بين نافله صبح ونماز صبح:
26- روايت شده است:
«كسى كه يكصدبار بين نافله صبح ونماز صبح، برمحمد وآل محمد، صلوات بفرستد، خداوند صورت او را از حرارت آتش، نگه خواهد داشت، وكسى كه يكصد بار سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ بگويد، خداوند خانهاى براى او در بهشت بنا مىكند، وكسى كه بيست ويك بار «قل هو اللَّه احد» را بخواند، خداوند خانهاى براى او در بهشت بنا مىنمايد، واگر چهل بار بخواند اورا مىآمرزد.[1]»
سجده شكر بعد از نماز واجب:
27- امام رضا عليه السلام فرمود:
«السجدة بعد الفريضة شكراً للَّهعزّ وجلّ على ما وفّق له العبد من أداء فريضة، وأدنى ما يجزي فيها من القول أن يقال: شُكْراً للَّهِ، شُكْراً للَّهِ، شُكْراً للَّهِ (ثلاث مرّات)».
فسأله الراوي: فما معنى قوله: شُكْراً للَّهِ؟
فقال الإمام عليه السلام: «يقول هذه السجدة منّي شكراً للَّهعلى ما وفّقني له من خدمته، وأداء فرضه، والشكر موجب للزيادة، فإن كان في الصلاة تقصير لم يتمّ بالنوافل، تمّ بهذه السجدة»[2].
«بعد از نماز واجب، بخاطر اينكه خداوند به بندهاش توفيق اداى واجب را داده
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب التعقيب، باب 34، حديث 1.
[2]- همان، ابواب سجدتى الشكر، باب 1، ص 1071، حديث 2.
است، بايد سجده شكر خداى بجاى آورد، وكمترين چيزى كه در سجده شكر بايد گفته شود، سه بار (شُكْراً للَّهِ) است.»
راوى پرسيد معناى شُكْراً للَّهِ چيست؟
امام عليه السلام فرمود: «او در واقع مىگويد: اين سجده براى تشكر از خداست در برابر اين كه به من توفيق داد تادر خدمت او باشم، ومرا براى انجام واجب خود موفق گردانيد. شكر كردن موجب ازدياد نعمت است پس اگر در نماز تقصيرى وجود داشته كه بانافله جبران نمىشده، با اين سجده تكميل وتمام خواهد شد.»
در دل شب تاريك:
28- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا قام العبد نصف الليل بين يدي ربّه، فصلّى له أربع ركعات في جوف الليل المظلم، ثمّ سجد سجدة الشكر بعد فراغه، فقال: مَا شَاءَ اللَّهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ (مئة مرّة) ناداه اللَّه جلّ جلاله من فوق عرشه: عبدي، إلى كم تقول مَا شَاءَ اللَّهُ، أنا ربّك، وإليَّ المشيئة، وقد شئت قضاء حاجتك، فسلني ما شئت»[1].
«وقتى كه بندهاى در نيمه شب در مقابل پروردگارش بپاخيزد ودر دل شب تاريك چهار ركعت نماز بخواند وسپس بعد از فراغت از نماز، سجده شكر بجاآورد ويكصد بار مَا شَاءَ اللَّهُ بگويد، خداوند از بالاى عرشش ندا مىكند: بنده من! چقدر «ماشاء اللَّه» مىگويى، من پروردگارت هستم، ومشيّت مربوط به من است، ومن خواستهام كه حاجت تو برآورده شود، پس هرچه مىخواهى از من طلب كن.»
[1]- وسائل الشيعه، ابواب سجدتى الشكر، باب 1، ص 1071، حديث 4.
شكر نعمت:
29- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا ذكر أحدكم نعمة اللَّه عزّ وجلّ فليضع خدّه على التراب شكراً للَّه، وإن كان راكباً فلينزل فليضع خدّه على التراب، وإن لم يكن يقدر على النزول للشهرة، فليضع خدّه على قربوسه، فإن لم يقدر فليضع خدّه على كفّه، ثمّ ليحمد اللَّه على ما أنعم عليه»[1].
«وقتى يكى از شما نعمت خداوند راذكر كند، بايد براى شكر خدا، صورت برخاك نهد، واگر سوار باشد، پياده شود وصورتش را برخاك بگذارد، واگر از جهت شهرت پيداكردن، نتواند پياده شود، صورت برزين بگذارد، واگر اين را هم نتواند، صورت بركف دست خود نهد، سپس در مقابل نعمتهاى الهى، حمد او بگويد.»
شكر امام سجّاد عليه السلام:
30- امام باقر عليه السلام فرمود:
«إنّ أبي عليّ بن الحسين ما ذكر للَّهعزّ وجلّ نعمة عليه إلّاسجد، ولا قرأ آية من كتاب اللَّه عزّ وجلّ فيها سجود إلّاسجد، ولا دفع اللَّه عنه سوءً يخشاه أو كيد كائد، إلّاسجد، ولا فرغ من صلاة مفروضة إلّاسجد، ولا وُفِّقَ لإصلاح بين اثنين إلّاسجد، وكان أثر السجود في جميع مواضع سجوده، فسُمّي السجّاد لذلك»[2].
[1]- وسائل الشيعه، باب 7، ص 1081، حديث 3.
[2]- همان، ص 1082، حديث 8.
«پدرم على بن الحسين عليه السلام هيچ نعمتى را به ياد نمىآورد مگر اينكه سجده مىكرد، وهيچ آيه سجدهاى را تلاوت نمىكرد مگر اينكه سجده مىنمود، وهيچ گاه خدا، بدى ترسناكى ياتوطئه نيرنگ بازى را از او دفع نمىكرد مگر اينكه به سجده مىافتاد، واز نماز واجبى فراغت نمىيافت مگر اينكه سجده مىكرد، وبراى آشتى بين دو نفر موفق نمىشد مگر اينكه سجده مىكرد، واثر سجده در همه مواضع سجده در بدن او پيدا بود، وبه همين جهت (سجّاد) ناميده شده بود.»
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام نماز - قم، چاپ: پنجم، 1389.