«منظور از اين اذيت، هر اذيتى نيست- گفتارى باشد يا كردارى- گرچه اين گونه اذيت نيز ممنوع است، بلكه جمله «فبرّأه اللّه» گواه بر اين است كه ايذا و آزار «حضرت موسى» از قبيل تهمت و افترا بوده كه نياز به تنزيه و تبرئه داشته است.»[1]
چنانكه منافقان نيز با شايعه پراكنى عليه يكى از همسران پيامبر صلى اللّه عليه و آله موجب آزار و اذيت پيامبر و تشويش و اضطراب جامعه اسلامى مىشدند كه خداوند با نزول آيات 11- 23 سوره نور، بى گناهى آن همسر پيامبر و بيماردلى منافقان را آشكار ساخت و ساحت مقدس نبوت را از هرگونه شايعه و شائبهاى تبرئه كرد.^
پيش از آن نيز قوم يهود بر حضرت مريم بهتان زدند و گفتند تو كه شوهر ندارى، از كجا فرزند آوردهاى؟ و بدون تحقيق و پرسش او را به خيانت و آلودگى متهم كردند:
«... قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا. يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»
گفتند: اى مريم! چيز شگفتى آوردهاى! اى خواهر هارون! نه پدرت، مردِ بدى بود ونه مادرت بدكاره!
و خداوند با به سخن آوردن حضرت عيسى- در نخستين روز و لادت- پاكى و راستى مريم را ثابت كرد و دامان آن صديقه طاهره را تبرئه نمود.
روشهاى بهتان زدن
هميشه بهتان، با زبان و درجمعى كوچك، صورت نمىگيرد، بلكه با روشهاى گوناگون و در سطحى بينالمللى و حتى عليه يك ملّت و مذهب ممكن است انجام پذيرد چنانكه هميشه توسط فرد يا گروه معمولى ساخته نمىشود و ممكن است به دست رسانههاى گروهى و دست جنايتكار دولتهاى ستمگر وبه شكل حسابشده و
[1]- الميزان، ج 16، ص 347.
^ اين داستان در كتب تفسير به« حديث افك» معروف است
سازماندهى، ساخته و پرداخته گردد. چنانكه ما پس از پيروزى انقلاب اسلامى شاهد گوناگونى ترفندهاى دشمنان اسلام عليه انقلاب، رهبرى و مسؤولان بلندپايه نظام بودهايم. آنان با حربه حقوق بشر، شگردهاى تبليغاتى، پخش شايعات در رسانهها، مصاحبه هاى دروغين، گزارشهاى جعلى، اسناد ساختگى و ... در صدد خدشه دار كردن نظام مقدس اسلامى بوده و هستند.
آنان براى پيشگيرى از افشا شدن دروغهايى كه خود مىبافند و رهايى از رسوايى بهتانهايى كه مىزنند پوششهايى چون؛ منابع غير رسمى، سخنگو يا عضوى كه نخواست نامش فاش شود، منابع موثق، راديويى كه صدايش در فلانجا شنيده شد، يكى از نشريات محلى، شخص ناشناسى كه با تلفن تماس گرفت و ... براى دروغ و بهتان خويش ساختهاند و بافتههاى مغزهاى نابخرد خود را عليه جمهورى اسلامى پراكندهاند.
انگيزههاى بهتان
انگيزه و زمينه هرگناه را بايد در درون گناهكار جستجو كرد، گرچه عوامل بيرونى نيز در ارتكاب جرم بى تأثير نيست. اين جرم بزرگ نيز ريشه در حالات روحى بهتان زننده دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1- ضعف ايمان؛
كسى كه حاضر مىشود بندهاى از بندگان خدا را از هستى ساقط كند و آبروى او را در جامعه ببرد يا به وجود خدا ايمان ندارد ويا ايمانش آنقدر ضعيف است كه نه خدا را حاضر و ناظر اعمال خود مىداند تا از او حيا كند و بندگانش را بى آبرو نكند و نه به روز جزا و حساب آن اعتقاد دارد كه از بيم آن دست به اين گناه نزند.
2- بد سرشتى؛
انسانهاى پاك سرشت كه داراى عقلى سليم و دلى پاكند هيچ گاه به خود اجازه نمىدهند كه بى گناهى را به جرم ناكرده متهم و او را گرفتار سازند و كسانى كه مرتكب اين گناه مىشوند بطور قطع داراى ناپاكى درونىاند.
3- كينه توزى؛
گاه دشمنى با اشخاص بى گناه، انگيزه بهتان را فراهم مىسازد و
بهتان زننده با چنين عمل زشتى قصد انتقام از طرف را دارد و در صدد است كه درون ملتهب خويش را التيام بخشد.
4- حسادت؛
كم ظرفيتى حسود نيز از عوامل مؤثرى است كه او رابه آلوده نشان دادن ديگران وا مىدارد و حسود براى جبران تنگ چشمى و كوته نظرى و خاموش كردن آتش درونىخويش به چنين كار خطرناكى دست مىيازد و حيثيت ديگران را لگدكوب مىكند.
5- تبرئه نفس؛
اشخاص پليد و آلودهاى يافت مىشوند كه براى رهايى از رسوايى يا مجازات، تبهكارى خود را به گردن ديگران مىاندازند و در صدد بر مىآيند كه با قربانى كردن بى گناهان، خود را پاك و بى گناه جلوه دهند، بهتانى كه از چنين انگيزهاى نشأت مىگيرد شايد، بدترين نوع بهتان باشد و سختترين عذابها را نيز در پى داشته باشد و قرآن نيز از آن به گناه آشكار ياد كرده است:
«وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً»[1]
كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بى گناهى را بدان متّهم سازد. بهتان و گناه آشكارى به دوش گرفته است.
6- ايجاد يأس و نوميدى؛
دستهاى پيدا و پنهان پليدى نيز يافت مىشود كه در راستاى نوميدى ملّت و ايجاد يأس و بدبينى درميان آنها، ناجوانمردانه، چهرههاى سرشناس و محبوب ملّت را مخدوش مىكند و با ساختن شايعات، بهتانهاى شاخدار و برچسبهاى ناچسب، به اصطلاح، توى دل مردم را خالى مى كند.
[1]- نساء، آيه 111
^ خلاصه درس
بهتان، دروغى است كه به خاطر زشتىاش، شخص را متحيرومبهوت مىكند و در اصطلاح: عبارت است از اينكه به مسلمان، نسبت ناروايى بدهى كه از آن بدش بيايد.
قرآن مجيد، بهتان را گناهى آشكار دانسته كه مسملانان بايد از ارتكاب آن پرهيز كنند.
حقيقت بهتان مشتمل بر گناه دروغ، اذيت مؤمن وگاهى غيبت است.
بهتان زدن در طول تاريخ حربهاى بوده در دست نابكاران كه به وسيله آن افراد يا گروههاى رقيب را از ميدان بيرون كردهاند يا چنين قصدى داشتهاند و حتى به ساحت مقدّس پيامبران الهى و خانواده آنها نيز كشيده شده است.
در هر عصر و زمانى و نسبت به اهداف شومى كه بهتان زننده دنبال مىكند، نوع شگردها و جوسازى و شايعه پراكنىها تفاوت مىكند.
انگيزههاى بهتان عبارت است از: ضعف ايمان، بدسرشتى، حسادت، تبرئه نفس و ايجاد يأس و نااميدى درميان مردم.
^ پرسش
1- معناى لغوى و اصطلاحى بهتان را بنويسيد.
2- حقيقت بهتان را توضيح دهيد.
3- انگيزههاى بهتان را بنويسيد.
4- تبرئه نفس را با استفاده از قرآن توضيح دهيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و سوم: بهتان (2
) پيامدهاى بهتان
علم اصول، مشهور است كه خداوند همواره به انجام امورى دستور مىدهد كه داراى مصلحت و منفعت فرد وجامعه است و از كارهايى نهى مىكند كه اگر انجام گيرد، خسران و مفسده به بار مىآورد، اين مطلب درمورد بهتان به طور قطع، واقعيت دارد و اين كار حرام و ناپسند پيامدهاى فاسد و شوم متعددى دارد كه برخى را در زير، بيان مىكنيم:
الف- تفرقه افكنى:
بدون ترديد، هربهتانى، در محدوده خود، تفرقه و بىنظمى را در پى خواهد داشت و هر قدر بهتان، بزرگ و دامنگير باشد، تفرقه و جدايى وسيعترى ايجاد مىكند، افرادى را به جان هم مىاندازد، خانوادههايى را نسبت به يكديگر دشمن مىكند، گاه ميان شهر يا ملتّى جدايى مىافكند و در بر خى موارد، ممكن است به كشتار و خونريزى نيز بينجامد.
ب- بدبينى:
برچسب زدن به شخص يا اشخاصى، خواه ناخواه، اذهان شنوندگان را نسبت به آنها مشوش مىكند و چه مورد بهتان ثابت شود يا نشود، مردم از متهم، خاطره زشتى به ياد خواهند سپرد كه زدودن آن به سادگى امكان پذير نيست، از اين رهگذر، چه بسا چهرههاى درخشانى خدشه دار شوند يا گروههاى كارآمدى از اعتبار بيفتند و بدبينى ايجاد شده، ساليانى دراز برافكار و عقايد مردم تأثير منفى بگذارد.
ج- بى آبرو كردن مؤمن:
كمترين تأثيرى كه بهتان از خود بر جاى مىگذارد، پرده درى و بى آبرو كردن متّهم است كه خود گناهى بزرگ است و در اسلام به شدت از آن نهى شده است. امام صادق عليهالسلام از رسول اكرم (ص) چنين نقل مىكند:
«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ عَظَمَةِ جَلالِهِ وَ قُدْرَتِهِ، فَمَنْ طَعَنَ عَلَيْهِ اوْرَدَّ عَلَيْهِ قَوْلَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ.»
خداوند بزرگ، مؤمن را از بزرگى جلال و قدرت خويش آفريده است، پس كسى كه مؤمنى را خدشه دار يا سخنش را رد كند، گويا سخن خدا را رد كرده است.
د- ناامنى:
بهتان، علاوه بر شخص متهم، بر روان بهتان زننده و شنوندگان نيز تأثير سوء خواهد گذاشت چرا كه ازبهتان خوردن خويش رنج مىبرند و همواره در نوعى دلواپسى و اضطراب به سر مىبرند كه مبادا از جانب ديگران مورد اتهام و بهتان قرار گيرند. بهتان زننده نيز اين نگرانى را دارد كه از سوى متهم يا طرفدارانش- به تلافى بهتانى كه زده- مورد بهتان و آبرو ريزى قرار گيرد.
ه- رسوايى بهتانزننده:
از پيامدهاى شومبهتان، فاش شدن قصد سوءبهتان زننده و رسوايى او در دو سر است چرا كه آفتاب حقيقت هميشه پشت ابرهاى جوسازى و شانتاژ نمىماند و روزى براى ديگران آشكار مىشود و «سيه روى شود هر كه در او غش باشد.»
و- گرفتارى و آتش در قيامت:
عذاب و جزاى هر گناهى به تناسب وسعت و زشتى آن بستگى دارد و چون بهتان زننده شخص بى گناهى را دچار يك گرفتارى روحى- اجتماعى كرده كه هيچ راه گريزى براى رهايى او باقى نمانده است، خود بهتان زننده نيز در قيامت گرفتار عذابى خوار كننده مىشود و از آن رهايى نمىيابد تا «بهتانِ» زده شده را از دامن متهم پاك نمايد و اين سخن نبى اكرم صلىالله عليه و آله است:
«مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً اوْ مُؤْمِنَةً اوْ قالَ فيهِما مالَيْسَ فيهِ اقامَهُ اللَّهُ تَعالى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى تَلٍّ مِنْ نارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قالَهُ»[1]
كسى كه به مرد يا زن با ايمانى، بهتان بزند- يا در باره آنها چيزى بگويد كه حقيقت ندارد، خداوند او را در روز واپسين، بر تلّى ازآتش نگه دارد تا از مسؤوليت آنچه گفته است بيرون آيد.
امام صادق صلواتاللّه عليه نيز طى روايتى، فرجام دردناك ومشمئز كننده بهتان زننده را اين گونه ترسيم مىكند:
«مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً اوْ مُؤْمِنَةً بِما لَيْسَ فيهِ، بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فى طينَةِ خَبالٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قال. قُلْتُ: وَما طينَةُ خَبالٍ؟ قالَ: صَديدٌ يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الْمُؤمُساتِ»
آنكه مرد يا زن مؤمنى را به آنچه در او نيست بهتان زند، خداوند (در روز قيامت) او را در گِل خَبال بر انگيزد (ونگاه دارد) تا از عهده آنچه گفته بيرون آيد.
پرسيدم: گل خَبال چيست؟ فرمود: چرك و خونى كه از دامن زنان هرزه و تبهكار بيرون مىآيد!
ز- پشيمانى:
بهتان زننده اگر انسان سالم و مؤمنى باشد در نهايت، از كرده خويش پشيمان مىشود و اين ندامت، چون سوهان، روحش را آزرده مىسازد.
[1]- سفينة البحار، ج 1، ص 111