10- عموميت دادن به دعا يعنى براى همه دعا كردن، امام صادق (ع) از رسول خدا صلىالله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
هر گاه يكى از شمادعا كند بايد آن را عموميت دهد و همه را دعا كند؛ زيرا آن به اجابت نزديكتر است.[1]
11- پنهان كردن دعا، خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
«ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً ...»[2]
خداى خود را با حالت زارى و پنهانى بخوانيد.
12- اجتماع براى دعا. جاهايى كه دعا كردن از ريا و خودنمايى ايمن بوده، بهتر است به صورت دسته جمعى باشد؛ زيرا در قبولى آن مؤثرتر است. امام صادق عليهالسلام فرمود:
هرگاه پيش آمدى، پدرم را غمگين مىكرد، زنان و كودكان را جمع كرده، سپس دعا مىكرد و آنان آمين مىگفتند.[3]
13- حسن ظن داشتن به اجابت دعا، امام صادق (ع) فرمود:
هرگاه دعا كردى از عمق دل توجه كن و گمان تواين باشد كه حاجتت بر درخانه است.[4]
14- دعا كردن در زمانها و احوال مناسب زمانها و احوالى كه دعا كردن در آنها، به اجابت نزديكتر است، عبارتند از: دعا بعد ازنمازهاى واجب، هنگام اذان، اوّل ظهر، هنگام قرائت قرآن، و زيدن بادها و آمدن باران، رقّت قلب، درميدان جنگ، درنماز وتر، سحرها و بعد از سپيده صبح و ....
دعا كردن بويژه در سحرگاهان از اهميت خاصى برخوردار است. از مردى به نام
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 242
[2]- اعراف، آيه 55
[3]- اصول كافى، ج 4، ص 242
[4]- همان مدرك، ص 222
«عُمَربن اذَيْنَه» نقل شده كه گفت: از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه فرمود:
همانا در شب ساعتى است كه درك نكند آن را بنده مسلمانى كه در آن نماز گزارد و خداى بزرگ را در آن ساعت بخواند، مگر اينكه اجابت مىشود و اين ساعت در هر شب هست. عرض كردم: خدايت خير دهد، بفرماييد آن، چه ساعتى از شب است؟ فرمود:
هنگامى كه نيمى از شب بگذرد و آن ساعت وقتى است كه يك ششم از ابتداى نيمه دوم شب بگذرد.[1]
15- اصرار و پافشارى در دعا، امام صادق (ع) از رسول خدا صلىالله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
«خدا رحمت كند بندهاى را كه از خداى بزرگ حاجتى بخواهد و درخواستن از آن، پافشارى كند خواه اجابت شود و يا اجابت نشود، سپس اين آيه را تلاوت كرد:
«وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا»[2]
دعا مىكنم به درگاه پروردگار خود، شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم.[3]
16- دعا كردن يا گريه وزارى، خدا دوست دارد انسان در درگاه او خشوع كند و اوج خشوع، لرزش دل انسان در برابر خداست و حاصل آن اشك و آه.
در قرآن بندگان خوب خود را چنين توصيف مىكند.
«وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً»[4]
چهره بر خاك مىمالند و مىگريند و بر خشوع آنان مى افزايد.
در سيره پيامبر، امير مؤمنان و ساير امامان معصوم و بزرگان دين نقل شده كه گريه
[1]- اصول كافى، ج 4، ص 228
[2]- مريم، آيه 48
[3]- اصول كافى، ج 4، ص 224
[4]- اسراء، آيه 109
و زارى فراوان در درگاه خدا داشتهاند.
اگر دل بشكند و اشك جارى شود اميد استجابت دعا بسيار زياد است.
از خدا چه بخواهيم؟
در تعاليم اسلام سفارش شده كه انسان درخواستههاى خود همتى والا و بلند داشته باشد و همواره در جهت خشنودى خدا قدم برداشته و از درگاهش، سلامتى دين و ايمان، حفظ و پايدارى اسلام و نظام اسلامى، حسن توفيق، زندگى سعادتمندانه، عاقبت به خيرى، برخوردارى از درجات شهدا، محشور شدن با پيامبر اكرم صلّى اللهعليهوآله و خاندان پاكش و مانند آن را طلب كند و براى چيزهاى بى ارزش و يا كم ارزش دنيا و نيز براى كارهاى حرام يا نشدنى و غير ممكن، دعا نكند.
نقل شده است كه مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و بعد از عرض سلام گفت: يا رسولاللّه! آيا مرا مىشناسى؟ پيامبر فرمود: توكيستى؟ مرد گفت: من صاحب آن منزلى از طائف هستم كه در جاهليت، در فلان روز، به خانه من آمدى و من تو را گرامى داشتم.
رسول خدا (ص): فرمود: مرحبا به تو! حاجتت را از من بخواه.
آن مرد گفت: دو هزار گوسفند، همراه چوپان مىخواهم!
رسول خدا (ص) حاجتش را بر آورده، سپس به اصحاب خود فرمود:
چه مىشد اگر اين مرد مانند آن پيره زن بنى اسرائيل از من چيز مهمّى درخواست مىكرد؟ (نقل شده كه حضرت موسى (ع)، از پيره زنى پرسيد: قبر حضرت يوسف (ع) كجاست؟ پير زن گفت: نمىگويم، مگر اينكه ضمانت كنى در روز قيامت، در بهشت و در درجه تو باشم!!!)[1]
همچنين از مردى به نام «رَبيعة بن كَعب» نقل شده كه گفت: روزى رسول خدا
[1]- ميزان الحكمه، ج 3، ص 264، به نقل از تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 474
صلىالله عليه و آله به من فرمود:
اى ربيعه! تو هفت سال به من خدمت كردى، آيا حاجتى ازمن نمىخواهى؟
گفتم: يا رسول الله! به من مهلت بده، تا فكركنم، چون شب را، صبح كردم، نزد حضرت رفتم، فرمود: اى ربيعه حاجتت را بگو؟ گفتم:
از خدا مىخواهم كه مرا همراه تو، وارد بهشت كند.
رسول خدا (ص) فرمود: چه كسى اين را به تو تعليم داده؟ گفتم: يا رسول الله كسى به من تعليم نداده و لكن پيش خودم فكر كردم و گفتم: اگر مالى بخواهم، خواه ناخواه نابود مىشود واگر طول عمر يا اولاد بخواهم، (باز) عاقبتش مرگ است.
سپس رسول خدا (ص) ساعتى سرمباركش را پايين انداخته، بعد فرمود:
من اين كار را ميكنم، پس تو هم بازياد سجده كردن يارىام كن.[1]
در دنباله بحث چند حديث از اميرمؤمنان علىعليهالسلام نقل مىكنيم:
«سَلُوا اللَّهَ الْعَفْوَ وَ الْعافِيَةَ وَ حُسْنَ التَّوْفيقَ»[2]
از خدا آمرزش گناهان، سلامت و حسن توفيق را بخواهيد.
«نَسْأَلُ اللَّهَ سُبْحانَهُ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَمَعايَشَةَ السُّعَداءِ وَمُرافَقَةَ الْانْبِياءِ وَالْابْرارِ»[3]
از خداى سبحان مرتبه شهيدان، زندگانى نيكبختان و رفاقت پيمبران و نيكوكاران را درخواست مىكنيم.
«هَبِ اللَّهُمَّ لَنارِضاكَ وَاغْنِنا عَنْ مَدِّالْايْدى الى سِواكَ»[4]
[1]- همان مدرك، ص 264، به نقل بحارالانوار، ج 93، ص 327
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 137، دانشگاه تهران
[3]- همان مدرك، ج 6، ص 189
[4]- همان مدرك، ص 212
خداوندا! خشنودى خود را به ما ببخش و ما را از دراز كردن دستها به سوى غير خود بى نياز گردان.
شرايط اجابت دعا
دعا كردن شرايطى دارد كه وجود آنها موجب قبولى دعا مىشود. مهمترين آن شرايط، بر اساس روايات اهل بيت عليهم السلام، به شرح زير است:
الف- معرفت و شناخت خدا:
پيامبر اكرم صلى الله عليهوآله فرمود:
«يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ سَأَلَنى وَهُوَ يَعْلَمُ انّى اضُرُّ وَانْفَعُ اسْتَجيبُ لَهُ»[1]
خداوند بزرگ مىفرمايد هر كس از من (چيزى) بخواهد درحالى كه بداند، تنها من ضرر و نفع مىرسانم، خواستهاش را مستجاب مىكنم.
امام كاظم عليه السلام فرمود: جمعى به امام صادق عليهالسلام عرض كردند:
چرا دعامىكنيم و اجابت نمىشود؟ امام فرمود: براى اينكه كسى را مىخوانيد كه او را نمىشناسيد.[2]
ب- عمل به مقتضاى معرفت:
خداوند تعالى مىفرمايد:
«أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ...»[3]
به عهد من وفا كنيد، تا به عهدتان و فا كنم ....
[1]- بحارالانوار، ج 93، ص 305
[2]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 254، به نقل از بحارالانوار، ج 93، ص 368
[3]- بقره، آيه 4
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«الدَّاعى بِلا عَمَلٍ كَالرَّامى بِلاوَتَرٍ»[1]
دعا كننده بدون عمل همچون تيراندازى است كه زه (دركمان) ندارد. (يعنى دعاى او بى اثر است).
از امير مؤمنان عليهالسلام درباره آيه «ادْعُونى اسْتَجِبْ لَكُمْ» پرسيدند (كه اگر چنين است) پس چرا ما دعا مىكنيم، جواب ما داده نمىشود؟ حضرت پاسخ داد:
همانا دلهاتان به هشت خصلت خو كرده است: اوّل، خدا را شناختيد ولى حقش را ادا نكرديد، با اينكه برشما واجب شده بود. بنابراين، شناختىكه از خدا داشتيد، شما را بى نياز نكرد[2]^ ... پس با اين كارها چه دعاهايى بايد مستجاب شود، در حالى كه شما درها و راههاى آن را بستهايد.[3]
ج- كسب حلال و خوردن روزى حلال:
پيامبر اكرم صلىالله عليهوآله فرمود:
«مَنْ احَبَّ انْ يُسْتَجابَ دُعاؤُهُ فَلْيُطَيِّبْ مَطْعَمَهُ وَ مَكْسَبَهُ»[4]
هر كس مىخواهد دعايش، مستجاب شود، بايد خوراك و درآمدش را پاك كند.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
[1]- ميزان الحكمه، ج 3، ص 255، به نقل از بحارالانوار، ج 93، ص 312.
^- دوم: به رسول خدا( ص) ايمان آورديد، ولى سنّتش را مخالفت كرديد و ... سوّم: قرآن خوانديد، ولى به آن عمل نكرديد و .. چهارم: گفتيد از آتش دوزخ مىترسيد، ولى به واسطه معاصى خود را به طرف آن مىبرديد. پنجم: مى گفتيد راغب بهشت هستيم. ولى كارهايى مىكرديد كه شما را از بهشت دور مىكرد. ششم: نعمت الهى را مىخورديد ولى شكرش را به جا نمىآورديد. هفتم: خداوند شما را به دشمنى با شيطان دستور داد. ولى شما با او دوستى كرديد. هشتم: عيوب مردم را پيش رو قرار داده و عيوب خويش را پشت سر انداختيد
[2]-
[3]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 255، به نقل از بحارالانوار، ج 93، ص 376
[4]- همان مدرك، ص 256، به نقل از بحارالانوار، ج 93، ص 373
«اذا ارادَ احَدُكُمْ انْ يُسْتَجابَ لَهُ فَلْيَطِبْ كَسْبَهُ، وَلْيَخْرُجْ مِنْ مَظالِمِ النَّاسِ، وَانَّ اللَّهَ لا يَرْفَعُ دُعاءَ عَبْدٍ وَ فى بَطْنِهِ حَرامٌ، اوْعِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ لِاحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ»[1]
هرگاه يكى از شما بخواهد، دعايش مستجاب شود بايد كسب خود را پاك كرده، از عهده حقوق مردم خارج شود وهمانا خدا، دعاى بندهاى كه در شكمش لقمه حرام باشد يا حقى از بندگان خدا نزدش، باشد، قبول نمىكند.
د- حضور قلب و رقّت آن هنگام دعا:
از امام صادق عليهالسلام نقل شده كه فرمود:
خداى بزرگ، دعايى را كه از دل غافل برخيزد، اجابت نمىكند، پس هرگاه دعا كردى، به دل توجه كن (حضور قلب داشته باش) و يقين داشته باش كه اجابت مىشود.[2]
همچنين فرمود:
هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (ونرم شد) در آن حال، دعا كند؛ زيرا دل تا پاك نشود نرم
نمىشود.[3]
موانع اجابت دعا
در اينجا پارهاى از موانع اجابت دعا مطرح مىگردد.
الف- مصلحت نبودن:
گاهى حكمت الهى اقتضاى استجابت دعايى را ندارد و مصلحت ايجاب مىكند كه دعاى ما مستجاب نشود؛ زيرا ما از حقيقت امور، مطلع نيستيم.
چه بسا كه چيزى براى ماضرر داشته باشد و ما به حسب ظاهر تصوّر مىكنيم مفيد است، ولى خدا صلاح و فساد و خير و شر ما را بهتر مىداند وحكمتش اقتضا مىكند، بعضى از دعاها كه به صلاح نيست مستجاب نشود. على عليهالسلام فرمود:
[1]- همان مدرك، به نقل از بحارالانوار، ج 93، ص 321
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 221
[3]- همان مدرك، ص 227
«انَّ كَرَمَ اللَّهِ سُبْحانَهُ لا يَنْقُضُ حِكْمَتَهُ فَلِذلِكَ لا يَقَعُ الْاجابَةُ فى كُلِّ دَعْوَةٍ»[1]
هماناكَرم خداى سبحان، حكمت او را، نقض نمىكند، به همين جهت، در هر دعايى اجابت واقع نمىشود (يعنى خدا، در دعاها، حكمت و مصلحت را رعايت مىكند و اينكه بعضى دعاها مستجاب نمىشود، به اعتبار اين است كه مصلحت در اجابتِ آن نيست، نه اينكه در كَرم الهى كوتاهى باشد).
ب- گناه:
گاهى مقتضى استجابت دعا وجود دارد، ولى بنده در اثر گناه و معصيت مانع اجابت آن مىگردد و از لطف پروردگار محروم مىشود. حضرت على عليهالسلام فرمود:
«الْمَعْصِيَةُ تَمْنَعُ الْاجابَةَ»[2]
عصيان و نافرمانى، مانع اجابت (دعا) مىگردد.
ج- ستم كردن:
خداوند به حضرت عيسى بن مريم (ع) وحى كرد كه به ملأ (ومستكبران) بنى اسرائيل بگو: ... همانا من دعاى احدى از شما را اجابت نمىكنم، در حالى كه براى يكى از بندگانم حقى نزد او باشد (يعنى ظلمى نسبت به او كرده باشد).[3]
د- مهيّا نبودن شرايط و زمان:
گاهى مستجاب شدن دعا منوط به فراهم شدن شرايط وزمان مناسب است؛ يعنى دعا مستجاب مىشود؛ اما اگر شرايط تحقق آن فراهم نباشد، آشكار شدن استجابت دعا تا آماده شدن شرايط تأخير مىافتد. يا اينكه خدا اجابت را تأخير مىاندازد تا انسان بيشتر در درگاه او زارى كند.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«مردى خدمت ابراهيم خليل (ع) آمده، گفت: حاجتى دارم كه سه سال است، هر چه از خدا طلب مىكنم، اجابت نمىشود. آن حضرت درجوابش فرمود: خدا وقتى بندهاى را دوست
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 514
[2]- همان مدرك، ج 1، ص 231
[3]- ميزان الحكمة، ج 3، ص 258، به نقل از بحارالانوار، ج 75، ص 311