند، سايه اين چوب زياد و بلند است و به تدريج كم‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 11، ابواب المواقيت، ص 119، ح 1.


صفحه 76

مى‌شود تا خورشيد زوال كند. پس وقتى خورشيد زوال كرد، سايه باز هم فزونى مى‌گيرد. وقتى كه زياد شدن سايه آشكار شد، نماز ظهر را بجا آور، سپس درنگ كن تا سايه به اندازه يك ذراع اضافه شود و بعد نماز عصر را بخوان.»

2- در روايت ديگر از امام صادق عليه السلام آمده است كه درباره چگونگى شناخت و تشخيص زوال فرمود:

«أوّل وقت صلاة الظهر زوال الشمس، وعلامة زوالها أن ينصب شيئاً له في‌ء في موضع معتدل في أوّل النهار فيكون حينئذٍ ظلّه ممتدّاً إلى جهة المغرب ويتعاهد، فلا يزال الظلّ يتقلّص وينقص حتى يقف، وذلك حين تكون الشمس في وسط الفلك ما بين المشرق والمغرب، ثمّ تزول وتسير ما شاء اللَّه والظلّ قائم لا يتبيّن حتى يتحرّك إلى الزيادة، فإذا تبيّن حركته فذلك أوّل وقت الظهر»[1]

. «اوّل وقت نماز ظهر، زوال خورشيد است و نشانه زوال اين است كه چيزى سايه دارى در يك محلّ هموار در آغاز روز نصب شود. صبح كه خورشيد طلوع مى‌كند، سايه آن به طرف مغرب مى‌افتد و هرچه آفتاب بالا مى‌آيد، اين سايه كم مى‌شود تا اينكه متوقّف مى‌گردد و اين هنگامى است كه خورشيد در وسط آسمان بين مشرق و مغرب قرار مى‌گيرد سپس خورشيد زوال مى‌كند وبه مشيّت خداوند حركت مى‌كند و سايه بر جاى خود ايستاده تا اينكه رو به فزونى و زياد شدن مى‌گذارد. وقتى حركت سايه (روبه فزونى) آشكار رشد، اوّل وقت ظهر فرارسيده است.»

3- امام صادق عليه السلام در روايت سوّم فرمود:

«... تأخذون عموداً طوله ثلاثة أشبار، وإن زاد فهو أبين، فيقام، فما دام ترى الظلّ ينقص فلم تزل، فإذا زاد الظلّ بعد النقصان فقد زالت»[2]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، كتاب الصلاة، باب 10، ابواب المواقيت، ح 1.

[2]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 11، ابواب المواقيت، ص 119، ح 2.


صفحه 77

«... ستونى را مى‌گيريد كه طول آن سه وجب باشد و اگر زيادتر باشد، بهتر (واضح‌تر) است. اين ستون در محلّى نصب شود. پس تا زمانى كه مى‌بينى سايه آن در حال كم شدن است، هنوز زوال نشده است، پس اگر بعداز آنكه سايه به آخرين حدّ كاهش رسيد، دوباره فزونى يافت، خورشيد زوال يافته است.»

تفصيل احكام‌

زوال در اصطلاح به معناى «مايل شدن خورشيد از وسط آسمان به سمت مغرب» است و مى‌توان فرارسيدن زوال را با «ساعت آفتابى»[1]كه توسط آن، ظهر حقيقى تعيين مى‌شود، تشخيص داد.

تعيين اوقات نوافل ظهر و عصر و اوقات فضيلت آن دو با معيار سايه پديد آمده بعداز زوال، صورت مى‌گيرد، زيرا اگر سايه شاخص‌[2]در وقت زوال مثلًا سه قدم بوده، بعداز زوال اين سايه بار ديگر امتداد و افزايش مى‌يابد. پس زمانى كه مجموع طول سايه به پنج قدم رسيد (سه قدم اصلى‌

[1]- ساعت آفتابى اين است كه در يك سطح كاملًا هموار، شاخص معتدل و راست با زواياى قائمه، نصب‌شود. با بر آمدن آفتاب، اين شاخص يك سايه طولانى به سمت مغرب دارد و هر چند آفتاب از مشرق به سمت وسط آسمان بالا مى‌آيد، سايه شاخص رو به كاهش مى‌رود تا اينكه در برخى از مناطق استوائى، اين سايه بطور كامل از بين مى‌رود، و در ديگر مناطق به كمترين حدّ خود مى‌رسد. با از بين رفتن كامل سايه يا رسيدن آن به كمترين حدّ خود، خورشيد به وسط آسمان رسيده است. و از لحظه بعدى كه سايه براى بار دوّم ظهور مى‌كند (در حالت اوّل يعنى آنجا كه كاملًا سايه از بين رفته است) يا مجدّداً رو به سمت مشرق، زيادتر مى‌شود (در حالت دوّم يعنى آنجا كه به كمترين درجه خود رسيده است) زوال خورشيد تحقّق يافته، يعنى خورشيد از وسط آسمان به سوى مغرب مايل شده و ظهر شرعى تحقّق يافته است.

[2]- منظور از شاخص در كتابهاى فقهى غالباً چيزى است كه به اندازه طول قامت انسان متوسط و يا به‌حسب مقياسهاى عرفى قديم، مساوى هفت قدم يا سه ذراع و نيم باشد.


صفحه 78

در موقع زوال و دو قدم زياد شده بعداز زوال) آخر وقت فضيلت ظهر و نوافل آن خواهد بود، و اگر مجموع طول سايه به هفت قدم رسيد (سه قدم اصلى در موقع زوال و چهار قدم جديد بعداز زوال) پايان وقت فضيلت نماز عصر و نافله آن خواهد بود.


صفحه 79

دوّم- وقت نمازهاى مغرب و عشاء

حديث شريف‌

1- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:

«وقت المغرب إذا غربت الشمس فغاب قرصها»[1]

. «وقت نماز مغرب زمانى است كه خورشيد غروب كند و قرص آن از نظرها ناپديد شود.»

2- امام صادق عليه السلام در روايت ديگر مى‌فرمايد:

«إذا غابت الشمس فقد حلّ الإفطار ووجبت الصلاة، وإذا صلّيت المغرب فقد دخل وقت العشاء الآخرة إلى انتصاف الليل»[2]

. «وقتى خورشيد غروب كرد، افطار، جايز و نماز، واجب مى‌شود، و موقعى كه نماز مغرب را گزاردى، وقت نماز عشاء فرامى‌رسد كه تا نيمه شب ادامه دارد.»

3- شهاب بن عبد ربّه مى‌گويد: امام صادق عليه السلام به او فرمود:

«يا شهاب، انّي احبّ إذا صلّيت المغرب أن أرى في السماء كوكباً»[3]

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، باب 16، ابواب المواقيت، ص 130، ح 16.

[2]- همان، ح 19.

[3]- همان، ص 128، ح 9.


صفحه 80

«اى شهاب! من دوست دارم وقتى نماز مغرب را به جا مى‌آورم ستاره‌اى را در آسمان ببينم.»

4- اسماعيل بن جابر مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام درباره وقت مغرب پرسيدم، فرمود:

«ما بين غروب الشمس إلى سقوط الشفق»[1]

. «ما بين غروب خورشيد تا سقوط (پايين آمدن) شفق.»

5- نيز امام صادق عليه السلام فرمود:

«إذا غابت الشمس فقد دخل وقت المغرب حتى يمضي مقدار ما يصلّي المصلّي ثلاث ركعات، فإذا مضى ذلك فقد دخل وقت المغرب والعشاء الآخرة حتى يبقى من انتصاف الليل مقدار ما يصلّي المصلّي أربع ركعات، وإذا بقي مقدار ذلك فقد خرج وقت المغرب وبقي وقت العشاء إلى انتصاف الليل»[2].

«موقعى كه خورشيد غروب كرد، وقت نماز مغرب فرارسيده است تا اينكه به اندازه خواندن سه ركعت نماز، سپرى شود و بعداز آن وقت مغرب و عشاء فرارسيده است تا اينكه به نيمه شب به اندازه چهار ركعت نماز، وقت باقى بماند. كه در آن صورت، وقت مغرب پايان يافته و وقت عشاء تا نيمه شب باقى مانده است.»

6- امام صادق عليه السلام فرمود:

«... وأوّل وقت العشاء ذهاب الحمرة، وآخر وقتها إلى غسق الليل، يعني نصف الليل»[3].

«... اوّل وقت عشا، رفتن سرخى شفق و آخر وقت آن تا غسق يعنى تا نيمه شب است.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، باب 16، ابواب المواقيت، ص 133، ح 29.

[2]- همان، ج 3، ب 17، ص 134، ح 4.

[3]- همان، ص 135، ح 6.