بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 105

«در حاليكه پيامبر خدا در مسجد نشسته بود، مردى وارد شد وايستاد ونماز گزارد اما نه ركوع خود را كامل ادا مى‌كرد ونه سجده خود را. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: نوك زدنى مانند نوك زدن كلاغ. اگر او بميرد ونمازش همين باشد، بر غير دين من مرده است.»

4- روايت شده:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وقتى ركوع مى‌كرد، اگر برپشتش آب ريخته مى‌شد، آب بدون حركت، استقرار مى‌يافت وبه زمين نمى‌ريخت.[1]

5- على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر روايت مى‌كند كه:

از او پرسيدم درباره شخصى كه در حال ركوع ياسجده است اما قسمتى از بدن او مى‌خارد آيا مى‌تواند دست از ركوع ياسجده بكشد وبدنش را بخاراند؟ فرمود:

«لا بأس إذا شقّ عليه أن يحكّه، والصبر إلى أن يفرغ أفضل»[2].

«اشكال ندارد اگر براى او مشقت داشته باشد اما اگر صبر كند تا از نماز فارغ شود بهتر است.»

6- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره تسبيح در ركوع وسجده، پس فرمود:

«تقول في الركوع: سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ، وفي السجود: سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى، الفريضة من ذلك تسبيحة، والسنّة ثلاث، والفضل في سبع»[3].

در ركوع سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ ودر سجده سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى مى‌گويى.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 18، ص 942، حديث 5.

[2]- همان، باب 23، حديث 1.

[3]- همان، باب 4، حديث 1.


صفحه 106

مقدار واجب يك تسبيح وسنّت سه تسبيح است واگر هفت بار گفته شود بهتر است.»

7- سماعه مى‌گويد:

سألته (أي‌الإمام المعصوم) عن الركوع والسجود هل نزل في القرآن‌

؟ قال: «نعم، قول اللَّه تعالى:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا...)».

قلت: كيف حدّ الركوع والسجودآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام نماز - قم، چاپ: پنجم، 1389.

ظ( فقال: أمّا ما يجزيك من الركوع فثلاث تسبيحات، تقول:

سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ،

ثلاثاً»[1].

از امام معصوم عليه السلام پرسيدم آيا ركوع وسجود در قرآن نازل شده است؟ فرمود: «بلى.

خداوند مى‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا...)».

پرسيدم حد ركوع وسجود چگونه است؟ فرمود:

«در ركوع سه بار تسبيح كفايت مى‌كند، پس سه بار مى‌گويى: سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ.»

8- هشام بن حكم مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم آيا كفايت مى‌كند كه در ركوع وسجود به جاى تسبيح بگويم: لِاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَالْحَمْدُ للَّهِ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ؟ فرمود:

«نعم، كلّ هذا ذكر اللَّه»[2].

«بلى. همه اينها ذكر خدا است.»

9- ابوبكر حضرمى مى‌گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم:

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 5، حديث 3.

[2]- همان، باب 7، حديث 1.


صفحه 107

حد ركوع وسجده چيست؟ فرمود:

«تقول: سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ ثلاثاً في الركوع، وسُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى وَبِحَمْدِهِ ثلاثاً في السجود، فمن نقص واحدة نقص ثلث صلاته، ومن نقص اثنتين نقص ثلثي‌صلاته، ومن لم يسبّح فلا صلاة له»[1].

«در ركوع سه بار سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ و در سجده سه بار سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى وَبِحَمْدِهِ مى‌گويى، وكسى كه دو تسبيح را كم كند، دوسوم نمازش را كم كرده است وكسى كه در ركوع وسجود تسبيح نگويد براى او نمازى نيست.»

10- امام رضا عليه السلام فرمود:

«إنّما جعل التسبيح في الركوع والسجود لعلل، منها: أن يكون العبد مع خضوعه وخشوعه وتعبّده وتورّعه واستكانته وتذلّله وتواضعه وتقرّبه إلى ربّه، مقدّساً له ممجِّداً مسبِّحاً معظّماً شاكراً لخالقه ورازقه، وليستعمل التسبيح والتحميد كما استعمل التكبير والتهليل، وليشغل قلبه وذهنه بذكر اللَّه، فلا يذهب به الفكر والأماني إلى غير اللَّه»[2].

«اينكه در ركوع وسجود، تسبيح قرار داده شده علتهايى دارداز آن جمله اينكه: بنده خدا با اينكه خضوع، خشوع، تعبّد، تورّع، تذلل، زارى، فروتنى وقصد تقرّب به پروردگارش دارد، بايد تقديس كننده، تسبيح كننده، تعظيم كننده، تمجيد كننده وشكر كننده آفريننده وروزى دهنده‌اش نيز باشد، وهمانطور كه تكبير وتهليل (اللَّهُ أَكْبَرُ وَلَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ) مى‌گويد، تسبيح وتحميد (سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمُدِ للَّهِ) را نيز به كار ببرد، ودل وذهنش را به ذكر خدا مشغول دارد تا انديشه‌ها واميدها، او را به سوى غير خدا نكشاند.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 4، حديث 5.

[2]- همان، حديث 6.


صفحه 108

11- عقبة بن عامر جهنى روايت مى كند:

لمّا نزلت

(فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ)

قال لنا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: «اجعلوها في ركوعكم»، فلمّا نزلت

(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى‌)

قال لنا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله:

«اجعلوها في سجودكم»[1].

چون آيه (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ)نازل شد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود: «اين را در ركوع خود قرار دهيد»، وچون آيه (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى‌)نازل شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود: «اين را در سجود خودتان قرار دهيد.»

12- امام باقر عليه السلام فرمود:

«من قال في ركوعه وسجوده وقيامه صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

، كتب اللَّه له بمثل الركوع والسجود والقيام»[2].

«كسى كه در ركوع وسجود وقيامش، صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ بگويد، خداوند براى او (ثوابى) مانند ركوع وسجود وقيام را مى‌نويسد.»

13- على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد كه:

آيا مرد تشهد، تسبيحات، ركوع، سجود و قنوت را باصداى بلند بخواند؟ فرمود:

«إنّ شاء جهر، وإن شاء لم يجهر»[3].

«هر طور كه بخواهد، مى‌تواند بلند ياآهسته بخواند.»

14- امام باقر عليه السلام روايت مى‌كند كه:

إنّ عليّاً عليه السلام سئل عن رجل ركع ولم يسبِّح ناسياً، قال:

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 21، حديث 1.

[2]- همان، باب 20، حديث 3.

[3]- همان، باب 25، حديث 1.


صفحه 109

«تمّت صلاته»[1].

از امام على عليه السلام سؤال شد درباره شخصى كه ركوع كرده اما تسبيح گفتن را فراموش كرده است، فرمود: «نماز او تمام وصحيح است.»

15- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إذا رفعت رأسك من الركوع فأقم صلبك، فإنّه لا صلاة لمن لا يقيم صلبه»[2]

«وقتى سراز ركوع برداشتى، راست وصاف بايست زيرا كسى كه راست نايستد، براى او نمازى نيست.»

16- ابوبصير مى‌گويد:

سألت أبا جعفر عليه السلام عن رجل نسي أن يركع، فقال: «عليه الإعادة»[3].

از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره كسى كه ركوع را فراموش كرده است، فرمود: «بر او است كه نماز را اعاده كند.»

17- عمران حلبى مى‌گويد: از امام معصوم پرسيدم شخصى در حاليكه ايستاده است شك مى‌كند كه آيا ركوع كرده است يانه، امام فرمود:

«فليركع»[4].

«بايد ركوع كند.»

18- امام باقر عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 15، حديث 1.

[2]- همان، باب 16، حديث 2.

[3]- همان، باب 10، حديث 4.

[4]- همان، باب 12، حديث 1.


صفحه 110

«إن شكّ في الركوع بعدما سجد فليمض، وإن شكّ في السجود بعد ما قام فليمض. كلّ شي‌ء فيه ممّا قد جاوزه ودخل في غيره فليمض عليه»[1].

«اگر بعد از سجده در ركوع خود، شك كند، بگذرد (به شك خود اعتنا نكند) واگر بعد از آنكه ايستاد، در سجده خود شك كند، بگذرد (وبه شك اعتنا نكند) وهر چيزى كه در آن شك شود در حاليكه وقت ومحل آن گذشته وانسان به كار ديگرى مشغول شده باشد، به آن شك اعتنا نمى‌شود واز آن بايد بگذرد.»

19- بازهم امام باقر عليه السلام فرمود:

«المرأة إذا قامت في الصلاة جمعت بين قدميها، وتضمّ يديها إلى صدرها لمكان ثدييها، فإذا ركعت وضعت يديها فوق ركبتيها على فخذيها لئلا تطأطأ كثيراً فترتفع عجيزتها»[2].

«زن هنگاميكه به نماز ايستاد، پاهايش را جفت مى‌كند وبهم مى‌چسباند، ودستهايش را روى سينه در محل پستانهايش، به همديگر مى‌چسباند، وهنگاميكه به ركوع رفت، دستهايش را در محلى بالاتر از زانوهايش، برروى ران‌هايش مى‌گذارد تا خيلى زياد خم نشود كه عقبش بالارود.»

20- بريد عجلى روايت مى‌كند:

قلت لأبي جعفر عليه السلام: أيّهما أفضل في الصلاة؛ كثرة القرآن أو طول اللبث في الركوع والسجود في الصلاة؟ فقال: «كثرة اللبث في الركوع والسجود في الصلاة أفضل، أما تسمع لقول اللَّه عزّ وجلّ:

(فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ)

إنّما عنى بإقامة الصلاة، طول اللبث في الركوع والسجود.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 13، حديث 4.

[2]- همان، باب 18، حديث 2.


صفحه 111

قلت: فأيّهما أفضل كثرة القراءة أو كثرة الدعاء

؟ فقال: «كثرة الدعاء أفضل، أما تسمع لقول اللَّه تعالى لنبيّه صلى الله عليه و آله:

(قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ)»[1]

به امام باقر عليه السلام عرض كردم آيا قرآن زياد خواندن در نماز بهتر است ياطول دادن ركوع وسجود نماز؟ امام عليه السلام فرمود: «زياد درنگ كردن در ركوع وسجود بهتر است. آيا قول خداوند را نشنيده‌اى كه فرموده است: (فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ)، [آن مقدار از قرآن كه براى شما ميّسر است بخوانيد ونماز را برپا داريد] ومقصود از برپا داشتن نماز، درنگ طولانى در ركوع وسجود است.

بعد گفتم: آيا كثرت قرائت قرآن در نماز بهتر است يا كثرت دعا؟ فرمود: «كثرت دعا بهتر است. آيا سخن خداوند متعال را به پيامبرش صلى الله عليه و آله نشنيدى كه فرمود: (قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ)[بگو اگر دعاى شما نبود، پروردگار من به شما اعتنا نمى‌كرد وارجى قايل نبود].

21- معاوية بن عمار مى‌گويد:

امام صادق عليه السلام را ديدم در وقتى كه ركوع مى‌كرد، ويا سرش را از ركوع برمى‌داشت، ويا به سجده مى‌رفت، ويا سر از سجده برمى‌داشت وهنگاميكه مى‌خواست به سجده دوم برود، دستهايش را (براى تكبير) بلند مى‌كرد.[2]

22- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«إنّي قد نُهيت عن القراءة في الركوع والسجود، فأمّا الركوع فعظّموا اللَّه‌

، وأمّا السجود فأكثروا فيه الدعاء

؛ فإنّه قَمَن أن يستجاب لكم، أي‌جدير

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 26، حديث 3.

[2]- همان، باب 2، حديث 2.


صفحه 112

وحريّ أن يستجاب لكم»[1].

«من نهى شده‌ام از قرائت (قرآن) در ركوع وسجود. پس در ركوع، خداوند را تعظيم كنيد ودر سجده، دعاى زياد بخوانيد زيرا شايسته وسزاوار است كه دعاى شما در هنگام سجده مستجاب شود.»

تفصيل احكام:

1- ركوع از اركان پنجگانه نماز ودر هرركعت از نمازهاى واجب يامستحب، يكبار واجب است (به استثناى نماز ميت كه اصلًا ركوع وسجود ندارد، ونماز آيات كه در هرركعت خود پنج ركوع دارد.)

2- چون ركوع ركن است، كم يازياد كردن آن عمداً ياسهواً درهمه نمازهاى واجب، باطل كننده نماز است، مگر دربعضى از حالات نماز جماعت كه سخن درباره آن خواهد آمد.

3- عناصر واجزاى تشكيل دهنده ركوع عبارتند از: خم شدن، ذكر گفتن، طمأنينه وآرام بودن بدن در اثناى ذكر وبعد از قيام، سربرداشتن وراست ايستادن بعد از ركوع.

خم شدن:

4- واجب در ركوع همان خم شدن متعارف ومتداول بين مسلمانان است وبطور مشخص بايد گفت: در تحقق ركوع، خم شدن به اندازه‌اى كه انگشتان دست يابعضى از آنها مانند انگشت ميانه وسبّابه باهم به زانوها برسد كفايت مى‌كند، ورسيدن انگشت شست‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 8، حديث 2.