1- دشمنى خدا و خلق.
رسول خدا (ص) فرمود:
«انَّ ابْغَضَكُمْ الَى اللَّهِ الْمَشَّاؤُونَ بِالنَّميمَةِ»[1]
دشمنترين شما نزد خدا، سخن چينانند.
اميرمؤمنان على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ سَعى بِالنَّميمَةِ حارَبَهُ الْقَريبُ وَمَغَتَهُ الْبَعيدُ»[2]
آنكه در زمينه سخن چينى تلاش كند نزديكان به جنگ او، و دوران به دشمنىاش بر خيزند.
2- پذيرفته نشدن دعا.
در خبر است كه قحطى بنى اسرائيل را فرا گرفت.
حضرت موسى (ع) چندين بار از خداوند باران طلب كرد، ولى باران نباريد. خداوند به آن حضرت وحى كرد كه دعاى تو و يارانت به اين دليل مستجاب نمىشود كه درميان شما شخص سخن چينى است كه بر اين كار اصرار مىورزد.
حضرت موسى پرسيد: خدايا او كيست تا از ميان خود اخراجش كنيم؟ فرمود: اى موسى! من خود، شما را از سخن چينى برحذر مىدارم، چگونه راز او را بر ملاسازم؟
آنان دسته جمعى توبه كردند (كه سخن چين هم درميانشان بود) خدا نيز برايشان باران فرستاد.[3]
3- عذاب قبر وعالم برزخ:
پيامبر اسلام (ص) فرمود:
«مَنْ مَشى فى نَميمَةٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ فى قَبْرِهِ ناراً تُحْرِقُهُ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ»[4]
[1]- محجةالبيضا، ج 5، ص 275
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 367
[3]- جامع السعادات، ج 2، ص 286، بيروت
[4]- وسايل الشيعه، ج 8، ص 618، بيروت
هر كس براى دوبه هم زنى بين دو نفر قدمى بردارد، خداوند در گورش آتشى بر او مسلّط سازد كه تا قيامت اورا بسوزاند.
همچنين فرمود:
«در شب معراج زنى را ديدم كه سرش چون سرخوك و بدنش مانند الاغ بود وعذاب انبوهى او را احاطه كرده بود! شخصى پرسيد: به چه جرمى؟ پيامبر پاسخ داد به خاطر سخن چينى و دروغگويىاش.»[1]
4- برانگيخته شدن به شكل بوزينه:
رسول خدا (ص) فرمود: سخن چينان در روز قيامت به صورت بوزينه محشور مىشوند.[2]
5- حرام شدن بهشت بر شخص سخن چين:
امام باقر عليهالسلام فرمود:
«الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الْمُغْتابينَ وَالْمَشَّائينَ بِالنَّميمَةِ»[3]
بهشت بر غيبت كنندگان و سخن چينان حرام است.
برخورد با سخن چين
به سخن چين نبايد روى خوش نشان داد، بلكه بايد با او چنان برخورد كرد كه به خود اجازه ندهد، حرف ديگران را پيش شما نقل كند. در غير اين صورت، شريك جرم او شده، او را در كارش تشويق كردهايد. اين را هم بايد دانست كه سخن چين همان طور كه سخن ديگران را نزد ما افشا مى كند، سخن ما را نيز پيش ديگران بر ملا مىسازد.
امام على عليه السلام فرمود:
«مَنْ نَقَلَ الَيْكَ نَقَلَ عَنْكَ»[4]
[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 264، بيروت
[2]- تفسير منهاج الصادقين، ج 10، ص 129
[3]- محجةالبيضا، ج 5، ص 276
[4]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 451
آنكه سخن ديگران را نزد تو مىآورد (يقيناً) سخن تو را نزد ديگران مىبرد.
هركه عيب دگران نزد تو آورد و شمرد
بى گمان عيب تو نزد دگران خواهد برد.
از اين رو، هنگام رويارويى با اشخاص سخن چين، رعايت نكات زير ضرورى است:
1- او را نهى از منكر كنيم و زشتى كارش را به او گوشزد نموده، نصيحتش كنيم.
2- هرگز سخن او را نپذيريم، چراكه سخن چين فاسق است و سخن فاسق پذيرفتنى نيست.
3- درصورتى كه بر اين كار خود اصرار ورزد او را از خود دور كنيم، چرا كه سخن چين دشمن خداست و دورى از دشمن خدا واجب است.
4- با اعتماد به سخن او، نسبت به ديگران بدگمان نشويم.
5- پس از شنيدن سخن او، در پى جستجو و تحقيق ازكسانى كه درباره آنان سخن رفته، برنياييم.[1]
پيامبر اسلام مىفرمود:
«لا يُبْلِغُنى احَدٌ عَنْ اصْحابى شَيْئاً فَانى احِبُّ انْ اخْرُجَ الَيْكُمْ وَانَا سَليمُ الصَّدْرِ»[2]
هيچ يك از شما چيزى را از اصحابم به من نرساند، چرا كه دوست دارم وقتى به سوى شما بيرون مىآيم، دلى سالم (از بدبينى و كينه و ...) داشته باشم.
[1]- كشف الريبه، شهيد ثانى، ص 44، اقتباس
[2]- مكارم الاخلاق، ص 17
^ خلاصه درس
صلح و صفا، صميميت وپيوند ميان انسانها را محكم مىسازد. آنچه موجب از هم گسستن اين پيوند شود، از نظر اسلام حرام است.
از جمله چيزهايى كه پيوندهاى جامعه انسانى را در هم مىريزد و آشوب و فتنه بر پا مىكند «نمامى» يا «سخن چينى» است كه عقل، آن را محكوم و اسلام نيز از آن نهى كرده است.
افراد جامعه اسلامى بايد با يكديگر متحد، منسجم، مهربان و مأنوس باشند و از سخن چينى كه موجب دشمنى و تفرقه است، بپرهيزند.
عمدهترين عواملى كه سبب آلوده شدن انسان به اين عمل زشت مىگردد، عوامل زير است:
بدنام و بى ارزش كردن گوينده سخن
بدنام كردن مخاطبين سخن
فرصت طلبى و جاه طلبى
لذّت، تفريح و بيهودگى
اين عمل ناپسند علاوه براينكه در شرع مقدّس اسلام جزء گناهان كبيره شمرده شده است، پيامدهاى نامطلوبى دارد كه به تعدادى از آنها اشاره مى كنيم:
دشمنى خدا و خلق، پذيرفته نشدن دعا، عذاب قبر، برانگيخته شدن به شكل بوزينه، حرمت بهشت بر شخص سخن چين.
به سخن چين نبايد روى خوش نشان داد، بلكه بايد با او چنان برخورد كرد كه به خود اجازه ندهد حرف ديگران را نزد ما نقل كند.
^ پرسش
1- آثار سخن چينى دراجتماع را بطور خلاصه بيان كنيد.
2- سفارش پيامبر (ص) به ابوذر در مورد سخن چين چيست؟
3- دو عامل ازعواملى راكه سبب آلوده شدن انسان به اين عمل زشت مىشود ذكر كنيد.
4- دو پيامداز پيامدهاى سخن چينى را همراه با دو روايت بنويسيد.
5- وظيفه ما در قبال سخن چين چيست؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و دوم: بهتان (1
) معناى بهتان
واژه شناسان آن را چنين معنا كردهاند: «دروغى كه به خاطر زشتىاش، شخص را متحير و مبهوت كند!»[1]و در اصطلاح علم اخلاق عبارت است از: «اينكه به مسلمان نسبت ناروايى بدهى كه از آن بدش بيايد.»[2]
حضرت صادق عليهالسلام در اين باره فرموده است:
«الْبُهْتانُ انْ تَقُولَ فيهِ ما لَيْسَ فيهِ»[3]
بهتان آن است كه در باره برادر مؤمنت چيزى بگويى كه در او نيست.
بنابراين معناى لغوى، اصطلاحى و روايى بهتان شبيه يكديگرند، همچنين بهتان
[1]- المفردات فى غريب القرآن، راغب اصفهانى، واژه بهت
[2]- جامع السعادات، نراقى، ج 2، ص 315، اسماعيليان
[3]- اصول كافى، ترجمه محلاتى، ج 4، ص 62
با تهمت معنايى نزديك به هم دارند.[1]
نكوهش بهتان
شرع مقدس اسلام پا به پاى وجدان و خرد از اين عمل ناپسند بشدّت نكوهش كرده است. در قرآن مجيد مىخوانيم:
«وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً»[2]
آنان كه مردان و زنان مؤمن را به خاطر كارى كه انجام ندادهاند، آزار مىدهند، متحمّل بهتان وگناه آشكارى شدهاند.
حقيقت بهتان
با توجه به معنا و چگونگى بهتان، شايد بتوان گفت اين گناه نكوهيده، علاوه بر لگدمال كردن آبروى مؤمن، درواقع، چندين گناه را در پى دارد:
1- دروغ است و زشتيهاى دروغ در آن است.
2- سبب اذيت و ناراحتى مؤمن مىشود كه خود گناه بزرگى است.
3- اگر در غياب متهم انجام گيرد، غيبت هم محسوب مىشود و ناهنجاريهاى غيبت نيزدر آن نهفته است.
و ... شايد با توجه به همين واقعيات و زشتيهاست كه حضرت امير صلوات اللّه عليه مىفرمايد:
«الْبُهْتانُ عَلَى الْبَرىءِ اعْظَمُ مِنَ السَّماءِ»[3]
[1]^- قابل يادآورى است كه در زبان فارسى به جاى بهتان بيشتر واژه تهمت را به كار مىبرند
[2]- احزاب، آيه 58
[3]- بحارالانوار، ج 78، ص 31