بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 84

«إنّ اللَّه تبارك وتعالى فرض الركوع والسجود، والقراءة سنّة

؛ فمن ترك القراءة متعمّداً أعاد الصلاة، ومن نسي فلا شي‌ء عليه»[1].

«خداوند ركوع وسجود را فرض كرده است، وقرائت سنت است پس كسى كه عمداً قرائت را ترك كند، نمازش را اعاده نمايد، اما اگر كه قرائت را فراموش كند، چيزى بر او نيست.»

14- سماعه مى‌گويد: از امام عليه السلام پرسيدم درباره شخصى كه به نماز مى‌ايستد وقرائت سوره حمد را فراموش مى‌كند. امام فرمود:

«فليقل: استعيذ باللَّه من الشيطان الرجيم إنّ اللَّه هو السميع العليم‌

، ثمّ ليقرأها مادام لم يركع، فإنّه لا صلاة له حتّى يقرأ بها في جهر أو إخفات‌

، فإنّه إذا ركع أجزأه إن شاء اللَّه»[2].

«او (استعيذ باللَّه من الشيطان الرجيم ان اللَّه هو السميع العليم) بگويد وسپس اگر هنوز به ركوع نرفته، حمد را بخواند زيرا بدون قرائت حمد، بطور آهسته يا بلند، نمازى براى او نيست. اما اگر ركوع كرده باشد، كفايت مى‌كند- ان شاء اللَّه- ونمازش صحيح است.»

15- على بن جعفر، از برادرش‌امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد كه:

النساء هل عليهنّ الجهر بالقراءة في الفريضة

؟ قال:

«لا، إلّاأن تكون امرأة تؤمّ النساء فتجهر بقدر ما تُسمع قراءتها»[3].

آيا زنها هم در نماز واجب، حمد وسوره را بلند بخوانند؟ فرمود:

[1]- وسائل‌الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 27، حديث 1.

[2]- همان، باب 28، حديث 2.

[3]- همان، باب 31، حديث 3.


صفحه 85

«نه، مگر اينكه زنى براى زنان امامت كند كه در اين صورت به اندازه‌اى كه قرائت او شنيده شود، بلند بخواند.»

16- امام باقر عليه السلام فرمود:

«الإجهار أن ترفع صوتك، تُسمعه من بَعُد عنك، والإخفات أن لا تُسمع من معك إلّايسيراً»[1].

«بلند خواندن اين است كه صداى خود را بلند كنى وبه كسى كه از تو دور است برسانى وآهسته خواندن اين است كه كسى كه باتو است، صداى تو را جز اندكى نشنود.»

17- سكونى روايت مى‌كند كه: امام صادق عليه السلام درباره شخصى كه در محلّى نماز مى‌خواند وسپس مى‌خواهد جلوتر برود فرمود:

«يكفّ عن القراءة في مشيه حتّى يتقدّم إلى الموضع الذي يريد، ثمّ يقرأ»[2].

«در هنگام جلو رفتن از قرائت خود دارى كند تا به محلى كه مى‌خواهد برسد، بعد بخواند.»

18- زراره از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«لاتقرأ في‌المكتوبة بشي‌ء من‌العزائم، فإنّ‌السجود زيادةفي‌المكتوبة»[3].

«در نماز واجب، سوره‌هاى سجده را نخوان زيرا در نماز واجب، سجده زياد مى‌شود.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 33، حديث 7.

[2]- همان، باب 34، حديث 1.

[3]- همان، باب 40، حديث 1.


صفحه 86

19- حسن بن زياد صيقل مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم درباره شخصى كه نماز مى‌خواند ودر همان حال چراغ را نزديكش گذاشته وبه قرآن نگاه مى‌كند ومى‌خواند چه مى‌فرمائيد؟ فرمود:

«اشكال ندارد.[1]»

20- زراره مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام درباره دو ركعت اخير نماز ظهر پرسيدم. فرمود:

«تسبّح وتحمد اللَّه وتستغفر لذنبك، وإن شئت فاتحة الكتاب فإنّها تحميد ودعاء»[2].

«تسبيح مى‌گويى وخدارا حمد و ستايش مى‌كنى وبراى گناه خود استغفار مى‌جويى واگر هم خواستى سوره حمد را بخوان زيرا سوره حمد نيز شامل برحمد ودعا است.»

21- معاوية بن عمار مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره قرائت در پشت سر امام در دوركعت اخير، فرمود:

«يقرأ بفاتحة الكتاب ومن خلفه يسبّح، فإذا كنت وحدك فاقرأ فيهما، وإن شئت فسبّح»[3].

«امام حمد را مى‌خواند وكسى كه پشت سر اواست تسبيح مى‌گويد واگر تنها بودى، دراين دوركعت حمد را بخوان واگر هم خواستى تسبيح بگو.»

22- امام صادق عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 41، حديث 1.

[2]- همان، باب 42، حديث 1.

[3]- همان، حديث 2.


صفحه 87

«أدنى ما يجزي من القول في الركعتين الأخيرتين ثلاث تسبيحات‌

؛ أن تقول:

سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ»[1].

«كمترين چيزى كه در دوركعت اخير كفايت مى‌كند سه تسبيح است يعنى بگويى:

سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ.»

23- امام صادق عليه السلام فرمود:

«تلبية الأخرس وتشهّده وقراءته القرآن في الصلاة تحريك لسانه وإشارته باصبعه»[2].

«تلبيه «لبّيك گفتن» لال، وتشهد وقرائت او در نماز، حركت دادن زبان واشاره باانگشتان است.»

24- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إذا افتتحت صلاتك بقل هو اللَّه أحد وأنت تريد أن تقرأ بغيرها فامضِ فيها ولا ترجع، إلّاأن تكون في يوم الجمعة، فإنّك ترجع إلى (الجمعة) و (المنافقون) منها»[3].

«اگر در نماز به سوره (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد) شروع كرده‌اى ومى خواهى غير آن را بخوانى، به همان سوره قل هواللَّه ادامه بده وبرنگرد مگر در روز جمعه كه مى‌توانى به سوره (جمعه) و (منافقون) برگردى.»

25- بازهم امام صادق عليه السلام فرمود:

«يجوز للمريض أن يقرأ في الفريضة فاتحة الكتاب وحدها، ويجوز

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، حديث 7.

[2]- همان، باب 59، ص 801، حديث 1.

[3]- همان، باب 69، حديث 2.


صفحه 88

للصحيح في قضاء صلاة التطوّع بالليل والنهار»[1].

«براى شخص مريض جايز است كه درنماز واجب، تنها سوره حمد را بخواند وبراى شخص سالم هم در قضاى نماز نافله در شب ياروز جايز است.»

تفصيل احكام:

1- قرائت از واجبات نماز است كه- در اصطلاح فقهى- عبارت است از: آنچه نمازگزار از قرآن يا ذكر خدا كه در هرركعت قبل از ركوع، مى‌خواند.

2- در دوركعت نماز صبح، در دوركعت اول ساير نمازهاى يوميه ودر همه نمازهاى دوركعتى واجب يامستحب- غير از نماز ميت كه كيفيت خاصى دارد- خواندن سوره فاتحه، واجب است زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:

«لا صلاة إلّابفاتحة الكتاب»

، «بدون فاتحة الكتاب، نمازى نيست.»[2]

3- مشهور بين فقها اين است كه در هرركعت، يك سوره كامل نيز بايد خوانده شود وبه بخشى از يك سوره اكتفا نشود. اين نظر، موافق بااحتياط مستحب است.

4- مقدم كردن سوره برفاتحه جايز نيست واگر عمداً چنين كند، نمازش باطل است اما اگر از روى سهو آنرا مقدم بدارد وقبل از ركوع متوجه شود، سوره رابعد از حمد اعاده نمايد واگر بعد از ركوع متوجه شد، به نمازش ادامه دهد وچيزى براو نيست.

[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 55، حديث 1.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 274، باب 1، حديث 5، به نقل از عوالى اللئالى.


صفحه 89

5- شايسته است سوره‌هاى طولانى كه منجر به فوت وقت نماز مى‌شود، خوانده نشود واگر عمداً بخواند، احوط اين است كه، بنابر لزوم قرائت سوره كامل، نماز را باهمان سوره ياغير آن تمام كند وسپس اعاده ياقضا نمايد. اما بنابر عدم وجوب قرائت سوره كامل، از آن سوره طولانى، آن مقدارى را بخواند كه وقت نماز فوت نشود ونمازش را كامل كند.

6- اما در نمازهاى مستحب، بعد از سوره حمد، خواندن چيزى از قرآن واجب نيست بلكه مى‌توان تنها به حمد اكتفا كرد مگر در نمازهاى مستحبّى‌اى كه در سنّت تأكيد شده كه سوره ياآيات معينى در آنها خوانده شود كه در اين صورت اگر نماز گزار بخواهد آنها را باهمان كيفيت مطلوب ومورد نظر بجا آورد، بايد غير از فاتحه، آن آيات ياسوره معين را نيز تلاوت نمايد.

7- همچنين تنها به سوره فاتحه در نمازهاى واجب هم مى‌توان اكتفا كرد در صورتيكه نماز گزار در شرايط استثنايى وحالات اضطرارى قرار داشته باشد مانند: بيمارى، عجله داشتن، تنگى وقت، خوف از خطراتى مانند: سر رسيدن دزد، حمله حيوان درّنده ودر معرض آتش دشمن قرار گرفتن، وساير موارد اضطرارى مشابه.

8- جايز است نمازگزار در نمازهاى مستحب وبلكه واجب، بيش از يك سوره قرائت كند ولى احوط استحبابى آن است كه به يك سوره اكتفا نمايد.


صفحه 90

احكام قرائت‌

1- قرائت در نماز ركن نيست وهركس آنرا از روى سهو ترك نمايد، نمازش باطل نمى‌شود.

فروع اين مسأله بدين شرح است:

الف- اگر كسى قرائت را از روى سهو ترك كند وبعد از رفتن به ركوع به ياد آورد، نمازش صحيح است واز باب احتياط، دوسجده سهو بجاآورد.

ب- اگر فاتحه را از روى سهو ترك كند و در اثناى تلاوت سوره به ياد آورد، برگردد، فاتحه وسپس سوره را بخواند ونمازش صحيح است وهمچنين اگر قرائت را كاملًا ياسوره را فراموش كند ودر قنوت به ياد آورد، برگردد وقرائت را انجام دهد ونمازش صحيح است.

ج- اگر نماز گزار در ركوع يا بعد از ركوع شك كند كه فاتحه يا سوره ياتسبيحات را خوانده است يانه، به شكّش اعتنا نكند وبه نمازش ادامه دهد وان شاء اللَّه نماز او صحيح است.

2- واجب است حمد وسوره در نماز از نظر اعراب وتلفظ به طور صحيح و به حسب قرآن موجود ومتداول در بين ما، قرائت شود؛ اما آن چيزهايى را كه اهل تجويد وزبان عربى گفته‌اند همچون همزه وصل وقطع يا سكون وحركت آخر كلمه يامدّ ومانند آن، مراعات آن‌ها واجب نيست مگر اينكه در صورت عدم مراعات، معناى كلمه عوض شود.


صفحه 91

3- اقوا اين است كه مقيد بودن به يكى از قرائت‌هاى هفتگانه معروف واجب نيست بلكه قرائت به حسب روش زبان عربى وبه شيوه‌اى كه از زمان نزول قرآن تاكنون در ميان مسلمانان متداول ومتواتر بوده است، كفايت مى‌كند.[1]

4- مراعات ترتيب بين آيات حمد وسوره وهمچنين بين كلمات وحروف آنها واجب است، وهمچنين واجب است كه موالات وپى درپى بودن نيز در قرائت مراعات شود. پس اگر در ترتيب وموالات، در قرائت اخلال شود نماز باطل مى‌شود.

5- براى كسى كه فاتحه ياسوره را حفظ ندارد، جايز است از روى قرآن بخواند.

6- بركسى كه قرائت را به نيكى نمى‌داند، واجب است آن را بياموزد چنانكه واجب است ساير اجزاى نماز را نيز بياموزد. پس اگر قدرت برآموختن داشته باشد ولى وقت تنگ باشد بنابر احوط اگر امكان دارد، نماز را به جماعت بخواند. واگر جماعت امكان ندارد، هرمقدار كه از قرآن مى‌داند، بخواند، واگر هيچ چيزى از قرآن نمى‌داند، به اندازه قرائت فاتحه وسوره، تسبيح وتكبير وذكر خدا بگويد.

[1]- چنين به نظر مى‌رسد كه قرائت‌هاى مختلف قرآن، بيشتر جنبه تحسين وزيبايى دارد ويابه لهجه‌ها ولحن‌هاى مختلف مربوط مى‌شود، وربطى به اصل وگوهر قرآن ندارد. پس تعدد آنها هم اشكال ندارد اما قرآن در اصل كلمات خود، يكى است واز نزد خداى واحد ويگانه نازل شده است ومحسّنات ولهجه‌ها دخالتى در گوهر وأصل قرآن ندارند.