اگر همين حالت در ركعت اخير نماز اتفاق بيفتد، چنانچه قبل از سلام دادن، متوجه شود، سجده فراموش شده را بجا آورده ونماز را تكميل كند، اما اگر بعد از سلام دادن متوجه گرديد، پس اگر فراموش شده دو سجده بوده واو چيز باطل كننده نماز را هم انجام داده است، نماز او باطل مىشود، ولى اگر باطل كنندهاى را انجام نداده است بنابر اقوا، دوسجده فراموش شده را بجا آورده وتشهد را بخواند وسلام دهد ودو سجده سهو بجا آورد ونمازش صحيح است ولى بنابر احتياط استحبابى، نماز را اعاده كند. اما اگر فراموش شده يك سجده بوده است، آن را بعد از سلام قضا كند ونمازش صحيح است.
چيزهايى كه سجده برآنها صحيح است
حديث شريف:
1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«اعطيت خمساً لم يعطها أحد قبلي: جُعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً
، ونصرت بالرعب، وأحلّ لي المغنم، واعطيتُ جوامع الكلم، واعطيت الشفاعة»[1].
«به من پنج چيز داده شده كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است: زمين براى من سجدهگاه وپاك وپاك كننده قرار داده شده است، باايجاد رعب ووحشت بر دشمن، من يارى شدم، غنيمت براى من حلال شده است، جوامع الكلم به من داده شده وشفاعت براى من، عطا گرديده است.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مكان المصلى، باب 1، ص 422، حديث 2.
2- هشام بن حكم مىگويد:
أنّه قال للإمام الصادق عليه السلام: أخبرني عمّا يجوز السجود عليه وعمّا لا يجوز
؟ قال: «السجود لا يجوز إلّاعلى الأرض، أو على ما أنبتت الأرض إلّا ما اكل أو لُبس».
فقال هشام: جُعلت فداك، ما العلّة في ذلك
؟ قال: «لأنّ السجود خضوع للَّهعزّ وجلّ فلا ينبغي أن يكون على ما يؤكل ويلبس لأنّ أبناء الدنيا عبيد ما يأكلون ويلبسون، والساجد في سجوده في عبادة اللَّه عزّ وجلّ، فلا ينبغي أن يضع جبهته في سجوده على معبود أبناء الدنيا الذين اغترّوا بغرورها»[1].
وأضاف: «السجود على الأرض أفضل
؛ لأنّه أبلغ في التواضع والخضوع للَّهعزّ وجلّ»[2].
به امام صادق عليه السلام گفتم: از چيزهايى كه سجده برآنها جايز ياغير جايز است براى من خبر دهيد. امام فرمود: «سجده جايز نيست مگر برزمين وآنچه از زمين مىرويد، مگر خوردنيها وپوشيدنيها.
هشام گفت: فدايت شوم علت اين حكم چيست؟
امام فرمود: «چون سجده خضوع وفروتنى براى خداوند است پس شايسته نيست كه برآنچه خورده ياپوشيده مىشود سجده شود زيرا مردم دنيا، بنده خوردنيها وپوشيدنيهاى خود هستند، وسجده گزار در سجدهاش، مشغول عبادت خداوند است پس نبايد در سجده پيشانى بر معبود فرزندان دنيا، كه فريب آن را خوردهاند، نهد.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 1، ص 591، حديث 1.
[2]- همان، باب 17، ص 608، حديث 1.
همچنين افزود: «سجده برزمين بهتر است چون براى تواضع وفروتنى وخضوع در برابر خداوند، مناسبتر ورساتر است.»
3- امام صادق عليه السلام فرمود:
«... وكلّ شيء يكون غذاء الإنسان في مطعمه أو مشربه أو ملبسه فلا تجوز الصلاة عليه ولا السجود إلّاما كان من نبات الأرض من غير ثمر
، قبل أن يصير مغزولًا، فإذا صار غزلًا فلا يجوز الصلاة عليه إلّافي حال ضرورة»[1].
«... هر چيزى كه از خوردنيها، ياآشاميدنيها يا پوشيدنيهاى انسان باشد، نماز وسجده برآن جايز نيست مگر آنچه از گياهان زمين وغير از ميوه باشد وهنوز ريسيده هم نشده باشد واگر ريسيده شده نماز برآن جايز نيست مگر در حال ضرورت.»
4- زراره مىگويد:
قلت لأبي جعفر عليه السلام: أأَسْجُدُ على الزفت يعني القير
؟ فقال:
«لا، ولا على الثوب الكرسف، ولا على الصوف، ولا على شيء من الحيوان، ولا على طعام، ولا على شيء من ثمار الأرض، ولا على شيء من الرياش»[2].
به امام باقر عليه السلام عرض كردم: آيا مىتوانم بر قير سجده كنم؟ فرمود: «نه، ونه برجامه پنبهاى، ونه برپشم، ونه برچيزى از حيوان، ونه برغذا، ونه بر چيزى از ميوههاى زمين، ونه برچيزى از پرها.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 1، ص 593، حديث 11.
[2]- همان، باب 2، ص 594، حديث 1.
5- داود بن فرقد از امام ابوالحسن عليه السلام پرسيد كه:
آيا سجده بر قرطاس وكاغذهايى كه روى آنها نوشته شده است جايز است؟
در پاسخ نوشت: «جايز است.[1]»
6- از يكى از دو امام (امام باقر يا امام صادق عليهما السلام) روايت شده كه فرمود:
«كان أبي يُصلّي على الخُمرة يجعلها على الطنفسة ويسجد عليها
، فإذا لم تكن خمرة جعل حصى على الطنفسة حيث يسجد»[2].
«پدرم بر سجّاده (خُمره)[3]نماز مىگزارد. سجاده را برروى فرش قرار مىداد وبرآن سجده مىكرد واگر سجاده (خمره) وجود نداشت، ريگهايى را روى فرش در محل سجده خود قرار مىداد.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
«لا تسجد على الذهب، ولا على الفضّة»[4].
«برطلا ونقره سجده نكن.»
8- على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد:
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 7، ص 601، حديث 2.
[2]- همان، باب 2، ص 594، حديث 2.
[3]- در بحار الانوار ج 82، ص 157 درباره خمره آمده است: «خُمره» از شاخ وبرگ درخت خرماساخته مىشود وبا نخ بهم وصل مىگردد، واندازه آن كوچك است به اندازه آنچه نمازگزار برآن سجده مىكند ياكمى بزرگتر از آن، واگر بزرگ باشد در حدى كه نماز گزار روى آن بايستد وسجده كند ودر هنگام سجده، همه بدن او را كفايت كند «حصير» گفته مىشود نه «خمره» واز زمانى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خمره را محل سجده پيشانى مبارك خود قرار داد «سجّاده» ناميده شده است.
[4]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 12، ص 604، حديث 2.
عن الرجل يصلّي على الرطبة النابتة، فقال: «إذا ألصق جبهته بالأرض فلا بأس».
وعن الحشيش النابت الثيّل وهو يصيب أرضاً جدداً
؟ قال: «لا بأس»[1].
درباره كسى كه برروى علف روئيده در زمين نماز مىخواند. امام فرمود:
«اگر پيشانى را برزمين بچسباند، اشكال ندارد».
وهمچنين پرسيد درباره نماز برروى گياهان خشك روى زمين و بر روى چمن در حاليكه به زمين خشك وبى گياه دسترسى دارد؟ امام عليه السلام فرمود: «اشكال ندارد.»
9- عبدالرحمن بن ابى عبداللَّه مىگويد:
سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن الرجل يسجد وعليه العمامة لا يصيب وجهه الأرض
؟ قال: «لا يجزيه ذلك حتّى تصل جبهته إلى الأرض»[2].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه كسى سجده مىكند وبر سر عمامه دارد وپيشانىاش به زمين نمىرسد. فرمود: «كفايت نمىكند تا اينكه پيشانىاش به زمين برسد.»
10- به امام رضا عليه السلام گفته شد:
الرجل يصلّي على سرير من ساج ويسجد على الساج
؟ قال: «نعم»[3].
شخصى برروى تختى كه از چوب ساج ساخته شده نماز مىگزارد وبر ساج سجده مىكند؟
فرمود: «بلى، درست است.»
11- معاوية بن عمار مىگويد:
كان لأبي عبداللَّه الصادق عليه السلام خريطة ديباج صفراء فيها تربة أبي عبداللَّه
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 13، ص 604، حديث 1.
[2]- همان، باب 14، ص 605، حديث 1.
[3]- همان، باب 15، حديث 3.
(الحسين) عليه السلام فكان إذا حضرته الصلاة صبّه على سجّادته وسجد عليه.
وقال عليه السلام: «إنّ السجود على تربة أبي عبداللَّه عليه السلام يخرق الحجب السبع»[1].
امام صادق عليه السلام كيسه ابريشمى زرد داشت كه در آن تربت ابى عبد اللَّه الحسين عليه السلام قرار داشت، هر وقت كه نماز فرا مىرسيد، از آن تربت بر سجاده خود مىريخت وبرآن سجده مىكرد ومى فرمود: «سجده برتربت امام حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را مىدرد.»
12- اسحاق بن فضيل مىگويد:
سئل الإمام الصادق عليه السلام عن السجود على الحصر والبواري، فقال:
«لا بأس، وإن تسجد على الأرض أحبّ إليَ
؛ فإنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كان يحبّ ذلك أن يمكّن جبهته من الأرض، فأنا أحبّ لك ما كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يحبّه»[2].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره سجده برحصيرها وبورياها؟ فرمود: «اشكال ندارد، واگر برزمين سجده كنى براى من محبوبتر است زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دوست داشت كه پيشانى خود را بر زمين بگذارد ومن براى تو همان را دوست دارم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دوست داشت.»
تفصيل احكام:
1- واجب است در هنگام سجده، پيشانى بر زمين يا روئيدنى زمين كه خوردنى وپوشيدنى نباشد، گذاشته شود.
2- براى تشخيص وتعيين زمين وروئيدنى زمين واينكه خوردنى
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 16، ص 608، حديث 3.
[2]- همان، باب 17، ص 609، حديث 4.
وپوشيدنى است يانه، بايد كاربرد عرف را ملاك قرار داد واينكه در عرف چه ناميده مىشود، پس آنچه زمين يا گياه ناميده مىشود، سجده برآن جايز است وآنچه عرف آنرا خوردنى وپوشيدنى مىنامد، سجده برآن جايز نيست.
برخى از مثالها ونمونههاى عينى آن، چنين است:
الف- معادنى كه از دل زمين يا از كوهها استخراج مىشود، اگر در عرف، اسم زمين برآنها اطلاق مىشود، سجده برآنها صحيح است مانند انواع صخرهها، سنگها، سنگ مرمر وغيره، واگر در عرف اسم زمين برآنها به كار برده نمىشود، سجده برآنها صحيح نيست مانند آهن، طلا، نقره، شيشه، عقيق، فيروزه، زغال سنگ وهمچنين بنابر احتياط قير و زِفْت.
ب- همچنين است گياهان، پس آنچه برآن نام گياه زمين صدق مىكند، سجده برآن جايز است، اما چيزهايى مانند صمغ وكائوچو طبيعى، بنابر احوط از سجده برآنها بايد اجتناب كرد زيرا صدق «گياه زمين» برآنها مورد ترديد است. واللَّه العالم.
ج- علفهاى دارويى وگلهاى طبّى كه در درمان ياخوشبو ساختن استفاده مىشود، اگر در عرف آنها را از خوردنيها مىشمارند، از سجده برآنها بايد اجتناب كرد، واگر چنين نباشد وبه ندرت براى درمان استفاده مىشود مثل بعضى از انواع سموم وزهرها، سجده برآنها اشكال ندارد.
د- اگر بعضى از گياهان در جايى، خوردنى ودر جاى ديگرى غير خوردنى باشد، پس اگر در جاى دوم به گونهاى باشد كه در واقع
خوردنى شمرده مىشود اما مردم آنرا خوش ندارند ونمى خورند، سجده برآن صحيح نيست، اما اگر اصلًا در نزد آنها خوردنى شمرده نمىشود، سجده برآن اشكال ندارد.
3- پارهاى از نمونههايى كه سجده برآنها صحيح است بدين شرح است:
الف- زمين به معنى اعم آن كه شامل خاك، شن، ريگ، صخره، سنگ، مرمر ومانند آن مىباشد.
ب- چوبهاى درختان وبرگهاى غير مأكول آنها.
ج- كاه وهمه انواع علف، گياه خشك، نباتات وگلهاى غير خوردنى.
د- شاخ وبرگ درخت خرما وهسته خرما.
ه- همه هستههايى كه خوردنى نيست.
و- سبوس گندم وجو وپوست برنج.
ز- تنباكو وساير ميوههاى غيرمأكول مانند حنظل.
ح- ميوههاى نارس وقبل از فرارسيدن وقت خوردن آنها.
ط- پوستهاى غير خوردنى جدا شده از ميوهها مانند پوست انار وليمو و... اما پوستهايى كه باميوه خورده مىشود مانند پوست خيار وسيب، پس سجده بر آنها صحيح نيست.
ى- كاغذ هر چند ساخته شده از پنبه ياپشم ياحرير وابريشم باشد.
ك- فرش بافته شده از ليف خرما، نى، ياساير الياف نباتى كه سجده برآنها صحيح است.