بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 152

عيوب مخفى را آشكار مى‌كند و لغزشكاران را بى پروا مى‌سازد و فساد را فراگير مى‌كند. از اين رو عيبجويى يكى از رذايل اخلاقى به شمار آمده و مورد نكوهش قرار گرفته است. خداوند سبحان مى‌فرمايد:

«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[1]

واى بر هر عيبجويى مسخره كننده!

«هُمَزَه» از مادّه «همز» و در اصل به معناى شكستن است. از آنجا كه افراد عيبجو، شخصيت ديگران را درهم مى‌شكنند، به آنها «هُمَزَه» گفته شده است.

«لُمَزَه» از ماده «لَمْز» و در اصل به معناى غيبت كردن و عيبجويى نمودن است و گاه گفته شده هر دو، به معناى كسى است كه مردم را با القاب زشت و زننده، ياد مى‌كند.[2]پى جويى‌و افشاى عيوب و مفاسد ديگران، موجب بى اهميت شدن گناه و فساد و گسترش آن در جامعه ميگردد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»[3]

كسانى كه دوست دارند، زشتكارى و اعمال ناشايست، درميان مؤمنان، فاش و شايع شود، عذابى دردناك دارند.

همچنين درجاى ديگر مى‌فرمايد:

«وَ لا تَجَسَّسُوا»[4]

كنجكاوى نكنيد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

[1]- هُمَزَه، آيه 1

[2]- تفسير نمونه، ج 27، ص 309، اقتباس

[3]- نور، آيه 19

[4]- حجرات، آيه 12


صفحه 153

«مَنْ اذاعَ فاحِشَةً كانَ كَمُبْتَدِئِها وَمَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَىْ‌ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْتَكِبَهُ»[1]

هر كس عمل ناشايست كسى را ظاهر و شايع كند، مثل آن است كه خودانجام داده‌باشد و هركه مؤمنى را به عيبى سرزنش كند، نميرد تاخود، گرفتارآن شود.

حضرت على عليه‌السلام به مالك اشتر چنين فرمان مى‌دهد:

«وَلْيَكُنْ ابْعَدُ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَاشْنَؤُهُمْ عِنْدكَ اطْلَبَهُمْ لِمَعائِبِ النَّاسِ، فَانَّ فِى النَّاسِ عُيُوباً الْوالى‌ احَقُّ مَنْ سَتَرَها ...»[2]

و از رعيت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش كه عيب مردم را، بيشتر جويد، كه همه مردم را عيبهايى است و والى از هر كس سزاوارتر به پوشيدن آنهاست ....

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

«مِنْ اقْرَبِ ما يَكُونُ الْعَبْدُ الَى الْكُفْرِ انْ يُوءاخِىَ الرَّجُلُ عَلَى الدّينَ فَيُحْصِىَ عَلَيْهِ زَلَّاتِهِ لِيُعَيِّرَهُ بِها يَوْماً ما»[3]

از نزديكترين حالات بنده به كفر اين است كه با مردى، عقد برادرى در دين، بسته باشد و بديها و لغزشهاى او را، بشمارد كه روزى او را به واسطه آنها، سرزنش كند.

انگيزه‌هاى عيبجويى‌

عمده ترين انگيزه‌هاى عيبجويى عبارتند از:

[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 279، اعلمى، بيروت

[2]- نهج البلاغه، فيض، نامه 53، ص 997

[3]- جامع السعادات، ج 2، ص 279


صفحه 154

الف- عداوت و كينه توزى:

يكى از انگيزه‌هايى كه انسان را به عيبجويى از ديگران، وا دار مى‌كند، عداوت و دشمنى است، چنان كه شاعر عرب مى‌گويد:

«وَ عَيْنُ الرِّضا عَنْ كُلِّ عَيْبٍ كَليلَةٌ

وَ لكِنَّ عَيْنَ السُّخْطِ تُبْدِى الْمَساوِياً»[1]

چشمى كه از روى خشنودى بنگرد، از ديدن هر عيبى، ناتوان است، ولى چشم خشم و ناخشنودى، بديها و زشتيها را ظاهر مى‌كند.

ب- غفلت از عيوب خويشتن:

كسانى كه تنهاديگران را تحت نظر بگيرند و مراقب اعمال و رفتار آنها باشند، تا نقطه ضعفى از آنان به دست آورند، درواقع از عيبهاى خود، غافل هستند. على‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«عَجِبْتُ لِمَنْ يُنْكِرُ عُيُوبَ النَّاسِ وَنَفْسُهُ اكْثَرُ شَىْ‌ءٍ مَعاباً وَلا يُبْصِرُها»[2]

تعجب ميكنم ازكسى كه از ديگران عيبجويى مى‌كند، در حالى كه خودش بيش از همه عيب دارد و آنها رانمى‌بيند.

حضرت على عليه‌السلام فرمود:

«لا تَتَبَّعَنَّ عُيُوبَ النَّاسِ فَانَّ لَكَ مِنْ عُيُوبِكَ انْ عَقَلْتَ ما يَشْغُلُكَ مِنْ انْ تَعيبَ احَداً»[3]

عيوب مردم را جستجو مكن، زيرا تو خود داراى عيوبى هستى كه اگر خردمندى كنى آن عيوب، تو را از عيبجويى ديگران باز مى‌دارد.

همچنين درجاى ديگر فرمود:

«مَنْ ابْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ لَمْ يَعِبْ احَداً»[4]

[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 278

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 340

[3]- همان مدرك، ج 6، ص 292

[4]- همان مدرك، ج 5، ص 283


صفحه 155

كسى كه عيبهاى خود را ببيند، از ديگران عيبجويى نمى‌كند.

آن حضرت در وصيت به فرزندش امام حسين عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«اىْ بُنَىَّ مَنْ ابْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شَغَلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ»[1]

فرزندم! كسى كه عيب خود را ببيند، از عيبجويى ديگران منصرف شود.

ج- فضل فروشى:

كسى كه مى‌خواهد برترى خود را نشان دهد ممكن است با عيبجويى از ديگران اظهار فضل كند.

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 47


صفحه 156

^ خلاصه درس‌

عيبجويى يكى از صفات نكوهيده است كه در قرآن و در روايات اسلامى به شدّت مورد نكوهش قرار گرفته حتى يكى از سوره‌هاى قرآن بدان اختصاص يافته است.

اين صفت ناپسند انگيزه‌هاى متعددى دارد از جمله عداوت وكينه توزى، غفلت از عيوب خويشتن و فضل فروشى.

^ پرسش‌

1- نظر اسلام را درباره عيبجويى با استفاده از دو آيه بيان كنيد.

2- معناى «هُمَزَه» و «لُمَزَه» را بنويسيد.

3- حضرت على (ع) به مالك اشتر چه فرمانى داده است؟

4- چهار انگيزه ازانگيزه‌هاى عيبجويى را بنويسيد.