بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 136

اگر چه بنابر احتياط بايد مقدار ياد شده در اين جا هم مراعات شود.

7- واجب است ذكر به دنبال هم وبازبان عربى صحيح، گفته شود، وحروف آن در حد امكان از مخرج‌هاى طبيعى تلفظ شود، واز نظر اعراب آخر كلمات هم بطور صحيح ادا گردد.

8- پيشانى را بايد برچيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح باشد وپاك هم باشد. (تفصيل اين مطلب در صفحه‌هاى بعدى بيان مى‌شود.)

سوم- احكام سجده:

1- بنابر احتياط واجب، سجده بايد به شكل معروف متداول بين مسلمانان انجام شود. پس افتادن با رو برزمين وچسباندن شكم به زمين ودراز كردن پاها صحيح نيست، زيرا از نظر مسلمانان، سجده برآن صدق نمى‌كند هرچند همه اعضاى هفتگانه هم به زمين گذاشته شده باشد.

2- گذاشتن همه پيشانى بر زمين لازم نيست بلكه آن مقدارى كه در عرف سجده گفته شود كفايت مى‌كند. معمولًا اگر به اندازه يك درهم از پيشانى را برزمين بگذارد، سجده تحقق مى‌يابد، واحوط اين است كه به كمتر از يك درهم اكتفا نشود، اگر چه به اندازه بند انگشت وآن مقدار كه پيشانى روى مسواك ياچوب قرار مى‌گيرد هم كافى است.

3- لازم است پيشانى بطور مستقيم بر محل سجده نهاده شود وهيچ گونه حايل ومانعى در ميان نباشد. پس اگر موى انبوهى‌


صفحه 137

برپيشانى باشد كه مانع چسبيدن پيشانى بر محل سجده شود يا در محل سجده چيزى باشد كه سجده برآن صحيح نيست مانند پارچه وغيره، سجده صحيح نيست اما در ساير اعضاى ششگانه سجده اين شرط وجود ندارد واگر حايلى هم در ميان باشد، سجده صحيح است.

4- محل سجده بايد طورى باشد كه پيشانى روى آن استقرار يابد وآرام بگيرد. پس اگر خاك ياگل به قدرى سست باشد كه پيشانى بر آن آرام نگيرد، سجده صحيح نيست واگر سفت باشد كه پيشانى برآن استقرار پيدا كند اشكال ندارد.

5- اگر به پيشانى خاك يا گل بچسبد، بنابر احتياط براى سجده دوم آنرا بايد پاك كرد.

6- در حالت عادى بايد در هنگام سجده كردن، باطن دوكف دست، روى زمين گذاشته شود. اما در شرايط اضطرارى پشت دست هم اشكال ندارد واگر يك يا هردو دست نمازگزار قطع شده باشد، نزديكترين قسمت باقيمانده را بايد بر زمين بگذارد.

7- احتياط واجب اين است كه كف دست را به صورت پهن وگشاده، برزمين نهد پس در شرايط عادى، نهادن تنها سر انگشتان يا نهادن دست مشت شده كفايت نمى‌كند.

8- اما زانوها، نهادن مسمّاى آن برزمين كافى است.

9- نسبت به دو انگشت بزرگ پاهم بنابر اقوا، چه روى آنها برزمين گذاشته شود ياپشت آنها يايكطرف آنها كافى است اگر چه احوط اين است كه سر دو انگشت بر زمين نهاده شود. اگر كسى انگشت بزرگ‌


صفحه 138

پايش مقطوع يا كوتاه باشد، ساير انگشتان خود را برزمين بگذارد، واگر همه انگشتان او قطع شده باشد باقى مانده پايش را برزمين بنهد.

10- اگر انگشت پايش را در هنگام سجده حركت دهد، پس اگر حركت ساده باشد كه با طمأنينه وآرام بودن بدن منافات نداشته باشد اشكال ندارد، واگر باطمأنينه منافات داشته باشد ولى ذكر را بعد از آرام گرفتن، اعاده كرده باشد بازهم اشكال ندارد، اما اگر ذكر را اعاده نكرده باشد احوط اعاده نماز است.

11- اگر نماز گزار پيشانى خود را برروى چيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح نيست، برخى از فقها گفته‌اند كه واجب است بدون اينكه سرش را بلند كند، پيشانى را به سوى چيزى كه سجده برآن صحيح است بكشاند، ولى اقوا اين است كه جايز است سر را بلند كند وبرجاى درست بگذارد واين باعث اضافه شدن سجده نمى‌شود ونمازش- ان شاء اللَّه- صحيح است زيرا حقيقت سجده خم شدن به زمين به قصد تعظيم است نه صرف گذاشتن وبرداشتن پيشانى.

12- اگر در هنگام نماز، آنچه سجده برآن صحيح است، مفقود شود بنابر احوط نماز را باسجده برهرچيزى كه امكان دارد، تمام كند وسپس اعاده نمايد. البته اين در صورتى است كه وقت نماز، وسعت داشته باشد اما اگر وقت، تنگ باشد، برلباسش يامعدن ياپشت دستش سجده كند.

13- اگر بعد از نماز ياحتى بعد از برداشتن سر از سجده، متوجه شود كه برچيزى سجده كرده است كه سجده برآن صحيح نبوده است، بگذرد ونمازش صحيح است اما اگر در حالى متوجه شود كه‌


صفحه 139

او در سجده است پس اگر بتواند بايد پيشانى را برچيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح است، وگرنه در صورت وسيع بودن وقت، نماز را تمام كند سپس آن را اعاده نمايد واگر وقت تنگ است، برهرچه امكان دارد سجده نمايد و نمازش صحيح است.

14- اگر بطور غير ارادى، سر از زمين برداشته شود، دوباره سر برسجده بگذارد وسجده خود را تمام كند وچيزى براو نيست وهردو يك سجده محسوب مى‌شود.

15- اگر نماز گزار از خم شدن كامل براى سجده عاجز باشد، به اندازه ممكن بايد خم شود ومهر را بالا بياورد و بر پيشانى‌اش بگذارد، واگر از اين كار هم عاجز باشد، بجاى سجده باسر اشاره كند، واگر اين هم براى او مشقت داشته باشد، باچشم اشاره كند وگرنه در قلبش نيت نمايد.

16- برچيزى كه بدن روى آن آرام نمى‌گيرد، نماز صحيح نيست مثل اسفنج نرم، ياكيسه‌هاى هوا، وبالشهاى پَرِ خيلى نرم، وخاك نرم كه دست وپا در آن فرو مى‌رود، وتوده‌اى از خرمن گندم وجو ومانند آنها.

17- اگر هردو سجده را باهم يايك سجده را فراموش نمايد وقبل از آنكه وارد ركوع ركعت بعدى شود، بيادآورد، باز گردد وفراموش شده را بجا آورد، اما اگر در اثنا يابعد از ركوع متوجه گردد، اگر فراموش شده يك سجده باشد، به نمازش ادامه دهد وسجده فراموش شده را بعد از سلام فوراً قضاكند، واگر فراموش شده، هردوسجده باشد، نماز باطل شده است.


صفحه 140

اگر همين حالت در ركعت اخير نماز اتفاق بيفتد، چنانچه قبل از سلام دادن، متوجه شود، سجده فراموش شده را بجا آورده ونماز را تكميل كند، اما اگر بعد از سلام دادن متوجه گرديد، پس اگر فراموش شده دو سجده بوده واو چيز باطل كننده نماز را هم انجام داده است، نماز او باطل مى‌شود، ولى اگر باطل كننده‌اى را انجام نداده است بنابر اقوا، دوسجده فراموش شده را بجا آورده وتشهد را بخواند وسلام دهد ودو سجده سهو بجا آورد ونمازش صحيح است ولى بنابر احتياط استحبابى، نماز را اعاده كند. اما اگر فراموش شده يك سجده بوده است، آن را بعد از سلام قضا كند ونمازش صحيح است.

چيزهايى كه سجده برآنها صحيح است‌

حديث شريف:

1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«اعطيت خمساً لم يعطها أحد قبلي: جُعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً

، ونصرت بالرعب، وأحلّ لي المغنم، واعطيتُ جوامع الكلم، واعطيت الشفاعة»[1].

«به من پنج چيز داده شده كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است: زمين براى من سجده‌گاه وپاك وپاك كننده قرار داده شده است، باايجاد رعب ووحشت بر دشمن، من يارى شدم، غنيمت براى من حلال شده است، جوامع الكلم به من داده شده وشفاعت براى من، عطا گرديده است.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مكان المصلى، باب 1، ص 422، حديث 2.


صفحه 141

2- هشام بن حكم مى‌گويد:

أنّه قال للإمام الصادق عليه السلام: أخبرني عمّا يجوز السجود عليه وعمّا لا يجوز

؟ قال: «السجود لا يجوز إلّاعلى الأرض، أو على ما أنبتت الأرض إلّا ما اكل أو لُبس».

فقال هشام: جُعلت فداك، ما العلّة في ذلك‌

؟ قال: «لأنّ السجود خضوع للَّه‌عزّ وجلّ فلا ينبغي أن يكون على ما يؤكل ويلبس لأنّ أبناء الدنيا عبيد ما يأكلون ويلبسون، والساجد في سجوده في عبادة اللَّه عزّ وجلّ، فلا ينبغي أن يضع جبهته في سجوده على معبود أبناء الدنيا الذين اغترّوا بغرورها»[1].

وأضاف: «السجود على الأرض أفضل‌

؛ لأنّه أبلغ في التواضع والخضوع للَّه‌عزّ وجلّ»[2].

به امام صادق عليه السلام گفتم: از چيزهايى كه سجده برآنها جايز ياغير جايز است براى من خبر دهيد. امام فرمود: «سجده جايز نيست مگر برزمين وآنچه از زمين مى‌رويد، مگر خوردنيها وپوشيدنيها.

هشام گفت: فدايت شوم علت اين حكم چيست؟

امام فرمود: «چون سجده خضوع وفروتنى براى خداوند است پس شايسته نيست كه برآنچه خورده ياپوشيده مى‌شود سجده شود زيرا مردم دنيا، بنده خوردنيها وپوشيدنيهاى خود هستند، وسجده گزار در سجده‌اش، مشغول عبادت خداوند است پس نبايد در سجده پيشانى بر معبود فرزندان دنيا، كه فريب آن را خورده‌اند، نهد.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 1، ص 591، حديث 1.

[2]- همان، باب 17، ص 608، حديث 1.


صفحه 142

همچنين افزود: «سجده برزمين بهتر است چون براى تواضع وفروتنى وخضوع در برابر خداوند، مناسب‌تر ورساتر است.»

3- امام صادق عليه السلام فرمود:

«... وكلّ شي‌ء يكون غذاء الإنسان في مطعمه أو مشربه أو ملبسه فلا تجوز الصلاة عليه ولا السجود إلّاما كان من نبات الأرض من غير ثمر

، قبل أن يصير مغزولًا، فإذا صار غزلًا فلا يجوز الصلاة عليه إلّافي حال ضرورة»[1].

«... هر چيزى كه از خوردنيها، ياآشاميدنيها يا پوشيدنيهاى انسان باشد، نماز وسجده برآن جايز نيست مگر آنچه از گياهان زمين وغير از ميوه باشد وهنوز ريسيده هم نشده باشد واگر ريسيده شده نماز برآن جايز نيست مگر در حال ضرورت.»

4- زراره مى‌گويد:

قلت لأبي جعفر عليه السلام: أأَسْجُدُ على الزفت يعني القير

؟ فقال:

«لا، ولا على الثوب الكرسف، ولا على الصوف، ولا على شي‌ء من الحيوان، ولا على طعام، ولا على شي‌ء من ثمار الأرض، ولا على شي‌ء من الرياش»[2].

به امام باقر عليه السلام عرض كردم: آيا مى‌توانم بر قير سجده كنم؟ فرمود: «نه، ونه برجامه پنبه‌اى، ونه برپشم، ونه برچيزى از حيوان، ونه برغذا، ونه بر چيزى از ميوه‌هاى زمين، ونه برچيزى از پرها.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 1، ص 593، حديث 11.

[2]- همان، باب 2، ص 594، حديث 1.


صفحه 143

5- داود بن فرقد از امام ابوالحسن عليه السلام پرسيد كه:

آيا سجده بر قرطاس وكاغذهايى كه روى آنها نوشته شده است جايز است؟

در پاسخ نوشت: «جايز است.[1]»

6- از يكى از دو امام (امام باقر يا امام صادق عليهما السلام) روايت شده كه فرمود:

«كان أبي يُصلّي على الخُمرة يجعلها على الطنفسة ويسجد عليها

، فإذا لم تكن خمرة جعل حصى على الطنفسة حيث يسجد»[2].

«پدرم بر سجّاده (خُمره)[3]نماز مى‌گزارد. سجاده را برروى فرش قرار مى‌داد وبرآن سجده مى‌كرد واگر سجاده (خمره) وجود نداشت، ريگهايى را روى فرش در محل سجده خود قرار مى‌داد.»

7- امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا تسجد على الذهب، ولا على الفضّة»[4].

«برطلا ونقره سجده نكن.»

8- على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد:

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 7، ص 601، حديث 2.

[2]- همان، باب 2، ص 594، حديث 2.

[3]- در بحار الانوار ج 82، ص 157 درباره خمره آمده است: «خُمره» از شاخ وبرگ درخت خرماساخته مى‌شود وبا نخ بهم وصل مى‌گردد، واندازه آن كوچك است به اندازه آنچه نمازگزار برآن سجده مى‌كند ياكمى بزرگتر از آن، واگر بزرگ باشد در حدى كه نماز گزار روى آن بايستد وسجده كند ودر هنگام سجده، همه بدن او را كفايت كند «حصير» گفته مى‌شود نه «خمره» واز زمانى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خمره را محل سجده پيشانى مبارك خود قرار داد «سجّاده» ناميده شده است.

[4]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 12، ص 604، حديث 2.