بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

^ خلاصه درس‌

خوش خلقى، تزكيه نفس و آراسته شدن به فضايل اخلاقى دراسلام، اهميت‌

ويژه‌اى دارد؛ زيرا اسلام، هدف از بعثت پيامبران الهى را انسان سازى و تزكيه نفس دانسته و سعادت و رستگارى او را در دنيا و آخرت، در پرتو انسانى زيستن و تزكيه نفس مى‌داند.

در مورد ارزش اخلاق پسنديده و فضايل انسانى، همين بس كه اولياى گرامى اسلام، آراسته شدن به آنرا، از خداوند متعال درخواست مى‌كردند و درمقام عمل نيز، اسلام، اخلاق و فضايل اخلاقى در آنان تجلّى يافته و در سراسر زندگى و تمام صحنه‌هاى اجتماعى، سياسى، نظامى و حتى درمقابل دشمنان، اصول اخلاقى را رعايت مى‌كردند.

خوش خلقى، آثار ارزنده‌اى در سعادت دنيوى و اخروى انسان دارد. آثار دنيوى آن عبارت است از: عزّت آفرينى، طول عمر، زياد شدن روزى، تحكيم پيوند دوستى وهمبستگى آثار اخروى آن نيز عبارت است از: زدودن لغزشها و گناهان، آسانى حساب و برترى درجه.

^ پرسش‌

1- خلقهاى نفسانى چند قسم است؟ نام ببريد.

2- اهميت حُسن خلق را، با يك حديث، توضيح دهيد.

3- يك نمونه از برخورد اخلاقى پيامبراكرم (ص) را بنويسيد.

4- آثار دنيوى حسن خلق را نام ببريد.

5- آثار اخروى حسن خلق را نام ببريد.


صفحه 41

درس چهارم: بد خُلقى‌

بد خلقى، ضد حسن خلق است. به همان اندازه كه خوش خلقى، پسنديده ونيكوست، بداخلاقى، نكوهيده و زشت است و هر قدر حسن خلق جاذبه دارد و كمال به حساب مى‌آيد. بدخلقى دافعه دارد و نقص محسوب مى‌شود.

نكوهش بد خلقى‌

بدخلقى، بدترين همنشين انسان، نشانه پستى و فرومايگى و مايه بدبختى بوده و خير دنيا و آخرت را از انسان سلب مى‌كند. از اين رو، درتعاليم اسلامى مورد نكوهش قرار گرفته است.

پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ حُسْنُ الْخُلْقِ وَمِنْ شَقاوَتِهِ سُوءُ الْخُلْقِ»[1]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 448، آل البيت


صفحه 42

خوش خلقى از سعادت مرد و بد خلقى از شقاوت و بدبختى اوست.

اميرمؤمنان على عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«سُوءُالْخُلْقِ شَرُّقَرينٍ»[1]

بدخلقى بدترين همنشين وهمراه انسان است.

همچنين مى‌فرمايد:

«مِنَ اللُّؤْمِ سُوءُ الْخُلْقِ»[2]

بد خلقى از (نشانه‌هاى) فرومايگى و پستى است.

پيامدهاى بداخلاقى‌

ائمّه معصومين عليهم السلام در روايات اسلامى براى سوء خلق، آثارى اعم از

دنيوى و اخروى ذكر كرده‌اند. با دقت در زندگى و سرنوشت افراد بد خلق، انسان بخوبى در مى‌يابد كه چگونه عرصه زندگى بر بدخلقها تنگ شده و درنهايت، كارشان به فلاكت و بدبختى منجر شده و مى‌شود. درمقابل، انسانهاى خوش اخلاق را مى‌بينيد كه در اثر حسن خلق ازموفقيتها و گشايشهايى بهره‌مند شده ومى‌شوند. اينك به برخى از آثار بد خلقى اشاره مى‌كنيم:

الف- آثار و پيامدهاى دنيوى:

1- زندگى محنت بار:

امير مؤمنان على عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«سُوءُ الْخُلْقِ نَكْدُ الْعَيْشِ وَعَذابُ النَّفْسِ»[3]

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 131، دانشگاه تهران

[2]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 6، ص 35

[3]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 4، ص 150


صفحه 43

بدخلقى (مايه) تلخى و ناگوارى زندگى وعذاب نفس (شكنجه روحى) است.

2- اضطراب وتنهايى:

حضرت على عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«سُوءُ الْخُلْقِ يُوحِشُ النَّفْسَ وَيَرْفَعُ الْأُنْسَ»[1]

بدخلقى، نفس را تنها مى‌سازد و انس را برطرف مى‌كند.

يعنى انسان بدخلق تنها مى‌شود، درحالى كه با آدم خوش اخلاق ديگران انس مى‌گيرند.

3- تباهى ايمان و عمل:

به رسول خدا (ص) عرض شد كه فلان زن، روزها روزه مى‌گيرد وشبها را به عبادت مشغول است، ليكن زنى بداخلاق است و به همسايگانش آزار مى‌رساند. حضرت فرمود: خيرى در او نيست و اهل دوزخ است.[2]

امام صادق عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«إِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَيُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ»[3]

همانا بدخلقى، عمل را تباه مى‌سازد، چنان كه سركه عسل را تباه مى‌كند.

و نيز درجاى ديگر مى‌فرمايد:

«إِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَيُفْسِدُ الْايمانَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ»[4]

همانا بدخلقى، ايمان را تباه مى‌سازد، چنان كه سركه عسل را تباه مى‌كند.

4- محروميت از توبه:

رسول خدا (ص) مى‌فرمايد:

«أَبَى اللَّهُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّيِّى‌ءِ بِالتَّوْبَةِ، فَقيلَ: يارَسُولَ اللَّهِ وَكَيْفَ ذلِكَ؟

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 151

[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 394، اسلاميه

[3]- اصول كافى، ترجمه رسولى، ج 4، ص 11، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام

[4]- همان مدرك


صفحه 44

قالَ: لِأَنَّهُ إِذاتابَ مِنْ ذَنْبٍ وَقَعَ فى‌ أَعْظَمَ مِنَ الذَّنْبِ الَّذى‌ تابَ مِنْهُ»[1]

خداوند توبه بداخلاق را نمى‌پذيرد، سؤال شد: چگونه، اى رسول خدا؟ فرمود:

زيرا آدم بدخلق، هرگاه ازگناهى توبه كند، باز مرتكب گناهى بزرگتر از گناه اوّل مى‌شود.

5- دورى از خداوند:

يكى از وصاياى پيامبراكرم (ص) به ابوذر اين است كه فرمود:

«يا أَباذَرِّ لايَزالُ الْعَبْدُ يَزْدادُ مِنَ اللَّهِ تَعالى بُعْداً ماساءَ خُلْقُهُ»[2]

اى اباذر! بنده تازمانى كه، بدخلق است، همواره بر دورى‌اش از خداوند تعالى افزوده مى‌شود.

ب- آثار و پيامدهاى اخروى‌

1- فشار قبر:

امام صادق عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«به پيامبر اكرم (ص) خبر رسيدكه «سعدبن معاذ» از دنيا رفت. پيامبر (ص) به همراه اصحاب برخاسته و به طرف خانه او حركت كرد. حضرت امر فرمود تا بدن سعد را غسل داده، كفن نمايند. سپس به طرف قبرستان حركت كردند. پيامبر (ص) با پاى برهنه و بدون عبا در تشييع جنازه او شركت نمود. گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ تابوت را به دوش مى‌گرفت، تا به كنار قبر رسيدند. حضرت خود داخل قبر رفته، جسد سعد را در قبر گذاشت و با دست خود سنگ قبر را چيد و آن را هموار ومحكم نمود ... پس از دفن سعد، مادرش كه در كنار قبر ايستاده بود، با صداى بلند گفت:

«يا سَعْدُ! هنَيئاً لَكَ الْجَنَّةُ»

اى سعد! بهشت، برتوگوارا باد.

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 11

[2]- طرائف الحكم، آقاميرزا احمد آشتيانى، ج 2، ص 299، كتابفروشى صدوق


صفحه 45

در اين هنگام، پيامبر (ص) كه صداى او را شنيد، به او فرمود: ساكت باش درامرى كه به پروردگار مربوط است با قاطعيت، سخن مگو، زيرا هم اكنون سعد به فشار قبرمبتلا است.

پس از بازگشت از قبرستان، مردم به حضرت، عرض كردند: شما نسبت به جنازه سعد، بسيار احترام كرديد و درباره او رفتارى نموديد كه با هيچ كس ديگر چنين رفتارى نكرديد. حضرت فرمود:

آنچه من در تشييع جنازه سعد، انجام دادم به پيروى از فرشتگان و حضرت جبرئيل بود، كه در اين تشييع حضور داشتند.

اصحاب عرض كردند، با اين وصف، چگونه فرموديد: سعد دچار فشار است؟!

حضرت درجواب فرمود:

«نَعَمْ، إِنَّهُ كانَ فى‌ خُلْقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءٌ»[1]

آرى، زيرا سعد با اهل خانه‌اش، بداخلاق بود.

2- هلاكت در قعر جهنم:

پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«إِنَّ الْعَبْدَ لَيَبْلُغُ مِنْ سُوءِ خُلْقِهِ أَسْفَلَ دَرَكِ جَهَنَّمَ»[2]

همانابنده به سبب بدخلقى خود به پايين ترين درجه جهنم مى‌رسد.

رذايل اخلاقى‌

رذايل اخلاقى، صفات و حالاتى است كه نتيجه فراموشى و غفلت از خدا بوده و موجب بدبختى هميشگى انسان مى‌گردد. اين صفات ناپسند، حجابهايى است كه انسان را از درك معارف الهى و نسيمهاى روح بخش قدسى، محروم مى‌نمايد؛ زيرا رذايل اخلاقى به منزله پرده‌اى است كه نفوس انسانها را مى‌پوشاند و مانع صفا و روشنى آن مى‌شود. چگونه چنين نباشد، درحالى كه قلب انسان همانند ظرف است. تا وقتى كه ظرفى پر از آب باشد، هوا داخل آن نمى‌شود

[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 298

[2]- ميزان الحكمه، ج 3، ص 154، به نقل از بحارالانوار، ج 5، ص 93


صفحه 46

و قلبى هم كه به غير خدا مشغول باشد، معرفت، محبت و انس الهى وارد آن نمى‌شود.[1]

بنابراين، سزاواراست كه انسان عاقل از رذايل اخلاقى، پرهيز نمايد وخانه دل را از آنها پاك گرداند، تا قابليت دريافت فيض الهى را پيدا كند.

پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«لا تَدْخُلُ الْمَلائِكَةُ بَيْتاً فيهِ كَلْبٌ»[2]

فرشتگان داخل خانه‌اى كه در آن سگ باشد، نمى شوند.

هرگاه اوصاف پست وناپاك كه همان سگان درنده هستند، خانه دل را اشغال كنند، چگونه ملائكه كه حاملان علوم و معارفند، مى‌توانند در آن وارد شوند.

اينك به ذكر پاره‌اى از رذايل اخلاقى مى‌پردازيم:

1- اصرار بر گناه‌

2- ناسپاسى نعمت‌

3- تكبّر

4- بدانديشى و بدگمانى‌

5- حسد

6- بدزبانى‌

7- دروغگويى‌

8- سوگند دروغ‌

9- تهمت‌

10- عيبجويى‌

11- سخن چينى‌

12- همسايه آزارى‌

[1]- اقتباس از جامع السعادات، ج 1، ص 9 به بعد داورى قم

[2]- همان مدرك، ص 14


صفحه 47

^ خلاصه درس‌

بداخلاقى كه ضد حسن خلق است، بدترين همنشين و مايه شقاوت و بدبختى انسان بوده، مورد نكوهش اسلام واقع شده است.

آثار وپيامدهاى بدخلقى عبارتند از: زندگى محنت بار، اضطراب و تنهايى، تباهى ايمان وعمل، محروميت از توبه، دورى از خداوند، فشارقبر و هلاكت در قعر جهنم.

رذايل اخلاقى، صفات وحالاتى است كه نتيجه فراموشى وغفلت از خدا بوده، موجب بدبختى هميشگى انسان مى‌گردد. سزاوار است كه انسان عاقل از صفات ناپسند پرهيز نمايد و خانه دل را از آنها پاك گرداند، تا قابليت دريافت فيض الهى را پيدا كند.