بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 154

سخن امام صادق7در اين باب چنين است:

مبادا نفس‌هاى شما به آنچه خداوند بر شما حرام كرده است، آزمند شود؛ زيرا هر كه در دنيا مرتكب حرام‌هاى خداوند شود، خدا او را از بهشت و نعمت‌ها و لذت‌هاى آن محروم مى‌كند.[1]

2. خمود:«خمود» در مقابل «شرارت» است؛ يعنى كوتاهى و كاهلى در تهيّه خوراك ضرورى و سُستى در بهره‌مندى لازم از غريزه جنسى؛ به‌طورى كه موجب از دست دادن صحت و سلامت و ضايع‌شدن خانواده و انقطاع نسل گردد. ناگفته پيدا است كه اين حالت ناشى از تفريط در بهره‌مندى از غرايز و شهوات است.[2]«خمود» مخالفِ حكمت خلقت و مصلحت و بقا و استمرار نسل انسان است. به‌علاوه تأكيدات فراوانى كه در ضرورت بهره‌ورى مشروع از غرايز در اخلاق اسلامى وجود دارد و آنچه در محكوميت رهبانيت و كناره‌گيرى از دنيا بيان شده است، همگى گوياى ميزان قباحت «خمود» است.[3]

ه) آثار عفت:در روايات آثار متعدد دنيوى و اخروى براى عفت بيان شده است. از قبيل حفظ نفس از پستى‌ها، تضعيف شهوات و پوشيده‌شدن عيوب. كه در اين‌جا به‌دليل اختصار با ذكر كلامى از رسول‌خدا6در اين باره به اين بحث خاتمه مى‌دهيم:

امّا فروعات عفت عبارتند از: رضايت [به آنچه هست‌]، كوچكى ورزيدن، بهره‌مندى [از خيرات‌]، آسايش و راحتى، دل‌جويى [از زيردستان‌]، افتادگى، تذكّر [در مقابل غفلت‌]، فكر، بخشندگى و سخاوت.[4]

5. صبر

عام‌ترين و مهم‌ترين صفت نفسانى بازدارنده «صبر» است. «صبر» در لغت عرب به‌معناى حبس و در تنگنا و محدوديت قراردادن است.[5]و برخى نيز آن را بازداشتن نفس از اظهار

[1]- كلينى: كافى، ج 8، ص 4، ح 1

[2]- نراقى: همان، ج 2، ص 13

[3]- بررسى تفصيلى اين امر در« اخلاق جنسى» خواهد آمد

[4]- حرّانى: تحف‌العقول، ص 20

[5]- ر. ك: زبيدى: تاج‌العروس، ج 7، ص 71؛ راغب اصفهانى: مفردات، ص 474؛ ابن‌منظور: لسان‌العرب، ح 4، ص 438


صفحه 155

بى‌تابى و بى‌قرارى دانسته‌اند.[1]در فرهنگ اخلاقى، صبر عبارت است از وادارنمودن نفس به انجام آنچه كه عقل و شرع اقتضا مى‌كنند و بازداشتن از آنچه عقل و شرع نهى مى‌كنند.[2]با توجه به تعاريف مذكور، «صبر» يك صفت نفسانى بازدارنده و عامى است كه داراى دو جهت عمده است: از يك‌سو گرايش‌ها و تمايلات غريزى و نفسانى انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود مى‌كند. از سوى ديگر نفس را از مسئوليت‌گريزى در برابر عقل و شرع بازداشته و آن را وادار مى‌كند كه زحمت و دشوارى پايبندى به وظايف الهى را بر خود هموار سازد. البته اين حالت اگر به‌سهولت و آسانى در انسان تحقّق يابد، به آن «صبر» و هرگاه فرد خود را با زحمت و مشقّت بدان وادار سازد، «تصبُّر» مى‌گويند.

الف) انواع صبر:بر مبناى مفهوم عام و گسترده‌اى كه براى صبر بيان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددى براى صبر بيان داشته‌اند كه مهم‌ترين آنها به‌اختصار بيان مى‌گردد.

1. از جهت مفهوم:بر طبق تعاريف پيش‌گفته، گاهى مراد از صبر، ايجاد هر نوع محدوديت در جاذبه‌ها و دافعه‌هاى نفسانى است كه مفهومى عام است و گاهى مراد از آن صرفاً بازداشتن نفس از اظهار بى‌تابى و عدم رضايت نسبت به امور ناخوشايند و سختى‌ها است. بنابراين صبر داراى دو مفهوم است كه گاهى در مفهوم خاص به‌كار مى‌رود.

2. از جهت موضوع:صبر در مفهوم عام خود، از حيث موضوع داراى انواع متعددى است:

گاهى صبر بر سختى‌ها و مصيبت‌ها و عدم اضطراب و پريشانى و حفظ سعه‌صدر در مقابل آنها است، كه به آن «صبر بر مكروهات» مى‌گويند و در مقابل آن «جزع» و بى‌قرارى وجود دارد. نوع شايع و رايج آن همين قسم است. صبر بر دشوارى‌هاى جنگ «شجاعت» نام دارد و در مقابل آن «جُبن» و ترس قرار دارد. گاهى در مقابل سركشى و طغيان غضب و خشم است، كه «حِلم» و «كظم غيظ» نام دارد. گاهى صبر، در انجام عبادت است كه در مقابل آن «فسق» قرار داد و به مفهوم عدم پايبندى به عبادات شرعى است. گاهى صبر در برابر شهوت شكم و غريزه جنسى است كه «عفت» نام دارد و در مقابل غريزه دنياطلبى و زياده‌خواهى است كه «زُهد» نام دارد و در مقابل آن «حرص» قرار مى‌گيرد. گاهى نيز صبر بر كتمان اسرار است كه «راز دارى» نام دارد.[3]

[1]- ر. ك: جوهرى: صحاح‌اللغة، ح 2، ص 706 و طريحى: مجمع‌البحرين: ج 2، ص 1004

[2]- راغب اصفهانى: مفردات، ص 474

[3]-( ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامع‌السعادات، ج 3، ص 280- 281) پيامبر اكرم6در حديثى صبر را از جهت موضوع به سه نوع: صبر در هنگام مصيبت، صبر بر طاعت و بندگى و صبر بر معصيت تقسيم كرده‌اند.( ر. ك: كلينى: اصول كافى، ج 2، ص 91، ح 15) و هم‌چنين برخى از عالمان اخلاق، صبر را از اين جهت به صبر بر متاع دنيا( سرّاء) و صبر بر بلا( ضرّاء) تقسيم كرده‌اند.( ر. ك: نراقى: همان، ج 3، ص 293 و 294)


صفحه 156

3. از جهت حكم:صبر به اعتبار حكمِ تكليفى‌اش به‌پنج نوع تقسيم مى‌شود: صبر واجب كه در مقابل شهوات و گرايش‌هاى حرام است و صبر مستحب كه بر دشوارى‌هاى انجام مستحبات، است. صبرِ حرام كه بر بعضى آزار و اذيّت‌ها است؛ مانند صبر در مقابل تجاوز ديگران بر مال، جان و ناموس انسان. صبر در مقابل امور مكروه و ناخوشايند، مانند صبر بر سختى روزه گرفتن در روز عاشورا كه مكروه مى‌باشد. در غير اين موارد صبر مباح است.

بنابراين «صبر» همواره امرى پسنديده نيست، بلكه گاهى حرام و مكروه هم مى‌شود.[1]

ب) مراتب صبر:برخى از عالمان اخلاق و اهل معرفت براى صبر بر امور ناخوشايند (صبر خاص) سه مرتبه قائل شده‌اند:

1. صبر توبه‌كنندگان، و آن عبارت است از ترك شِكْوه، بى‌تابى و بى‌قرارى و رفتار غيرطبيعى و پريشان نداشتن؛ 2. صبر زاهدان؛ يعنى علاوه بر مرتبه اول، بر آنچه نسبت به انسان مقدّر شده از سختى‌ها و درد و رنج‌ها، رضايت قلبى داشتن؛ 3. صبر صدّيقان؛ يعنى علاوه بر دو مرتبه قبل، نسبت به آنچه خداوند در حق انسان مقرر داشته، عشق‌ورزيدن و آن را دوست‌داشتن.[2]

ج) ارزش صبر:واژه «صبر» در شكل‌هاى مختلف بيش از صدبار در قرآن كريم به‌كار رفته است كه خود به خود بيانگر اهميّت اين موضوع است. قرآن كريم در بيان علت رسيدن بعضى از بنى‌اسرائيل به مقام امامت و هدايت مردم مى‌فرمايد:

و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى‌كردند.[3]

و در باب چگونگى پاداش صابران در آخرت، در جايى به آنها وعده پاداشى بهتر از آنچه عمل كرده‌اند، مى‌دهد: «و قطعاً كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل كردند، پاداش خواهيم داد.»[4]در آيات ديگر در تعيين مقدار پاداش صابران مى‌فرمايد:

آنان‌اند كه به [پاس‌] آنكه صبر كردند و [براى آنكه‌] بدى را با نيكى دفع مى‌نمايند و از آنچه روزى‌شان داده‌ايم انفاق مى‌كنند، دوبار پاداش خواهند يافت.[5]

[1]- همان، ج 3، ص 285

[2]- همان، ص 284

[3]- سوره سجده، آيه 24

[4]- سوره نمل، آيه 96

[5]- سوره قصص، آيه 54


صفحه 157

در جاى ديگراعلام مى‌دارد كه اجر و پاداش صابران از حدّ و شمارش خارج است و آنها بدون حساب، پاداش دريافت مى‌دارند: «بى‌ترديد، شكيبايان پاداش خود را بى‌حساب [و] به تمام خواهند يافت.»[1]همچنين‌خداوند به صابران وعده همراهى داده است: «و صبر كنيد كه خداوند با شكيبايان است.»[2]نصرت و پيروزى راتنها در سايه صبر و شكيبايى ميسّر مى‌داند.[3]هدايت، درود و رحمت پروردگار را به صابران ارزانى مى‌دارد.[4]صابران را در زمره دوستان و محبوبان خود ياد مى‌كند.[5]بارها و بارها به فرستادگان خود و همه انسان‌ها سفارش به صبر مى‌نمايد.[6]از بندگان خاص خود نقل مى‌كند كه همواره از خداوند درخواست توفيق صبر و شكيبايى مى‌كرده‌اند.[7]و ده‌ها مورد ديگر كه همگى بيانگر ارزش والاى صبر در نظام اخلاقى اسلام است. امام صادق7نيز مى‌فرمايد: «صبر براى ايمان به منزله سر براى بدن است؛ همچنان‌كه اگر سر برود بدن هم از بين مى‌رود، اگر صبر از كف رود، ايمان نيز از كف مى‌رود.»[8]از امام باقر7در باب اهميت صبر نقل شده است: «بهشت در پوششى از ناملايمات [و بردبارى‌] است؛ پس هر كه در دنيا بر ناملايمات صبر كند به بهشت رود. و دوزخ در پوشش لذت‌ها و خواهش‌هاى نفس است؛ پس هر كه لذت و خواهش نفس را بر آوَرد، به دوزخ رود.»[9]

د) آثار صبر:براى صبر آثار فراوان دنيوى و اخروى مى‌توان برشمرد؛ از جمله امام على7‌

[1]- سوره زمر، آيه 10

[2]- سوره انفال، آيه 46

[3]- سوره آل عمران، آيه 125

[4]- سوره بقره، آيه 157

[5]- سوره آل عمران، آيه 146

[6]- ر. ك: سوره احقاف، آيه 35

[7]- ر. ك: سوره بقره، آيه 250 و سوره اعراف، آيه 126

[8]- كلينى: كافى، ج 2، ص 89، ح 5

[9]- همان، ح 7


صفحه 158

در بخشى از تحليل خود نسبت به عزّت و ذلّت برخى امم گذشته مى‌فرمايد:

چون خدا ديد چگونه در راه دوستى او بر آزار شكيباى‌اند، و چسان از بيم او ناخوشايندى را تحمّل مى‌نمايند، از تنگناهاى بلا، گشايشى برايشان پديد آورد، و از پسِ خوارى ارجمندشان فرمود و آرامش را جايگزين بيم كرد. پس پادشاهانِ حكمران شدند و پيشوايان با فرّ و شأن.

و كرامتِ خدا در حق آنان تا بدان‌جا رسيد كه ديده آرزو نهايت آن را نديد.[1]

بعضى از عالمان اخلاق صبر را دروازه ورود به مقام رضايت به مقدّرات الهى و مقام رضا را باب رسيدن به وادى محبت پروردگار دانسته‌اند.[2]بنابراين از آثار مهم صبر در همين دنيا مى‌توان از دستيابى به مقام «رضا» و «محبت» نام برد.

محورهاى متعدد ديگرى در باره «صبر» قابل طرح است؛ از قبيل مناسبات صبر و شكر، راه‌هاى دستيابى به شكيبايى و مانند آن كه به‌دليل اختصار از طرح آنها خوددارى مى‌شود.

[1]- نهج‌البلاغه، خطبه 192

[2]- ر. ك: نراقى، محمدمهدى، جامع‌السعادات، ج 3، ص 283


صفحه 159

بخش سوم: تربيت اخلاقى از ديدگاه اسلام‌

فصل اول: روش‌هاى تربيت اخلاقى در اسلام «1»

فصل دوم: روش‌هاى تربيت اخلاقى در اسلام «2»

فصل سوم: روش‌هاى تربيت اخلاقى در اسلام «3»


صفحه 160

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 161

فصل اول: روش‌هاى تربيت اخلاقى در اسلام «1»

مقدمه:پس از آشنايى مختصر با مبانى و مفاهيم اخلاق اسلامى، جاى آن دارد كه از خود بپرسيم: چگونه مى‌توان وضعيت «موجود نامطلوب» را به موقعيت «مطلوب ناموجود» تغيير داد؟ به‌عبارت روشن‌تر روش‌هاى تربيت اخلاقى كدام است؟

روش‌هاى تربيتى، گاه به‌صورت خودتربيتى است و گاه ديگرتربيتى؛ گاه گفتارى و گاه عملى؛ گاه سلبى (بازدارنده) و گاه ايجابى (اصلاحى)، و گاهى عام (براى همه مراحل سنى) و گاه خاص است. با توجه به مبادى رفتار[1]مى‌توانيم روش‌هاى تربيت اخلاقى كه با رفتار يا مبادى آن سر و كار دارد، در سه حوزه شناختى، عاطفى (انگيزشى) و رفتارى مورد توجه قرار دهيم كه به تفصيل در ضمن مباحث بعدى از آنها سخن خواهيم گفت.

از آنجا كه تعريف دقيق اصطلاحات علوم تربيتى (از جمله اصول، روش‌ها، اهداف و ...) محل اختلاف است و آراى متفاوتى در مورد آنها ارائه شده است، در اين‌جا به تعريف مورد نظر در اين كتاب اشاره مى‌كنيم. مقصود از «روش» چارچوب‌ها و قوانين كلى است كه هر يك- مستقلًا يا به كمك روش‌هاى ديگر- ويژگى رسانندگى به مقصد را داراست. براى تحقق هر روش، ممكن است شيوه‌ها و فنون متعددى وجود داشته باشد كه مقصود مقررات جزئى‌ترى نسبت به روش‌ها است.

در بيان روش‌ها يك ترتيب منطقى وجود دارد كه از روش‌هاى ديگرتربيتى سهل‌تر شروع مى‌شود و به روش‌هاى خودتربيتى و مشكل‌تر ختم مى‌گردد. اين ترتيب منطقى، هم با رشد روانى- اخلاقى انسان انطباق دارد و هم با آموزه‌هاى تربيتى اسلام هماهنگ‌تر است.

[1]- مبادى رفتار، مطابق نظر علماى پيشين بدين قرار است: تصور+/ تصديق به فايده+/ شوق مؤكد. روان‌شناسان معاصر تركيب مشابه ديگرى را پيش نهاده‌اند؛ بدين شرح: شناخت+/ انگيزش+/ توان عملى