اخفض من ركوعه»[1].
«شخص مريض ايستاده نماز مىخواند پس اگر نتوانست، نشسته بجا مىآورد واگر نتوانست، برپهلوى راست واگر نتوانست، برپهلوى چپ خود نماز مىخواند، واگر نتوانست به پشت بخوابد واشاره كند وصورتش را به طرف قبله قرار دهد واشاره به سجده را پايينتر از ركوع قرار دهد.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
«يصلّي المريض قائماً، فإن لم يقدر على ذلك صلّى جالساً، فإن لم يقدر أن يصلّي جالساً صلّى مستلقياً، يكبّر ثمّ يقرأ، فإذا أراد الركوع غمض عينيه ثمّ سبّح، فإذا سبّح فتح عينيه، فيكون فتح عينيه رفع رأسه من الركوع، فإذا أراد أن يسجد غمض عينيه ثمّ سبّح، فإذا سبّح فتح عينيه، فيكون فتح عينيه رفع رأسه من السجود، ثمّ يتشهّد وينصرف»[2].
«شخص مريض ايستاده نماز مىگزارد واگر قدرت ايستادن نداشته باشد، نشسته نماز بخواند، واگر قدرت نشستن هم نداشته باشد، خوابيده به پشت نماز بخواند، بدين ترتيب كه تكبير بگويد سپس قرائت را بجا آورد وزمانى كه قصد ركوع كرد، چشمانش را فروبندد وسپس تسبيح بگويد. وقتى تسبيح گفت، چشمانش را باز كند. پس باز كردن چشم به معناى سر برداشتن از ركوع است وهمچنين وقتى كه قصد سجده كرد، چشمانش را ببندد وتسبيح بگويد وبعد از تسبيح، چشمانش را باز كند وباز كردن چشم به معناى سر برداشتن از سجده است. سپس تشهد بگويد ونماز را تمام كند.»
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، باب 1، ص 692، حديث 15.
[2]- همان، حديث 13.
8- سماعه مىگويد:
سألته (أيالإمام المعصوم عليه السلام) عن المريض لا يستطيع الجلوس
، قال: «فليصلِّ وهو مضطجع، وليضع على جبهته شيئاً إذا سجد فإنّه يجزي عنه، ولم يكلّف اللَّه ما لا طاقة له به»[1].
از امام معصوم عليه السلام پرسيدم درباره مريضى كه نمىتواند بنشيند. فرمود: «درحال خوابيده نماز بخواند، ودرهنگام سجده چيزى بر پيشانىاش بگذارد واين كفايت مىكند وخداوند او را به چيزى بالاتر از قدرتش تكليف نمىكند.»
9- عمر بن اذينه مىگويد:
«كتبت إلى أبي عبداللَّه عليه السلام أسأله ما حدّ المرض الذي يفطر فيه صاحبه
، والمرض الذي يدع صاحبه الصلاة قائماً
؟ قال: «بل الإنسان على نفسه بصيرة، ذاك إليه هو أعلم بنفسه»[2].
به امام صادق عليه السلام نوشتم واز او پرسيدم مرضى كه با آن روزه افطار مىشود وانسان نماز ايستاده را ترك مىكند كدام است؟ وحدّ ومرز آن چيست؟ امام عليه السلام فرمود: «انسان برنفس خود آگاه است. تشخيص اين مرض مربوط به خود اوست واو داناتر به خويشتن است.»
ودر روايت ديگر آمده است:
«هو أعلم بما يطيقه»[3].
«او داناتر است به آنچه قدرت وتوان آن را دارد.»
10- ليث مرادى روايت مىكند كه:
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، حديث 5.
[2]- همان، باب 6، ص 698، حديث 1.
[3]- همان، حديث 2.
أنّه سأل أبا عبداللَّه عليه السلام عن الرجل يرعف من زوال الشمس حتّى يذهب الليل، قال: «يومئ إيماءً برأسه عن كلّ صلاة»[1].
از امام صادق عليه السلام پرسيده است درباره مردى (شخصى) كه از زوال خورشيد، خون دماغ شده تااينكه شب هم مىگذرد، در نماز چه كند؟ امام عليه السلام فرمود:
«براى هر نماز باسرش اشاره كند.»
11- از امام صادق عليه السلام درباره نماز در كشتى سؤال شد؟ فرمود:
«إن كانت محمّلة ثقيلة إذا قمت فيها لم تتحرّك فصلِّ قائماً، وإن كانت خفيفة تكفأ فصلِّ قاعداً»[2].
«اگر كشتى بار داشته وسنگين باشد به گونهاى كه وقتى مىايستى حركت نمىكنى، ايستاده نماز بخوان، اما اگر سبك باشد كه به جلو حركت مىكند وتكان مىدهد، نشسته نماز بگزار.»
12- در حديث زراره از امام باقر عليه السلام آمده است:
«إذا قمت إلى الصلاة فلا تلصق قدمك بالاخرى، ودع بينهما فصلًا اصبعاً أقلّ ذلك، إلى شبر أكثره، واسدل منكبيك، وارسل يديك
، ولا تشبّك أصابعك، وليكونا على فخذيك قبالة ركبتيك، وليكن نظرك إلى موضع سجودك...»[3].
«وقتى به نماز ايستادى، پاهايت را به همديگر نچسبان وبين آن دو حداقل به اندازه يك انگشت وحداكثر يك وجب فاصله بده، وشانه هايت را پايين بينداز
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القيام، باب 8، ص 700، حديث 1.
[2]- همان، باب 14، ص 705، حديث 2.
[3]- همان، باب 17، ص 710، حديث 2.
ودستهايت را رها كن و انگشتانت را داخل همديگر نكن ودستها روى رانها و برابر زانوهايت قرار گيرد ونگاه توبايد به جاى سجدهات باشد.»
تفصيل احكام:
وجوب قيام (ايستادن):
1- واجب است نماز، در حال ايستاده وبدون تكيه كردن بر چيزى بجا آورده شود، البته اين در شرايط عادى است. اما شخص مريض وناتوان، هرطور كه بتواند نماز مىخواند؛ باتكيه بر چيزى يا نشسته يا خوابيده كه تفصيل آن در سطور بعدى ذكر مىشود.
2- قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و همچنين قيام پيش از ركوع كه قيام متصل به ركوع ناميده مىشود، ركن است يعنى با ترك هريك از آن دو عمداً يا سهواً، نماز باطل مىشود.
3- ولى قيام در حال خواندن حمد وسوره يا تسبيحات اربعه وقيام بعد از ركوع هر چند واجب است ولى ركن نمىباشد وباترك آن اگر تنها از روى عمد باشد نماز باطل مىشود نه از روى سهو.
جزئيات اين مسأله به شرح ذيل است:
الف- نمازگزار در حاليكه قيام اوكاملًا تحقق يافته باشد، تكبيرة الاحرام مىگويد پس اگر در حال بلند شدن باشد وهنوز كاملًا راست نايستاده باشد، تكبيرة الاحرام گفتن، صحيح نيست.
ب- واجب است تلفظ تكبيرة الاحرام در وقتى پايان يابد كه او در حالت قيام كامل باشد پس اگر نمازگزار به جماعت ملحق شود در وقتى كه امام جماعت در ركوع است واو تكبيرة الاحرام بگويد،
بايد در هنگام تلفظ تكبير كاملًا ايستاده باشد بعد براى ركوع خم شود واگر تلفظ حروف آخر تكبيرة الاحرام با خم شدن او براى ركوع، هم زمان شود، نماز باطل است.
ج- اگر بعد از قرائت حمد وسوره، بنشيند وركوع را فراموش كند وبعد به ياد آورد، واجب است كه به طور كامل وراست بايستد، سپس از حالت ايستاده به ركوع رود تا ركنيت قيام متصل به ركوع تحقق يابد، وصحيح نيست كه از حالت نشسته، به صورت خميده وكمانى بلند شود وخود رابه حالت ركوع قرار دهد بدون اينكه كاملًا ايستاده باشد.
د- اگر حمد وسوره يا تسبيحات اربعه را از روى فراموشى در حالت نشسته بخواند وبعد به ياد آورد، اعاده قرائت بر او واجب نيست ولى از جهت ركوع، واجب است كه بايستد. اگر چه احتياط استحبابى مقتضى است كه در حال قيام، حمد وسوره را هم از نو بخواند.
ه- اگر قيام بعد از ركوع را سهواً ترك كند واز حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود، نمازش صحيح است.
4- در شرايط طبيعى وعادى، همين كه راست بايستد، به گونهاى كه در عرف قيام ناميده شود، قيام وايستادن واجب تحقق مىيابد. تحقق استقرار (آرامش بدن) هم به اين است كه بدن واعضايش را حركت ندهد. وجوب استقرار، در ميان فقها، مشهور وموافق احتياط واجب است. اما استقلال در قيام اين است كه برچيزى تكيه نكند واين هم مشهور وموافق احتياط مستحب است.
جزئيات مسأله:
الف- اگر نماز گزار در حين قيام، خم شود يابه يكى از دو طرف متمايل گردد به گونهاى كه نزد عرف صفت قيام را از دست بدهد، نماز او باطل مىباشد.
ب- اگر استقرار نداشته وبدن واعضايش را حركت بدهد به گونهاى كه با استقرار منافات داشته باشد، نمازش باطل است اما حركت ساده دست وانگشتان اشكال ندارد.
ج- اگر درحين قيام به چيزى مانند انسان يا ديوار يا عصا بدون علت وضرورت، تكيه كند، نماز را تمام كند وبنابر احتياط مستحب، اعاده نمايد.
د- شايسته است نمازگزار پاهايش را در حين قيام خيلى زياد نگشايد به گونهاى كه در عرف قيام گفته نشود.
ه- اگر راست ايستادن يا استقلال يا استقرار در قيام را از روى فراموشى وسهو ترك كند، نماز او صحيح است مگر در هنگام قيام ركنى يعنى قيام در موقع تكبيرة الاحرام وقيام متصل به ركوع كه اگر صدق قيام در عرف، مشكوك باشد، احتياط واجب مقتضى است كه نماز را اعاده نمايد.
و- اصل در قيام اين است كه هردو پاها روى زمين باشد اما واجب نيست كه سنگينى بدن برهردو پا بطور مساوى تقسيم شود بلكه جايز است سنگينى بدن را روى يكى از پاها بيشتر از ديگرى بيندازد.
در شرايط استثنايى:
5- اما در حالات استثنايى مانند بيمارى ياضعف ومانند آن بر نماز گزار است كه تاحدّ امكان، در حال قيام نماز بگذارد وبه تدريج از قيام مستقل به قيام با تكيه برديوار يا انسان منتقل شود.
واگر به هيچ شكلى قيام ممكن نبود، نشسته نماز بخواند واگر نشستن هم برايش مقدور نبود، خوابيده بر پهلوى راست وگرنه برپهلوى چپ، نماز بخواند ودر اين دو صورت بايد جلو بدنش به طرف قبله قرار گيرد. اگر بر پهلوى چپ ياراست هم امكان نداشت در حاليكه بر پشت خوابيده (مانند حالت احتضار) وكف پاهايش به سمت قبله باشد، نماز بگزارد.
جزئيات وفروع اين مسأله به اين شرح است:
الف- در حالات اضطرارى واجب است براى ركوع، اندكى خم شود ودر صورت امكان، برزمين سجده كند، واگر امكان نداشت براى سجده هم، كمى بيشتر از ركوع، خم شود واگر از خم شدن هم عاجز بود، به جاى ركوع وسجده باسر اشاره كند اگر آن هم امكان نداشت، بادوچشم اشاره نمايد، واحوط اين است كه در همه اين حالات، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى بگذارد.
ب- براى كسى كه نشسته نماز مىخواند اگر بعد از آنكه در حال نشسته حمد وسوره را قرائت كند امكان يابد كه براى ركوع بايستد، بنابر احتياط واجب بايد بايستد.
ج- كسى كه نشسته نماز مىخواند اگر در اثناى نماز قدرت بر قيام
پيدا كرد، بايد بقيه نمازش را در حال ايستاده بخواند، وهمچنين كسى كه به حالت خوابيده نماز مىخواند، اگر در اثناى نماز توانست بنشيند يا بايستد، بايد بقيه نماز را در حال نشسته ياايستاده تمام كند، ولى در زمانى كه از حالتى به حالت ديگر منتقل مىشود نبايد چيزى بخواند.
د- اگر بتواند ايستاده نماز بخواند، ولى نتواند ايستاده ركوع كند، ركوع را نشسته انجام دهد، واگر بطور كلى از ركوع وسجود، عاجز باشد، ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع وسجده باسر يا چشم اشاره كند، وبنابراحوط در هنگام اشاره به سجده، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى بگذارد.
ه- اگر در اول وقت، عاجز از قيام باشد ولى گمان كند يا احتمال دهد كه در آخر وقت، قدرت بر قيام پيدا مىكند، واجب است نماز را تا آخر وقت به تأخير اندازد.
و- اگر كسى قدرت برقيام داشته باشد ولىبترسد از اينكه اگر ايستاده نماز بخواند، بيمارى او شدت پيدا كند، براى او جايز است كه نشسته نماز بخواند، وهمچنين اگر بترسد از شدت يافتن بيمارى در صورتيكه نشسته نماز بخواند، جايز است كه خوابيده بجا آورد.
آداب قيام
در هنگام قيام براى نماز، مستحب است امور زير مراعات شود:
1- پايين انداختن شانهها.