^ پرسش
1- آثار سخن چينى دراجتماع را بطور خلاصه بيان كنيد.
2- سفارش پيامبر (ص) به ابوذر در مورد سخن چين چيست؟
3- دو عامل ازعواملى راكه سبب آلوده شدن انسان به اين عمل زشت مىشود ذكر كنيد.
4- دو پيامداز پيامدهاى سخن چينى را همراه با دو روايت بنويسيد.
5- وظيفه ما در قبال سخن چين چيست؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و دوم: بهتان (1
) معناى بهتان
واژه شناسان آن را چنين معنا كردهاند: «دروغى كه به خاطر زشتىاش، شخص را متحير و مبهوت كند!»[1]و در اصطلاح علم اخلاق عبارت است از: «اينكه به مسلمان نسبت ناروايى بدهى كه از آن بدش بيايد.»[2]
حضرت صادق عليهالسلام در اين باره فرموده است:
«الْبُهْتانُ انْ تَقُولَ فيهِ ما لَيْسَ فيهِ»[3]
بهتان آن است كه در باره برادر مؤمنت چيزى بگويى كه در او نيست.
بنابراين معناى لغوى، اصطلاحى و روايى بهتان شبيه يكديگرند، همچنين بهتان
[1]- المفردات فى غريب القرآن، راغب اصفهانى، واژه بهت
[2]- جامع السعادات، نراقى، ج 2، ص 315، اسماعيليان
[3]- اصول كافى، ترجمه محلاتى، ج 4، ص 62
با تهمت معنايى نزديك به هم دارند.[1]
نكوهش بهتان
شرع مقدس اسلام پا به پاى وجدان و خرد از اين عمل ناپسند بشدّت نكوهش كرده است. در قرآن مجيد مىخوانيم:
«وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً»[2]
آنان كه مردان و زنان مؤمن را به خاطر كارى كه انجام ندادهاند، آزار مىدهند، متحمّل بهتان وگناه آشكارى شدهاند.
حقيقت بهتان
با توجه به معنا و چگونگى بهتان، شايد بتوان گفت اين گناه نكوهيده، علاوه بر لگدمال كردن آبروى مؤمن، درواقع، چندين گناه را در پى دارد:
1- دروغ است و زشتيهاى دروغ در آن است.
2- سبب اذيت و ناراحتى مؤمن مىشود كه خود گناه بزرگى است.
3- اگر در غياب متهم انجام گيرد، غيبت هم محسوب مىشود و ناهنجاريهاى غيبت نيزدر آن نهفته است.
و ... شايد با توجه به همين واقعيات و زشتيهاست كه حضرت امير صلوات اللّه عليه مىفرمايد:
«الْبُهْتانُ عَلَى الْبَرىءِ اعْظَمُ مِنَ السَّماءِ»[3]
[1]^- قابل يادآورى است كه در زبان فارسى به جاى بهتان بيشتر واژه تهمت را به كار مىبرند
[2]- احزاب، آيه 58
[3]- بحارالانوار، ج 78، ص 31
بهتان بر بى گناه، بزرگتر از آسمان است.
و حضرت صادق عليهالسلام مىفرمايد:
«الْبُهْتانُ عَلَى الْبَرىءِ اثْقَلُ مِنَ الْجِبالِ الرَّاسِيَّاتِ»[1]
بهتان بر بى گناه سنگينتر از كوههاى بلند است.
كه روايت نخست نظر به وسعت و دامنه اين عمل ننگين دارد و روايت دوم به سنگينى و وزر و وبال آن پرداخته است.
حربه نابكاران
بدون ترديد، انسانهاى وارسته و خوش فطرت، هرگز به خود اجازه نمىدهند كه شخص بىآلايشى را آلوده جلوه دهند و امنيت روحى او را خدشه دار كنند بلكه اين بدسرشتان مكّارند كه آبرو و آسايش روانى ديگران را بازيچه هوسهاى شوم خود قرار مىدهند و با متهم ساختن بى گناهان، اهداف شيطانى خويش را دنبال مىكنند وحتى دامنه اين آتش خانمان سوز از ساحت مقدس پيامبران الهى و خانواده آنها نيز فروگذار نكرده است، حضرت موسى عليهالسلام قربانى بهتان نابكاران قوم خود شد و خداوند متعال به يارى پيامبر خود شتافت، در قرآن مجيد مىخوانيم:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً»[2]
اى مؤمنان! مانند كسانى نباشيد كه موسى را اذيت كردند ولى خداوند او را از آنچه دربارهاش گفتند منزه ساخت و موسى نزد خدا آبرومند بود.
علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىنويسد:
[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 194
[2]- احزاب، آيه 69
«منظور از اين اذيت، هر اذيتى نيست- گفتارى باشد يا كردارى- گرچه اين گونه اذيت نيز ممنوع است، بلكه جمله «فبرّأه اللّه» گواه بر اين است كه ايذا و آزار «حضرت موسى» از قبيل تهمت و افترا بوده كه نياز به تنزيه و تبرئه داشته است.»[1]
چنانكه منافقان نيز با شايعه پراكنى عليه يكى از همسران پيامبر صلى اللّه عليه و آله موجب آزار و اذيت پيامبر و تشويش و اضطراب جامعه اسلامى مىشدند كه خداوند با نزول آيات 11- 23 سوره نور، بى گناهى آن همسر پيامبر و بيماردلى منافقان را آشكار ساخت و ساحت مقدس نبوت را از هرگونه شايعه و شائبهاى تبرئه كرد.^
پيش از آن نيز قوم يهود بر حضرت مريم بهتان زدند و گفتند تو كه شوهر ندارى، از كجا فرزند آوردهاى؟ و بدون تحقيق و پرسش او را به خيانت و آلودگى متهم كردند:
«... قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا. يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»
گفتند: اى مريم! چيز شگفتى آوردهاى! اى خواهر هارون! نه پدرت، مردِ بدى بود ونه مادرت بدكاره!
و خداوند با به سخن آوردن حضرت عيسى- در نخستين روز و لادت- پاكى و راستى مريم را ثابت كرد و دامان آن صديقه طاهره را تبرئه نمود.
روشهاى بهتان زدن
هميشه بهتان، با زبان و درجمعى كوچك، صورت نمىگيرد، بلكه با روشهاى گوناگون و در سطحى بينالمللى و حتى عليه يك ملّت و مذهب ممكن است انجام پذيرد چنانكه هميشه توسط فرد يا گروه معمولى ساخته نمىشود و ممكن است به دست رسانههاى گروهى و دست جنايتكار دولتهاى ستمگر وبه شكل حسابشده و
[1]- الميزان، ج 16، ص 347.
^ اين داستان در كتب تفسير به« حديث افك» معروف است
سازماندهى، ساخته و پرداخته گردد. چنانكه ما پس از پيروزى انقلاب اسلامى شاهد گوناگونى ترفندهاى دشمنان اسلام عليه انقلاب، رهبرى و مسؤولان بلندپايه نظام بودهايم. آنان با حربه حقوق بشر، شگردهاى تبليغاتى، پخش شايعات در رسانهها، مصاحبه هاى دروغين، گزارشهاى جعلى، اسناد ساختگى و ... در صدد خدشه دار كردن نظام مقدس اسلامى بوده و هستند.
آنان براى پيشگيرى از افشا شدن دروغهايى كه خود مىبافند و رهايى از رسوايى بهتانهايى كه مىزنند پوششهايى چون؛ منابع غير رسمى، سخنگو يا عضوى كه نخواست نامش فاش شود، منابع موثق، راديويى كه صدايش در فلانجا شنيده شد، يكى از نشريات محلى، شخص ناشناسى كه با تلفن تماس گرفت و ... براى دروغ و بهتان خويش ساختهاند و بافتههاى مغزهاى نابخرد خود را عليه جمهورى اسلامى پراكندهاند.
انگيزههاى بهتان
انگيزه و زمينه هرگناه را بايد در درون گناهكار جستجو كرد، گرچه عوامل بيرونى نيز در ارتكاب جرم بى تأثير نيست. اين جرم بزرگ نيز ريشه در حالات روحى بهتان زننده دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1- ضعف ايمان؛
كسى كه حاضر مىشود بندهاى از بندگان خدا را از هستى ساقط كند و آبروى او را در جامعه ببرد يا به وجود خدا ايمان ندارد ويا ايمانش آنقدر ضعيف است كه نه خدا را حاضر و ناظر اعمال خود مىداند تا از او حيا كند و بندگانش را بى آبرو نكند و نه به روز جزا و حساب آن اعتقاد دارد كه از بيم آن دست به اين گناه نزند.
2- بد سرشتى؛
انسانهاى پاك سرشت كه داراى عقلى سليم و دلى پاكند هيچ گاه به خود اجازه نمىدهند كه بى گناهى را به جرم ناكرده متهم و او را گرفتار سازند و كسانى كه مرتكب اين گناه مىشوند بطور قطع داراى ناپاكى درونىاند.
3- كينه توزى؛
گاه دشمنى با اشخاص بى گناه، انگيزه بهتان را فراهم مىسازد و
بهتان زننده با چنين عمل زشتى قصد انتقام از طرف را دارد و در صدد است كه درون ملتهب خويش را التيام بخشد.
4- حسادت؛
كم ظرفيتى حسود نيز از عوامل مؤثرى است كه او رابه آلوده نشان دادن ديگران وا مىدارد و حسود براى جبران تنگ چشمى و كوته نظرى و خاموش كردن آتش درونىخويش به چنين كار خطرناكى دست مىيازد و حيثيت ديگران را لگدكوب مىكند.
5- تبرئه نفس؛
اشخاص پليد و آلودهاى يافت مىشوند كه براى رهايى از رسوايى يا مجازات، تبهكارى خود را به گردن ديگران مىاندازند و در صدد بر مىآيند كه با قربانى كردن بى گناهان، خود را پاك و بى گناه جلوه دهند، بهتانى كه از چنين انگيزهاى نشأت مىگيرد شايد، بدترين نوع بهتان باشد و سختترين عذابها را نيز در پى داشته باشد و قرآن نيز از آن به گناه آشكار ياد كرده است:
«وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً»[1]
كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بى گناهى را بدان متّهم سازد. بهتان و گناه آشكارى به دوش گرفته است.
6- ايجاد يأس و نوميدى؛
دستهاى پيدا و پنهان پليدى نيز يافت مىشود كه در راستاى نوميدى ملّت و ايجاد يأس و بدبينى درميان آنها، ناجوانمردانه، چهرههاى سرشناس و محبوب ملّت را مخدوش مىكند و با ساختن شايعات، بهتانهاى شاخدار و برچسبهاى ناچسب، به اصطلاح، توى دل مردم را خالى مى كند.
[1]- نساء، آيه 111