پس اگر نمازش را بانيت نماز واجب آغاز كرده باشد ولى در اثناى نماز غافل شده وآنرا نافله تصور كرده يابه گمان اينكه نافله است آنرا به پايان رسانده باشد، نماز او به حسب نيّت اول صحيح است، وهمين حكم در عكس مسأله نيز جارى است.
ريا در عبادت
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام از پدرانش عليه السلام روايت مىكند كه:
انّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله سئل فيما النجاة غداً؟ فقال: «إنّما النجاة في أن لا تخادع اللَّه فيخدعكم؛ فإنّه من يخادع اللَّه يخدعه، ويخلع منه الإيمان، ونفسه يخدع لو يشعر».
قيل له: فكيف يخادع اللَّه
؟ قال: «يعمل بما أمره اللَّه ثمّ يريد به غيره. فاتّقوا اللَّه في الرياء، فإنّه الشرك باللَّه. إنّ المرائي يدعى يوم القيامة بأربعة أسماء: يا كافر، يا فاجر
، يا غادر، يا خاسر! حبط عملك وبطل أجرك، فلا خلاص لك اليوم، فالتمس أجرك ممّن كنت تعمل له»[1].
از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سؤال شد كه در فرداى قيامت نجات به چيست؟ فرمود: «همانا نجات در اين است كه خدا را فريب ندهيد كه او شما را فريب مىدهد، زيرا كسى كه باخدا از راه نيرنگ وخدعه وارد شود، خدا اورا فريب مىدهد وايمان را از دل او برمىگيرد، واو اگر مىفهميد، در واقع خود را فريب داده است.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 11، ص 50، حديث 16.
گفته شد: انسان چگونه خدا را فريب مىدهد؟
فرمود: «به آنچه خدا فرمان داده عمل مىكند اما با آن عمل، ديگرى را قصد مىكند. از خدا بترسيد در ريا كردن، زيرا ريا، شرك به خدا است. ريا كار در روز قيامت به چهار نام خوانده مىشود: اى كافر! اى فاجر! اى خيانتكار! اى زيانكار! عمل تواز بين رفت وپاداش تو باطل شد، وامروز خلاصى ورهايى براى تونيست. پاداش خود را از همان كسى بخواه كه براى او اعمالت را انجام مىدادى.»
2- امام صادق عليه السلام به عباد بن كثير بصرى در مسجد فرمود:
«ويلك يا عبّاد، إيّاك والرياء، فإنّه من عمل لغير اللَّه وكله اللَّه إلى مَن عمل له»[1].
«واى برتو اى عباد! از ريا كردن بپرهيز زيرا كسى كه براى غير خدا عمل كند، خدا او را به همان كسى وامىگذارد كه براى او عمل را انجام داده است.»
3- امام باقر عليه السلام فرمود:
«لو أنّ عبداً عمل عملًا يطلب به وجه اللَّه والدار الآخرة وادخل فيه رضا أحد من الناس كان مشركاً»[2].
«اگر بندهاى عملى را انجام دهد كه رضاى خدا واخرت را باآن مىخواسته اما خشنودى يكى از مردم را نيز باآن آميخته باشد، اومشرك است.»
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«اجعلوا أمركم هذا للَّهولا تجعلوه للناس؛ فإنّه ما كان للَّهفهو للَّهآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام نماز - قم، چاپ: پنجم، 1389.
ظ( وما كان للناس فلا يصعد إلى اللَّه»[3].
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، ص 48، حديث 6.
[2]- همان، باب 11، ص 49، حديث 11.
[3]- همان، باب 12، ص 52، حديث 5.
«كار خود را براى خدا قرار دهيد وآنرا براى مردم انجام ندهيد، زيرا آنچه براى خدا بوده است، براى خدا است، وآنچه براى مردم بوده است، به پيشگاه خداوند صعود نمىكند.»
5- زراره مىگويد:
سألت أبا جعفر عليه السلام عن الرجل يعمل الشيء من الخير فيراه إنسان فيسرّه ذلك، قال: «لا بأس، ما من أحد إلّاوهو يحبّ أن يظهر له في الناس الخير، إذا لم يكن صنع ذلك لذلك»[1].
از امام باقر عليه السلام سؤال كردم درباره شخصى كه كار خيرى انجام مىدهد وانسانى اورا مىبيند پس او از اين امر خوشحال مىشود آيا اين ريا است؟ فرمود: «اشكال ندارد، زيرا هيچ كسى نيست مگر اينكه دوست دارد بين مردم به خير وخوبى معرفى شود، اما بشرطى كه او آن كار را بخاطر آن (يعنى شهرتطلبى و در ميان مردم مطرح شدن)، انجام نداده باشد.»
6- راوى مىگويد:
قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام: الرجل يدخل فيالصلاة فيجود صلاته ويحسنها
، رجاء أن يستجر بعض من يراه إلى هواه، قال: «ليس هذا من الرياء»[2].
به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه شخصى وارد نماز مىشود پس نمازش را خوب ونيكو انجام مىدهد به اميد اينكه كسانى كه اورا مىبينند، جذب او وطرفدار آيين او شوند. فرمود:
«اين ريا نيست.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 15، حديث 1.
[2]- همان، باب 16، ص 56، حديث 3.
«كونوا دعاة للناس بغير ألسنتكم، ليروا منكم الورع والاجتهاد والصلاة والخير، فإنّ ذلك داعية»[1].
«باغير زبان، دعوتگران مردم به خير وخوبى باشيد تا از شما در عمل پرهيزكارى، كوشش، نماز وكارهاى خير ببينند وهمين خود، داعى آنها به خير وخوبى خواهد شد.»
تفصيل احكام:
1- واجب است كه نيت عبادات واز آن جمله نماز، خالص براى خدا باشد، وآميخته به ريا نباشد زيرا ريا گناه بزرگ وباطل كننده عبادت است.
2- منظور از ريا اين است كه انسان عمل را تنها به قصد نشان دادن به مردم انجام دهد، وقصد امتثال فرمان خداوند را نداشته باشد. قدر متيقّن از بطلان عبادات به سبب ريا، همين معنى است زيرا در اين صورت، عمل فاقد قصد امتثال وقربت مىباشد.
3- ريا صورتهاى ديگرى هم دارد كه انسان در اين صورتها فاقد قصد امتثال وقربت محسوب نمىشود، مانند اينكه انگيزه عمل، قربت وامتثال باشد امّا در كنار آن ريا هم كند، يااينكه در بعضى از اجزاى واجب عبادت، قصد ريا داشته باشد. فقها گفتهاند: در اين حالات نيز بخاطر قصد ريا، عبادت باطل است واين سخن غالباً موافق احتياط است پس بنابر احتياط واجب، عبادت بايد اعاده شود.
[1]- وسائل الشيعة، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 16، ص 56، حديث 2.
4- اما اگر در بعضى از اجزاى مستحبّ عبادت، قصد ريا داشته باشد مثل قنوت در نماز، بنابر احتياط مستحب نماز را تمام كند وبعد اعاده نمايد، ولى اين واجب نيست.
5- اگر عبادت او خالص براى خدا باشد ولى در انتخاب مكان مثل نماز در مسجد، يا زمان مثل نماز در اول وقت، يا در جزئيات ديگر مانند به جماعت خواندن، قصد ريا داشته باشد، اگر اين ريا بر اصل عبادت تأثير بگذارد به گونهاى كه بگويند نماز او ريايى است، پس بنابر اقوا، عبادت او باطل مىشود، اما اگر چنين تأثيرى نداشته باشد، عبادت او باطل نخواهد بود.
6- اگر خود عمل را خالصانه براى خدا انجام دهد ولى خوشش بيايد از اينكه مردم اورا ببينند، پس ظاهراً عبادت او باطل نيست.
چنانكه خطور ريا در قلب هم ضررى به صحت عبادت ندارد مخصوصاً در صورتى كه او از اين حالت ناراحت وناراضى بوده ودر صدد باشد كه از آن دورى كند.
7- اگر عبادت را خالصانه براى خدا انجام دهد اما بعد از پايان عمل، قصد ريا كند يا حالت خود ستايى اورا فراگيرد، عبادتِ او باطل نمىشود.
سوم- تكبيرة الاحرام
حديث شريف:
1- در روايات آمده است:
كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله أتمّ الناس صلاة وأوجزهم، كان إذا دخل في صلاته قال: «اللَّهُ أَكْبَرُ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»[1].
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نسبت به همه مردم، نماز خود را كاملتر انجام مىداد.
وقتى وارد نماز مىشد، مىگفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.»
2- امام باقر عليه السلام فرمود:
«التكبيرة الواحدة في افتتاح الصلاة تجزي، والثلاث أفضل، والسبع أفضل كلّه»[2].
«يك تكبير در آغاز نماز كفايت مىكند وسه تكبير بهتر است وهفت تكبير از همه بهتر است.»
[1]- وسائلالشيعة، ج 4، كتابالصلاة، ابواب تكبيرة الاحرام، باب 1، ص 715، حديث 11.
[2]- همان، حديث 4.
3- امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام درباره كسى كه متوجه شد كه در اول نمازش تكبير نگفته است، فرمود:
«إذا استيقن أنّه لم يكبّر فليعد، ولكن كيف يستيقن
؟»[1].
«اگر يقين دارد كه تكبير نگفته است، بايد اعاده كند ولى چگونه مىتواند يقين حاصل كند؟»
4- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره كسى كه به نماز ايستاد وتكبير را فراموش كرد ونماز را آغاز نمود، امام فرمود:
«يعيد الصلاة»[2].
«نماز را اعاده كند.»
5- بازهم از امام صادق عليه السلام روايت شده درباره شخصى كه نمازش را باتكبير شروع نكرده است، آيا تكبير ركوع كفايت مىكند؟ فرمود:
«لا، بل يعيد صلاته إذا حفظ أنّه لم يكبّر»[3].
«نه، بلكه اگر به ياد آورد كه تكبير نگفته است، نمازش را اعاده نمايد.»
6- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«من لم يقم صلبه فلا صلاة له»[4].
«كسى كه (در نماز) راست نايستد، نمازى براى او نيست.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
«تلبية الأخرس وتشهّده وقرائته القرآن في الصلاة تحريك لسانه
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب تكبيرة الاحرام، باب 2، ص 716، حديث 2.
[2]- همان، حديث 3.
[3]- همان، باب 3، حديث 1.
[4]- همان، ابواب القيام، باب 2، ص 694، حديث 1.
وإشارته باصبعه»[1].
«تلبيه (لبيك گفتن در احرام حج) شخص لال وتشهد وقرائت او در نماز، با حركت دادن زبان واشاره كردن به انگشت است.»
تفصيل احكام:
1- «اللَّهُ أَكْبَرُ» همان عبارت وجملهاى است كه نماز باآن افتتاح مىگردد، و «تكبيرة الاحرام» يا «تكبيرة الافتتاح» ناميده مىشود.
2- تكبيرة الاحرام بايد به زبان عربى صحيح، تلفظ شود وتلفظ آن به عربى غلط يا تلفظ ترجمه آن به زبانهاى ديگر كفايت نمىكند وهمچنين گفتن جملات مرادف آن وهر نوع تغيير دادن واضافه كردن در آن مانند «اللَّهُ تَعالى أَكْبَرُ»، «الْأَكْبَرُ هُوَ اللَّهُ» يا «اللَّهُ أَحْسَنُ» ومانند آن نيز كفايت نمىكند.
3- احوط اين است كه تكبيرة الاحرام بطور مستقل تلفظ شود وبه ماقبل خود يعنى اقامه يا دعا متّصل نشود، وبهتر اين است كه به مابعدش يعنى دعا يا (بسم اللَّه) هم متّصل نشود، واگر به مابعدش وصل شود بايد راى (اكبر)، مضموم تلفظ شود، اما اگر به مابعدش وصل نشود، راى (اكبر) ساكن تلفظ مىشود.
4- تكبيرة الاحرام از اركان نماز است، ولذا ترك عمدى يا سهوى آن، باطل كننده نماز است. اما زياد كردن تكبير نيز بنابر نظر مشهور فقها، باطل كننده است واحوط- در صورت زياد كردن- تمام كردن نماز واعاده آن است، اگر چه اقوا اين است كه با زياد كردن سهوى،
[1]- وسائل الشيعه، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 59، ص 801، حديث 1.