كه آيهاى را بخواند كه در آن از بهشت وجهنّم ياد شده باشد، از خداوند بهشت را مسألت كند واز آتش جهنم به خدا پناه ببرد، وزمانى كه به آيهاى برسد كه (يَا أَيُّها النَّاس ويَا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا) دارد، بگويد (لبّيك ربّنا).»
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«يكره أن تقرأ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ في نفس واحدٍ»[1].
مكروه است كه سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را در نماز بايك نفس بخوانى.»
5- فضيل بن يسار مىگويد:
أمرني أبوجعفر عليه السلام أن اقرأ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وأقول إذا فرغت منها: كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي، ثلاثاً[2].
امام باقر عليه السلام به من دستور داد كه (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) را بخوانم ووقتى از آن فارغ شدم، سه بار بگويم: (كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي).
6- امام رضا عليه السلام در نامهاش به مأمون فرمود:
«... والإجهار ببسم اللَّه الرحمن الرحيم في جميع الصلوات سنّة»[3].
«بلند خواندن بسم اللَّه الرحمن الرحيم در همه نمازها سنّت است.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
«من مضى به يوم واحد فصلّى فيه بخمس صلوات ولم يقرأ فيها ب
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ،
قيل له: يا عبدَ اللَّهِ، لست من المصلّين»[4].
[1]- وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 19، حديث 1.
[2]- همان، باب 20، حديث 9.
[3]- همان، باب 21، حديث 6.
[4]- همان، باب 24، حديث 2.
«كسى كه يك روز براو بگذرد وپنج نماز بخواند ولى در هيچ كدام سوره (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) را نخواند، به او گفته مىشود: اى بنده خدا! تواز نماز گزاران نيستى.»
8- ابوسعيد خدرى روايت مىكند كه:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قبل از قرائت مىگفت: (أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ).»[1]
تفصيل احكام:
مستحبات:
1- گفتن أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ قبل از قرائت، تنها در ركعت اول باصداى آهسته.
2- قرائت فاتحه وسورهها وآيات قرآن باترتيل[2]يعنى باتأنّى در تلاوت آن وتلفظ حروف باصداى زيبا وبه خوبى وروشنى به گونهاى كه شنونده بتواند آن را كاملًا بفهمد.
3- وقف نمودن در پايان آيات.
4- كوشش براى تدبر در آنچه مىخواند وفهم آن وپند گرفتن از آن ودرخواست نعمت از خدا درهنگام تلاوت آيات نعمت وپناه بردن به خدا از عذاب در هنگام تلاوت آيات عذاب.
[1]- وسائلالشيعة، ج 4، كتابالصلاة، ابوابالقرائة فىالصلاة، باب 57، ص 801، حديث 6.
[2]- ترتيل حدوسطى است بين خواندن آيات به شكل خواندن شعر وبين نثر كلمات بدون نظم، پسترتيل عبارت است از بيان منظم ومرتّب كلمات درحدّ پائينتر از شيوه خواندن شعر.
5- كمى صبر كردن و فاصله انداختن بين سوره فاتحه ومابعد آن وهمچنين بين قرائت بطور كلى وقنوت ياركوع.
6- گفتن الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ بعد از فراغت امام جماعت يا فراغت خود نمازگزار از قرائت سوره فاتحه وگفتن كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي سه بار بعد از قرائت سوره توحيد.
7- خواندن سوره جمعه در ركعت اول وسوره منافقون در ركعت دوم بعد از سوره حمد در نمازهاى يوميه روز جمعه يعنى از نماز مغرب شب جمعه تا نماز عصر روز جمعه.
مكروهات:
1- مكروه است كه در همه نمازهاى واجب يوميه يك روز، قرائت سوره توحيد را ترك كند.
2- مكروه است كه سوره توحيد را بايك نفس بخواند.
3- همچنين مكروه است كه نمازگزار در دوركعت پشت سرهم، يك سوره را تكرار كند مگر سوره توحيد كه تكرار آن كراهت ندارد.
ششم- ركوع
قرآن كريم:
1- (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ركوع كنيد وسجود به جا آوريد وپروردگارتان را عبادت كنيد، وكار نيك انجام دهيد شايد رستگار شويد.»
2- (التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[2].
«توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، وحافظان حدود الهى، (مؤمنان حقيقى هستند) وبشارت ده به (اينچنين) مؤمنان.»
[1]- سوره حجّ، آيه 77.
[2]- سوره توبه، آيه 112.
3- (وَأَقِيمُوا الْصَّلَاةَ وَآتُوا الْزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الْرَّاكِعِينَ)[1].
«ونماز را بپا داريد، وزكات را پرداخت نمائيد وباركوع كنندگان ركوع نمائيد.»
4- (وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ)[2].
«وبه خاطر بياوريد هنگاميكه خانه كعبه را محل بازگشت ومركز امن وامان براى مردم قرار داديم، و (براى تجديد خاطره) از مقام ابراهيم، عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد.
وما به ابراهيم واسماعيل امر كرديم كه: خانه مرا براى طواف كنندگان ومجاوران وركوع كنندگاان وسجده كنندگان پاك وپاكيزه كنيد.»
5- (مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيَماهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[3].
«محمد فرستاده خدا است وكسانيكه با اوهستند در برابر كفار سرسخت وشديد، ودر ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع وسجود مىبينى در حاليكه همواره فضل خدا ورضاى او را مىطلبند، نشانه آنها در صورت شان از اثر
[1]- سوره بقره، آيه 43.
[2]- سوره بقره، آيه 125.
[3]- سوره فتح، آيه 29.
سجده نمايان است. اين توصيف آنان درتورات وتوصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تامحكم شده وبرپاى خود ايستاده است وبه قدرى نمو ورشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامىدارد؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد! (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش واجر عظيمى داده است.»
حديث شريف:
1- امام باقر عليه السلام فرمود:
«إذا أردت أن تركع فقل وأنت منتصب: اللَّهُ أَكْبَرُ، ثمّ اركع وقل: اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَعِظَامِي وَما أقَلَّتْهُ قَدَمايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَلا مُسْتَكْبِرٍ وَلَا مُسْتَحْسِرٍ، سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ ثلاث مرّات في تَرَسُّل، وتصفّ في ركوعك بين قدميك تجعل بينهما قدر شبر، وتمكّن راحتيك من ركبتيك، وتضع يدك اليمنى على ركبتك اليمنى قبل اليسرى، وبلّغ بأطراف أصابعك عين الركبة
، وفرِّج أصابعك إذا وضعتها على ركبتيك، وأقم صلبك، ومدّ عنقك، وليكن نظرك بين قدميك، ثمّ قل: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ وأنت منتصب قائم الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ أَهْل الْجَبَرُوتِ، وَالْكِبْرِياءُ، وَالْعَظَمَةُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تجهر بها صوتك، ثمّ ترفع يديك بالتكبير وتخرّ ساجداً»[1].
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 1، ص 920، حديث 1.
«وقتى خواستى ركوع كنى، پس درحاليكه راست ايستادهاى بگو: «اللَّهُ أَكْبَرُ» سپس ركوع كن وبگو: اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَعِظَامِي وَما أقَلَّتْهُ قَدَمايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَلا مُسْتَكْبِرٍ وَلَا مُسْتَحْسِرٍ، سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ اين ذكر را سه بار با حالت آرامش بدن وبه آهستگى بگو. در ركوع پاهاى خود را مرتّب قرار بده بطوريكه بين آنها به اندازه يك وجب فاصله باشد، وزانوهايت را درست در كف هايت جاى بده، دستراستت را روى زانوى راست، قبل از چپ بگذار، انگشتانت را در اطراف سر زانوهايت بگذار، وقتى دستها را روى زانو گذاشتى، انگشتانت را بگشا، پشت را صاف وگردن را كشيده نگهدار وبين پاهايت نگاه كن وسپس بگو سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، در حاليكه راست ايستادهاى وهمچنين با صداى بلند بگو: الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ أَهْل الْجَبَرُوتِ، وَالْكِبْرِياءُ، وَالْعَظَمَةُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وبعد دستها را براى تكبير بالا ببر وبه سجده بيفت.»
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«الصلاة ثلاثة أثلاث: ثلث طهور، وثلث ركوع، وثلث سجود»[1].
«نماز سه ثلث است: يك ثلث آن طهارت ويك ثلث آن ركوع وثلث ديگر آن سجده است.»
3- امام باقر عليه السلام فرمود:
«بينا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله جالس في المسجد إذ دخل رجل فقام يصلّي فلم يتمّ ركوعه ولا سجوده، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: نقر كنقر الغراب، لئن مات هذا وهكذا صلاته ليموتنّ على غير ديني»[2].
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 9، حديث 1.
[2]- همان، باب 3، حديث 1.
«در حاليكه پيامبر خدا در مسجد نشسته بود، مردى وارد شد وايستاد ونماز گزارد اما نه ركوع خود را كامل ادا مىكرد ونه سجده خود را. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: نوك زدنى مانند نوك زدن كلاغ. اگر او بميرد ونمازش همين باشد، بر غير دين من مرده است.»
4- روايت شده:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وقتى ركوع مىكرد، اگر برپشتش آب ريخته مىشد، آب بدون حركت، استقرار مىيافت وبه زمين نمىريخت.[1]
5- على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر روايت مىكند كه:
از او پرسيدم درباره شخصى كه در حال ركوع ياسجده است اما قسمتى از بدن او مىخارد آيا مىتواند دست از ركوع ياسجده بكشد وبدنش را بخاراند؟ فرمود:
«لا بأس إذا شقّ عليه أن يحكّه، والصبر إلى أن يفرغ أفضل»[2].
«اشكال ندارد اگر براى او مشقت داشته باشد اما اگر صبر كند تا از نماز فارغ شود بهتر است.»
6- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره تسبيح در ركوع وسجده، پس فرمود:
«تقول في الركوع: سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ، وفي السجود: سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى، الفريضة من ذلك تسبيحة، والسنّة ثلاث، والفضل في سبع»[3].
در ركوع سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ ودر سجده سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى مىگويى.
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 18، ص 942، حديث 5.
[2]- همان، باب 23، حديث 1.
[3]- همان، باب 4، حديث 1.