بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 11

مشخصات «نظام آموزشى» عقيدتى- سياسى‌

^ با توجه به تفاوت سطح معلومات كلاسيك پرسنل سپاه و تقسيم‌بندى آنان به دو سطح «سيكل» و «ديپلم» نظام آموزشى دربرگيرنده دو سطح زير است:

^ 1- ورودى سيكل‌

^ 2- ورودى ديپلم‌

براى سطح يك، علاوه بر آموزش عمومى و سه مرحله آموزش ضمن خدمت (شامل دوازده دوره) سه دوره آموزش تخصصى (تخصصى اوليه، تخصصى تكميلى و سرپرستى) در نظر گرفته شده است.

^ سطح دو، شامل دوره‌هاى كاردانى، كارشناسى، مقدماتى رسته‌اى، عالى رسته‌اى، دافوس، عالى جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (شامل دوازده دوره) مى‌باشد.

^ براى هريك از دوره‌ها كد مخصوصى در نظر گرفته شده است كه مشخص‌كننده سطح، مرحله و دوره است. به عنوان مثال: كد (101) رقم سمت چپ نشانگر سطح، رقم وسط، بيانگر مرحله و رقم سمت راست گوياى دوره است.

^ از آنجاكه دوره‌هاى عمومى، تخصصى و سرپرستى مرحله ندارند با صفر مشخص شده است به عنوان مثال كد (102) نشانگر سطح يك و دوره دوم از دوره‌هاى غير تداوم است.

^ موضوعات آموزشى شامل موارد زير است:

1- اصول عقايد

2- اخلاق اسلامى‌

3- احكام‌

4- معارف قرآن‌

5- تاريخ اسلام‌

6- دانش سياسى- اجتماعى‌

7- نظام دفاعى‌

8- منطق و فلسفه‌

9- روانشناسى نيروهاى مسلح‌

10- جامعه‌شناسى جنگ‌

11- مديريت‌

^ از آنجاكه موضوعات مختلف مى‌باشد، به منظور سهولت كار، براى هر موضوعى نيز كد خاصى مشخص شده است كه پى كد هر دوره پس از علامت (/) مى‌آيد. براى مثال (5/ 121) عدد (5) بيانگر اين است كه موضوع دوره ياد شده اخلاق اسلامى است.


صفحه 12

^ در مورد دوره‌هاى تخصصى و سرپرستى براى رسته‌هاى مختلف كد جداگانه‌اى در نظر گرفته شده كه با گذاشتن خط تيره (-) پس از كد گروه نوشته مى‌شود. مثلا تخصصى تكميلى، ورودى سيكل از گروه عقايد در رسته بهدارى با كد (5- 1/ 103) مشخص مى‌شود.

^ مركز تحقيقات اسلامى نمايندگى ولى فقيه در سپاه، عهده‌دار تدوين متون آموزشى سپاه است كه با توجه به سطح معلومات و تخصص نيروهاى تحت آموزش و نوع و حوزه مأموريت آنان، متن مورد نياز را تهيه و تدويه مى‌نمايد.

^ متون و جزوات اين مركز توسط مديريتهاى تحقيقاتى تدوين و پس از طى مراحل بررسى و نظارت به تأييد «هيأت علمى» كه جمعى از فضلا و اساتيد حوزه علميه قم هستند مى‌رسد.

^ كتابى كه در پيش‌رو داريد، جلد نخست از 3 جلد كد 2/ 101، شامل هفده درس از نظام آموزش عقيدتى- سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مى‌باشد.

^ نظرات، پيشنهادها و تجربيات شما مربيان ارجمند و برادران عزيز متربّى راهگشا و مشوق ما در رفع نقايص و كاستيهاى متون آموزشى خواهد بود.

^ به اميد آنكه فكر، بينش و آگاهيهاى اسلامى خود را روز به روز رشد داده، و عميقتر سازيم.

^ إن شاء اللّه.

مركز تحقيقات اسلامى نمايندگى ولى فقيه در سپاه‌


صفحه 13

مقدمه ....

انسان داراى دو بعد است، بعد جسمانى و بعد روحانى. ساختمان جسم او ممكن است زشت يا زيبا و متناسب يا نامتناسب باشد، گرچه زيبايى اندام و تناسب قامت، از حسن كمال آدمى است، اما تحصيل اين كمال، اغلب در اختيار شخص نيست. وراثت، تغذيه، پدر و مادر و محيط جغرافيايى زندگى در شكل دادن به آن نقش به سزايى دارد.

زشتى و زيبايى روح انسان نيز در برخى موارد از وراثت و محيط تأثير مى‌پذيرد، ليكن اغلب براثر تربيت و خودسازى شكل مى‌گيرد و تغيير مى‌كند.

انسان بايد با تلاش و كوشش، خود را به فضايل آراسته كند و با تحمل رنجها و سختيها، خويشتن را از رذايل پاك سازد و بدين وسيله كمالات اخلاقى را تحصيل كند.

براى آراسته شدن به اخلاق نيكو و پيراسته شدن از اخلاق ناپسند مى‌بايست فضايل و رذايل اخلاقى و راههاى تحصيل خوبيها و پرهيز از بديهاى اخلاقى را شناخت.

مكتب اسلام در زمينه خودسازى انسانها برنامه‌ويژه‌اى دارد كه انسان مى‌تواند در


صفحه 14

سايه آن نظام فكرى و اخلاقى درستى برخوردار شود، خويشتن و جايگاه خود را در جهان بشناسد. درباره نعمتهايى كه به او ارزانى شده بينديشد، اعمال و رفتار خود را محاسبه كند، خود را به فضيلتها و اوصاف الهى و پسنديده بيارايد و از زشتيها و كژيها دورى جويد و از اين راه، روح خود را آماده دريافت انوار رحمت الهى گرداند و هرچه بيشتر به بارگاه خداوند تقرّب جويد.

اخلاق اسلامى، مجموعه‌اى از فضيلتهاى انسانى- اسلامى در ارتباط با خدا، انسان و ديگران است كه يايبندى به آنها شرط لازم حاكميت اخلاق اسلامى در جامعه است و حيات معنوى جامعه اسلامى در گرو آن فضيلتها و پاسدارى از حريم آنهاست.

كتاب حاضر اخلاق اسلامى كه 2/ 101 نظام آموزشى سپاه با هدف كمك به سازندگى معنوى و اخلاقى برادران پاسدار، تدوين شده و در آن مجموعه‌اى از فضيلتهاى اخلاقى براى يك دوره آموزشى 51 ساعت مورد بحث قرار گرفته است.

معاونت تدوين متون آموزشى مركز تحقيقات اسلامى‌


صفحه 15

درس اوّل: كلّيات اخلاق اسلامى‌

اخلاق جمع خُلق و در لغت به معناى خويهاست‌[1]و در اصطلاح، عبارت است از حالت نفسانى راسخ در نفس كه با پيدايش آن حالت، اعمال اخلاقى بدون زحمت و نياز به تأنّى و تأمّل سر مى‌زند.[2]

علمى كه پيرامون صفات نفسانى بحث مى‌كند، نيك و بد و خير و شر را به انسان تعليم داده، راه چگونه زيستن را به او مى‌آموزد، «علم اخلاق» نام دارد. موضوع آن، نفس و روح انسان و هدف آن پيراستن نفس از پستيها، آراستن آن به فضايل و خصلتهاى اخلاقى، توجه دادن به خود شناسى و در نتيجه، رساندن انسان به كمال و سعادت است.

از اين رو، علم اخلاق يكى از ضرورى‌ترين علوم براى انسان است.

امام كاظم عليه‌السلام فرمود:

[1]- لغت نامه دهخدا، ج 5، ص 1525، دانشگاه تهران

[2]- محجّة البيضا، ج 5، ص 95، صدوق


صفحه 16

«الْزَمُ الْعِلْمِ لَكَ ما دَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلْبِكَ وَ اظْهَرَلَكَ فَسادَهُ»[1]

لازمترين علم براى تو آن است كه تو را به پاكسازى دل (وتهذيب نفس) راهنمايى كرده، فساد آن را براى تو آشكار كند.

جايگاه اخلاق در اسلام‌

مسأله اخلاق و تهذيب نفس، در اسلام، از اهميت بسيار بالايى برخوردار است، بطورى كه از اهداف نزول قرآن كريم تربيت اخلاقى، تهذيب انسان و رشد و هدايت جامعه است و خصلتهاى اخلاقى را ملاك ارزش انسان مى‌داند؛ زيرا در مقام ستايش وتمجيد پيامبران الهى، آنان را به جهت دارا بودن صفات اخلاقى نيكو مى‌ستايد. براى مثال، حضرت ابراهيم عليه‌السلام را به خاطر برخوردارى از سه صفت عالى اخلاقى ستوده، مى‌فرمايد:

«إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ»[2]

همانا ابراهيم بردبار، بسيار مهربان و بازگشت كننده (به سوى خدا) بود.

درباره پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ»[3]

همانا تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته‌اى هستى.

در اهميت اخلاق و تزكيه نفس همين بس كه قرآن كريم رمز موفقيت رسول خدا (ص) را در ايفاى رسالت خويش و گسترش توحيد، اخلاق نيكوى آن حضرت مى‌داند و مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 333، اسلاميه

[2]- هود، آيه 75

[3]- قلم، آيه 4


صفحه 17

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»[1]

در پرتو رحمت الهى، تو بامردم مهربان شدى، در حالى كه اگر خشن، تندخو و

سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى‌شدند.

با دقت در روايات اسلامى و زندگانى معصومين عليهم‌السلام به خوبى در مى‌يابيم كه تمام شؤون زندگى آن بزرگواران، مظهر تجلّى صفات اخلاقى و خصلتهاى ارزنده انسانى بوده و به تمام معنا اخلاق الهى را در وجودشان به كمال رساندند و پرچمدار تقوا، فضايل و اخلاق پسنديده انسانى شدند.

با توجه به اينكه انسان موجودى با اراده و مختار است، بايد آگاهانه و آزادانه در پى اجراى دستورات الهى قيام كند و اين گونه حركت، با وضع قوانين خشك و اعمال قدرت تحقق نمى‌يابد، بلكه بايد انگيزه لازم در انسان پديد آيد تا انسان بدون احساس فشار وتنگنا در اين راستا قيام كند و اين انگيزه را ايمان و اخلاق پديد مى‌آورد و قوّت مى‌بخشد و قوانين الهى در كنار ارزشهاى اخلاقى قابل اجراء مى‌گردد. بنابراين ارزشهاى اخلاقى نگهبان دين و ضامن اجراى قوانين خواهند بود.

بعلاوه، رشد وتكامل دينى بشر نبايد در حدّ اجراى قوانين الهى متبلور در واجب و حرام متوقف شود، از اين رو، تكامل دينى بيشتر، نيازمند ارزشهايى فراتر از حد ضرورت شريعت است و آن ارزشها در اخلاق نمودار مى‌گردد.

رسول خدا صلى الله عليه‌وآله فرمود:

«الْأَخْلاقُ وِعاءُ الدّينِ»[2]

اخلاق ظرف دين است.

(يعنى دين در ظرف اخلاق پديد مى‌آيد، رشد مى‌كند و باقى مى‌ماند) و حتى‌

[1]- آل عمران، آيه 159

[2]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 137


صفحه 18

بعضى از احاديث، داشتن فضايل انسانى و اخلاق نيكو را، مساوى با تمام دين يا نصف دين دانسته و از ريشه دار بودن آن در دين وتعاليم دينى پرده بر مى‌دارد، بگونه‌اى كه آن را از بخششهاى الهى مى‌شمارد. پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«الْأَخْلاقُ مَنايِحُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ...»[1]

اخلاق، بخششهايى از خداوند بزرگ است ....

ارزشهاى اخلاقى، صرف نظر از جنبه مذهبى از ضروريات زندگى يك جامعه سعادتمند است.

امير مؤمنان على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:

«لوْ كُنَّا لانَرْجُوا جَنَّةً وَ لا نَخْشى ناراً وَ لا ثَواباً وَ لا عِقاباً لَكانَ يَنْبَغى‌ لَنا انْ نُطالِبَ بِمَكارِمِ الْأَخْلاقِ فَإِنَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلى سَبيلِ النَّجاحِ»[2]

اگر به بهشت و ثواب (آخرت) اميدوار نباشيم و از آتش و عذاب (جهنم) نهراسيم، باز هم شايسته است كه فضيلتهاى اخلاقى را طلب كنيم؛ زيرا فضايل اخلاقى، از چيزهايى است كه مارا به راه رستگارى هدايت مى‌كند.

ضرورت اخلاق و خودسازى‌

در دنياى امروز، انسانيت و ارزشهاى اخلاقى درمسلخ تمدن جديد و فرهنگ پَست آن قربانى شده، بى بند و بارى و افسار گسيختگى جايگزين آن گرديده است و اين امر چنان روشن است كه احتياج به توضيح ندارد و هر آگاه دلى مى‌تواند نتايج زيانبار آن را حتى در جامعه‌هاى اسلامى نيز مشاهده كند و پيامدهاى ويرانگر آن را بروشنى دريابد.

[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 394

[2]- كودك، فلسفى، ج 1، ص 218 به نقل از آداب النفس، ج 1، ص 26