درس سوّم: حُسن خُلق
از آنجا كه مراد از اخلاق، مجموع ملكات و خصلتهاى باطنى است و ملكات اخلاقى نيز ممكن است، صفاتى نيك يا بد باشند، اخلاق، به تمام خصلتهاى باطنى اطلاق مىگردد. بنابراين، خلقهاى نفسانى دو گونه است:
1- خُلق حَسَن: يعنى خوى و طبع نيك، خُلق خوش.
2- خُلق سَيِّىءْ و زشت: آن حالت نفسانى كه شخص را بر اعمال ناشايست وادار مىكند، خلق سَيِّىء ناميده مىشود در اين باره پس از بيان «حسن خلق» و فضايل اخلاقى، به تفصيل، توضيح خواهيم داد.
اهميت حُسن خلق
قرآن كريم كه كتاب انسان سازى است و براى رشد، ترقى و تربيت انسان نازل شده است، تزكيه را يكى از اهداف بعثت پيامبر، شمرده، مىفرمايد:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...»[1]
خداوند بر مؤمنان منّت نهاد (نعمتى بزرگ بخشيد) هنگامى كه درميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند و پاكشان كند و كتاب و حكمت به آنها بياموزد ....
همچنين رستگارى را در پرتو تزكيه نفس دانسته، مىفرمايد:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها^ فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها^ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها^ وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»[2]
سوگند به نفس و آنچه موزونش ساخته است و زشتيها و پرهيزگاريهايش را به او الهام كرد، به تحقيق هر كس آن را تزكيه كرد، رستگار است و هر كه آن را آلوده ساخت زيانكار است.
بانگاهى به زندگى اولياى گرامى اسلام وتأمل در سخنان گهربار آنان، به اهميت اخلاق نيك و تزكيه نفس، بيشتر پى برده، گستردگى مسائل اخلاقى را نه تنها در گفتار، بلكه درتمام شؤون فردى و اجتماعى آنان مشاهده مىكنيم. تمام وجودشان را سجاياى اخلاقى و خصلتهاى نيك فرا گرفته است. آنان اخلاق الهى را به تمام معنا در وجود خود به كمال رسانده و مظهر تجلّى «اخلاقُ اللّه» و «آدابُ اللّه» گشتهاند.
آنان براى رسيدن به مقامات بالاتر اخلاقى، از درگاه خدا، استمداد مىكردند. چنانكه پيامبر اكرم (ص) از خدا مىخواست:
«اللَّهُمَّ اهْدِنى لِاحْسَنِ الْاخْلاقِ ...»[3]
خداوندا! به نيكوترين اخلاق هدايتم كن ...
[1]- آل عمران، آيه 164
[2]- شمس، آيات 7- 10
[3]- محجّة البيضا، ج 5، ص 92، جامعه مدرسين
«اللَّهُمَّ كَما حَسَّنْتَ خَلْقى فَحَسِّنْ خُلْقى»[1]
خداوندا! همان گونه كه مرا نيكو آفريدى، خلق مرا (نيز) نيكو گردان.
اولياى گرامى اسلام براى پيروان خود، نقش و ارزش اخلاق را در دين يادآور شده، آنان را به اخلاق نيكو تشويق مىكردند.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
«الْإِسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[2]
اسلام خوش خلقى است.
درجاى ديگر مىفرمايد:
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللَّهِ»[3]
خودتان را به اخلاق الهى بياراييد.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«إِنْ اجِّلْتَ فى عُمْرِكَ يَوْمَيْنِ فَاجْعَلْ احَدَهُما لِإَدَبِكَ لِتَسْتَعينَ بِهِ عَلى يَوْمِ مَوْتِكَ»[4]
اگر درعمرت دو روز مهلت يافتى، يك روزش را به فراگرفتن ادب و تربيت اختصاص بده تا روز مرگت، از آن كمك بگيرى.
[1]- محجّة البيضا، ج 5، ص 91
[2]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 137، به نقل از كنز الفوايد
[3]- اسرارالشريعة، سيدحيدر الآملى، ص 116، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
[4]- فروع كافى، ج 8، ص 150، بيروت
نمونههايى از رفتار معصومين (ع)
معصومين عليهم السلام درتمام شؤون زندگى و تمام صحنههاى اجتماعى، سياسى و حتى نظامى موازين اخلاقى را رعايت مىكردند و درهمه زمينهها نيكوترين الگوى پيروان خود هستند.
در اينجا به دو نمونه از رفتار پيامبر اكرم (ص) اشاره مىكنيم:
«عدى» فرزند حاتم طايى كه مشتاق ديدار رسول خدا صلىالله عليهوآله بود، وارد مدينه شد و سراغ آن حضرت رفته و او را در مسجد يافت. در برابر آن حضرت نشست و خود را معرفى كرد. وقتى پيامبر او را شناخت، از جاى خود برخاست، دستش را گرفته، به خانه خود برد. او مىگويد:
«در نيمه راه پيرزنى جلو راه او را گرفت و با او سخن گفت. من ديدم كه با كمال فروتنى به سخنان پيرزن گوش مىدهد و به او پاسخ مىگويد. مكارم اخلاق او مرامجذوب وى ساخت و با خود گفتم كه او هرگز فرمانروايى عادى نيست. وقتى وارد خانه او شدم، زندگى ساده وى توجه مراجلب كرد ... از فروتنى او غرق حيرت شدم و از اخلاق پسنديده و ملكات فاضله و از احترام فوق العادهاى كه نسبت به تمام افراد بشر قايل است، دريافتم كه او فرد عادى و فرمانرواى معمولى نيست.»[1]
«روزى شخصى به محضر رسول خدا صلىالله عليهوآله رسيد و هيبت حضرت او را گرفت و زبانش بند آمد و حضرت دست خود را روى سينه او نهاد و فرمود:
بر خود آسان بگير من كه پادشاه نيستم. من فرزند زنى هستم كه با دست خود گوسفند خويش را مىدوشيد».[2]
آثار حُسن خلق
اخلاق پسنديده، آثار و فوايد ارزندهاى در سعادت دنيوى و اخروى انسان دارد و
[1]- فروغ ابديت، ج 2، ص 382
[2]- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1101
روايات فراوانى در اين زمينه، از پيشوايان اسلام، نقل شده كه بعضى از آنها را در دو بخش آثار دنيوى و اخروى بيان مىكنيم:
الف آثار دنيوى:
با توجه به سخنان اولياى گرامى اسلام در مىيابيم كه حُسْن خلق آثار و فوايد مهمى درانسان واجتماع دارد كه در اينجا به بعضى از آن آثار اشاره مىكنيم:
1- عامل عزّت:
على عليهالسلام فرمود:
«رُبَّ ... ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[1]
چه بسا (انسان) ذليلى كه خلق و خويش او را عزيز كرده است.
2- طول عمر:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«أَلْبِرُّ وَحُسْنُ الْخُلْقِ ... يَزيدانِ فِى الْأَعْمارِ»[2]
نيكى و خوش اخلاقى عمر را زياد مىكنند.
3- زياد شدن روزى:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ مِنَ الدّينِ وَهُوَ يَزيدُ فِى الرِّزْقِ»[3]
حسن خلق جزئى از دين است و روزى را زياد مىكند.
4- تحكيم پيوند دوستى:
پيامبر اكرم صلىاللهعليه و آله فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ يُثْبِتُ الْمَوَدَّةَ»[4]
نيك خلقى، مودّت و دوستى رامحكم مىگرداند.
[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 396
[2]- كافى، ج 3، ص 157
[3]- تحف العقول، ص 275
[4]- همان مدرك، ص 38
5- همبستگى و الفت:
على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ كَثُرَ مُحِبُّوهُ وَانَسَتِ النُّفُوسُ بِهِ»[1]
كسى كه خلقش نيكو باشد، دوستدارانش زياد شده، انسانها با او انس مىگيرند.
ب- آثار اخروى:
خوش اخلاقى آثار ارزندهاى در سعادت اخروى انسان دارد كه دراينجا به برخى از آن آثار اشاره مىكنيم:
1- زدودن لغزشها: امام صادق (ع)
فرمود:
«انَّ الْخُلْقَ الْحَسَنَ يَميثُ الْخَطيئَةَ كَما تَميثُ الشَّمْسُ الْجَليدَ»[2]
همانا خوش خلقى گناه را ذوب مىكند، چنان كه خورشيد يخ را ذوب مىسازد.
2- آسانى حساب:
على عليهالسلام فرمود:
«... حَسِّنْ خُلْقَكَ يُخَفِّفِ اللَّهُ حِسابَكَ»[3]
خلق خود را نيكو گردان تا خداوند حساب تو را (در قيامت) آسان گيرد.
3- برترى درجه:
رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود:
«إِنَّ الْعَبْدَ لَيَبْلُغُ بِحُسْنِ خُلْقِهِ عَظيمَ دَرَجاتِ الْاخِرَةِ وَأَشْرَفَ الْمَنازِلِ وَإِنَّه لَضَعيفُ الْعِبادَةِ»[4]
همانا بنده در سايه نيكى خلقش به بلندترين درجات آخرت و عاليترين
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 451
[2]- اصول كافى، ج 3، ص 157، دفتر نشر فرهنگ اهل البيت عليهمالسلام
[3]- بحارالانوار، ج 68، ص 383، بيروت
[4]- محجةالبيضا، ج 5، ص 93، بيروت
جايگاهها مىرسد، در حالى كه در عبادت ضعيف و ناتوان است.
فضايل اخلاقى
همان گونه كه روشن شد، حسن خلق، آثار ارزندهاى در سعادت ابدى انسان دارد. هر كس مىخواهد، به سعادت ابدى، دست يابد، لازم است كه صفحه دلش را از رذايل اخلاقى و اخلاق ناپسند پاك كرده، فضايل اخلاقى را جايگزين آن نمايد.
اخلاق پسنديده، مجموعهاى از فضايل انسانى است كه انسان را زينت بخشيده، به رستگارى مى رساند. اينك فهرست برخى از فضايل اخلاقى را با توجه به نياز برادران عزيز در زير مىآوريم:
1- فضايلى كه در ارتباط با خدا و دين اسلام مطرح است از قبيل اهميت دادن به نماز، دعا، ذكر، پرهيز از ريا، خوف و رجا، پايدارى در ميدان نبرد، پرهيز از سستى و فرار از جنگ.
2- فضايلى كه در ارتباط با خود انسان مطرح است مانند روحيه عزت طلبى، اغتنام فرصت، نظم و انضباط، دورى از بيهودگى و چشم پاكى.
3- فضايلى كه در ارتباط با ديگران مطرح است مانند تواضع، راستى و راستگويى، برادرى و اتحاد، مردم دارى، رعايت احترام اموال ديگران، فرو خوردن خشم، امانتدارى، رازدارى، يارى مظلوم، صلهرحم، حقوق مربى واستاد و حقوق پدر و مادر.
^ خلاصه درس
خوش خلقى، تزكيه نفس و آراسته شدن به فضايل اخلاقى دراسلام، اهميت
ويژهاى دارد؛ زيرا اسلام، هدف از بعثت پيامبران الهى را انسان سازى و تزكيه نفس دانسته و سعادت و رستگارى او را در دنيا و آخرت، در پرتو انسانى زيستن و تزكيه نفس مىداند.
در مورد ارزش اخلاق پسنديده و فضايل انسانى، همين بس كه اولياى گرامى اسلام، آراسته شدن به آنرا، از خداوند متعال درخواست مىكردند و درمقام عمل نيز، اسلام، اخلاق و فضايل اخلاقى در آنان تجلّى يافته و در سراسر زندگى و تمام صحنههاى اجتماعى، سياسى، نظامى و حتى درمقابل دشمنان، اصول اخلاقى را رعايت مىكردند.
خوش خلقى، آثار ارزندهاى در سعادت دنيوى و اخروى انسان دارد. آثار دنيوى آن عبارت است از: عزّت آفرينى، طول عمر، زياد شدن روزى، تحكيم پيوند دوستى وهمبستگى آثار اخروى آن نيز عبارت است از: زدودن لغزشها و گناهان، آسانى حساب و برترى درجه.
^ پرسش
1- خلقهاى نفسانى چند قسم است؟ نام ببريد.
2- اهميت حُسن خلق را، با يك حديث، توضيح دهيد.
3- يك نمونه از برخورد اخلاقى پيامبراكرم (ص) را بنويسيد.
4- آثار دنيوى حسن خلق را نام ببريد.
5- آثار اخروى حسن خلق را نام ببريد.