دعا از ديدگاه قرآن
از نظر قرآن مجيد، دعا نداى فطرت بيدار انسان خدا جوست كه از عمق جانش بر مىخيزد و همانند عاشقى شيدا معشوق ناپيدايش را مىخواند و به درگاهش دست نياز مىبرد.
خداجويان عاشق در سختى و راحتى، گرسنگى و سيرى، اندوه وشادى، نيازمندى و بى نيازى و ... او را مىخوانند. قرآن مجيد، حالت خوشِ خداجويان مخلص را چنين توصيف مىكند:
«تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً ...»[1]
بسترخواب، را رها مىكنند، پروردگارشان را با بيم و اميد مىخوانند ...
دعا، محبوبترين چيز نزد خدا بوده و مايه رشد و سعادت انسان است خداى تعالى به رسولش مىفرمايد:
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[2]
هنگامى كه بندگانم درباره من از تو مىپرسند، (بگو) البته كه من به آنها نزديكم.
كسى كه مرا بخواند، اجابت مىكنم، پس بايد دعوت مرابپذيرند و به من ايمان آورند تا به حق و سعادت راه يابند.
دعا، مايه ارزش انسان در درگاه الهى است واعتناى خدا به بشر، به واسطه دعا، راز و نياز وگريه وزارى به درگاه او مىباشد.
خداوند متعال به رسولش مىفرمايد:
[1]- سجده، آيه 16
[2]- بقره، آيه 186
«قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ ...»[1]
بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما اعتنايى نمىكند ....
پروردگار متعال، بندگانش را دوست دارد و خير و سعادت آنان را مىخواهد و نمىپسندد كه بندگانش بدبخت و بد عاقبت شوند. از اين رو، آنان را به مقتضاى فطرت، دعوت كرده و راه رشد، سعادت وارزش را به آنها نشان داده كه مبادا از دعا غفلت كنند و سفارش مىكند:
«... ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...»[2]
مرا بخوانيد، تا دعاى شما را مستجاب كنم ....
دعا از نظر روايات
در روايات اهل بيت عليهم السلام گاهى از دعا به عنوان عبادتى مستقل، بهترين عبادت، مغز و روح پرستش ياد شده واز محبوبترين كارها در روى زمين شمرده شده است و گاهى نيز از آن به عنوان وسيله رفع گرفتاريها، دفع بلا و مصيبت، شفاى دردها، كليد نجات، گنجينه رستگارى، سلاح و سپر مؤمن و بهترين وسيله نزديكى به درگاه خدا ياد شده است.
اولياى گرامى اسلام، مىكوشيدند، فرهنگ دعا و استمداد از درگاه خداوند متعال در ميان مسلمانان براى هميشه زنده بماند. از اين رو، به پيروان خود سفارش مىكردند، درتمام حالات زندگى با خدا ارتباط داشته و حاجتهاى خود را از او بخواهند، از او كمك بگيرند و حتى مسائل كوچك خود را با خدا در ميان بگذارند. چنانچه در حديث قدسى آمده كه خداوند تعالى به حضرت موسى (ع) فرمود:
[1]- فرقان، آيه 77
[2]- مؤمن، آيه 60
«يا مُوسى! سَلْنى كُلَّ ما تَحْتاجُ الَيْهِ، حَتَّى عَلَفِ شاتِكَ، وَمِلْحِ عَجينِكَ»[1]
اى موسى! به هر چه نياز دارى، حتى علف گوسفند و نمك خميرت را، از من
بخواه.
همچنين پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«لِيَسْئَالْ احَدُكُمْ رَبَّهُ حاجَتَهُ حَتَّى يَسْئَالَهُ الْمِلْحَ وَ حَتَّى يَسْأَلَهُ شَسْعَهُ»[2]
هر كدام از شما بايد حاجتش را، حتى نمك و بند كفش خود را، از پروردگارش بخواهد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ ...»[3]
دعا، مغز و روح عبادت است ....
همچنين فرمود:
«الدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَعَمُودُالدّينِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالْارْضِ»[4]
دعا، سلاح مؤمن و ستون دين و نور آسمانها وزمين است.
على عليهالسلام فرمود:
«احَبُّ الْاعْمالِ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِى الْارْضِ الدُّعاءُ ...»[5]
محبوبترين كارها در (روى) زمين براى خداى بزرگ، دعاست ....
[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 303، اسلاميه
[2]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 252، به نقل از كنز الفوايد
[3]- بحارالانوار، ج 93، ص 300
[4]- اصول كافى، ج 4، ص 213
[5]- همان مدرك
ونيز مىفرمايد:
«الدُّعاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ ...»[1]
دعا، سپر مؤمن است ....
فردى به نام «سُدَيرِبن حَنان» مىگويد: به امام باقر عليهالسلام عرض كردم: كدام عبادت بهتر است؟ فرمود:
«چيزى نزد خداى ارجمند بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود و بدترين فرد نزد خدا كسى است كه از عبادت او تكبّر ورزد و آنچه نزد اوست، درخواست نكند.»[2]
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«بر شما باد به دعا؛ زيرا با هيچ چيز مانند آن، به خدا نزديك نمىشويد و دعا را براى هيچ حاجت كوچكى به خاطر كوچكىاش رهانكنيد، زيرا آن كس كه حاجتهاى بزرگ را بر آورده مىكند، حاجتهاى كوچك هم به دست اوست.»[3]
لازم به توضيح است كه مقصود از دعا و خواستن نيازمنديهاى بزرگ و كوچك از خدا اين است كه انسان همواره متوجه باشد كه رب و روزى دهنده واداره كننده انسان خداست و براى اسباب و وسايط، استقلالى قايل نباشد وهمه اشياء و انسانها را در راستاى رفع نيازهاى خود وسيلههاى الهى بشمارد و به آنها ارزش استقلالى ندهد، از اين رو، تأكيد شده كه هر چه مىخواهيد از خدا بخواهيدو پيدايش چنين رفتار و روحيهاى انسان را بنده خدا وعزيز در نزد انسانها قرار مىدهد. بنابراين مقصود اين نيست كه براى رفع نيازهاى خود دعا كنيد واز انجام كارهايى كه شما را به رفع نيازها كمك مىكند خود دارى ورزيد. بلكه انسان معتقد به خدا مىبايست همچون انسان غير معتقد به خدا در رفع مشكلات زندگى
[1]- همان مدرك، ص 214
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 210
[3]- همان مدرك، ص 212
خود كوشا باشد، تفاوت آنها به اين است كه انسان غير معتقد به خدا به اسباب و وسايل رفع نيازمنديها به چشم استقلالى مىنگرد؛ اما انسان معتقد به خدا به چشم وسايط و راه كارهاى ارائه شده و ترتيب داده شده به وسيله خدا كه در تأثير گذارى خود از اراده خداى متعال مستقل نيستند.
چرا دعا كنيم؟
همان گونه كه در بحث اهميّت دعا از ديدگاه قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام روشن شد قدر و منزلت انسان نزد خدا و روح عبوديّت و بندگى به دعا، وابسته است.
كسى كه مىخواهد، بنده باشد، از بى بند و بارى و افسار گسيختگى، نجات يابد و گرداب حوادث روزگار وتوطئههاى شياطين به او آسيب نرساند، و كليد رستگارى دنيا و آخرت را داشته باشد، كسى كه مىخواهد درتمام زندگى، معشوقى داشته باشد كه همواره همدم اوباشد، در بن بستها، اميدبخش، درهنگام بلا و مصيبت، اضطراب و نگرانيها، آرامبخش روح و پناهگاه مطمئن او باشد، بايد دعا كند.
ممكن است گفته شود، ما مىتوانيم با كار و كوشش هر چه مىخواهيم بدست آوريم، همچنانكه جامعههاى غير معتقد به خدا ازاين راه نيازمنديهاى خود را بر طرف ساختهاند، بنابراين نيازى به دعا نيست.
در پاسخ بايد گفت: باكار و كوشش مىتوان بخشى از نيازهاى انسان يعنى نيازمنديهاى مادى او را تأمين كرد، امّا انسان موجودى است مركب از بعد مادّى و روحى و معنوى، حتّى كار و كوشش انسان براى رفع نيازهاى مادّى او نبايد خالى از توجه به بعد روحى ومعنوى او باشد و دعا تأمين كننده نيازهاى روحى ومعنوى انسان و تقويت كننده روح ومحتواى ارزشى نيازهاى مادى انسان است. هرگز دعا به معناى كنارنهادن كار و كوشش نيست، بلكه جهت دار كردن كار و كوشش و نيز جهت دار كردن رفع نيازهاى مادى انسان است، كار و كوشش براى رفع نيازهاى مادّى بدون دعا و عبادت، جهت مناسب را
نمىيابد.
اينك به چند فايده ازفوايد دعا توجه كنيد.
لف- نزول رحمت:
على عليهالسلام فرمود:
«الدُّعاءُ مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ ...»[1]
دعاكليد (نزول) رحمت است ....
ب- رفع همه نيازها:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«اكْثِرْ مِنَ الدُّعاءِ فَانَّهُ ... لا يُنالُ ما عِنْدَاللَّهِ الَّا بالدُّعاءِ ...»[2]
بسيار دعا كن ... زيرا به آنچه نزد خداست، جز به وسيله دعا نمىتوان رسيد ....
ج- شفاى دردها:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«عَلَيْكَ بِالدُّعاءِ فَانَّ فيهِ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ»[3]
برتو باد به دعا؛ زيرا درمان هر دردى در آن است.
د- دفع بلا:
على عليهالسلام فرمود:
«بِالدُّعاءِ يُسْتَدْفَعُ الْبَلاءُ»[4]
بلا به وسيله دعا دفع مىگردد.
ه- ايمنى ازشيطان:
على (ع) فرمود:
«اكْثِرِالدُّعاءَ تَسْلَمْ مِنْ سَوْرَةِالشَّيْطانِ ...»[5]
بسيار دعاكن، تا از خشم و غضب شيطان، سالم بمانى ....
[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 300
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 216
[3]- همان مدرك، ص 217
[4]- شرح غررالحكم آمدى، ج 3، ص 213، دانشگاه تهران
[5]- بحارالانوار، ج 78، ص 9
و- رسيدن به مقامى ارجمند نزد خدا:
امام صادق (ع) فرمود:
«... لا تَقُلْ انَّ الْامْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ، انَّ عِنْدَاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مَنْزِلَةً لا تُنالُ الَّا بِمَسْأَلَةٍ ...»[1]
نگو، كار از كار گذشته (ودعا تأثيرى ندارد)؛ زيرا بندگان را نزد خداى بزرگ، مقام ومنزلتى است كه جز با دعا نمىتوان به آن رسيد ....
از اين روايات در مىيابيم كه درتمام صحنههاى زندگى و براى دستيابى به همه نيازهاى مادى و معنوى، دركنار سعى و كوشش، بايدا ز دعا، غافل نباشيم وا ز مبدأ غيب خود را بى نياز ندانيم، بلكه به او اميد داشته، شرايط لازم براى موفقيت درامور را از او خواسته و در تحقق نتيجه و رسيدن به هدف، خدا را نيز در نظر بگيريم؛ زيرا اين دو، با هم ملازم و مرتبطند، يعنى دعا بدون تلاش و كوشش، بى نتيجه است و تلاش بدون دعا و توسل به آفريدگار، مايه غفلت و خلاف شكر نعمت است.[2]
قصد «ورود» و «رجا»[3]
دعا بر دو قسم است:
1- دعاهاى مطلق يعنى دعا كننده مطالب و نيازهاى خود را به زبان خود و به هر گونه جملات و بيانى كه مىتواند، در پيشگاه خدا اظهار كند. اين گونه دعاها را دعاهاى غير وارد يا غير ماثور مىنامند.
2- دعاهاى مأثور يعنى انشاها و الفاظ مخصوصى كه از معصومى رسيده باشد. اين گونه را دعاهاى وارد شده مىنامند كه بعضى از آنها بايد در وقت مخصوص و محلّ معلومى خوانده شود و براى بعضى ديگر زمان ومكانى تعيين نشده است. ثواب و فضيلت اين گونه دعاها براى كسى كه آشنا به معناى آنها باشد، بيش ازنوع اوّل است؛ زيرامعصومين
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 211
[2]- مصباح المنير، على مشكينى، ص 18، مقدمه، اقتباس
[3]- همان مدرك، ص 18- 20، با ندك تغيير
عليهمالسلام به امراض روحى فرد و جامعه آشناتر و براى درخواست حاجت، چگونگى بيان آن و كيفيت راز و نياز با حق تعالى، آگاهتر و بيناتر بودهاند. آنان مىدانستند كه بشر چه نقصى را دارا و چه كمالى را فاقد است. چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. از اين رو، سزاوار است دعاكننده، طرز بيان حاجت و چگونگى درخواست مطالب خود را ازمعصوم فراگيرد، تا اميد بر آورده شدن حاجتش بيشتر و اجرو پاداشش، فزونتر باشد.
اگر كسى بتواند از مدارك موجود، با موازين علمى، صحّتِ صدور دعا از معصوم را به دست آورد، آن را به قصد ورود بخواند. ولى اگرنتواند دليل معتبر و مدرك قابل اعتمادى پيداكند، و در پژوهشها و بررسيهاى خود به اين نتيجه برسد كه سند فلان دعا ضعيف و غير قابل اطمينان است، نبايد آن را بطور قطعى به معصوم، نسبت دهد، بلكه به اميد ثواب و رسيدن به پاداش مخصوص آن، بخواند كه إن شاءَاللّهُ آن را خواهد يافت، اگر چه در تشخيص خود به خطا رفته باشد.
يك نكته:
گاهى دعا ياعملى كه سند معتبر هم دارد، مربوط به زمان يا مكانى خاص است، مانند دعاهاى ماه رمضان يا مناجات مسجدكوفه، اگر كسى بخواهد، آنها را در غير آن زمان و يا غير آن مكان انجام دهد، در اين صورت بايد آن را فقط به عنوان رجا و احتمال سودمند بودن به جاى آورد ونه به قصد استحباب قطعى يا ثواب ثابت، يعنى چنين نيت كند. «به احتمال اينكه مطلوب بوده و مأجور باشم به جاى مىآورم.»
خواندن زيارتهاى مخصوص درمكانهاى مقدس مانند زيارت جامعه كبيره، امين الله، وارث و غيراينها نيز كه در هر يك خصوصيتى از نظر شخص معصوم يا از نظر زمان ومكان در نظر گرفته شده، در غير محلّ مخصوص، بايد به قصد رجا باشد و همچنين خواندن دعاهاى مخصوص مانند كميل، افتتاح و غيره در غير اوقات اختصاصى آنها و خلاصه عمل عبادى در اين موارد نيز بايد به عنوان «رجاء» انجام گيرد.