همراهان ريا
ريا با برخى از خصلتهاى ناپسند وانحرافات اخلاقى ديگر همراه است كه در زير بدان اشاره مىكنيم.
الف- شرك خفى:
ريا از شاخههاى شرك خفى است؛ زيرا رياكار، در واقع، اعمالش را براى غير خدا انجام مىدهد و درونش آلوده به شرك است. رسول خدا صلىالله عليه و آله فرمود:
«آنچه بيش از هر چيز براى شما از آنبيم دارم، شرك اصغر است. پرسيدند: اى رسول خدا! شرك اصغر چيست؟ فرمود: ريا. روز قيامت وقتى خداوند پاداش اعمال بندگان را مىدهد به رياكاران، مىفرمايد: برويد نزد كسانى كه در دنيا براى آنها خودنمايى مىكرديد، آيا نزد آنان ثواب و پاداش اعمالتان را مىيابيد؟»[1]
ونيز آن حضرت فرمود:
«روز قيامت شخص رياكار را خطاب مىكنند: اى بدكار! اى نيرنگ باز، اى رياكار! عملت گم شد و اجرت باطل گشت، برو مزدت را از همان كس كه عملت را براى او انجام مىدادى بگير.»[2]
ب- نفاق:
رياكار در درجهاى از نفاق قرار دارد. شخص رياكار و منافق هر دو در ظاهر، دم ازخدا مىزنند، ولى در باطن، دل به غير خدا بستهاند خداوند درباره منافقان مىفرمايد:
«يُراؤُنَ النَّاسَ ...»[3]
منافقان براى مردم خودنمايى مىكنند (واهل ريا وتزويرند).
[1]- سفينةالبحار، ج 1، ص 499
[2]- بحارالانوار، مجلسى، ج 69، ص 303، بيروت
[3]- نساء، آيه 142
ج- كوردلى و كم خردى:
رياكار به علّت كار براى غير خدا، از حق برگشته و به باطل گرويده است و اين بيانگر كوردلى اوست. از امام علىعليه السلام پرسيدند: چه كسى كور و نابيناست؟ پاسخ داد: آن كه براى غير خداكار كند.[1]
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«ميان حق و باطل، چيزى جز كم خردى وجود ندارد. پرسيدند: چگونه اى فرزند رسول خدا (ص)؟ فرمود: بنده عملى انجام مىدهد كه مورد نظر خداست، ولى او غير خدا را در نظر دارد در صورتى كه اگر نيّتش خالص بود، (علاوه بر رضايت خدا) آنچه را كه در نظر داشت، زودتر به او مىرسيد.»[2]
نشانههاى ريا كار
بر اساس روايات اهل بيت عليهم السلام شخص رياكار، نشانههايى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
رياكار وقتى كه تنهاست، در انجام عبادات و تكاليف الهى تنبل و كسل است، ولى درميان مردم با نشاط و پركار است؛ زيرا انگيزه او در عمل، خودنمايى و جلب نظر مردم است.
على عليهالسلام فرمود:
«لِلْمُرائى ارْبَعُ عَلاماتٍ: يَكْسَلُ اذاكانَ وَحْدَهُ، وَيَنْشَطُ اذا كانَ فِى النَّاسِ، وَيَزيدُ فِى الْعَمَلِ اذا اثْنى عَلَيْهِ، وَيَنْقُصُ مِنْهُ اذالَمْ يُثْنَ عَلَيْهِ»[3]
رياكار چهار علامت دارد: 1- وقتى تنهاست تنبل و كسل است 2- درميان مردم با نشاط و پركار است. 3- هرگاه مورد ستايش قرار گيرد دركار خود افزايش مىدهد. 4- چنانچه مورد ستايش قرار نگيرد از آن مىكاهد.
[1]- ميزان الحكمه، ج 4، ص 34
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 299
[3]- شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 2، ص 180، بيروت
گويند شخصى رياكار، شبى براى عبادت به مسجد رفت، نيمه شب صدايى شنيد. به تصوّر اينكه انسانى وارد مسجد شده و عبادت و اطاعت او را نظاره مىكند، عبادت خود را با سوز و گداز بيشترى ادامه داد. بامداد كه هوا روشن شد، ديد براى سگى خودنمايى كرده است كه از ترس سرما وارد مسجد شده و در گوشهاى خزيده است. در اين هنگام، عرق شرم بر پيشانىاش نشسته، خود را ملامت كرد كه چگونه شبى را تاصبح، براى جلب نظر يك سگ، به عبادت پرداخته است؟![1]
پيامدهاى ريا
ريا و خودنمايى پيامدهاى نامطلوبى براى انسان دارد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- پذيرفته نشدن عمل:
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّ اللَّهَ لا يَقْبَلُ عَمَلًا فيهِ مِثْقالُ ذَرَّةٍ مِنْ رِئاءٍ»[2]
خداوند عملى را كه هم وزن ذرهاى ريا، درآن باشد، نمىپذيرد.
ب- واگذارى به ديگران:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«ايَّاكَ وَالرِّياءَ فَانَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِاللَّهِ وَكَّلَهُ اللَّهُ الى مَنْ عَمِلَ لَهُ»[3]
از ريا بپرهيز؛ زيرا هر كه براى غير خدا كارى كند، خداوند او را به همان كس واگذارد.
ج- دورى از رحمت الهى:
رسول خدا صلىالله عليهوآله فرمود:
فرشتگان، عمل بندهاى را با خوشحالى نسبت به آن، بالا مىبرند و از تمام موانع
[1]- قلب سليم، عبدالحسين دستغيب، ص 384
[2]- ميزان الحكمة، ج 4، ص 25
[3]- همان مدرك، ص 24
مىگذرند، تا به پيشگاه خدا مىرسند وگواهى مىدهند كه او عمل صالح انجام داده است.
خداوند مىفرمايد: شما حافظ عمل (ظاهرى) بنده من هستيد، ولى من به ضمير و باطن او آگاهم كه با اين عمل مرا قصد نكرده است. لعنت من بر او باد! (يعنى از رحمت من دور باد!)[1]
د- ورود به جهنم:
رسول خدا (ص) فرمود:
(در روز قيامت) دستور مىدهند، مردانى را در آتش افكنند ... (وقتى وارد جهنم شدند) نگهبان جهنم، خطاب به آنان مىگويد: اى بدبختها! مگر شما چه كردهايد؟ پاسخ مىدهند: ما براى غير خدا، كار مىكرديم و به ما گفته شد: پاداشتان را از كسى كه برايش كار كرديد، دريافت كنيد.[2]
پيشگيرى و درمان
هرگاه بندهاى به زيانِ ريا پى برد و جايگاه اخروى خود را بداند و به عذاب، سرزنش و خوارى خود اطلاع پيداكند و مقامى را كه از راه رياكارى با مردم كسب كرده، با مقام از دست رفته خود نزد خدا و دورى از رحمت الهى و محروميت از ثواب اخروى مقايسه كند، بدون شك از رياكارى دست بر مىدارد.
درمورد پيشگيرى و درمان ريا لازم است راههاى زير مورد توجه انسان قرار گيرد:
1- پناه بردن به خدا و تقاضاى هميشگى مدد الهى براى نجات از ريا.
2- انجام كارهاى استحبابى در خفاء و به صورت پنهانى.
3- ابراز نكردن كارهاى خيرى كه انسان براى ديگران انجام مىدهد.
4- منّت نگذاردن براى انجام كار خير بر كسى كه كار به نفع اوست.
[1]- ميزان الحكمة، ج 4، ص 24
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 296، بيروت
ترديدى نيست كه رستگارى ونجات از عذاب الهى، تنها در سايه اخلاص، ميسّر است. چنان كه مردى از رسول خدا صلىالله عليهوآله پرسيد:
«اى رسول خدا! نجات در چيست؟ حضرت پاسخ داد:
نجات در اين است كه درانجام اطاعت خدا، مردم را در نظر نداشته باشى.»[1]
[1]- ميزان الحكمة، ج 4، ص 33
^ خلاصه درس
ريا در لغت به معناى تظاهر به كار خوب است، بدون اينكه حقيقت داشته باشد و در اصطلاح علم اخلاق، نشان دادن كارهاى خوب و پسنديده به مردم، براى يافتن اعتبار ومنزلت در دل آنهاست.
ريا با برخى از خصلتهاى ناپسند همراه است كه عبارتند از: شرك خفى، نفاق، كوردلى و كم خردى.
ريا كار، نشانههايى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم: درتنهايى براى انجام عبادت كسل و در ميان مردم، با نشاط و پركار است. هنگام تعريف و ستايش از او بر كارش مى افزايدو اگر مورد ستايش ديگران قرار نگيرد، از عمل خود مىكاهد.
پذيرفته نشدن عمل، واگذارى به ديگران، دورى از رحمت الهى و ورود به آتش جهنم ازجمله پيامدهاى نامطلوب ريا و خودنمايى است.
^ پرسش
1- معناى ريا را در لغت و اصطلاح بنويسيد.
2- قرآن مجيد، اعمال رياكاران را به چه چيزى تشبيه كرده است؟ توضيح دهيد.
3- نشانههاى شخص رياكار را بنويسيد.
4- پيامدهاى ريا را نام ببريد.
5- چگونه ريا را درمان كنيم؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس يازدهم: خوف و رجا
شخص با ايمان گرچه بايد همواره از جهت گناه و خطاى خود از عذاب الهى بترسدو از كيفر ومؤاخذه او ايمن نباشد، ولى در عين حال، بايد به رحمت و آمرزش پروردگار مهربان نيز اميدوار باشد.
مفهوم رجا
«رجا» به معناى اميدوار بودن و درمقابل نااميدى است. انسان بايد به رحمت الهى اميدوار باشد. اميد به رحمت خدا اين است كه انسان در عين حالى كه در كسب رضاى الهى مىكوشد، براى دور ى از عذاب خدا به خدا پناه برد و به او اميدوار باشد، نيز براى نيل به درجات بالاتر كمال و رهايى از كوتاهيها و غفلتها و آثار ناشى از آنها به رحمت الهى اميد داشته باشد وگناهان او هر چند بسيار سنگين باشد او را از رحمت خدامأيوس نسازد؛ زيرا يأس از رحمت گسترده خدا انسان را به ورطه گناه بيشتر