ندهد، مگر اينكه طرف راست او ديوار وطرف چپ اوكسانى باشند كه همراه او پشت سر امام نماز خواندهاند كه دراين صورت به سمت چپ خود سلام دهد.
مفضل گفت: سلام امام براى چه كسى است؟»
امام عليه السلام فرمود: «به دو فرشتهاش ومأمومين. براى دوفرشتهاش مىگويد: سلامت وصحت نمازم را بنويسيد ونگهداريد از آنچه آنرا فاسد وباطل مىكند» وبراىمأمومين پشت سرش مىگويد: «سالم باشيد واز عذابخداوند در امانبمانيد.»
8- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا نسي الرجل أن يسلّم فإذا ولّى وجهه عن القبله، وقال: السَّلَامُ عَلَينا وَعَلى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، فقد فرغ من صلاته»[1].
«اگر انسانى فراموش كند كه سلام بدهد، پس وقتى از قبله روبرگرداند وبگويد:، السَّلَامُ عَلَينا وَعَلى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ از نماز خود فارغ شده است.»
تفصيل احكام:
1- سلام، آخرين جزء نماز است. سلام از واجبات نماز است نه از اركان ولذاترك آن در صورتى مبطل نماز است كه عمدى باشد نه سهوى. باسلام، انسان از نماز خارج مىشود وآن چيزهايى كه با تكبيرة الاحرام براو حرام شده بود، حلال مىگردد.
2- سلام بعد از تشهد در آخرين ركعت هر نماز ودر حال نشسته وآرامش بدن انجام مىشود.
3- سلام دو عبارت دارد: «السَّلَامُ عَلَينا وَعَلى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» و «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ». ولى واجب يكى از آنها است. پس اگر عبارت
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، ابواب التسليم، باب 3، ص 1010، حديث 1.
اول را مقدم داشت، دوّمى مستحب است، اما اگر عبارت دوم را مقدم داشت، به همان اكتفا كند ونيازى به عبارت اوّل ندارد، ولى احوط اين است كه در هر حال، عبارت دوم را نيز بگويد زيرا احتمال مىرود كه با عبارت اول باهم يك واجب را تشكيل دهد.
4- اما جمله السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ از عبارات سلام نيست بلكه از توابع تشهد مىباشد ومستحب است نه واجب.
5- واجب است سلام باعربى صحيح وكلمات وحروف آن به دنبال هم اداشود.
6- اگر سلام را فراموش كند وبعضى از مبطلات نماز از وى صادر شود، چند حالت پيدا مىكند:
الف- اگر هنگامى متوجه شود كه صورت نماز هنوز باقى است، بنابر احوط سلام را قضا كند ودوسجده سهو بجاآورد. البته اين در صورتى است كه كارى كرده باشد كه تنها عمدى آن، نماز را باطل مىكند نه سهوى آن، مانند سخن گفتن.
ب- اما اگر كارى كرده باشد كه عمدى وسهوى آن، نماز را باطل مىكند مثل حدث پس بنابر احوط بايد نماز را اعاده نمايد.
ج- اما اگر صورت نماز بهم خورده باشد مثل اينكه به گمان اينكه نماز تمام شده، از جايش برخيزد، چيزى براو نيست مگر دوسجده سهو بخاطر ترك سلام و بنابر احتياط مستحب نماز را اعاده نمايد.
آداب ومستحبات سلام
1- مستحب است در حين سلام هم طورى بنشيند كه در تشهد ودر بين دوسجده مىنشست؛ يعنى برران چپ بنشيند وروى پاى راست خود را بركف پاى چپ خود قراردهد، وهمچنين مستحب است دستها را بررانهابگذارد.
2- اقوا اين است كه انسان اگر باسلام نماز، درود گفتن حقيقى را قصد كند جايز است مثل اينكه باسلام، سلام به امام جماعت يامأمومين يادو فرشته موكّل خود را قصد كند، وهمچنين جايز است اين قصد را در خاطر خود بگذراند مثلًا نماز گزار منفرد، وقتى كه السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ مىگويد آن دو فرشته را در ذهن خود مرور دهد وامام جماعت هم آن دو فرشته ومأمومين را در ذهن خود در نظر بگيرد، ومأموم هم دوفرشته را باامام جماعت در ذهن خود مجسم كند وبراى آنان سلام دهد.
امّا وقتى نمازگزار السَّلَامُ عَلَينا وَعَلى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ مىگويد، مىتواند- اگر بخواهد- پيامبران وائمه طاهرين وفرشتگان موكّل را در ذهن خود مرور دهد.
3- مستحب است نماز گزار منفرد و امام جماعت در سلام اخير، به طرف راستشاشاره كند، مأموم نيز با سلام به طرف راستش اشاره نمايد و اگر در سمت چپ او نماز گزارى باشد، با سلام ديگر به طرف چپش اشاره كند. همچنين براى مأموم مستحب است- چنانكه در حديث شريف آمده است- به قصد پاسخ به سلام امام جماعت، سلام سوّم هم بگويد.
دهم- ترتيب
تفصيل احكام:
1- از آنجا كه نماز عبادتى است با افعال مشخص وشكل وشيوه ويژه، بايد آن را باهمان شكل، ترتيب ونظمى كه در شريعت آمده انجام داد وبه آن مقيد بود. بنابر اين مقدم ومؤخر كردن افعال نماز به دلخواه انسان نيست وبايد آن ترتيبى را كه در منابع شرعى آمده واز سيره وعمل پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وائمه طاهرين عليهم السلام روايت شده، مراعات كرد.
2- اگر نماز گزار ترتيب معيّن ياد شده را بهم بزند، چند حالت قابل تصور است كه باحكم خود بيان مىشود:
الف- اين كه عمداً ترتيب را بهم بزند كه نماز در اين صورت باطل است چه ترتيب در افعال نماز بهم خورده باشد يا در اقوال آن.
(تفصيل اين مطلب در احكام شك ومبطلات نماز ان شاء اللَّه بيان مىشود.)
ب- اين كه سهواً ترتيب اركان را بهم بزند؛ مثل مقدم كردن دو سجده برركوع. در اين حالت هم نماز باطل است.
ج- اين كه سهواً ركن را بر غير ركن مقدم كند؛ مثل مقدم كردن ركوع برقرائت. در اين صورت چيزى براو نيست وبه نمازش ادامه دهد.
د- اين كه سهواً غير ركن را برركن مقدم نمايد؛ مثل مقدم كردن تشهد بر دوسجده يا مقدم كردن يك سجده برركوع. در اين صورت نمازگزار بايد برگردد، اوّل ركن وسپس اعمال بعد از ركن را انجام دهد ونمازش را تكميل كند، كه ان شاء اللَّه صحيح است.
ه- اين كه سهواً ترتيب بين دو فعل غير ركن را بهم بزند؛ مثل مقدم كردن قرائت سوره برحمد. در اين صورت برگردد وآن دو فعل را طبق تربيب شان بجا آورد. آنچه گفته شد در صورتى است كه وارد در ركن بعدى نشده باشد، اما اگر مثلًا وارد در ركوع شده باشد، به نمازش ادامه دهد وچيزى براو نيست.
در سه حالت اخير يعنى بندهاى (ج) و (د) و (ه)، بعد از نماز، دوسجده سهو بجاآورد؛ بنابر اينكه دوسجده سهو براى هر نوع كمى وزيادى واجب باشد.
3- اگر سهواً ترتيب ركعات نماز را بهم بزند؛ مثل اينكه در ركعت دوم باشد وخيال كند در ركعت سوم است ولذا بجاى حمد وسوره، تسبيحات اربعه را بخواند، يا در ركعت سوم باشد و خيال كند در ركعت دوم است وحمد وسوره وقنوت بخواند، نماز او اشكال ندارد.
يازدهم- موالات
تفصيل احكام:
1- برنماز گزار واجب است، صورت نماز را به همان گونه كه بين متشرعة (يعنى مسلمانانى كه به احكام شرع مقيد مىباشند) معروف است، نگهدارد، واز آن جمله رعايت نمودن موالات، يعنى پياپى انجام دادن افعال نماز است، كه بايد بين آنها به گونهاى كه صورت نماز محو شود، فاصله ايجاد نگردد.
2- همانطور كه افعال واعمال، بايد دنبال هم انجام شود، در قرائت وذكرها نيز موالات بايد مراعات گردد، وبين آيات وذكرها وعبارات وكلمات وحروف آنها فاصله نيفتد بطوريكه آنها را از صورت قرائت وذكر واحد ومرتبط بهم خارج گرداند.
3- اگر نماز گزار عمداً موالات وپياپى بودن قرائت واذكار را بهم بزند بگونهاى كه صورت قرائت ياذكر، متلاشى شود، نماز او باطل مىگردد.
اما اگر سهواً در موالات اخلال كند، پس اگر سبب شود كه صورت قرائت وذكر از بين برود، واجب است عبارات وكلماتى را كه اخلال كرده اعاده نمايد ونمازش صحيح است، اما اگر اين اخلال سهوى به محو صورت وشكل نماز منجر شود، نماز او باطل خواهد بود.
4- اخلال در موالات بين افعال نماز نيز، اگر اندك باشد بگونهاى كه برشكل وصورت نماز تأثير نگذارد، اشكال ندارد، اما اگر در حدى باشد كه به محو صورت نماز منجر شود، باطل كننده نماز است.
5- طول دادن ركوع وسجود وخواندن دعاها واذكار زياد وقرائت سورههاى طولانى در نماز اشكال ندارد، زيرا اينها به اصل موالات ضررى نمىرسانند، وبر صورت وشكل نماز تأثير منفى ندارند.
دوازدهم- قنوت
حديث شريف:
1- امام باقر عليه السلام فرمود:
«القنوت في كلّ ركعتين؛ في التطوّع والفريضة»[1].
«قنوت در هردوركعت است چه در نماز مستحب يا واجب.»
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«... والقنوت في جميع الصلوات سنّة واجبة فى الركعة الثانية قبل الركوع وبعد القراءة»[2].
«... قنوت در همه نمازها يك سنت لازم است، (ومحل آن) در ركعت دوم قبل از ركوع وبعد از قرائت است.»
3- امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القنوت، باب 1، ص 896، حديث 2.
[2]- همان، حديث 6.