بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 11

مقدمه ...

انسان موجودى اجتماعى است و تداوم زندگى سعادت‌مندانه او در پرتو پيوندى مودّت‌آميز همراه با تفاهم و احترام متقابل با ديگر همنوعانش امكان‌پذير است. او ناگزير است در تعامل با ديگران ملتزم به رفتارى باشد كه از آنان انتظار انجام آن را دارد. اگر مايل است ديگران با او خوش‌رفتارى كنند، به حقوق او احترام بگذارند، حرمت جان، مال، آبرو و ناموسش را پاس دارند، خير و خوبى او را بخواهند در برخورد با او ادب و نزاكت را رعايت كنند، به پيمان‌ها و وعده‌هاشان وفادار باشند، اسرارش را فاش نكنند، از بدى‌هاى او چشم بپوشند، از خطايش درگذرند، در سختى، تنگ‌دستى، و بيمارى به يارى و عيادتش بشتابند، نسبت به او خوش‌بين باشند و ... خود نيز مى‌بايد انتظار ديگران را در اين زمينه‌ها برآورده سازد.

اسلام نيز آيينى اجتماعى است و بيش‌تر فروع و دستورهايش از قبيل خمس، زكات، حج، جهاد، امر به معروف، نهى از منكر و ... جنبه اجتماعى‌


صفحه 12

دارد. امورى مانند نماز و روزه نيز گرچه به ظاهر تكاليفى فردى هستند، ولى تشريفات عملى و آثار اجتماعى آن‌ها مورد تأكيد و توّجه اسلام است. ارزش‌هاى والاى انسانى همچون خيرخواهى، نوع‌دوستى، حسن ظن، وفادارى، گذشت، ايثار، درست‌كارى، راست‌گويى و ...- كه همگى در راستاى زندگى اجتماعى بشر معنا پيدا مى‌كنند- در فرهنگ اسلام ارزنده‌ترين زمينه‌سازان رشد و ارتقاى روحى و قرب معنوى انسان به خداوند هستند.

هنگامى كه گرايش‌هاى فطرى و طبيعى آدمى با برنامه‌هاى مترقّى و تكامل‌بخش اسلام توأم و عجين شود و انسان با عزمى راسخ بر عمل بدان‌ها پاى بفشرد، آن گاه است كه «مدينه فاضله» اى كه از ديرباز در آرزوى تحقّق و تشكيل آن بوده است رخ خواهد نمود و راه كمال هموار خواهد گشت.

كتابى كه اكنون پيش روى شماست، حاصل تلاشى است براى تحقّق اين خواسته و اميد است خوانندگان گرامىِ خود را در آشناترشدن با «آداب معاشرت» و آراستگى به زيور اخلاق اسلامى در برخوردهاى اجتماعى يارى بخشد.

پژوهشكده تحقيقات اسلامى‌


صفحه 13

درس يكم: كلّيات‌

پيش از پرداختن به بحث آداب معاشرت و روابط انسانى، خوب است به تبيين دو واژه «آداب» و «معاشرت» بپردازيم.

واژه آداب جمع ادب و آن به معناى دانش، هنر، حسن معاشرت، حسن احوال در قيام و قعود، حسن اخلاق و اجتماع خصال حميده و مانند آن آمده است.[1]

معاشرت نيز به معناى آميختن، الفت، مصاحبت، همدمى، رفاقت و زندگانى با هم، نشست و برخاست و مانند آن مى‌باشد.[2]

معاشرت در معناى كلّى خود، از جمله امورى است كه اولياى گرامى اسلام عنايت ويژه‌اى نسبت به آن مبذول داشته‌اند و حجم قابل توجّهى از كتاب‌هاى روايى و حديث نيز به آن اختصاص يافته است.

جامعه و روابط انسانى‌

انسان، موجودى كمال‌جو و تعالى‌پذير است؛ كمال آدمى، بر اثر حسن انجام وظايفى به دست مى‌آيد كه به موجب روابط گوناگون او با خود،

[1]- لغت نامه دهخدا، واژه ادب.

[2]- همان، واژه معاشرت.


صفحه 14

خداوند و همنوعان بر عهده‌اش نهاده شده است، اين روابط، به ترتيب عبارتند از:

الف- رابطه انسان با خودش؛ به اين معنا كه خود را بشناسد، ارزش‌ها و استعدادهاى بالقوّه و خدادادى خود را تشخيص دهد، هدف از خلقت و فلسفه وجودى خود را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد تا در نتيجه به قدر و قيمت واقعى گوهر وجود خويش واقف گردد.

ب- رابطه انسان با خدا؛ كمال نهايى انسان، تقرّب به پروردگار است.

اين مهم تنها از راه شناخت او و راه‌هاى تقرّب به درگاه او ميسّر خواهد بود.

ج- رابطه انسان با ديگران؛ انسان موجودى اجتماعى است و بسيارى، اين ويژگى را جزو خصوصيّات ذاتى و طبيعى او دانسته و او را موجودى مدنىّ بالطبع به شمار آورده‌اند. برخى از نظريه‌پردازان علوم اجتماعى نيز، اين خصيصه را، معلول نيازهاى متنوّع آدمى دانسته‌اند؛ زيرا نيازهاى او- با توجّه به استعدادهاى مختلف نهفته در وجودش- با معاشرت، تبادل افكار و ايجاد روابط نيكو با همنوعان، در يك اجتماع سازمان‌يافته انسانى تأمين مى‌شود. بر اثر همين معاشرت‌ها و تبادل افكار، روابط انسانى شكل مى‌گيرد و فرهنگ انسانى به وجود مى‌آيد.

در ديدگاه اسلامى، جامعه و روابط انسانى آن، رنگ الهى و عبادى به خود مى‌گيرد و همه جنبه‌هاى گوناگون رفتار آدمى در جهت نيل به هدف غايى آفرينش كه كمال مطلوب اوست، معنا و مفهوم مى‌يابد.

بر اين مبنا، جامعه و روابط متنوّع آن، صحنه آزمون الهى است و انسان در اين صحنه مى‌تواند با ايجاد روابط صحيح و انسانى با همنوعان خود،


صفحه 15

صفات نيكويى را كه مورد توجّه و رضايت حق‌تعالى است، در خود پرورش داده و صفحه دل خويش را از رذايل اخلاقى و خصلت‌هاى ناپسندى كه باعث سقوط و انحطاط وجود ارزشمند اوست، پالايش دهد.

خطوط كلّى در روابط اجتماعى‌

با چه كسانى ارتباط داشته باشيم؟ از معاشرت و همنشينى با چه افرادى دورى جوييم؟ در نشست و برخاست‌ها، چه نكات اصلى و اساسى را مراعات كنيم تا بتوانيم به وظيفه خود چنان كه بايد عمل نموده و از خطرها و خسارت‌هاى احتمالى ايمن باشيم؟

نخستين گروهى كه اسلام، حُسن روابط با آن‌ها را توصيه كرده، اعضاى خانواده،- پدر و مادر و ساير بستگان حسبى و نسبى- است.

در مرحله بعد، كلّيّه كسانى كه به طريقى مى‌توانند انسان را در مسير تكاملى‌اش يارى رسانند و تأثير مثبت و سازنده‌اى در ابعاد مختلف تربيتى و معنوى او داشته باشند، شايسته معاشرت و همنشينى هستند. از اين رو، در روايات اسلامى معاشرت با افراد مؤمن، عالم، عاقل، نيكوكار و ... سفارش شده و آدابى درباره چگونگى همنشينى با آن‌ها آموخته شده است.

اين آداب را مى‌توان در دو مرحله انديشه و عمل خلاصه كرد:

الف- مرحله انديشه‌

از ديدگاه‌اسلام روابط اجتماعى انسان‌ها در مرحله انديشه، بر اصول «خيرخواهى»، «محبّت و مودّت»، «حسن ظنّ» و مانند آن مبتنى است؛ بدين معنا كه مسلمان بايد صفحه انديشه و نيّت خود را نسبت به برادران‌


صفحه 16

و خواهران دينى خود نيكو و زيبا سازد؛ انديشه خيرخواهى، نصيحت، دوستى و سعادت آن‌ها را در سر داشته و از نقشه‌كشى و توطئه‌چينى بر ضرر آنان بپرهيزد؛ اين همان صبغه و رنگ الهى است كه پيش از اين بدان اشاره شد.

امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

«انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ يُحِبُّ انْ تَكُونَ نِيَّةُ الْانْسانِ لِلنَّاسِ جَميلَةً»[1]

خداى سبحان دوست دارد كه نيّت انسان درباره همنوعانش نيكو و زيبا باشد.

ب- مرحله عمل‌

اسلام در مرحله عمل براى تنظيم روابط اجتماعى انسان‌ها آداب و وظايفى قرار داده و پايه آن را بر ايمان به خدا و تقويت روح فضيلت و انسانيّت بنا نهاده است. تعاليم اسلام در اين زمينه به قدرى دقيق و هماهنگ با فطرت انسان است كه اگر به آن عمل شود و معاشرت‌ها رنگ انسانى الهى به خود گيرد، سيماى زندگى عوض مى‌شود.

بسيارى مايلند در ارتباط با همنوعان خويش زندگى موفّقى داشته باشند، ولى به جهت ناآگاهى از چگونگى آداب معاشرت و نيز عدم رعايت اين آداب، توانايى برقرارى روابط مناسب و اسلامى را از دست مى‌دهند و به‌ناچار منزوى مى‌شوند. بنا بر اين، شناخت اين آداب در مرحله عمل و توانايى ايجاد ارتباط مناسب با قشرهاى مختلف جامعه بر اساس بينش مكتبى از اهمّيّت بسيارى برخوردار است.

[1]- شرح غرر الحكم، ج 2، ص 667.


صفحه 17

خطوط كلّى آداب معاشرت در مرحله عمل اين است كه انسان رفتار خود را با ديگران نيكو سازد؛ انصاف را رعايت كرده، آنچه براى خود مى‌پسندد، براى ديگران نيز بپسندد و آنچه براى خود دوست نمى‌دارد، براى ديگران نيز نپسندد؛ با آنان مدارا كند؛ به امور آن‌ها اهتمام ورزد؛ به نفع آن‌ها حركت كند؛ از تكروى بپرهيزد؛ با آن‌ها همكارى داشته باشد و ....

امير مؤمنان على7در وصيّت خود به امام حسن7به بخشى از اين خطوط كلى اشاره كرده، مى‌فرمايد:

«اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيْزاناً فيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَاكْرَهْ لَهُ ما تَكْرَهُ لَها، وَ لا تَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَما تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ»[1]

خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده؛ آنچه را براى خود مى‌خواهى، براى ديگران بخواه و آنچه را براى خود خوش نمى‌دارى، براى ديگران نيز خوش ندار. [به كسى‌] ستم نكن، چنان كه دوست ندارى به تو ستم شود و نيكى كن همان گونه كه دوست دارى به تو نيكى شود.

امام صادق7در ترسيم آن خطوط كلّى مى‌فرمايد:

«خالِطُوا النَّاسَ وَ أتُوهُمْ وَ أَعينُوهُمْ وَ لا تُجانِبُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ كَما قالَ اللَّهُ تَعالى‌: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»[2]

با مردم بياميزيد، در اجتماعشان شركت كنيد و آن‌ها را در كارها يارى‌

[1]- نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 31، بند 28.

[2]- مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى طبرسى، ج 8، ص 314، آل البيت، قم.