بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

خطوط كلّى آداب معاشرت در مرحله عمل اين است كه انسان رفتار خود را با ديگران نيكو سازد؛ انصاف را رعايت كرده، آنچه براى خود مى‌پسندد، براى ديگران نيز بپسندد و آنچه براى خود دوست نمى‌دارد، براى ديگران نيز نپسندد؛ با آنان مدارا كند؛ به امور آن‌ها اهتمام ورزد؛ به نفع آن‌ها حركت كند؛ از تكروى بپرهيزد؛ با آن‌ها همكارى داشته باشد و ....

امير مؤمنان على7در وصيّت خود به امام حسن7به بخشى از اين خطوط كلى اشاره كرده، مى‌فرمايد:

«اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيْزاناً فيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَاكْرَهْ لَهُ ما تَكْرَهُ لَها، وَ لا تَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَما تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ»[1]

خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده؛ آنچه را براى خود مى‌خواهى، براى ديگران بخواه و آنچه را براى خود خوش نمى‌دارى، براى ديگران نيز خوش ندار. [به كسى‌] ستم نكن، چنان كه دوست ندارى به تو ستم شود و نيكى كن همان گونه كه دوست دارى به تو نيكى شود.

امام صادق7در ترسيم آن خطوط كلّى مى‌فرمايد:

«خالِطُوا النَّاسَ وَ أتُوهُمْ وَ أَعينُوهُمْ وَ لا تُجانِبُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ كَما قالَ اللَّهُ تَعالى‌: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»[2]

با مردم بياميزيد، در اجتماعشان شركت كنيد و آن‌ها را در كارها يارى‌

[1]- نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 31، بند 28.

[2]- مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى طبرسى، ج 8، ص 314، آل البيت، قم.


صفحه 18

نماييد، منزوى نشويد و از جامعه كناره نگيريد و با آنان چنان سخن بگوييد كه خدا فرموده است: «با مردم به خوبى سخن بگوييد.»

در جاى ديگر نيز پس از ابلاغ سلام به پيروان فرمان‌بردار خود، بازتاب رعايت آن را چنين توضيح مى‌دهد.

«... فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرِعَ فى‌ دينِهِ وَ صَدَقَ الْحَديثَ وَ أَدَّى الْأَمانَةَ وَ حَسُنَ خُلْقُهُ مَعَ النَّاسِ قيلَ هذا جَعْفَرِىٌّ فَيَسُرُّنى‌ ذلِكَ وَ يَدْخُلُ عَلَىَّ مِنْهُ السُّروُرُ وَ قيلَ هذا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذا كانَ عَلى‌ غَيْرِ ذلِكَ دَخَلَ عَلَىَّ بَلاؤُهُ وَ عارُهُ وَ قيلَ هذا أَدَبُ جَعْفَرٍ ...[1]»

بدرستى كه هرگاه مردى از شما در دين خود ورع داشته باشد، راست گويد، امانت را بپردازد و با مردم خوش‌رفتارى كند، مى‌گويند اين «جعفرى» است، اين امر مرا مسرور مى‌سازد و خوشحال مى‌شوم و گفته مى‌شود اين، ادب جعفر است؛ ولى چنانچه غير از اين باشد، ننگ و عارش نصيب من مى‌شود و مى‌گويند اين، ادب جعفر است!

[1]- اصول كافى، كلينى، ج 2، ص 636، دار صعب و دار التعارف، بيروت، چاپ چهارم، 1401 ه- ق.


صفحه 19

خلاصه‌

معاشرت در معناى كلّى خود، از جمله امورى است كه همواره مورد عنايت اولياى گرامى اسلام‌بوده و حجم قابل توجّهى از احاديث به آن اختصاص يافته است.

انسان موجودى كمال‌جو و آرمان‌گرا است و روابط اجتماعى سالم و مناسب و هماهنگ با تعاليم اسلامى موجب رشد او مى‌شود. روابط حاكم بر زندگى انسان بر سه نوع است:

الف- رابطه با خود، به منظور پى‌بردن به ارزش گوهر وجود، از طريق شناختن خود، تشخيص استعدادهاى بالقوّه خدادادى، بررسى اهداف خلقت و هماهنگ‌كردن خود با آن اهداف.

ب- رابطه با خدا، به منظور تقرّب به او، از طريق شناختن خدا و انجام وظايف الهى.

ج- رابطه با ديگران، به منظور پاسخ‌گويى به خصلت ذاتىِ «اجتماعى‌بودن» و تأمين نيازهاى متنوّع خود، از طريق معاشرت، تبادل افكار و ايجاد روابط نيكو با ديگران.

از ديدگاه اسلام، جامعه و روابط پيچيده آن، صحنه آزمون الهى است و انسان در پرتو آن مى‌تواند با پيرايش رذايل اخلاقى و پرورش فضائل اخلاقى، نفس خود را تزكيه و دل را حريم يار و جلوگاه تجلّى اسرار كند. اسلام به حسن روابط با تمام كسانى كه يارى‌دهنده انسان در مسير تكاملى‌اش هستند، سفارش كرده و آداب معاشرت با آنان را در مرحله انديشه و عمل بيان و مشخّص نموده است. در مرحله انديشه، مسلمان بايد نيّت خود را نسبت به ديگران نيكو ساخته، و انديشه خيرخواهى و سعادت آنان را در سر داشته‌باشد و از توطئه و بدخواهى آن‌ها اجتناب ورزد. از سوى ديگر، رفتار نيك، رعايت انصاف، مدارا با ديگران، اهتمام‌ورزيدن به امور آن‌ها، اجتناب از تك‌روى و انزوا و همكارى با آنان در كارهاى شايسته، از جمله خطوط كلّى آداب معاشرت در مرحله عمل مى‌باشد.


صفحه 20

پرسش‌

1- منظور از آداب و معاشرت چيست؟

2- اقسام روابط انسانى كدام است؟

3- روابط اجتماعى در مرحله انديشه بر چه اصولى مبتنى است؟

4- خطوط كلّى آداب معاشرت در مرحله عمل كدام است؟


صفحه 21

درس دوّم: حُسْن خُلق‌

حسن خلق دو معنا دارد: معناى عام و معناى خاص.[1]

حسن خلق به معناى عام عبارت است از عموم خصلت‌هاى پسنديده‌اى كه لازم است انسان روح خود را به آن‌ها بيارايد.

حُسن خلق به معناى خاص عبارت است از خوش‌رويى، خوش‌رفتارى، حسن معاشرت و برخورد پسنديده با ديگران. امام صادق7در بيان حسن خلق به معناى خاص فرمود:

«تُلَيِّنُ جانِبَكَ وَ تُطَيِّبُ كَلامَكَ وَ تَلْقى‌ اخاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ»[2]

حُسن خلق آن است كه برخوردت را نرم كنى و سخنت را پاكيزه سازى و برادرت را با خوش‌رويى ديدار نمايى.

در كتاب‌هاى اخلاق و روايات اسلامى هر جا سخن از حسن خلق است، اغلب مراد، همين معناى دوّم است.

[1]- جامع السعادات، ج 1، ص 342- 343، مؤسسه اعلمى، بيروت، تلخيص.

[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 389، اسلاميه.


صفحه 22

جايگاه حسن خلق در اسلام‌

دين مقدّس اسلام، همواره پيروان خود را به نرم‌خويى و ملايمت در رفتار با ديگران دعوت مى‌كند و آنان را از درشتى و تندخويى بازمى‌دارد.

قرآن كريم در ستايش پيغمبر اكرم6مى‌فرمايد:

«إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ»[1]

بدرستى كه تو به اخلاق پسنديده و بزرگى آراسته شده‌اى.

حُسن خلق و گشاده‌رويى از بارزترين صفاتى است كه در معاشرت‌هاى اجتماعى باعث نفوذ محبّت شده و در تأثير سخن اثرى شگفت‌انگيز دارد. به همين جهت خداى مهربان، پيامبران و سفيران خود را انسان‌هايى عطوف و نرم‌خو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذارند و آنان را به سوى خود جذب نمايند. اين مردان بزرگ براى تحقّق‌بخشيدن به اهداف الهى خود، با برخوردارى از حُسن خُلق و شرح صدر، چنان با ملايمت و گشاده‌رويى با مردم روبه‌رو مى‌شدند كه نه‌تنها هر انسان حقيقت‌جويى را به آسانى شيفته خود مى‌ساختند و او را از زلال هدايت سيراب مى‌كردند، بلكه گاهى دشمنان را نيز شرمنده و منقلب مى‌نمودند.

مصداق كامل اين فضيلت، وجود مقدّس رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است. قرآن كريم، اين مزيّت گران‌بهاى اخلاقى را عنايتى بزرگ از سوى ذات مقدس خداوند دانسته، مى‌فرمايد:

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا

[1]- قلم( 68)، آيه 4.


صفحه 23

مِنْ حَوْلِكَ»[1]

در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم‌خو شده‌اى و اگر خشن و سنگ‌دل بودى، از گردت پراكنده مى‌شدند.

بسيار اتّفاق مى‌افتاد كه افرادى با قصد دشمنى و به عنوان اهانت و اذيّت به حضور ايشان مى‌رفتند، ولى در مراجعت مشاهده مى‌شد كه نه‌تنها اهانت نكرده‌اند، بلكه با كمال صميميّت اسلام را پذيرفته و پس از آن رسول اكرم صلى الله عليه و آله محبوب‌ترين فرد در نزد آنان به شمار مى‌رفت.

ارزشى كه اسلام براى انسان خوش‌رفتار قائل است، تنها به مؤمنان محدود نمى‌شود، بلكه غير آنان نيز اگر اين فضيلت را دارا باشند، از مزاياى ارزشى آن بهره‌مند مى‌شوند. در تاريخ چنين آمده است:

على7از سوى پيامبر خدا6مأمور شد تا با سه نفر كه براى كشتن ايشان هم‌پيمان شده بودند، پيكار كند. آن حضرت، يكى از سه نفر را كشت و دو نفر ديگر را اسير كرد و خدمت پيامبرخدا6آورد.

پيامبر6، اسلام را بر آن دو عرضه كرد و چون نپذيرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه‌گرى صادر فرمود. در اين هنگام جبرئيل بر رسول خدا6نازل شد و عرض كرد: خداى متعال مى‌فرمايد، يكى از اين دو نفر را كه مردى خوش‌خلق و سخاوتمند است، عفو كن. پيامبر نيز از قتل او صرف‌نظر كرد، وقتى علّت عفو را به فرد مزبور اعلام كردند و دانست كه به خاطر داشتن اين دو صفت نيكو مورد عفو الهى واقع شده، شهادتين‌

[1]- آل عمران( 3)، آيه 159.


صفحه 24

را گفت و اسلام آورد. رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره‌اش فرمود:

«او از كسانى است كه خوش‌خويى و سخاوتش او را به سمت بهشت كشانيد.»[1]

حدود حُسن خُلق‌

بايد ديد كه آيا حُسن خلق داراى ارزش ذاتى است، چه در برخورد با مؤمن باشد و چه در برخورد با كافر؟ يا فقط با مؤمنان بايد خوش‌رفتار بود؟

آنچه از جمع‌بندى آيات و روايات و سيره معصومين7به دست مى‌آيد، اين است كه حُسن خلق از نظر آيين مقدّس اسلام ارزش ذاتى دارد، چه در برخورد با مؤمن و چه در برخورد با كافر. اكنون براى روشن‌شدن حدود حسن خلق موضوع را از چند جهت بررسى مى‌كنيم:

الف- حسن خلق مؤمنان با يكديگر

بديهى است كه خوش‌رفتارى مؤمنان با يكديگر، يكى از ارزش‌هاى والاى اخلاقى به حساب مى‌آيد. قرآن كريم، ياران رسول اكرم6را به اين صفت ستوده، مى‌فرمايد:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...»[2]

محمد6رسول خدا و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و

[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 390.

[2]- فتح( 48)، آيه 29.