هيچگاه از خداوند دور نشده است. وكسى هم كه اسائه ادب كرده وحرمت خدارا شكسته ودر حال سجده قلب خود را به غير او سپرده است هيچگاه به او نزديك نشده است. پس مانند سجده شخص فروتن وذليل سجده كن؛ سجده كسى كه دانسته است كه از خاك بىارزش كه خلق آنرا لگد مال مىكنند، آفريده شده واز نطفهاى پديد آمده كه همه آنرا كثيف وآلوده وناپاك مىدانند واز نيستى به هستى آورده شده است.
خداوند سجده را باعث تقرّب دلها وروحها به خود قرار داده است. پس كسى كه به او نزديك شده است از غير او دورى جسته است. همانطور كه از ظاهر سجده پيدا است كه شخص نمىتواند سجده كامل كند مگر اينكه ازهمه اشياى اطراف خود، واز همه آنچه چشمها آنرا مىبينند، پنهان گردد ودر يك حالتى از استتار واحتجاب وعزلت از ديگران قرار گيرد، در باطن نيز خداوند چنين خواسته است. پس كسى كه در نماز به چيز ديگرى غير از خدا، تعلق خاطر داشته باشد، او به همان چيز نزديك است واز حقيقت آنچه خداوند در نمازش از او خواسته است، دور مىباشد. خداوند مىگويد: «خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده.» پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هم فرموده است: خداوند متعال فرمود: هيچ بندهاى نيست كه من بردل او آگاه شوم پس اخلاص او را در اطاعت وطلب رضاى خود از او بدانم، مگر اينكه من خودم تربيت، سرپرستى واداره اورا به عهده مىگيرم وكسى كه در نماز خود، دل به غير من بسته است، او خود را مسخره مىكند واسم او در ديوان زيانكاران نوشته مىشود.»
2- امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
«جاء رجل إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فقال: يا رسول اللَّه، كَثُرت ذنوبي
، وضَعُف عملي، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أكثر السجود، فإنّه يحطّ الذنوب
،
كما تحطّ الريح ورق الشجر»[1].
«مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد وعرض كرد؛ يارسول اللَّه! گناهان من زياد وعمل من كم وضعيف شده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زياد سجده كن. سجده بار گناهان را سبك مىكند، همانطور كه باد، برگهاى درختان را مىريزد.»
3- امام على عليه السلام فرمود:
«جاء رجل إلى النبيّ صلى الله عليه و آله
، فقال: علّمني عملًا يحبّني اللَّه عليه، ويحبّني المخلوقون، ويثري اللَّه مالي، ويصحّ بدني، ويطيل عمري، ويحشرني معك. قال: هذه ستّ خصال تحتاج إلى ستّ خصال
؛ إذا أردت أن يحبّك اللَّه فخفه واتّقه، وإذا أردت أن يحبّك المخلوقون فأحسن إليهم وارفض ما في أيديهم، وإذا أردت أن يثري اللَّه مالك فزكّه، وإذا أردت أن يصحّ اللَّه بدنك فأكثر من الصدقة، وإذا أردت أن يطيل اللَّه عمرك فصل ذوي أرحامك، وإذا أردت أن يحشرك اللَّه معي، فأطل السجود بين يدي اللَّه الواحد القهّار»[2].
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد وگفت: به من عملى بياموز كه خدا مرا به واسطه آن دوست بدارد وخلق او هم مرا دوست بدارند، وخدا مالم را فزونى دهد، بدنم را سالم گرداند، عمرم را طولانى نمايد، ودر قيامت باتو محشورم كند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين شش صفت است كه به شش عمل احتياج دارد: اگر مىخواهى خدا تو را دوست داشته باشد، از او بترس وتقواى او پيشه كن، واگر بخواهى بندگان، تورا دوست داشته باشند، به آنها نيكى كن واز آنچه در دست آنها است، امتناع بورز، واگر بخواهى خدا مالت را زياد كند، زكات آن را بپرداز، واگر مىخواهى خدا بدنت را سالم نگهدارد، پس صدقه زياد بده، واگر بخواهى خدا عمرت را طولانى
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 162، حديث 6.
[2]- همان، ص 164، حديث 12.
كند، پس صله رحم داشته باش، واگر مىخواهى خدا تو را بامن محشور كند پس در پيشگاه خداوند يكتاى قهار، سجده خود را طول بده.»
4- امام باقر عليه السلام فرمود:
«قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: السجود على سبعة أعظم
؛ الجبهة واليدين والركبتين والإبهامين من الرجلين، وترغم بانفك ارغاماً. أمّا الفرض فهذه السبعة، وأمّا الإرغام بالأنف فسنّة من النبيّ صلى الله عليه و آله»[1].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سجده برهفت موضع از بدن است: پيشانى، دودست، دوزانو، دوانگشت بزرگ پا وبينى خود را به خاك مىمالى. مقدار واجب همان هفت موضع است اما بينى به خاك ماليدن سُنّت پيامبر است.»
5- امام باقر عليه السلام فرمود:
«الجبهة كلّها من قصاص شعر الرأس إلى الحاجبين موضع السجود
، فأيما سقط ذلك إلى الأرض أجزأك مقدار الدرهم أو مقدار طرف الأنملة»[2].
«همه پيشانى از محلّ موى پيشانى تاابروها محل سجده است، پس هرقسمت از آن را كه برزمين نهى، كفايت مىكند، به مقدار يك درهم يابه مقدار يك بند انگشت.»
6- عبد اللَّه بن سنان مىگويد:
سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن موضع جبهة الساجد، أيكون أرفع من مقامه
؟ فقال: «لا، وليكن مستوياً»[3].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا جايز است محل سجده نماز گزار، بالاتر از
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، باب 4 از ابواب سجود، ص 954، حديث 2.
[2]- همان، باب 9، ص 963، حديث 5.
[3]- همان، باب 10، ص 963، حديث 1.
محل ايستادن او باشد؟ فرمود: «نه، بايد برابر همديگر باشند.»
7- امام صادق عليه السلام از پدرش، از پدرانش از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود:
«ضعوا اليدين حيث تضعون الوجه، فإنّما يسجدان كما يسجد الوجه».
«دستان خود را در همان جايى بگذاريد كه صورت خود را مىگذاريد زيرا دستها هم مانند صورت سجده مى كنند.»[1]
8- عبداللَّه بن سنان مىگويد:
سألته (الإمام الصادق عليه السلام) عن السجود على الأرض المرتفع، فقال:
«إذا كان موضع جبهتك مرتفعاً عن موضع بدنك قدر لبنة، فلا بأس»[2].
از امام صادق عليه السلام درباره سجده برزمين مرتفع وبلند پرسيدم. فرمود: «اگر محلّ پيشانى شما از محلّ بدن شما بهاندازه يك آجُر بالاتر باشد، اشكال ندارد.»
9- هشام بن سالم مىگويد:
سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن التسبيح في الركوع والسجود، فقال: «تقول في الركوع:
سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ،
وفي السجود
سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى،
الفريضة من ذلك تسبيحة، والسنّة ثلاث، والفضل في سبع»[3].
از امام صادق عليه السلام درباره تسبيح ركوع وسجود پرسيدم. فرمود: در ركوع مىگويى:
سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ ودر سجده مىگويى: سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى. مقدار واجب يك بار تسبيح گفتن، وسنّت سه بار تسبيح گفتن وبهتر هم هفت بار تسبيح
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، باب 10 از ابواب سجود، ص 964، حديث 3.
[2]- همان، باب 11، ص 964، حديث 1.
[3]- همان، ابواب الركوع، باب 4، ص 923، حديث 1.
گفتن است.»
10- امام صادق عليه السلام فرمود:
«أدنى التسبيح ثلاث مرّات وأنت ساجد، لا تعجل بهنّ»[1].
«كمترين تسبيح سه بار است در حاليكه تو در سجده هستى، براى اداى تسبيحات شتاب نكن.»
11- هشام بن حكم مىگويد:
قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام: يجزي أن أقول مكان التسبيح في الركوع والسجود
لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ والْحَمْدُ للَّهِ
و
اللَّهُ أَكْبَرُ؟
فقال: «نعم، كلّ هذا ذِكر اللَّه»[2].
به امام صادق عليه السلام گفتم: آيا كفايت مىكند كه بجاى تسبيح در ركوع وسجود، لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ والْحَمْدُ للَّهِ و اللَّهُ أَكْبَرُ بگويم؟ فرمود: «بلى. همه اينها ذكر خدا است.»
12- از امام رضا عليه السلام سؤال شد:
عن الرجل يسجد ثمّ لا يرفع يديه من الأرض بل يسجد الثانية، هل يصلح له ذلك
؟ قال: «ذلك نقص في الصلاة»[3].
درباره كسى كه سجده مىكند ولى دست از زمين بر نمىدارد وسجده دوم مىكند آيا اين كار درست است؟ فرمود: «اين، نقص در نماز است.»
13- عبد الحميد بن عوّاص مىگويد: امام صادق عليه السلام را ديدم هنگامى كه سر از سجده دوم ركعت اول بر مىداشت، مىنشست تا آرام مىگرفت وسپس بر مىخاست.[4]
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب ركوع، باب 5، ص 926، حديث 5.
[2]- همان، باب 7، ص 929، حديث 1.
[3]- همان، ابواب السجود، باب 25، ص 982، حديث 1.
[4]- همان، باب 5، ص 956، حديث 1.
14- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا رفعت رأسك من السجدة الثانية من الركعة الاولى حين تريد أن تقوم فاستوِ جالساً ثمّ قم»[1].
«وقتى سر از سجده دوم ركعت اول برداشتى ومى خواستى بايستى، قبلًا كاملًا بنشين بعد قيام كن.»
15- محمد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى مىگويد كه: به امام مهدى (عج) نوشته وسؤال كرده درباره اينكه نماز گزار در تاريكى مشغول نماز شب است وهنگاميكه سجده مىكند، محل سجده را اشتباه مىكند وپيشانىاش را روى گليم (فرش) ياچرم مىگذارد وقتى سر را برمىدارد، محل سجده را پيدا مىكند، آيا مىتواند به اين سجده اعتنا واكتفا نمايد يانه؟ امام عليه السلام در جواب نوشت:
«ما لم يستوِ جالساً فلا شيء عليه في رفع رأسه لطلب الخُمرة»[2].
«اگر هنوز كاملًا ننشسته است اشكال ندارد كه براى جستجوى محل سجده، سرش را بلند كند.»
16- ابوبصير مىگويد:
سألته (أيالإمام الصادق عليه السلام) عمّن نسي أن يسجد سجدة واحدة فذكرها وهو قائم، فقال: «يسجدها إذا ذكرها ما لم يركع، فإن كان قد ركع فليمض على صلاته، فإذا انصرف قضاها وليس عليه سهو»[3].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره كسى كه يك سجده را فراموش كرده،
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب السجود، باب 5، ص 956، حديث 3.
[2]- همان، باب 8، ص 962، حديث 6.
[3]- همان، باب 14، ص 969، حديث 4.
ودر حاليكه ايستاده يادش بيايد. فرمود: «تا زمانى كه ركوع نكرده، هروقت يادش آمد سجده كند، اما اگر ركوع كرده باشد به نمازش ادامه دهد وبعد از نماز، آن سجده را قضا كند وسهوى براو نيست.»
17- عبدالرحمن بن ابى عبداللَّه مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: كسى سر از سجده برداشته وقبل از اينكه كاملًا بنشيند شك كرده كه آيا سجده كرده است يانه؟ فرمود:
«يسجد».
«سجده كند.»
گفتم: مردى از سجده بلند شده وقبل از اينكه كاماً بايستد، شك كرده كه آيا سجده كرده است يانه؟ فرمود:
«يسجد»[1].
«سجده كند.»
18- اسحاق بن عمار مىگويد:
قلت له (الإمام الصادق عليه السلام): رجل بين عينيه قرحة لا يستطيع أن يسجد. قال: «يسجد ما بين طرف شعره، فإن لم يقدر سجد على حاجبه الأيمن، فإن لم يقدر فعلى حاجبه الأيسر، فإن لم يقدر فعلى ذقنه».
قلت: على ذقنه
؟ قال: «نعم، أما تقرأ كتاب اللَّه عزّ وجلّ:
(يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً)»[2]
به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه كسى بين دوچشمش زخم است ونمى تواند سجده كند.
فرمود: «ميان موهايش سجده كند، واگر نمىتواند، روىابروى راست
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب السجود، باب 15، ص 972، حديث 6.
[2]- همان، باب 12، ص 966، حديث 3.
وگرنه روى ابروى چپش سجده كند واگر نمىتواند برچانهاش سجده نمايد.»
گفتم: برچانهاش؟ فرمود: بلى. آيا كتاب خدا را نخواندهاى كه مىگويد: (يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً)يعنى: باچانههاى شان به سجده مىافتند.»
19- على بن يقطين مىگويد: از امام ابوالحسن اول عليه السلام پرسيدم درباره كسى كه در ركوع وسجودش، گفتن تسبيح را فراموش كرده است. فرمود:
«لا بأس بذلك»[1].
«اشكال ندارد.»
تفصيل احكام:
اول- سجده ركن است:
1- در هرركعت از نمازهاى واجب ومستحب، واجب است دو سجده بعد از ركوع انجام شود (به استثناى نماز ميت كه ركوع وسجود ندارد).
2- بنابر نظر مشهور فقهاء، باگذاشتن پيشانى برزمين به قصد تعظيم، سجده تحقق مىيابد، وشايد حقيقت اصلى سجده افتادن به زمين باشد به منظور تعظيم چه پيشانى برزمين گذاشته شود يانشود.
3- دو سجده باهم از اركان نماز است. بنابراين:
الف- نماز- چه واجب وچه مستحب- باترك هردو سجده باهم باطل مىشود چه از روى عمد باشد يا سهو يااز روى جهل وندانستن.
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 15، ص 939، حديث 2.