^ خلاصه درس
بداخلاقى كه ضد حسن خلق است، بدترين همنشين و مايه شقاوت و بدبختى انسان بوده، مورد نكوهش اسلام واقع شده است.
آثار وپيامدهاى بدخلقى عبارتند از: زندگى محنت بار، اضطراب و تنهايى، تباهى ايمان وعمل، محروميت از توبه، دورى از خداوند، فشارقبر و هلاكت در قعر جهنم.
رذايل اخلاقى، صفات وحالاتى است كه نتيجه فراموشى وغفلت از خدا بوده، موجب بدبختى هميشگى انسان مىگردد. سزاوار است كه انسان عاقل از صفات ناپسند پرهيز نمايد و خانه دل را از آنها پاك گرداند، تا قابليت دريافت فيض الهى را پيدا كند.
^ پرسش
1- يك روايت درباره نكوهش بدخلقى بنويسيد.
2- آثار وپيامدهاى دنيوى بدخلقى را نام ببريد.
3- بدخلقى چگونه انسان را از توبه محروم مىكند؟ با بيان يك روايت توضيح دهيد.
4- از داستان سعدبن معاذ چه برداشتى داريد؟ به اختصار توضيح دهيد.
5- رذايل اخلاقى را توضيح داده و بعضى از آنها را نام ببريد.
درس پنجم: اهميت نماز
نماز از ديدگاه اسلام
نماز، درميان عبادتها، از مهمّترين عبادات است، بطورى كه حدود 104 مورد كلمه «صلاة» با مشتقاتش در قرآن كريم ذكر شده و در پانزده مورد به آن امر شده و در چند جا نيز رسول اكرمصلىالله عليه و آله درباره آن مورد خطاب قرار گرفته است.
گذشته از اينها فوايد و نتايج ارزندهاى نيز براى نماز در قرآن بيان شده است، چنانچه مىفرمايد:
«... أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»[1]
... براى ياد من نماز بگزار.
همچنين مىفرمايد:
[1]- طه، آيه 14
«... أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[1]
... نماز بگزار كه نماز آدمى را از فحشا و منكر باز مىدارد.
در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز، مطالب ارزندهاى درباره اهميت نماز نقل شده و از آن به عنوان رأس اسلام، چهره دين، موجب تقرّب اهل تقوا به خداوند، افضل اعمال بعد از معرفت خدا، ستون خيمه دين و مانند آن ياد شده است. اينك در اين رابطه به بعضى از سخنان گهربار آن بزرگواران، اشاره مىكنيم:
امام باقر عليهالسلام مىفرمايد:
«الصَّلاةُ عَمُودُ الدّينِ»[2]
نماز ستون دين است.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطاطِ، اذا ثَبَتَ الْعَمُودُ نَفَعَتِ الْاطْنابُ وَالْاوْتادُ وَالْغِشاءُ، وَاذَانْكَسَرَ الْعَمُوُدُ لَمْ يَنْفَعْ طَنَبٌ وَلا وَتَدٌ وَلا غِشاءٌ»[3]
مَثَل نماز همانند عمود و ستون خيمه است. هرگاه عمود ثابت باشد، طنابها، ميخها و پرده نافع است ولى در صورتى كه عمود شكست، طناب، ميخ و پرده سودى نمىبخشد.
حضرت علىعليهالسلام در آخرين وصايايش درباره نماز فرمود:
«اللَّهَ، اللَّهَ! فِى الصَّلاةِ فَانَّهاعَمُودُ دينِكُمْ»[4]
خدارا، خدارا! درباره نماز كه نماز ستون خيمه دين شماست.
[1]- عنكبوت، آيه 45
[2]- بحارالانوار، ج 83، ص 218
[3]- فروع كافى، ج 3، ص 266، اسلاميه
[4]- نهج البلاغه، فيض، نامه 47، ص 978
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«انَّ اوَّلَ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ، فَانْ قُبِلَتْ قُبِلَ ماسِواها»[1]
همانا نماز اوّل چيزى است كه بنده نسبت به آن محاسبه مىشود؛ اگر نماز قبول شود، ساير كارها هم قبول مىشود.
چرا بايد نماز بخوانيم؟
بسيارى مىپرسند، عبادت خدا و از جمله نماز براى چيست؟ مگر خداى سبحان به عبادت بندگان خود، نيازمند است كه به آن امر كرده است؟ در پاسخ بايد گفت كه عبادت به خاطر رفع نياز از ساحت بىنياز الهى نيست. طاعت و عصيان بندگان هيچ نوع سود و زيانى براى خداى سبحان ندارد. علىعليهالسلام در اين باره مىفرمايد:
«فَانَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ، حينَ خَلَقَهُمْ، غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، امِنًا مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِانَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَّةُ مَنْ عَصاهُ وَلا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اطاعَهُ»[2]
خداوند سبحان هنگام آفرينش خَلق از طاعت و بندگيشان بى نياز و از معصيت و نافرمانى آنها ايمن بود، زيرا معصيت گناهكاران او را زيان ندارد و طاعت فرمانبرداران سودى به او نمىرساند.
هدف از عبادت، رشد وتكامل انسان است، زيرا خدا كمال مطلق است و انسان براى رسيدن به كمال بايد خود را به او نزديك كند و راه تقرب انسان به خداى متعال، عبوديت و بندگى است. اثر بندگى رفع تيرگيهاى درونى از صفحه دل و نورانى شدن آن به انوار ملكوت و آمادگى جان انسان براى پذيرش تجليّات حق و تابش نور عشق الهى است.
[1]- بحارالانوار، ج 83، ص 25
[2]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 184، ص 611
بسيارى از نماز خوانان، نماز مىخوانند، ولى نمىدانند، براى چه نماز مىگذارند و در نتيجه از هدف اصلى آن غافلند، از اين رو، سودى نمىبرند و اين عبادت در روح آنان اثرى نگذاشته و يا اثرى نامحسوس و غير قابل توجه گذاشته است؛ زيرا «همچون كلاغى كه منقار بر زمين مىكوبد»، به نماز پرداخته و با غفلت به پايان مىرسانند. چنين نمازى باز دارنده از گناهان نيست. با آنكه قرآن نماز را بازدارنده از فحشاء ومنكر شمرده است معلوم مىشود نمازش در حقيقت نماز نبوده، بلكه صورتى از نماز بوده است.
براى توجه به هدف اصلى اقامه نماز، برخى ازعلماى بزرگ اسلام، كتابهايى پيرامون اسرار اين عبادت وآداب قلبى و معنوى آن نگاشتهاند كه مطالعه دقيق و به كار بستن آنها بر همه سالكان طريق الهى، بويژه جوانان عزيز، امرى ضرورى و لازم است.
اهتمام به نماز
اهتمام به نماز اقتضا مىكند، انتظار وقت نماز را داشته باشيم مانند كسى كه وعده ملاقات با يك شخصيت مهم گذارده، به خاطر وفا به اين وعده، لحظه شمارى مىكند. هيچ قول و قرار ديگرى را كه با اين وعده منافات دارد، نمىپذيرد، حتى اگر قرار قبلى با ديگران گذارده است با عذر خواهى آن را لغو مىكند. براى اين ملاقات، خود را آماده مىسازد، لباس خود را مرتّب مىكند، آنچه مىخواهد بگويد در ذهن مرور مىكند. بنابراين بايد چنين حالتى در نمازگزار باشد كه با نزديك شدن وقت نماز در چهره و رفتار او اين انتظار مشاهده شود، برخيزد، وضو بگيرد، مقدمات ديگر نماز را فراهم سازد.
اهتمام به نماز اقتضا مىكند، انسان نماز را بطور صحيح و كامل بياموزد و به فراگيرى مسايل نماز اهتمام داشته باشد وهرگز نماز را از اوّل وقت تأخير نيندازد، مگر در شرايط اضطرارى كه طبعاً عذر تأخير پذيرفته است.
اهتمام به نماز به توجه قلبى درحال نماز وخشوع در حال عبادت است. چنانكه قرآن كريم، در وصف مؤمنان رستگار مىفرمايد:
«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»[1]
آنان (كسانى هستند كه) در نمازشان خشوع مىورزند.
نماز گزار بايد كارى كند كه درحال نماز فكر و ذهن او متوجه عبادت و معبود باشد. بدين منظور درجايى نماز بخواند كه مايه پريشانى حواس نشود. درحال نماز با حالت آرام وبدون حركت زايد بدن باشد، درحال قيام به محل سجده نگاه كند. درحال ركوع به پهلوى پاى راست بنگرد، از نماز خواندن درجايى كه در برابر آب، درب گشاده، نقاشى، خطاطى، گل و گياه و چيزهايى است كه موجب پريشانى حواس مىشود، خوددارى ورزد.
نقطه مقابل اهتمام به نماز، سبك شمردن نماز است، پارهاى از مظاهر سبك شمردن نماز از اين قرار است:
1- ترك نماز در پارهاى اوقات، مثلًا صبحها به دليل غلبه خوابآلودگى و مانند آن.
2- تأخيرنماز از اوّل وقت، به دليل اشتغال و يا به هر دليل ديگر (غير حالت اضطرار).
3- شركت نكردن درنماز جماعت و حضور نيافتن در مسجد.
4- اهميت ندادن به آشنايى با مسايل نماز.
5- نماز خواندن باشتاب، بطورى كه ركوع، سجود، قرائت و ذكر درآن كامل نباشد.
6- پريشانى حواس درحال نماز.
7- بدون مقدمه (اذان، اقامه وپارهاى از دعاهاى مستحب پيش از نماز) به نماز پرداختن.
8- بدون تعقيبات (تسبيح فاطمه زهرا سلام الله عليها، سجده شكر، دعا و طلب حاجت از خدا) از حال عبادت خارج شدن.
[1]- مؤمنون، آيه 2
پيامدهاى سبك شمردن نماز
سبك شمردن نماز، آثار نامطلوب دنيوى و اخروى در زندگى انسان دارد كه در اينجا به برخى از آن روايات اهل بيت عليهم السلام اشاره مىكنيم:
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر مرد و زنى كه درنماز سستى كند (وسبك بشمارد)، خداوند او را به پانزده چيز مبتلا مىكند: شش بلا در دنيا، سه بلاهنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلاى ديگر در قيامت وقتى كه از قبرش خارج مىشود.
بلاهايى كه در دنيا به او مىرسد عبارتند از:
1- خداوند بركت را از عمرش مىبرد.
2- بركت را از روزيش مىبرد.
3- سيماى صالحان را از چهرهاش مىزدايد.
4- هر عملى انجام دهد، پاداش نمىبرد.
5- دعايش به آسمان بالا نمىرود.
6- در دعاى نيكو كاران، بهرهاى برايش نيست.
بلاهايى كه هنگام مرگش به او مىرسد، عبارتند از:
1- با ذلت و خوارى مىميرد.
2- درحال گرسنگى مىميرد.
3- در حال تشنگى مىميرد، بطورى كه اگر از رودخانههاى دنيا سيراب گردد، باز تشنگى او برطرف نمىشود.
بلاهايى كه در قبرش به او مىرسد، عبارتند از:
1- خداوند فرشتهاى درقبرش، بر او مىگمارد، تا آزارش كند.
2- قبرش بر او تنگ مىشود.
3- قبرش غرق تاريكى مىگردد.