قصد فريضه كردهاى تو در نافله هستى، واگر وارد فريضه شدى بعد به ياد آوردى كه نافلهاى برذمه تو باقى مانده است، به فريضه ادامه مىدهى.»
تفصيل احكام:
1- در هر عمل عبادى واز آن جمله در نماز، نيت واجب است وبدون نيت، آن عمل باطل مىباشد. نيت يكى از اركان نماز است.[1]
2- نيت عبارت است از: «قصد ومنظور انسان از انجام عمل». پس اگر امتثال فرمان خداوند وتقرّب به او را قصد كردى، قصد تو خالص بوده وعمل تو- ان شاء اللَّه- مقبول درگاه او واقع خواهد شد، اما اگر قصد امتثال دستور خداوند را نكرده باشى بلكه بخاطر شهرت وريا ومانند آن انجام بدهى، عمل تو باطل مىباشد.
3- نيّت باهمان انگيزه ومحرّك درونى وقلبى تحقق مىيابد، يعنى در نماز مثلا، اگر انگيزه شما امتثال امر خداوند باشد كفايت مىكند. به زبان آوردن نيت يااز ذهن وقلب گذراندن آن، لازم نيست، واحتياط مستحب اقتضا مىكند كه در نماز بعد از اقامه گفتن، به ويژه در نماز احتياط، نيت را برزبان جارى نكند.
4- در تحقق نيت، قصد جزئيات عبادت مانند: ادا وقضا ياقصر وتمام ياوجوب واستحباب ومانند آن واجب نيست مگر اينكه امتثال امر خداوند برقصد اين جزئيات متوقف باشد.
[1]- رُكْن، به آن جزء واجب نماز گفته مىشود كه كم يازياد كردن آن، عمداً ياسهواً، موجب بطلان نماز مىشود. اركان نماز عبارتند از: نيت، تكبيرة الاحرام، قيام درحال تكبيرة الاحرام وقيام متصل به ركوع، ركوع ودوسجده.
5- همچنين در صورتى كه عمل عبادى، متعدد باشد، تعيين آن واجب نيست، مانند كسى كه مىخواهد يكى از دو نمازى كه براو در يك زمان واجب شده (مانند نماز ظهر وعصر) را، بجا آورد، لازم نيست كه يكى از آن دو را بطور مشخص تعيين كند زيرا واجب در نيّت اين است كه سعى وكوشش مكلف به سوى عمل، منبعث از امر الهى باشد ودر واقع، هم معين ومشخص باشد، واين امر متوقف بر تعيين در نيت نيست.
6- انگيزه قلبى ومحرّك درونى كه انسان را به قصد امتثال امر خداوند وامىدارد، ممكن است اين باشد كه او خدا را اهل اطاعت وعبادت شناخته است، يااينكه او مىخواهد نعمتهاى فراوان وغير قابل شمارش خدا را شكر نمايد، يااينكه رضاى خدا را كسب كرده واز خشم وغضب او اجتناب ورزد، يااينكه ثواب بدست آورده واز عقاب الهى بپرهيزد. باهريك از امور فوق، قصد امتثال وتقرّب و نيت خالص تحقق مىيابد.
7- نيّت وقصد امتثال در طول مدت اشتغال به عبادت، بايد استمرار وادامه داشته باشد به گونهاى كه اگر از او بطور ناگهانى پرسيده شود كه چه مىكند، درجواب متحيّر نماند، واگر نيت استمرار نداشته باشد نماز باطل مىشود، در صورتيكه اجزاى باقيمانده واجب را به قصد عدم نماز بجا آورده باشد، وبخاطر زياد شدن ركن يا به جهت از بين رفتن صورت نماز به سبب انجام دادن فعل كثير، تدارك آن اجزا هم امكان نداشته باشد.
8- نماز باهمان نيّتى كه با آن افتتاح شده، صحيح مىباشد.
پس اگر نمازش را بانيت نماز واجب آغاز كرده باشد ولى در اثناى نماز غافل شده وآنرا نافله تصور كرده يابه گمان اينكه نافله است آنرا به پايان رسانده باشد، نماز او به حسب نيّت اول صحيح است، وهمين حكم در عكس مسأله نيز جارى است.
ريا در عبادت
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام از پدرانش عليه السلام روايت مىكند كه:
انّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله سئل فيما النجاة غداً؟ فقال: «إنّما النجاة في أن لا تخادع اللَّه فيخدعكم؛ فإنّه من يخادع اللَّه يخدعه، ويخلع منه الإيمان، ونفسه يخدع لو يشعر».
قيل له: فكيف يخادع اللَّه
؟ قال: «يعمل بما أمره اللَّه ثمّ يريد به غيره. فاتّقوا اللَّه في الرياء، فإنّه الشرك باللَّه. إنّ المرائي يدعى يوم القيامة بأربعة أسماء: يا كافر، يا فاجر
، يا غادر، يا خاسر! حبط عملك وبطل أجرك، فلا خلاص لك اليوم، فالتمس أجرك ممّن كنت تعمل له»[1].
از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سؤال شد كه در فرداى قيامت نجات به چيست؟ فرمود: «همانا نجات در اين است كه خدا را فريب ندهيد كه او شما را فريب مىدهد، زيرا كسى كه باخدا از راه نيرنگ وخدعه وارد شود، خدا اورا فريب مىدهد وايمان را از دل او برمىگيرد، واو اگر مىفهميد، در واقع خود را فريب داده است.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 11، ص 50، حديث 16.
گفته شد: انسان چگونه خدا را فريب مىدهد؟
فرمود: «به آنچه خدا فرمان داده عمل مىكند اما با آن عمل، ديگرى را قصد مىكند. از خدا بترسيد در ريا كردن، زيرا ريا، شرك به خدا است. ريا كار در روز قيامت به چهار نام خوانده مىشود: اى كافر! اى فاجر! اى خيانتكار! اى زيانكار! عمل تواز بين رفت وپاداش تو باطل شد، وامروز خلاصى ورهايى براى تونيست. پاداش خود را از همان كسى بخواه كه براى او اعمالت را انجام مىدادى.»
2- امام صادق عليه السلام به عباد بن كثير بصرى در مسجد فرمود:
«ويلك يا عبّاد، إيّاك والرياء، فإنّه من عمل لغير اللَّه وكله اللَّه إلى مَن عمل له»[1].
«واى برتو اى عباد! از ريا كردن بپرهيز زيرا كسى كه براى غير خدا عمل كند، خدا او را به همان كسى وامىگذارد كه براى او عمل را انجام داده است.»
3- امام باقر عليه السلام فرمود:
«لو أنّ عبداً عمل عملًا يطلب به وجه اللَّه والدار الآخرة وادخل فيه رضا أحد من الناس كان مشركاً»[2].
«اگر بندهاى عملى را انجام دهد كه رضاى خدا واخرت را باآن مىخواسته اما خشنودى يكى از مردم را نيز باآن آميخته باشد، اومشرك است.»
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«اجعلوا أمركم هذا للَّهولا تجعلوه للناس؛ فإنّه ما كان للَّهفهو للَّهآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام نماز - قم، چاپ: پنجم، 1389.
ظ( وما كان للناس فلا يصعد إلى اللَّه»[3].
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، ص 48، حديث 6.
[2]- همان، باب 11، ص 49، حديث 11.
[3]- همان، باب 12، ص 52، حديث 5.
«كار خود را براى خدا قرار دهيد وآنرا براى مردم انجام ندهيد، زيرا آنچه براى خدا بوده است، براى خدا است، وآنچه براى مردم بوده است، به پيشگاه خداوند صعود نمىكند.»
5- زراره مىگويد:
سألت أبا جعفر عليه السلام عن الرجل يعمل الشيء من الخير فيراه إنسان فيسرّه ذلك، قال: «لا بأس، ما من أحد إلّاوهو يحبّ أن يظهر له في الناس الخير، إذا لم يكن صنع ذلك لذلك»[1].
از امام باقر عليه السلام سؤال كردم درباره شخصى كه كار خيرى انجام مىدهد وانسانى اورا مىبيند پس او از اين امر خوشحال مىشود آيا اين ريا است؟ فرمود: «اشكال ندارد، زيرا هيچ كسى نيست مگر اينكه دوست دارد بين مردم به خير وخوبى معرفى شود، اما بشرطى كه او آن كار را بخاطر آن (يعنى شهرتطلبى و در ميان مردم مطرح شدن)، انجام نداده باشد.»
6- راوى مىگويد:
قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام: الرجل يدخل فيالصلاة فيجود صلاته ويحسنها
، رجاء أن يستجر بعض من يراه إلى هواه، قال: «ليس هذا من الرياء»[2].
به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه شخصى وارد نماز مىشود پس نمازش را خوب ونيكو انجام مىدهد به اميد اينكه كسانى كه اورا مىبينند، جذب او وطرفدار آيين او شوند. فرمود:
«اين ريا نيست.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 15، حديث 1.
[2]- همان، باب 16، ص 56، حديث 3.
«كونوا دعاة للناس بغير ألسنتكم، ليروا منكم الورع والاجتهاد والصلاة والخير، فإنّ ذلك داعية»[1].
«باغير زبان، دعوتگران مردم به خير وخوبى باشيد تا از شما در عمل پرهيزكارى، كوشش، نماز وكارهاى خير ببينند وهمين خود، داعى آنها به خير وخوبى خواهد شد.»
تفصيل احكام:
1- واجب است كه نيت عبادات واز آن جمله نماز، خالص براى خدا باشد، وآميخته به ريا نباشد زيرا ريا گناه بزرگ وباطل كننده عبادت است.
2- منظور از ريا اين است كه انسان عمل را تنها به قصد نشان دادن به مردم انجام دهد، وقصد امتثال فرمان خداوند را نداشته باشد. قدر متيقّن از بطلان عبادات به سبب ريا، همين معنى است زيرا در اين صورت، عمل فاقد قصد امتثال وقربت مىباشد.
3- ريا صورتهاى ديگرى هم دارد كه انسان در اين صورتها فاقد قصد امتثال وقربت محسوب نمىشود، مانند اينكه انگيزه عمل، قربت وامتثال باشد امّا در كنار آن ريا هم كند، يااينكه در بعضى از اجزاى واجب عبادت، قصد ريا داشته باشد. فقها گفتهاند: در اين حالات نيز بخاطر قصد ريا، عبادت باطل است واين سخن غالباً موافق احتياط است پس بنابر احتياط واجب، عبادت بايد اعاده شود.
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 16، ص 56، حديث 2.
4- اما اگر در بعضى از اجزاى مستحبّ عبادت، قصد ريا داشته باشد مثل قنوت در نماز، بنابر احتياط مستحب نماز را تمام كند وبعد اعاده نمايد، ولى اين واجب نيست.
5- اگر عبادت او خالص براى خدا باشد ولى در انتخاب مكان مثل نماز در مسجد، يا زمان مثل نماز در اول وقت، يا در جزئيات ديگر مانند به جماعت خواندن، قصد ريا داشته باشد، اگر اين ريا بر اصل عبادت تأثير بگذارد به گونهاى كه بگويند نماز او ريايى است، پس بنابر اقوا، عبادت او باطل مىشود، اما اگر چنين تأثيرى نداشته باشد، عبادت او باطل نخواهد بود.
6- اگر خود عمل را خالصانه براى خدا انجام دهد ولى خوشش بيايد از اينكه مردم اورا ببينند، پس ظاهراً عبادت او باطل نيست.
چنانكه خطور ريا در قلب هم ضررى به صحت عبادت ندارد مخصوصاً در صورتى كه او از اين حالت ناراحت وناراضى بوده ودر صدد باشد كه از آن دورى كند.
7- اگر عبادت را خالصانه براى خدا انجام دهد اما بعد از پايان عمل، قصد ريا كند يا حالت خود ستايى اورا فراگيرد، عبادتِ او باطل نمىشود.
سوم- تكبيرة الاحرام
حديث شريف:
1- در روايات آمده است:
كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله أتمّ الناس صلاة وأوجزهم، كان إذا دخل في صلاته قال: «اللَّهُ أَكْبَرُ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»[1].
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نسبت به همه مردم، نماز خود را كاملتر انجام مىداد.
وقتى وارد نماز مىشد، مىگفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.»
2- امام باقر عليه السلام فرمود:
«التكبيرة الواحدة في افتتاح الصلاة تجزي، والثلاث أفضل، والسبع أفضل كلّه»[2].
«يك تكبير در آغاز نماز كفايت مىكند وسه تكبير بهتر است وهفت تكبير از همه بهتر است.»
[1]- وسائلالشيعة، ج 4، كتابالصلاة، ابواب تكبيرة الاحرام، باب 1، ص 715، حديث 11.
[2]- همان، حديث 4.