بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 113

رجاى غلط وانحرافى است كه نمى‌تواند همراه با خوف باشد.

انسان به واسطه رجاى بيش از حد به وادى آمال و آرزوهاى بى جا كشيده مى‌شود و از انجام تكاليف باز مى‌ماند و به واسطه خوفِ زياد به نا اميدى كشيده مى‌شود و در او انگيزه‌اى براى انجام وظايف باقى نمى‌ماند. به عبارت ديگر، رجا تا حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حد غلبه نكردن برخوف است و چنانچه اميدوارى از حدّ خود تجاوز كند به غفلت از مكر و عذاب الهى مى‌گرايد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»[1]

تنها زيانكاران هستند كه از مكر خدا ايمن هستند.

همچنين خوف نيز در حد معيّنى پسنديده است و آن حد تحت الشعاع قرار ندادن اميد است. اگر خوف از حد خود تجاوز كرد، به نااميدى منجر مى‌شود وعين گمراهى خواهد بود.

قرآن كريم مى‌فرمايد:

«لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ»[2]

از رَوْح و رحمت خدامأيوس نمى‌شوند، مگر گروه كافران.

اگر انسان بين خوف و رجا باشد، به همان راه مستقيمى كه راه اوليا و برگزيدگان خداست، دست يافته است.

قرآن كريم آنان را چنين توصيف مى‌كند:

«إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ»[3]

[1]- اعراف، آيه 99

[2]- يوسف، آيه 87

[3]- انبياء، آيه 90


صفحه 114

براستى آنان پيشى گيرندگان در خوبيها بودند و ما را از روى اميد و بيم مى‌خواندند و در برابر ما خاشع و فروتن بودند.

امام صادق عليه‌السلام از پدر بزرگوارش چنين نقل مى‌كند:

«هيچ بنده مؤمنى نيست، مگر اينكه در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش كه مبادا خداوند متعال او را كيفر دهد) و نور اميد (به رحمت، فضل و آمرزش الهى كه اورا مى‌بخشد) كه اگر اين دو نور با هم سنجيده شود، هيچ يك بر ديگرى زيادتى نكند»[1]

خوف برتر است يا رجا؟[2]

اگر بر قلب انسان، درد غفلت از مكر و عذاب خدا و غرور تكيه بر لطف خدا غالب بود، در اينجاخوف، برتر و لازمتر است و اگر نااميدى از رحمت خدا بر قلب او غالب بود، اميدوارى بهتر است. در رابطه با مؤمن متّقى كه ظاهر و باطن و آشكار و نهان او ازاعمال ناپسند منزه است، بهتر آن است كه خوف و رجا در قلب او متساوى و متعادل باشند.

اينكه مى‌بينيد، در بسيارى از مردم، اميدوارى به بخشش وعفو خداوندى بيش از ترس از عذاب الهى است، به جهت كمى معرفت و مغرور شدن به لطف و عنايت خداست.

در حالى كه در مورد زندگى قبل از مرگ چنين كسانى، بهتر آن است كه خوف، بيش از رجا باشد و در لحظات مرگ آنان، بهتر است رجا و خوش گمانى آنان بيش از خوف باشد، چرا كه خوف، نقش شلاق را در وادار كردن به كار دارد، در حالى كه به هنگام مرگ كار از كار گذشته و موقع عمل به اتمام رسيده است. پس در آنجا، ترس ديگر كار بردى ندارد؛ زيرا رگهاى حيات بريده شده و زمان مرگِ وى فرا رسيده است. ولى در چنين موقعيتى، رجا و اميد به خدا قلب را تقويت كرده، خدا را در نظرش دوست داشتنى جلوه مى‌دهد، خدايى كه تمام اميد و آرزوى انسان به اوست.

[1]- اصول كافى، ج 3، ص 114

[2]-« بنيادهاى اخلاق اسلامى»، سيد عبدالله شبّر، ترجمه على مشتاق عسكرى، ج 2، ص 508- 510، شفق، با اندك تغيير


صفحه 115

^ خلاصه درس‌

رجا يعنى اميدوار بودن و خوف يعنى ترس و بيم.

انسان بايد به رحمت الهى اميدوار باشد و از خدا بترسد؛ اميد به رحمت خدا اين است كه انسان در عين كوشش در كسب رضاى الهى براى دورى از عذاب خدا به خدا پناه برد و به او اميد داشته باشد و نيز براى نيل به درجات كمال و رهايى از غفلتها به رحمت الهى اميدوار باشد و گناهانش او را از رحمت خدا مأيوس نكند.

از سوى ديگر بايد از عذاب الهى بترسد و از كيفر ومؤاخذه او ايمن نباشد. ترس ازخدا معانى و مراتبى دارد از قبيل ترس از خشم وعذاب خدا در دنيا و آخرت، لرزش دل در برابر عظمت الهى و ....

اميدوارى در حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حد، غلبه نكردن بر خوف است. چنانكه از حد تجاوز كند به غفلت ازمكر و عذاب الهى مى‌گرايد. خوف نيز در حد معينى پسنديده است و آن تحت الشعاع قرار ندادن اميدوارى است. اگر خوف از حد تجاوز كرد به نااميدى منجر مى‌شود وعين گمراهى خواهد بود.

^ پرسش‌

1- مفهوم خوف و رجا را توضيح دهيد.

2- مراد از رجاى حقيقى و دروغين چيست؟

3- ترس از خدا در چه معانى به كار مى‌رود؟

4- حد خوف و رجا را بيان كنيد.


صفحه 116

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 117

درس دوازدهم: پايدارى‌در ميدان نبرد (1)

يكى از فضايلى كه براى نيروهاى نظامى و رزمندگان اسلام بسيار آموزنده و رهگشاست، پايدارى آنان در برابر هجوم بى امان دشمن و ايستادگى در زير آتش مدام آنهاست. در زبان عربى از پايدارى به «صبر» ياد مى‌شود.

«صبر» خويشتن دارى و حبس نفس است بر چيزى كه شرع وعقل تقاضا مى‌كند يا از چيزى كه شرع و عقل، انسان را از آن نهى مى‌كند.[1]

علامه طباطبايى (ره) درتعريف آن مى‌فرمايد:

«صبر عبارت است از خوددارى از جزع و ناشكيبى و از دست ندادن امر تدبير»[2]

صبر وپايدارى، يكى ازتعاليم حياتبخش دين مقدس اسلام است كه جهادگران راه خدا را در پيروزى بر كفر جهانى استوار ومحكم مى‌سازد و ريشه بسيارى از ارزشها

[1]- قاموس قرآن، ج 4، واژه صبر

[2]- الميزان، ج 1، ص 344


صفحه 118

وكمالات معنوى انسان است. اهميّت اين موضوع را در سفارشهاى مكرّر خداوند به رسول گرامى‌اش در مى‌يابيم كه در موارد مختلفى آن حضرت را به صبر و پايدارى امر كرده است:

«فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»[1]

(اى رسول ما) توهم مانند پيامبران اولواالعزم صبور باش.

«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا»[2]

(اى رسول ما) صبرى نيكو پيش گير.

در آيات فراوانى، صبر و پايدارى مورد تشويق قرار گرفته، صابران به عنوان محبوب خداوند معرفى شده‌اند و نتايج شگفت آور صبرشان بيان شده است. چنان كه مى‌فرمايد:

«وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»[3]

كسانى را كه صبر كردند پاداش نيكوتراز آنچه انجام داده‌اند، مى‌دهيم.

«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»[4]

خداوند صابران را دوست دارد.

صبر درميدان نبرد

يكى از موارد مهمّ صبر وپايدارى، صبر در برابر دشمن و در ميدان نبرد است.

[1]- احقاف، آيه 35

[2]- معارج، آيه 5

[3]- نحل، آيه 96

[4]- آل عمران، آيه 146


صفحه 119

ميدان نبرد، ميدان سختيها، مشكلات، كمبودها، نارساييها، فشار دشمن، زخمى شدن، زخميها و شهيدان را ديدن، بى خوابيها، خستگيها، دست نيافتن به اهداف، ناجوانمرديهاى پاره‌اى از همرزمان و همراهان، نداشتن امكانات كافى براى نبرد، مشاهده قدرت دشمن، برترى سلاح و نيروهاى نظامى و آموزشى و ... است. هيچ جا مثل ميدان نبرد، جاى پايدارى نيست. به همين دليل هم آيات قرآن درباره صبر اكثراً در مورد صبر درميدان نبرد آمده، دلدارى و وعده نصرت داده، مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر خدا را يارى كنيد، شما را يارى خواهد كرد و پايدارى خواهد بخشيد.

در جاى ديگر مسأله دعا را براى تقاضاى پايدارى و ثبات قدم، مطرح كرده، مى‌فرمايد:

«رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ»[2]

پروردگارا! بر ماشكيبايى ببار و ما را ثابت قدم گردان و بركافران پيروز ساز.

بديهى است كه ميدان نبرد، بهترين جايگاه تشخيص مجاهدان صبور از غير صابران است. ممكن است افرادى براى رفتن به جبهه سرو دست بشكنند و اعلام آمادگى كنند، ولى در برابر آتش پرحجم و سنگين دشمن وتهاجمات گسترده او پايدار و مقاوم نباشند. بدين جهت خداوند رزمندگان اسلام را اين چنين در بوته آزمايش قرار مى‌دهد. و مى‌فرمايد:

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ»[3]

[1]- محمد، آيه 7

[2]- بقره، آيه 250

[3]- محمد، آيه 31


صفحه 120

شما را مى‌آزماييم تا مجاهدان و صابرانتان را بشناسيم و حديثتان را آشكار كنيم.

«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»[1]

آيا مى‌پنداريد كه به بهشت خواهيد رفت و حال آنكه هنوز براى خدا معلوم نشده است كه از ميان شما چه كسانى جهاد مى‌كنند و چه كسانى پايدارى مى‌ورزند.

درنبرد معروف «صفين» پيش از آغاز جنگ، اميرمؤمنان عليه‌السلام به رزمندگان همراه خود خطاب كرده، فرمود:

«شما انشاء الله فردا با دشمن درگير خواهيد شد، پس امشب را بيشتر در نماز باشيد، تلاوت قرآن را كثرت بخشيد و از خداوند پايدارى و نصرت (پيروزى) بخواهيد.»[2]

حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام نيز به صبر و پايدارى در ميدان نبرد جلوه‌اى ديگر بخشيد. آن حضرت در روز عاشورا، هنگامى كه برخى ازنوجوانان بنى هاشم و فرزندان ابوطالب به دشمن حمله كردند، آنان را به صبرى بصير دعوت كرده، فرمود:

«صَبْراً يا بَنى‌ عَمُومَتى‌، صَبْراً يا اهْلَ بَيْتى‌، وَاللَّهِ لا رَأَيْتُمْ هُواناً بَعْدَ هذَا الْيَوْمِ»[3]

اى عموزادگان من واى خاندان من پايدارى كنيد! به خدا سوگند پس ازامروز روى ذلّت و خوارى را نخواهيد ديد.

وخود نيز پس ازآنكه شاهد شهادت عزيزترين يارانش در راه خدا بود و تا آخرين لحظات حياتش، حماسه بزرگ وتاريخى خويش را بر ضد دشمنان اسلام آفريد. در واپسين‌

[1]- آل عمران، آيه 142

[2]- بحارالانوار، ج 100، ص 35

[3]- مقتل الحسين، خوارزمى، ج 2، ص 28