بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 16

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 17

اوّل- اذان و اقامه‌

حديث شريف:

1- اسماعيل جعفى روايت مى‌كند كه امام باقر عليه السلام فرمود:

«الأذان والإقامة خمسة وثلاثون حرفاً، فعدّ ذلك بيده واحداً واحداً؛ الأذان ثمانية عشر حرفاً، والإقامة سبعة عشر حرفاً»[1].

«اذان واقامه، سى وپنج حرف است‌[2]. پس يكى يكى بادست مباركش آنها را شمرد، اذان، هجده حرف واقامه هفده حرف.»

2- ابوبكر حضرمى وكليب اسدى روايت مى‌كنند كه امام صادق عليه السلام اذان را براى آنان به ترتيب ذيل بيان فرمود:

«اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 642، حديث 1.

[2]- يعنى سى وپنج فصل وجمله است.


صفحه 18

أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.

حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.

حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.

حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ.

اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ. لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ.

واقامه نيز مانند اذان است.»[1]

3- در حديث از امام باقر عليه السلام پيرامون شرح اذان واقامه آمده است كه بعد از ذكر اذان فرمود:

«والإقامة مثلها إلّاأنّ فيها:

(قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ)

بين‌

(حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ)

وبين‌

(اللَّهُ أَكْبَر)»[2].

«اقامه مانند اذان است جز اينكه در اقامه بين (حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ) و (اللَّهُ أَكْبَر)، بايد (قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ) را نيز افزود.»

4- فضل بن شاذان درباره حكمت اذان از امام رضا عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«إنّما امر الناس بالأذان لعلل كثيرة منها: أن يكون تذكيراً للساهي‌

، وتنبيهاً للغافل، وتعريفاً لمن جهل الوقت واشتغل عنه، ويكون المؤذّن بذلك داعياً إلى عبادة الخالق، ومرغّباً فيها، مقرّاً له بالتوحيد، مجاهراً بالإيمان، معلناً بالإسلام، مؤذناً لمن ينساها، وإنّما يقال له (مؤذّن)

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 644، حديث 9.

[2]- همان، حديث 8.


صفحه 19

لأنّه يُوذن بالأذان بالصلاة.

وإنّما بدأ فيه بالتكبير وختم بالتهليل لأنّ اللَّه عزّ وجلّ أراد أن يكون الابتداء بذكره واسمه، واسم اللَّه في التكبير في أوّل الحرف، وفي التهليل في آخره.

وإنّما جعل مثنى مثنى ليكون تكراراً في آذان المستمعين، مؤكّداً عليهم إن سها أحد عن الأوّل لم يسه الثاني، ولأنّ الصلاة ركعتان فلذلك جعل الأذان مثنى مثنى.

وجعل التكبير في أوّل الأذان أربعاً، لأنّ أوّل الأذان إنّما يبدو غفلة، وليس قبله كلام ينبِّه المستمع له، فجعل الأوّل تنبيهاً للمستمعين لما بعده في الأذان.

وجُعل بعد التكبير الشهادتان‌

؛ لأنّ أوّل الإيمان هو التوحيد والإقرار للَّه بالوحدانيّة

؛ والثاني الإقرار للرسول بالرسالة وإنّ طاعتهما ومعرفتهما مقرونتان، ولأنّ أصل الإيمان إنّما هو الشهادتان، فجعل شهادتين شهادتين، كما جعل في سائر الحقوق شاهدان، فإذا أقرّ العبد للَّه‌عزّ وجلّ بالوحدانيّة، وأقرّ للرسول صلى الله عليه و آله بالرسالة، فقد أقرّ بجملة الإيمان، لأنّ أصل الإيمان إنّما هو الإقرار باللَّه وبرسوله.

وإنّما جعل بعد الشهادتين الدعاء إلى الصلاة لأنّ الأذان إنّما وضع لموضع الصلاة، وإنّما هو نداء إلى الصلاة في وسط الأذان، ودعاء إلى الفلاح وإلى خير العمل، وجعل ختم الكلام باسمه كما فتح باسمه»[1].

«اينكه مردم به اذان دستور داده شده‌اند، علل وحكمت‌هاى زيادى دارد، از آن جمله اينكه: يادآورى براى فراموش كاران وبيدارى براى غافلان باشد وكسانى را كه وقت نماز را نمى‌دانند يا مشغول كار ديگرى شده‌اند، باوقت نماز آشنا گرداند.

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 4، كتاب‌الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 645، حديث 14.


صفحه 20

مؤذن با اذان خود مردم را به عبادت آفريدگار فرامى‌خواند وآنان را به پرستش خداوند تشويق مى‌كند وبا اقرار به توحيد، ايمان واسلام خود را آشكار واعلان مى‌نمايد وبراى فراموش كاران، فرارسيدن وقت نماز را اعلام مى‌دارد. مؤذن كه به اين نام، ناميده شده است بدين جهت است كه او با اذان خود، نماز را اعلام مى‌كند.

اينكه اذان با تكبير (اللَّهُ أَكْبَر) آغاز وبا تهليل (لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ) ختم مى‌شود، بدين جهت است كه خداوند عزّ وجلّ خواسته است كه آغاز وانجام، بانام وياد او باشد واسم خدا در تكبير، در اول فصل ودر تهليل، درآخر فصل است.

اينكه هر فصل از اذان، دوبار قرار داده شده بدين جهت است كه در گوش شنوندگان تكرار شود وتأكيد به عمل آيد تا اگر كسى از بار اول غفلت كرد، از بار دوم غفلت نورزد وديگر اينكه نماز، دو ركعت، دو ركعت است ولذا فصول اذان هم دوبار، دوبار قرار داده شده است.

تكبير در اول اذان چهار بار قرار داده شده وعلّتش اين است كه اذان به طور ناگهانى آغاز مى‌شود وقبل از آن، كلامى نيست كه شنونده را آگاه ومتنبه گرداند. پس بار اول تكبير، شنوندگان را براى شنيدن فصلهاى بعدى آماده مى‌سازد.

بعد از تكبير، شهادتين قرار داده شده زيرا اولين مرحله ايمان، توحيد واقرار به وحدانيت خداوند ودومين مرحله آن اقرار به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله است واطاعت از خدا وپيامبر صلى الله عليه و آله وشناخت آن دو، مقرون به همديگر است وچون اصل ايمان، شهادتين است، شهادتين هم هركدام دوبار قرار داده شده، چنانكه در ساير حقوق نيز دوشاهد در نظر گرفته شده است. پس هنگاميكه بنده به وحدانيت خداوند ورسالت پيامبر او اعتراف كرد، به همه ايمان اقرار كرده است چون اصل واساس ايمان، اقرار به خدا وپيامبرش است.

بعد از شهادتين هم فراخوانى به نماز قرار داده شده است، زيرا اصل تشريع اذان‌


صفحه 21

براى نماز است ووسط اذان هم براى دعوت به نماز ودعوت به رستگارى وانجام بهترين عمل در نظر گرفته شده است وختم سخن (اذان) هم با اسم خداوند است همانسان كه ابتداى آن با اسم خداوند بود.»

تفصيل احكام:

1- روايات معتبر درباره تعداد فصلهاى اذان واقامه، اختلاف دارد اما مشهور بين فقها ازنظر فتوا وبين مؤمنان در عمل، اين است كه اذان از هجده فصل، فراهم مى‌آيد كه عبارتند از:

1- 4: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

5- 6: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.

7- 8: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.

9- 10: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.

11- 12: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.

13- 14: حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ.

15- 16: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

17- 18: لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ. لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ.

واقامه هم از هفده فصل تشكيل شده كه عبارتند از:

1- 2: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

3- 4: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.

5- 6: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.

7- 8: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.

9- 10: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.


صفحه 22

11- 12: حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ.

13- 14: قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ

15- 16: اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

17: لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ.

2- اما شهادت به ولايت وامارت امير مؤمنان على عليه السلام يعنى گفتن «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّه»، چنانكه فقها گفته‌اند، جزء اذان واقامه نيست ولى مكمّل شهادت به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌باشد وامروز از شعارهاى ويژه شيعيان محسوب مى‌شود، پس بهتر است كه به قصد رجاء[1]مطلوبيت، انجام شود.

3- اگر مؤذن، «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» و «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ» را به منظور گرد آمدن مؤمنين وترغيب آنان براى اقامه نماز، بيش از دوبار تكرار كند اشكال ندارد ولى آن تعداد زائد از دوبار، جزء اذان محسوب نمى‌شود.

4- براى مسافر جايز است كه هر فصلى از فصول اذان واقامه را تنها يك بار بگويد اما براى كسى كه عجله دارد، تنها در اذان جايز است كه هرفصل را يك بار بگويد ولى در اقامه مشكل است مگر اينكه آنرا به «قصد رجاء» بجا آورد.

[1]- اصطلاح «قصد رجاء» درفقه زياد تكرار مى‌شود. معناى آن اين است كه شخص مكلف، اين‌عمل را به قصد اينكه بطور قطعى وصد درصد مطلوب شارع باشد، بجا نمى‌آورد بلكه صرفاً به رجا واميد اينكه مطلوب شارع باشد وبرانجام دادن آن پاداش وثواب داده شود، انجام مى‌دهد.


صفحه 23

احكام اذان واقامه‌

حديث شريف:

1- امام باقر عليه السلام فرمود:

«لمّا اسري برسول اللَّه صلى الله عليه و آله إلى السماء، فبلغ البيت المعمور وحضرت الصلاة، فأذّن جبرئيل وأقام، فتقدّم رسول اللَّه وصفَّ الملائكة والنبيّون خلف محمّد صلى الله عليه و آله»[1].

«چون رسول خدا صلى الله عليه و آله در معراج، شبانه به آسمان برده شد وبه بيت المعمور رسيد ووقت نماز فرارسيد، جبرئيل اذان واقامه گفت. سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله جلو ايستاد وفرشتگان وپيامبران، پشت سر آن حضرت، براى نماز صف بستند.»

2- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«من أذّن في مصر من أمصار المسلمين سنة، وجبت له الجنّة»[2].

«كسى كه در شهرى از شهرهاى مسلمانان، يك سال اذان بگويد، بهشت براى او واجب مى‌شود.»

3- روايت شده است:

«إنّ الملائكة إذا سمعت الأذان من أهل الأرض قالت: هذه أصوات امّة محمّد صلى الله عليه و آله بتوحيد اللَّه تعالى فيستغفرون اللَّه لُامّة محمّد صلى الله عليه و آله حتّى يفرغوا

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 612، باب 1، حديث 1.

[2]- همان، باب 2، ص 613، حديث 1.