بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 64

آداب تكبيرة الاحرام‌

حديث شريف:

1- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إذا افتتحت الصلاة فكبّر إن شئت واحدة، وإن شئت ثلاثاً، وإن شئت سبعاً، وكلّ ذلك مجزٍ عنك، غير أنّك إذا كنت إماماً لم تجهر إلّابتكبيرة»[1].

«هنگامى كه نماز را آغاز كردى تكبير بگو، اگر خواستى يك تكبير واگر خواستى سه ياهفت تكبير بگو. همه اينها كفايت مى‌كند ولى اگر امام جماعت بودى تنها يك تكبير را با صداى بلند بگو.»

2- زراره مى‌گويد:

رأيت أبا جعفر استفتح الصلاة بسبع تكبيرات ولاءً[2].

امام باقر عليه السلام را ديدم كه نماز را با هفت تكبير پشت سرهم افتتاح نمود.

3- مهران جمال مى‌گويد:

رأيت أبا عبداللَّه عليه السلام إذا كبّر في الصلاة يرفع يديه حتّى يكاد يبلغ اذنيه‌[3].

امام صادق عليه السلام را ديدم وقتى كه در نماز تكبير مى‌گفت، دستانش را بالا مى‌برد تانزديك به گوشهايش مى‌رسيد.

4- امام رضا عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ابواب تكبيرة الاحرام، باب 7، ص 721، حديث 3.

[2]- همان، حديث 2.

[3]- همان، باب 9، ص 725، حديث 3.


صفحه 65

«إنّما ترفع اليدان بالتكبير، لأنّ رفع اليدين ضرب من الابتهال والتبتّل والتضرّع، فاحبّ اللَّه عزّ وجلّ أن يكون العبد في وقت ذكره له، متبتّلًا متضرّعاً مبتهلًا، ولأنّ في رفع اليدين إحضار النيّة وإقبال القلب...»[1].

«اينكه در هنگام تكبير، دودست را بلند مى‌كنند، براى اين است كه دستان رابلند كردن نوعى از تضرع، التماس وتوجه به خدا وبريدن از غير او است، پس خداى عز وجل دوست دارد كه بنده در هنگام ياد او (نماز) درحالت تضرّع والتماس وابتهال باشد، وديگر اينكه بادست بلند كردن، نيت به وجود مى‌آيد، وقلب توجه واقبال پيدا مى‌كند.»

تفصيل احكام:

1- علاوه بر تكبيرة الاحرام واجب، مستحب است شش تكبير ديگر نيز گفته شود، قبل از تكبيرة الاحرام يابعد ازآن، ياچند تكبير قبل از آن وچند تكبير ديگر بعد از آن كه در مجموع هفت تكبير شود، ومى توان به پنج ياسه تكبير اكتفا نمود.

2- هرزمان كه نماز گزار بايك تكبير معيّنى آغاز كردن نماز را قصد كند، باهمان تكبير وارد نماز مى‌شود، چه اول تكبيرات هفتگانه باشد ياوسط يا آخر آنها. واگر از همان ابتدا، آغاز كردن نماز را قصد كند، همان تكبير نخستين، «تكبيرة الاحرام» وبقيه مستحب خواهد بود، وبهتر اين است كه شش تكبير مستحب را اول بگويد وسپس با تكبير آخرين، افتتاح نماز را قصد كند كه در اين صورت، آخرين تكبير، تكبيرة الاحرام خواهد بود.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ابواب تكبيرة الاحرام، حديث 11.


صفحه 66

3- ظاهر اين است كه تكبيرات مستحب به نمازهاى واجب يوميه اختصاص ندارد بلكه در هر نماز واجب يا مستحب، مستحب مى‌باشد.

4- آنطور كه در روايات آمده است، مستحب است قبل از تكبيرة الاحرام اين دعا را بخواند:

«يامحسن قد اتاك المسي‌ء وقد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسي‌ء، انت المحسن وانا المسي‌ء بحق محمد وآل محمد، صل على محمد وآل محمد وتجاوز عن قبيح ماتعلم منّي.»

برخى از فقها گفته‌اند دعاى ياد شده را بعد از تكبيرة الاحرام بخواند.

5- درهنگام تكبير گفتن مستحب است دودست را در حاليكه باز وانگشتان بهم چسبيده باشد، تا برابر گوشها بالاببرد وكف دستها را دراين حالت به سمت قبله قرار دهد به عنوان نشانه‌اى براى تضرّع وزارى در پيشگاه خداوند- چنانكه در روايات آمده است- واين حالت در همه تكبيرهاى نماز، مستحب است.


صفحه 67

چهارم- قيام (ايستادن)

قرآن كريم:

(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‌ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[1].

«همانها كه خدارا در حال ايستاده ونشسته، وآنگاه كه برپهلو خوابيده‌اند، ياد مى‌كنند؛ ودر اسرار آفرينش آسمانها وزمين مى‌انديشند (ومى‌گويند): بارالها! اينها را بيهوده نيافريده‌اى، منزّهى تو! مارا از عذاب آتش، نگهدار.»

حديث شريف:

1- در تفسير سخن خداوند كه فرمود: (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‌ جُنُوبِهِمْ)، امام باقر عليه السلام فرمود:

«الصحيح يصلّي قائماً، والمريض يصلّي جالساً، وعلى جنوبهم الذي‌

[1]- سوره آل عمران، آيه 191.


صفحه 68

يكون أضعف من المريض الذي يصلّي جالساً»[1].

«شخص سالم، ايستاده نماز مى‌گزارد وشخص بيمار، نشسته نماز مى‌خواند اما كسى خوابيده برپهلو نماز مى‌خواند كه ناتوانتر از بيمارى باشد كه نشسته نماز مى‌خواند.»

2- امام على عليه السلام در حديثى فرمود:

«... وقم منتصباً؛ فإنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قال: من لم يقم صلبه فلا صلاة له»[2].

«راست بايست زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه (در نماز) راست نايستد نمازى براى او نيست.»

3- از امام كاظم عليه السلام سؤال شد درباره شخصى كه در حال نماز، به ديوار مسجد تكيه دهد يا در حال ايستاده وبدون علت وبيمارى، دست برروى ديوار بگذارد؟ فرمود:

«لا بأس»[3].

«اشكال ندارد.»

4- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره مردى كه نماز براو نشسته واجب است اما او فراموش كرده ودر حال ايستاده نماز را شروع كرده وبعد يادش آمد كه وظيفه او نشستن است؟ امام عليه السلام فرمود:

«يقعد ويفتتح الصلاة وهو قاعد، ولا يعتدّ بافتتاحه الصلاة وهم قائم‌

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، باب 1، حديث 1.

[2]- همان، باب 2، حديث 1.

[3]- همان، باب 10، ص 701، حديث 1.


صفحه 69

وكذلك إن وجبت عليه الصلاة من قيام فنسي حتّى افتتح الصلاة وهو قاعد

، فعليه أن يقطع صلاته ويقوم فيفتتح الصلاة وهو قائم ولا يعتدّ بافتتاحه وهو قاعد»[1].

«مى‌نشيند ودر حاليكه نشسته، نماز را آغاز كند وبه اينكه در حال ايستاده نماز را افتتاح كرده اعتنا نورزد، وهمچنين اگر براو نماز در حال ايستاده واجب بوده واو فراموش كرده ونشسته نماز را آغاز كرده است، بايد نماز را قطع كند وبايستد ودر حاليكه ايستاده، نماز را آغاز نمايد وبه اينكه در حال نشسته نماز را آغاز كرده، اعتنا نكند.»

5- در روايتى آمده است كه:

انّ الإمام علي بن الحسين عليهما السلام شوهد في فناء الكعبة في الليل وهو يصلّي فأطال القيام حتّى جعل يتوكّأ مرّة على رجله اليمنى، ومرّة على رجله اليسرى»[2].

«امام زين العابدين عليه السلام شبانگاه در كنار كعبه مشاهده شد كه نماز مى‌خواند وقيام (ايستادن) را آنقدر طول داد كه گاهى روى پاى راستش و گاهى روى پاى چپش تكيه مى‌كرد.»

6- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«المريض يصلّي قائماً، فإن لم يستطع صلّى جالساً، فإن لم يستطع صلّى على جانبه الأيمن، فإن لم يستطع صلّى على جانبه الأيسر، فإن لم يستطع استلقى وأومأ إيماءً وجعل وجهه نحو القبلة، وجعل سجوده‌

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، باب 13، حديث 1.

[2]- همان، باب 3، ص 695، حديث 1.


صفحه 70

اخفض من ركوعه»[1].

«شخص مريض ايستاده نماز مى‌خواند پس اگر نتوانست، نشسته بجا مى‌آورد واگر نتوانست، برپهلوى راست واگر نتوانست، برپهلوى چپ خود نماز مى‌خواند، واگر نتوانست به پشت بخوابد واشاره كند وصورتش را به طرف قبله قرار دهد واشاره به سجده را پايين‌تر از ركوع قرار دهد.»

7- امام صادق عليه السلام فرمود:

«يصلّي المريض قائماً، فإن لم يقدر على ذلك صلّى جالساً، فإن لم يقدر أن يصلّي جالساً صلّى مستلقياً، يكبّر ثمّ يقرأ، فإذا أراد الركوع غمض عينيه ثمّ سبّح، فإذا سبّح فتح عينيه، فيكون فتح عينيه رفع رأسه من الركوع، فإذا أراد أن يسجد غمض عينيه ثمّ سبّح، فإذا سبّح فتح عينيه، فيكون فتح عينيه رفع رأسه من السجود، ثمّ يتشهّد وينصرف»[2].

«شخص مريض ايستاده نماز مى‌گزارد واگر قدرت ايستادن نداشته باشد، نشسته نماز بخواند، واگر قدرت نشستن هم نداشته باشد، خوابيده به پشت نماز بخواند، بدين ترتيب كه تكبير بگويد سپس قرائت را بجا آورد وزمانى كه قصد ركوع كرد، چشمانش را فروبندد وسپس تسبيح بگويد. وقتى تسبيح گفت، چشمانش را باز كند. پس باز كردن چشم به معناى سر برداشتن از ركوع است وهمچنين وقتى كه قصد سجده كرد، چشمانش را ببندد وتسبيح بگويد وبعد از تسبيح، چشمانش را باز كند وباز كردن چشم به معناى سر برداشتن از سجده است. سپس تشهد بگويد ونماز را تمام كند.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، باب 1، ص 692، حديث 15.

[2]- همان، حديث 13.


صفحه 71

8- سماعه مى‌گويد:

سألته (أي‌الإمام المعصوم عليه السلام) عن المريض لا يستطيع الجلوس‌

، قال: «فليصلِّ وهو مضطجع، وليضع على جبهته شيئاً إذا سجد فإنّه يجزي عنه، ولم يكلّف اللَّه ما لا طاقة له به»[1].

از امام معصوم عليه السلام پرسيدم درباره مريضى كه نمى‌تواند بنشيند. فرمود: «درحال خوابيده نماز بخواند، ودرهنگام سجده چيزى بر پيشانى‌اش بگذارد واين كفايت مى‌كند وخداوند او را به چيزى بالاتر از قدرتش تكليف نمى‌كند.»

9- عمر بن اذينه مى‌گويد:

«كتبت إلى أبي عبداللَّه عليه السلام أسأله ما حدّ المرض الذي يفطر فيه صاحبه‌

، والمرض الذي يدع صاحبه الصلاة قائماً

؟ قال: «بل الإنسان على نفسه بصيرة، ذاك إليه هو أعلم بنفسه»[2].

به امام صادق عليه السلام نوشتم واز او پرسيدم مرضى كه با آن روزه افطار مى‌شود وانسان نماز ايستاده را ترك مى‌كند كدام است؟ وحدّ ومرز آن چيست؟ امام عليه السلام فرمود: «انسان برنفس خود آگاه است. تشخيص اين مرض مربوط به خود اوست واو داناتر به خويشتن است.»

ودر روايت ديگر آمده است:

«هو أعلم بما يطيقه»[3].

«او داناتر است به آنچه قدرت وتوان آن را دارد.»

10- ليث مرادى روايت مى‌كند كه:

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، حديث 5.

[2]- همان، باب 6، ص 698، حديث 1.

[3]- همان، حديث 2.