رجاى غلط وانحرافى است كه نمىتواند همراه با خوف باشد.
انسان به واسطه رجاى بيش از حد به وادى آمال و آرزوهاى بى جا كشيده مىشود و از انجام تكاليف باز مىماند و به واسطه خوفِ زياد به نا اميدى كشيده مىشود و در او انگيزهاى براى انجام وظايف باقى نمىماند. به عبارت ديگر، رجا تا حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حد غلبه نكردن برخوف است و چنانچه اميدوارى از حدّ خود تجاوز كند به غفلت از مكر و عذاب الهى مىگرايد. قرآن كريم مىفرمايد:
«فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»[1]
تنها زيانكاران هستند كه از مكر خدا ايمن هستند.
همچنين خوف نيز در حد معيّنى پسنديده است و آن حد تحت الشعاع قرار ندادن اميد است. اگر خوف از حد خود تجاوز كرد، به نااميدى منجر مىشود وعين گمراهى خواهد بود.
قرآن كريم مىفرمايد:
«لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ»[2]
از رَوْح و رحمت خدامأيوس نمىشوند، مگر گروه كافران.
اگر انسان بين خوف و رجا باشد، به همان راه مستقيمى كه راه اوليا و برگزيدگان خداست، دست يافته است.
قرآن كريم آنان را چنين توصيف مىكند:
«إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ»[3]
[1]- اعراف، آيه 99
[2]- يوسف، آيه 87
[3]- انبياء، آيه 90
براستى آنان پيشى گيرندگان در خوبيها بودند و ما را از روى اميد و بيم مىخواندند و در برابر ما خاشع و فروتن بودند.
امام صادق عليهالسلام از پدر بزرگوارش چنين نقل مىكند:
«هيچ بنده مؤمنى نيست، مگر اينكه در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش كه مبادا خداوند متعال او را كيفر دهد) و نور اميد (به رحمت، فضل و آمرزش الهى كه اورا مىبخشد) كه اگر اين دو نور با هم سنجيده شود، هيچ يك بر ديگرى زيادتى نكند»[1]
خوف برتر است يا رجا؟[2]
اگر بر قلب انسان، درد غفلت از مكر و عذاب خدا و غرور تكيه بر لطف خدا غالب بود، در اينجاخوف، برتر و لازمتر است و اگر نااميدى از رحمت خدا بر قلب او غالب بود، اميدوارى بهتر است. در رابطه با مؤمن متّقى كه ظاهر و باطن و آشكار و نهان او ازاعمال ناپسند منزه است، بهتر آن است كه خوف و رجا در قلب او متساوى و متعادل باشند.
اينكه مىبينيد، در بسيارى از مردم، اميدوارى به بخشش وعفو خداوندى بيش از ترس از عذاب الهى است، به جهت كمى معرفت و مغرور شدن به لطف و عنايت خداست.
در حالى كه در مورد زندگى قبل از مرگ چنين كسانى، بهتر آن است كه خوف، بيش از رجا باشد و در لحظات مرگ آنان، بهتر است رجا و خوش گمانى آنان بيش از خوف باشد، چرا كه خوف، نقش شلاق را در وادار كردن به كار دارد، در حالى كه به هنگام مرگ كار از كار گذشته و موقع عمل به اتمام رسيده است. پس در آنجا، ترس ديگر كار بردى ندارد؛ زيرا رگهاى حيات بريده شده و زمان مرگِ وى فرا رسيده است. ولى در چنين موقعيتى، رجا و اميد به خدا قلب را تقويت كرده، خدا را در نظرش دوست داشتنى جلوه مىدهد، خدايى كه تمام اميد و آرزوى انسان به اوست.
[1]- اصول كافى، ج 3، ص 114
[2]-« بنيادهاى اخلاق اسلامى»، سيد عبدالله شبّر، ترجمه على مشتاق عسكرى، ج 2، ص 508- 510، شفق، با اندك تغيير
^ خلاصه درس
رجا يعنى اميدوار بودن و خوف يعنى ترس و بيم.
انسان بايد به رحمت الهى اميدوار باشد و از خدا بترسد؛ اميد به رحمت خدا اين است كه انسان در عين كوشش در كسب رضاى الهى براى دورى از عذاب خدا به خدا پناه برد و به او اميد داشته باشد و نيز براى نيل به درجات كمال و رهايى از غفلتها به رحمت الهى اميدوار باشد و گناهانش او را از رحمت خدا مأيوس نكند.
از سوى ديگر بايد از عذاب الهى بترسد و از كيفر ومؤاخذه او ايمن نباشد. ترس ازخدا معانى و مراتبى دارد از قبيل ترس از خشم وعذاب خدا در دنيا و آخرت، لرزش دل در برابر عظمت الهى و ....
اميدوارى در حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حد، غلبه نكردن بر خوف است. چنانكه از حد تجاوز كند به غفلت ازمكر و عذاب الهى مىگرايد. خوف نيز در حد معينى پسنديده است و آن تحت الشعاع قرار ندادن اميدوارى است. اگر خوف از حد تجاوز كرد به نااميدى منجر مىشود وعين گمراهى خواهد بود.
^ پرسش
1- مفهوم خوف و رجا را توضيح دهيد.
2- مراد از رجاى حقيقى و دروغين چيست؟
3- ترس از خدا در چه معانى به كار مىرود؟
4- حد خوف و رجا را بيان كنيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس دوازدهم: پايدارىدر ميدان نبرد (1)
يكى از فضايلى كه براى نيروهاى نظامى و رزمندگان اسلام بسيار آموزنده و رهگشاست، پايدارى آنان در برابر هجوم بى امان دشمن و ايستادگى در زير آتش مدام آنهاست. در زبان عربى از پايدارى به «صبر» ياد مىشود.
«صبر» خويشتن دارى و حبس نفس است بر چيزى كه شرع وعقل تقاضا مىكند يا از چيزى كه شرع و عقل، انسان را از آن نهى مىكند.[1]
علامه طباطبايى (ره) درتعريف آن مىفرمايد:
«صبر عبارت است از خوددارى از جزع و ناشكيبى و از دست ندادن امر تدبير»[2]
صبر وپايدارى، يكى ازتعاليم حياتبخش دين مقدس اسلام است كه جهادگران راه خدا را در پيروزى بر كفر جهانى استوار ومحكم مىسازد و ريشه بسيارى از ارزشها
[1]- قاموس قرآن، ج 4، واژه صبر
[2]- الميزان، ج 1، ص 344
وكمالات معنوى انسان است. اهميّت اين موضوع را در سفارشهاى مكرّر خداوند به رسول گرامىاش در مىيابيم كه در موارد مختلفى آن حضرت را به صبر و پايدارى امر كرده است:
«فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»[1]
(اى رسول ما) توهم مانند پيامبران اولواالعزم صبور باش.
«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا»[2]
(اى رسول ما) صبرى نيكو پيش گير.
در آيات فراوانى، صبر و پايدارى مورد تشويق قرار گرفته، صابران به عنوان محبوب خداوند معرفى شدهاند و نتايج شگفت آور صبرشان بيان شده است. چنان كه مىفرمايد:
«وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»[3]
كسانى را كه صبر كردند پاداش نيكوتراز آنچه انجام دادهاند، مىدهيم.
«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»[4]
خداوند صابران را دوست دارد.
صبر درميدان نبرد
يكى از موارد مهمّ صبر وپايدارى، صبر در برابر دشمن و در ميدان نبرد است.
[1]- احقاف، آيه 35
[2]- معارج، آيه 5
[3]- نحل، آيه 96
[4]- آل عمران، آيه 146
ميدان نبرد، ميدان سختيها، مشكلات، كمبودها، نارساييها، فشار دشمن، زخمى شدن، زخميها و شهيدان را ديدن، بى خوابيها، خستگيها، دست نيافتن به اهداف، ناجوانمرديهاى پارهاى از همرزمان و همراهان، نداشتن امكانات كافى براى نبرد، مشاهده قدرت دشمن، برترى سلاح و نيروهاى نظامى و آموزشى و ... است. هيچ جا مثل ميدان نبرد، جاى پايدارى نيست. به همين دليل هم آيات قرآن درباره صبر اكثراً در مورد صبر درميدان نبرد آمده، دلدارى و وعده نصرت داده، مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر خدا را يارى كنيد، شما را يارى خواهد كرد و پايدارى خواهد بخشيد.
در جاى ديگر مسأله دعا را براى تقاضاى پايدارى و ثبات قدم، مطرح كرده، مىفرمايد:
«رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ»[2]
پروردگارا! بر ماشكيبايى ببار و ما را ثابت قدم گردان و بركافران پيروز ساز.
بديهى است كه ميدان نبرد، بهترين جايگاه تشخيص مجاهدان صبور از غير صابران است. ممكن است افرادى براى رفتن به جبهه سرو دست بشكنند و اعلام آمادگى كنند، ولى در برابر آتش پرحجم و سنگين دشمن وتهاجمات گسترده او پايدار و مقاوم نباشند. بدين جهت خداوند رزمندگان اسلام را اين چنين در بوته آزمايش قرار مىدهد. و مىفرمايد:
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ»[3]
[1]- محمد، آيه 7
[2]- بقره، آيه 250
[3]- محمد، آيه 31
شما را مىآزماييم تا مجاهدان و صابرانتان را بشناسيم و حديثتان را آشكار كنيم.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»[1]
آيا مىپنداريد كه به بهشت خواهيد رفت و حال آنكه هنوز براى خدا معلوم نشده است كه از ميان شما چه كسانى جهاد مىكنند و چه كسانى پايدارى مىورزند.
درنبرد معروف «صفين» پيش از آغاز جنگ، اميرمؤمنان عليهالسلام به رزمندگان همراه خود خطاب كرده، فرمود:
«شما انشاء الله فردا با دشمن درگير خواهيد شد، پس امشب را بيشتر در نماز باشيد، تلاوت قرآن را كثرت بخشيد و از خداوند پايدارى و نصرت (پيروزى) بخواهيد.»[2]
حضرت سيدالشهدا عليهالسلام نيز به صبر و پايدارى در ميدان نبرد جلوهاى ديگر بخشيد. آن حضرت در روز عاشورا، هنگامى كه برخى ازنوجوانان بنى هاشم و فرزندان ابوطالب به دشمن حمله كردند، آنان را به صبرى بصير دعوت كرده، فرمود:
«صَبْراً يا بَنى عَمُومَتى، صَبْراً يا اهْلَ بَيْتى، وَاللَّهِ لا رَأَيْتُمْ هُواناً بَعْدَ هذَا الْيَوْمِ»[3]
اى عموزادگان من واى خاندان من پايدارى كنيد! به خدا سوگند پس ازامروز روى ذلّت و خوارى را نخواهيد ديد.
وخود نيز پس ازآنكه شاهد شهادت عزيزترين يارانش در راه خدا بود و تا آخرين لحظات حياتش، حماسه بزرگ وتاريخى خويش را بر ضد دشمنان اسلام آفريد. در واپسين
[1]- آل عمران، آيه 142
[2]- بحارالانوار، ج 100، ص 35
[3]- مقتل الحسين، خوارزمى، ج 2، ص 28