حقيقت، اطاعت خدا و خدمت به خلق، بكوشند واز صرف اوقات پرارزش زندگى، در راه هوا و هوس شيطانى، بپرهيزند. اميرمؤمنان على عليهالسلام مىفرمايد:
«انَّ اوْقاتِكَ اجْزاءُ عُمْرِكَ، فَلا تُنْفِدْلَكَ وَقْتاً الَّا فيما يُنْجيكَ»[1]
همانا وقتهاى تو، اجزاى عمرتوست. پس وقتى را براى خود، سپرى مكن، مگر درآنچه، تو را نجات دهد.
همچنين مىفرمايد:
«احْفَظْ عُمْرَكَ مِنَ التَّضْييعِ لَهُ فى غَيْرِ الْعِبادَةِ وَ الطَّاعاتِ»[2]
عمرت را از ضايع كردن در غير عبادت و طاعتها، حفظ كن.
درجاى ديگر مىفرمايد:
«ضِياعُ الْعُمْرِ بَيْنَ الْامالِ وَالْمُنى»[3]
ضايع شدن عمر، بين اميدها وآرزوهاست.
اغتنام فرصت در زندگى
فرصتهايى كه بر سر راه زندگى بشر پيش مىآيد، ناپايدار و زودگذر است و ممكن است بزرگترين فرصت ثمربخش بر اثر كمترين مسامحه و سهل انگارى از كف برود و براى صاحبش تنها شكست و ندامت باقى بماند. از اين رو، اولياى گرامى اسلام در برنامههاى تربيتى خود اين نكته را مورد توجه مخصوصى قرار داده و همواره خطر از دست رفتن فرصتها را به پيروان خود خاطر نشان كردهاند. چنان كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 607
[2]- همان مدرك، ص 224
[3]- همان مدرك، ج 4، ص 229
«انَّ لِرَبِّكُمْ فى ايَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٍ الا فَتَعَرَّ ضُوالَها»[1]
همانا در ايام زندگى شما لحظاتى است كه در معرض نسيم حيات بخش پروردگارتان قرار مىگيريد (و فرصتهاى مناسبى به دست مىآوريد) بكوشيد كه خويشتن را در مسير فيض الهى قرار دهيد.
حضرت على عليهالسلام نيز مىفرمايد:
«الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّالسَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ»[2]
فرصت مانند ابر (از افق زندگى) مىگذرد. پس فرصتهاى خير را غنيمت بشمريد (واز آنها استفاده كنيد).
در غنيمت داشتن فرصت عمر به نكات زير بايد توجه كافى صورت گيرد:
1- دنيا، دار كار، كوشش و عمل است و آخرت دار بهرهبردارى از عمل دنيا. بايد كارى كرد كه در آخرت دچار حسرت نشد. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ»[3]
آنان (ستمگران) را از روز حسرت كه كار به پايان آمده و آنان همچنان در حال غفلت هستند بترسان.
سعدى مىگويد:
صاحبا عمر، عزيز است غنيمت دانش
گوى خيرى كه توانى ببر از ميدانش
جاى گريه است بر اين عمر كه چون خنده گل
پنج روزى است بقاى دهن خندانش[4]
[1]- محجة البيضاء، ج 5، ص 15
[2]- نهج البلاغه، فيض، حكمت 20، ص 1096
[3]- مريم، آيه 39
[4]اختران ادب، محمدعلى انصارى، ج 1، ص 287
2- در قيامت پيش از آنكه انسان قدمى بر دارد از عمر، جوانى و مال خود مورد پرسش قرار مىگيرد. چنان كه امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
«از جمله مواعظ لقمان به فرزندش اين بودكه در قيامت وقتى درموقف حساب قرار گرفتى، از چهار چيز تو را مىپرسند:
/ «عَنْ شَبابِكَ فيما ابْلَيْتَهُ وَ عُمْرِكَ فيما افْنَيْتَهُ وَمالِكَ مِمَّا اكْتَسَبْتَهُ وَفيما انْفَقْتَهُ»
(مىپرسند) جوانيت راچگونه پوساندى ونابود كردى؟ عمرت را درچه راهفانى ساختى؟ مالت را از كجا به دست آوردى و در چه راه صرف كردى؟[1]
در ميان چهار مورد مزبور، دو مورد اول (نعمت جوانى و نعمت عمر) كه موضوع بحث ماست از گرانبهاترين نعمتهاى خداوند است؛ دوران جوانى بهترين فرصت براى نيل به پيروزيهاى درخشان زندگى است، خداى مهربان درجسم و جان جوانان بطور طبيعى سرمايههايى را به امانت سپرده كه اگر بخوبى مورد استفاده قرار گيرند، مىتوانند موجبات خوشبختى و سعادت جوانان را در دنياو آخرت فراهم آورند.
3- انسان بايد از عمر خود در راه كمال انسانى بهره گيرد. اين كمال در افزايش علم و معرفت در راه خدا و در اطاعت خدا خلاصه مىشود. هر چه غير ازاين باشد، اتلاف عمر محسوب مىشود. اگر كار و كسبى دارد، اگر زندگى تشكيل مىدهد، اگر با ديگران نشست و برخاست دارد و حتى اگر به گشت وگذارى در شهرها و صحراها و كشورها مىپردازد، همه بايد در راستاى اين كمال باشد. اغتنام فرصت به استفاده از لحظه لحظه زندگى است. چنين نشاطى تعطيلى ندارد و چنين انسانى خستگى نمىپذيرد.
عوامل از دست دادن فرصت
برخى از عواملى كه باعث مىشود، انسان نتواند بخوبى از فرصتها بهرهبردارى
[1]- كافى، ج 2، ص 135
كند، عبارت است از:
الف- كسالت و تنبلى:
كسالت و تنبلى، نوعى بيمارى است كه چون خوره، دين و دنياى انسان را نابود مىسازد. از اين رو اسلام آن رانكوهش كرده و پيروان خود را، از دچار شدن به آن برحذر مىدارد.
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«الْكَسَلُ يَضُرُّ بِالدّينِ وَالدُّنْيا»[1]
تنبلى، به دين و دنياى انسان، ضرر مىزند.
درجاى ديگر مىفرمايد:
«انّى لَابْغِضُ الرَّجُلَ يَكُونُ كَسْلاناً عَنْ امْرِ دُنْياهُ وَمَنْ كَسَلَ عَنْ امْرِ دُنْياهُ فَهُوَ عَنْ امْرِ آخِرَتِهِ اكْسَلُ»[2]
من از مردى كه در كار دنيايش تنبلى كند، خوشم نمىآيد، كسى كهدر امر دنيايش كند در امر آخرتش كاهلتر خواهد بود.
ب- كار امروز به فردا وانهادن:
تأخير انداختن كارها و كار امروز را به فردا وانهادن ازجمله آفتهاى از دست دادن فرصتها محسوب مىشود. در روايات اسلامى، ازاين موضوع با عنوان «تسويف» ياد شده است.
امير مؤمنان عليهالسلام درنامهاى به يكى از يارانش مىنويسد:
«فَتَدارَكْ ما بَقِىَ مِنْ عُمْرِكَ وَلا تَقُلْ غَداً وَبَعْدَ غَدٍ فَانَّما هَلَكَ مَنْ كانَ قَبْلَكَ بِاقامَتِهِمْ عَلَى الْامانِىِّ وَالتَّسْويفِ حَتَّى اتاهُمْ امْرُاللَّهِ بَغْتَةً وَهُمْ غافِلُونَ»[3]
باقيمانده عمرت را تدارك كن و نگو فردا و پس فردا. هماناپيش از تو، كسانى
[1]- تحف العقول، ص 219
[2]- فروع كافى، ج 5، ص 85
[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 75
هلاك شدند كه روى آرزوها و تأخير انداختن كارها ايستادند، تا ناگهان امر خدا فرا رسيد درحالى كه آنان، غافل بودند.
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«إِيَّاكَ وَالتَّسْويفَ فَانَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فيهِ الْهَلْكى»[1]
از تأخير كار بپرهيز؛ زيرا دريايى است كه هلاك شدگان، در آن غرق مىشوند.
ج- بى هدفى:
اگر هدف انسان در زندگى مشخص باشد در هر لحظه و با سرعت آن هدف را پى مىگيرد؛ اما آدم بى هدف اينجا و آنجا پرسه مىزند و وقت خود را مىگذراند.
د- بى برنامه بودن:
بسيارى از فرصتها دراثر نداشتن برنامه درست، ازبين مىرود.
ه- لهو وبيهودگى:
روى آوردن انسان به خوشگذرانيهاى موقت و بى حاصل، فرصتهاى گرانبها را نابود مىكند؛ البته معناى آن، نداشتن تفريح نيست، بلكه بايد تفريح انسان در راستاى هدف والاى كمال طلبى باشد.
[1]- همان مدرك، ج 78، ص 164
^ خلاصه درس
از نظر اسلام، عمرانسان ارزش والايى دارد، بگونهاى كه هيچ چيز همسنگ آن نخواهد بود. اگر كسى عمر خود را در راه تحصيل ايمان، عمل صالح، بندگى خدا و كسب اخلاق انسانى، صرف كند از ضرر و خسران و زيان، درامان بوده، به سعادت ابدى خواهد رسيد.
اولياى گرامى اسلام از پيروانشان خواستهاند كه عمر خود را در راه بندگى خدا و خدمت به خلق، سپرى كرده و از گذراندن اوقات پرارزش خود در راه هواهاى نفسانى بپرهيزند.
عواملى كه باعث از دست دادن فرصت مىشود عبارتند از: كسالت و تنبلى، كار امروز به فردا وانهادن، بى هدفى و بيهودگى و بى برنامگى.
^ پرسش
1- ارزش عمر راازديدگاه اسلام، با بيان يك روايت، توضيح دهيد.
2- به نظر شما فرصتهاى زندگى را بايد در چه راهى صرف كنيم؟ توضيح دهيد.
3- يك روايت درباره اغتنام فرصت بنويسيد.
4- عواملى را كه باعث از دست دادن فرصت مىشود نام ببريد.
5- تنبلى چگونه آفت غنيمت شمردن فرصت است؟ بيان كنيد.
درس هفدهم: گذشت عمرو اغتنام فرصت (2)
ارزش جوانى[1]
جوانى يكى از نعمتهاى پرارج الهى و ازسرمايههاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته شده و در اسلام به اندازهاى، مهمّ است كه روز قيامت از صاحبش، سؤال مىشود كه چگونه آن را صرف كرده است گر چه دوران جوانى، خود قسمتى ازمجموع عمر آدمى است، ولى اين قسمت از عمر، آن قدر ارزنده وممتاز است كه درباره آن بطور خاص، پرسش مىشود.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّ الْعَبْدَ لا تَزُلُ قَدَماهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ عُمْرِهِ فيما افْناهُ وَعَنْ شَبابِهِ فيما ابْلاهُ»[2]
[1]- جوان، فلسفى، ج 1، ص 6 به بعد، اقتباس
[2]- همان مدرك، ص 7، به نقل از تاريخ يعقوبى، ص 59
در قيامت هيچ بندهاى قدم از قدم برنمىدارد، مگر اينكه از او سؤال مىشود:
عمرش را در چه كارى صرف نموده و جوانىاش را در چه راهى تمام كرده است.
علىعليهالسلام فرمود:
«شَيْئانِ لا يَعْرِفُ فَضْلَهُما الَّامَنْ فَقَدَهُما: الشَّبابُ وَالْعافِيَةُ»[1]
دو چيزاست كه قدر و قيمتشان را نمىشناسد، مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد، يكى جوانى و ديگرى تندرستى.
غنيمت شمردن فرصت جوانى
دوران جوانى يكى از فرصتهاى گرانبها در طول زندگى بشر است كه اگر بدرستى مورد استفاده قرار گيرد، پايه اساسى سعادت جوانان خواهد بود. از اين رو، بر نسل جوان، لازم است براى رسيدن به سعادت، اين فرصت گرانبها را مغتنم شمرده و در راه بهرهبردارى صحيح از آن بكوشند. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«يا اباذَرٍّ! اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ الْخَمْسِ، شَبابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ و فَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حَيواتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ»[2]
اى ابوذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت بشمار، جوانىات را قبل ازپيرى، سلامتت را قبل از بيمارى، بى نيازىات را قبل از تهيدستى، فراغتت را قبل ازگرفتارى وزندگانىات را قبل ازمرگ.
حضرت على عليهالسلام فرمود:
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 4، ص 183
[2]- جوان، فلسفى، ج 1، ص 60، به نقل از بحارالانوار، ج 17، ص 23