(الحسين) عليه السلام فكان إذا حضرته الصلاة صبّه على سجّادته وسجد عليه.
وقال عليه السلام: «إنّ السجود على تربة أبي عبداللَّه عليه السلام يخرق الحجب السبع»[1].
امام صادق عليه السلام كيسه ابريشمى زرد داشت كه در آن تربت ابى عبد اللَّه الحسين عليه السلام قرار داشت، هر وقت كه نماز فرا مىرسيد، از آن تربت بر سجاده خود مىريخت وبرآن سجده مىكرد ومى فرمود: «سجده برتربت امام حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را مىدرد.»
12- اسحاق بن فضيل مىگويد:
سئل الإمام الصادق عليه السلام عن السجود على الحصر والبواري، فقال:
«لا بأس، وإن تسجد على الأرض أحبّ إليَ
؛ فإنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كان يحبّ ذلك أن يمكّن جبهته من الأرض، فأنا أحبّ لك ما كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يحبّه»[2].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره سجده برحصيرها وبورياها؟ فرمود: «اشكال ندارد، واگر برزمين سجده كنى براى من محبوبتر است زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دوست داشت كه پيشانى خود را بر زمين بگذارد ومن براى تو همان را دوست دارم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دوست داشت.»
تفصيل احكام:
1- واجب است در هنگام سجده، پيشانى بر زمين يا روئيدنى زمين كه خوردنى وپوشيدنى نباشد، گذاشته شود.
2- براى تشخيص وتعيين زمين وروئيدنى زمين واينكه خوردنى
[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، ابواب مايسجد عليه، باب 16، ص 608، حديث 3.
[2]- همان، باب 17، ص 609، حديث 4.
وپوشيدنى است يانه، بايد كاربرد عرف را ملاك قرار داد واينكه در عرف چه ناميده مىشود، پس آنچه زمين يا گياه ناميده مىشود، سجده برآن جايز است وآنچه عرف آنرا خوردنى وپوشيدنى مىنامد، سجده برآن جايز نيست.
برخى از مثالها ونمونههاى عينى آن، چنين است:
الف- معادنى كه از دل زمين يا از كوهها استخراج مىشود، اگر در عرف، اسم زمين برآنها اطلاق مىشود، سجده برآنها صحيح است مانند انواع صخرهها، سنگها، سنگ مرمر وغيره، واگر در عرف اسم زمين برآنها به كار برده نمىشود، سجده برآنها صحيح نيست مانند آهن، طلا، نقره، شيشه، عقيق، فيروزه، زغال سنگ وهمچنين بنابر احتياط قير و زِفْت.
ب- همچنين است گياهان، پس آنچه برآن نام گياه زمين صدق مىكند، سجده برآن جايز است، اما چيزهايى مانند صمغ وكائوچو طبيعى، بنابر احوط از سجده برآنها بايد اجتناب كرد زيرا صدق «گياه زمين» برآنها مورد ترديد است. واللَّه العالم.
ج- علفهاى دارويى وگلهاى طبّى كه در درمان ياخوشبو ساختن استفاده مىشود، اگر در عرف آنها را از خوردنيها مىشمارند، از سجده برآنها بايد اجتناب كرد، واگر چنين نباشد وبه ندرت براى درمان استفاده مىشود مثل بعضى از انواع سموم وزهرها، سجده برآنها اشكال ندارد.
د- اگر بعضى از گياهان در جايى، خوردنى ودر جاى ديگرى غير خوردنى باشد، پس اگر در جاى دوم به گونهاى باشد كه در واقع
خوردنى شمرده مىشود اما مردم آنرا خوش ندارند ونمى خورند، سجده برآن صحيح نيست، اما اگر اصلًا در نزد آنها خوردنى شمرده نمىشود، سجده برآن اشكال ندارد.
3- پارهاى از نمونههايى كه سجده برآنها صحيح است بدين شرح است:
الف- زمين به معنى اعم آن كه شامل خاك، شن، ريگ، صخره، سنگ، مرمر ومانند آن مىباشد.
ب- چوبهاى درختان وبرگهاى غير مأكول آنها.
ج- كاه وهمه انواع علف، گياه خشك، نباتات وگلهاى غير خوردنى.
د- شاخ وبرگ درخت خرما وهسته خرما.
ه- همه هستههايى كه خوردنى نيست.
و- سبوس گندم وجو وپوست برنج.
ز- تنباكو وساير ميوههاى غيرمأكول مانند حنظل.
ح- ميوههاى نارس وقبل از فرارسيدن وقت خوردن آنها.
ط- پوستهاى غير خوردنى جدا شده از ميوهها مانند پوست انار وليمو و... اما پوستهايى كه باميوه خورده مىشود مانند پوست خيار وسيب، پس سجده بر آنها صحيح نيست.
ى- كاغذ هر چند ساخته شده از پنبه ياپشم ياحرير وابريشم باشد.
ك- فرش بافته شده از ليف خرما، نى، ياساير الياف نباتى كه سجده برآنها صحيح است.
ل- سفال، آجر، گچ، سنگ آهك وهمه مواد خاكى كه باآتش پخته مىشود، اگر به سبب احتراق، تبديل به چيز ديگر نشده باشد.
4- نمونههايى از آنچه سجده برآن صحيح نيست:
الف- فرشهاى بافته شده از پنبه، پشم، مو، كُرك، مواد پلاستيكى ونخهاى مصنوعى.
ب- لباسها وپارچهها بطور كلى.
ج- غذاها، ميوهها، سبزيجات وگلهاى خوردنى.
د- برگ چاى، قهوه وبرگ انگور قبل از خشك شدنش.
ه- ترياك از باب احتياط.
و- خزهها وگياهانى كه در سطح آب مىرويند، از باب احتياط.
ز- معادنى كه لفظ زمين برآنها اطلاق نمىشود مانند آهن، طلا، نقره، مس، ودهها چيز ديگر.
5- سجده برزمين وخاك، بهتر از سجده بر گياه وكاغذ است، وبهتر از همه، سجده برتربت امام حسين عليه السلام است كه رواياتى در اين باره نقل شده است.
6- مساجد وخانهها چون غالباً باچيزهايى فرش مىشوند كه سجده برآنها صحيح نيست، لذا نماز گزار مىتواند يك قطعه گِل خشك شده يا ريگ يا سنگ يا چوب يا مواد ياد شده ديگر را در جلوش بگذارد وبرآن سجده نمايد. اما اگر مكان نماز گزار، از سنگ، مرمر طبيعى، قطعات صخره فرش شده وپاك باشد مثل مسجد نبوى يا مسجد الحرام يا صحن مساجد بزرگ و مشاهد مشرّفه ائمه اطهار عليه السلام، سجده برآنها كافى است ونياز به گذاشتن چيزى
ديگر نيست، وتربت (مهر) متداول اگر تربت حسينى باشد، از چيزهاى ديگر بهتر است- چنانكه اشاره شد- اما غير آن، برترى وافضليتى ندارد.
7- اگر آنچه سجده برآن صحيح است مانند زمين وگياه وكاغذ دردسترس نماز گزار نباشد يامانعى از سجده برآنهاوجود داشته باشد، برلباس خود وسپس برمعدن وسپس برپشت دست خود سجده نمايد.
آداب ومستحبات سجده
حديث شريف:
1- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«أطيلوا السجود، فما من عمل أشدّ على إبليس من أن يرى ابن آدم ساجداً؛ لأنّه امر بالسجود فعصى، وهذا امر بالسجود فأطاع فيما امر»[1].
«سجده خود را طولانى كنيد، زيرا هيچ عملى سختتر وسنگينتر براى ابليس از اينكه فرزند آدم را در سجده ببيند نيست، زيرا ابليس امر به سجده شد ولى عصيان كرد، وآدم امر به سجده شد پس امر خدا را اطاعت كرد.»
2- امام باقر عليه السلام فرمود:
«إذا أردت أن تركع وتسجد فارفع يديك وكبّر ثمّ اركع واسجد»[2].
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب السجود، باب 23، حديث 13.
[2]- همان، باب 2، ص 921، حديث 1.
«وقتى خواستى ركوع وسجده كنى، دست خود را بالا ببر وتكبير بگو وسپس به ركوع ياسجده برو.»
3- معاوية بن عمار مىگويد:
امام صادق عليه السلام را ديدم هنگاميكه مىخواست ركوع كند، يا سر از ركوع بردارد، يا سجده كند يا سراز سجده بردارد، يابه سجده دوم برود، دستهاى خود را بالا مىبرد.[1]
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«كان عليّ بن الحسين عليه السلام إذا أهوى ساجداً انكبّ وهو يكبّر»[2].
«امام على بن الحسين عليه السلام وقتى كه براى سجده به سوى زمين مىرفت، تكبير گويان خود را به سجده مىافكند.»
5- روايت شده كه امام صادق عليه السلام:
وقتى كه به سجده مىرفت، دستهايش را زودتر از زانوهايش به زمين مىگذاشت، وهنگاميكه مىخواست بلند شود زانوهايش را قبل از دستش برمى داشت.[3]
6- امام عليه السلام فرمود:
«وقتى خواستى سجده كنى تكبير بگو وبعد بگو:
اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، تَبارَكَ اللَّهُ
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب السجود، باب 2، ص 921، حديث 7.
[2]- همان، باب 24، حديث 2.
[3]- همان، باب 1، ص 950، حديث 1.
أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ.
سپس سه بار بگو: سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى وَبِحَمْدِهِ وهنگامى كه سر برداشتى، بين دو سجده بگو:
اللَّهُمَّ اغْفِرْ ليِ وَارْحَمْني وَأَجِرْنِي وَادْفَعْ عَنِّي وَعافِنِي إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنَ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.[1]»
7- ابوبصير مىگويد:
قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام: اصلّي على النبيّ صلى الله عليه و آله وأنا ساجد؟ فقال: «نعم، هو مثل سُبْحَانِ اللَّهِ واللَّهُ أكَبْرُ»[2].
به امام صادق عليه السلام عرض كردم: من در حاليكه در سجده هستم بر پيامبر صلى الله عليه و آله صلوات بفرستم؟ فرمود: «بلى. صلوات برپيامبر مثل سُبْحَان اللَّهِ واللَّهُ أكَبْرُ است.»
8- ابوعبيده مىگويد امام باقر عليه السلام را شنيده است كه در حال سجده مىگفت:
«أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئاتِي حَسَنَاتٍ، وَحاسَبْتَنِي حِساباً يَسِيراً».
و در سجده دوم مىگفت: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله إِلَّا كَفَيْتَنِي مَؤُونَةَ الدُّنْيا وَكُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ».
و در سجده سوم مىگفت: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لما غَفَرْتَ لِي الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَالْقَلِيلَ، وَقَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ».
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب السجود، باب 2، حديث 1.
[2]- همان، ابواب الركوع، باب 20، ص 943، حديث 2.
و در سجده چهارم مىگفت: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لما أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ، وَجَعَلْتَنِى مِنْ سُكّانِها، وَلما نَجَّيْتَنِي مِنْ سَعَفَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ»[1].
9- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا سجد الرجل، ثمّ أراد أن ينهض فلا يعجن بيديه في الأرض، ولكن يبسط كفّيه من غير أن يضع مقعدته على الأرض»[2].
«وقتى مرد خواست بعد از سجده بلند شود، نبايد دستهايش را مشت كرده بر زمين قرار دهد، بلكه بايد كفهاى دستش را پهن كند، بدون اينكه نشيمنگاه خود را در زمين قرار دهد.»
10- امام عليه السلام فرمود:
«إذا قام الرجل من السجود قال:
بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ»[3].
«وقتى انسان از سجده بلند مىشود، بگويد: بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ.»
11- امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
«لا ينفخ الرجل في موضع سجوده، ولا ينفخ في طعامه، ولا في شرابه، ولا في تعويذه»[4].
«نبايد انسان در جاى سجدهاش فوت كند، و همچنين نبايد در غذا وآشاميدنى وتعويذ خود فوت كند.»
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 131، حديث 5.
[2]- وسائل الشيعة، ج 4، ابواب السجود، باب 19، حديث 1.
[3]- همان، باب 13، حديث 2.
[4]- بحار الانوار، ج 82، ص 135، حديث 13.