^ خلاصه درس
در دين مقدّس اسلام، پاكدامنى يكى از ارزشهاى والاى انسانى به حساب مىآيد و در مقابل، بى عفتى و بى بند و بارى جنسى ممنوع است.
چشم چرانى، اولين قدم انحراف و گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسى است.
قرآن مجيد، زن و مرد مؤمن را سفارش به چشم فرو نهادن از نامحرم مىكند و خواست قرآن عفت عمومى در كل جامعه است.
هر يك از اعضاى بدن وظيفه خاصى بر عهده دارد كه اگر بدان وظيفه عمل كند ارزشمند است، چشم انسان آن گاه ارزشمند است كه نه تنها به حرام نيفتد، بلكه ازترس خدا بگريد و در راه خدا بيدارى بكشد.
چشم پاكى سبب بركات زيادى مىگردد كه ديدن شگفتيها، راحتى قلب، نيك خويى و پاداش الهى از آن جمله است.
در مورد مسائل ناموسى انسان به هر دستى كه بدهد به همان دست پس مىگيرد چنانچه در روايات آمده است: آنطور كه جزا دهى جزا بينى.
علاوه بر ابتلاء به مثل كه خود به خود در مسائل ناموسى انجام مىگيرد، چشم ناپاك از عذاب و شكنجه الهى نيز بى نصيب نمىماند.
^ پرسش
1- چرا از نظر اسلام نگاه به نامحرم حرام است؟ با ذكر يك روايت شرح دهيد.
2- نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم در چه صورت حرام است؟ حكم مسأله را بطور مشروح بنويسيد.
3- بركاتى كه در اثر چشم پوشى از حرام، نصيب انسان مؤمن مىشود، چيست؟
4- رسول گرامى اسلام چه كسى را شجاعترين مردم قلمداد كرده است؟
درس بيستم: تواضع
مفهوم تواضع
تواضع آن است كه انسان، خود را از كسانى كه در جاه و مقام از او پايينترند، برتر نداند ونيز به معناى شكسته نفسى و افتادگى آمده است كه آدمى خود را از ديگران بالاتر نبيند.[1]
ريشه تواضع «وضع» است به معناى خويش را كوچك نشان دادن، در مقابل «تكبر» كهخود را بزرگ دانستن است.[2]
تواضع و ذلّت پذيرى
بايد توجه داشت كه مفهوم تواضع به معناى كوچكى كردن و به ديگران ارج نهادن است، نه آنكه تواضع خود را خوار كردن و زير بار ذلّت رفتن باشد. تواضع
[1]- لغت نامه دهخدا، واژه تواضع و معراج السعاده، باب چهارم، صفت پانزدهم
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 118
اقدامى است كه انسان داوطلبانه در برابر ديگران به خاطر امتيازاتى كه در آنان احساس مىكند، انجام مىدهد، ممكن است فردى خود را در برابر ديگران از جهتى يا جهاتى داراى امتياز ببيند، براى اينكه مبادا به غرور و تكبر مبتلا شود بايد به جهات امتياز خود توجه نكند، بلكه به امتيازهاى ديگران، حتى احتمال پارهاى امتيازات در آنان توجه كند و به خاطر همان جهات امتياز، فروتنى كند؛ اما ذلّت امرى است كه معمولًا ازناحيه ديگران تحميل مىگردد و در ذلّت، فردِ ذّلت پذير تحقير مىشود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.
تواضع در قرآن
ايمان و اعتقاد به خدا، تمام شؤون زندگى انسان مؤمن را در بر مىگيرد. آن گونه كه آثار بندگى خدا در رفتار و گفتار او آشكار مىشود. يكى از برجستگيهاى اخلاقى كه قرآن كريم در وصف بندگان خدا بيان كرده، رفتار متواضعانه آنان است:
«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[1]
بندگان خداى رحمان كسانىاند كه با تواضع روى زمين راه مىروند و چون نادانان خطابشان كنند سخن نرم و مسالمت جويانه گويند.
خداوند سبحان به رهبر اسلام چنين سفارش مىكند:
«وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[2]
در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مىكند، فروتنى كن.
همچنين در كنار وظايف متعددى كه براى فرزندان نسبت به پدر و مادر ذكر كرده،
[1]- فرقان، آيه 63
[2]- شعرا، آيه 215
فرموده است:
«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»[1]
در برابر شان، از روى مهربانى، شانهها را فرو انداز (تواضع كن).
چند روايت پيرامون تواضع
پيشوايان اسلام در سخنان متعددّى ارزش تواضع را بيان كرده و حد و مرزش را تعيين نمودهاند.
امام رضا عليهالسلام پيرامون حدّ تواضع چنين فرموده است:
«تواضع درجاتى دارد، از آن جمله، انسان قدر خويش را بشناسد و با دلى سالم در جايگاه خود نشيند، دوست نداشته باشد به سوى كسى رود، مگر چنان كه به سويش آيند. (با مردم چنان كه دوست دارد بااو رفتار شود رفتار كند) اگر بدى بيند، آن را با نيكى بپوشاند. فرو خورنده خشم و درگذرنده از (لغزش) مردم باشد و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»[2]
در اين راستا امام صادق عليهالسلام فرمود:
«از تواضع است كه در نشستن به پايين مجلس راضى باشى و باهركس روبه رو شدى، سلام كنى، نزاع ومجادله را ترك گويى، گرچه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشى كه به خاطر تقوايى كه دارى تو را ستايش كنند.»[3]
رسول اكرم صلّىالله عليهوآله تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، مىفرمايد:
«تَواضَعُوا حَتَّى لا يَبْغى احَدٌ عَلى احَدٍ»[4]
نسبت به يكديگر فروتن باشيد تا كسى بر ديگرى ستم روا ندارد.
نقل شده است كه روزى آن حضرت به يارانش فرمود: چرا شيرينى عبادت را در
[1]- اسراء، آيه 24
[2]- اصول كافى، ج 2، ص 101، اسلاميه
[3]- همان مدرك، ص 100
[4]- ميزان الحكمة، ج 10، ص 508
شما نمىبينم! پرسيدند: شيرينى پرستش چيست؟ فرمود: فروتنى.[1]
حضرت امير سلاماللهعليه نيز فروتنى را از بزرگترين عبادتها شمرده و فرموده است:
«عَلَيْكَ بِالتَّواضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظمَ الْعِبادَةِ»[2]
بر تو باد به تواضع، كه از بزرگترين عبادتهاست.
آثار تواضع
اين صفت زيباى انسانى آثار نيكو و گرانقدرى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- مايه سربلندى است. رسول اكرم صلى الله عليهوآله فرمود:
«انَّ التَّواضُعَ لا يَزيدُ الْعَبْدَ الَّا رَفْعَةً فَتَوا ضَعُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ»[3]
فروتنىجزبر سربلندى بندهنيفزايد، پس تواضع كنيد، خدايتان شما رارحمتكند.
حضرت عيسى (ع) فرمود:
«طُوبى لِلْمُتَواضِعينَ فِى الدُّنْيا هُمْ اصْحابُ الْمَنابِرِ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[4]
خوشا به حال فروتنان در دنيا، آنان در روز رستاخيز از اهل جايگاههاى (بلند عزّت وشرف) هستند.
حضرت صادق عليهالسلام نيز فرموده است:
«انَّ فِى السَّماءِ، مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبادِ، فَمَنْ تَواضَعَ لِلَّهِ رَفَعاهُ وَمَنْ تَكَبَّرَ وَضَعاهُ»[5]
[1]- جامع السعادات، ج 1، ص 395، اعلمى
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 119، بيروت
[3]- جامع السعادات، ج 1، ص 396
[4]- همان مدرك.
[5]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 215
همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماردهشده اند پس هر كس كه به خاطر خدا فروتنى كند، او را بالا برند، و آن كس كه تكبّر كند پايينش آورند.
2- نردبان ترقّى است. امير مؤمنان على عليهالسلام فرمود:
«التَّواضُعُ سُلَّمُ الشَّرَفِ»[1]
فروتنى، نردبان شرافت و بزرگى است.
3- سبب نظم مىگردد. حضرت على (ع) فرموده است:
«بِخَفْضِ الْجَناحِ تَنْتَظِمُ الْامُورُ»[2]
با تواضع كارها مرتّب مىشود.
4- محبّت آور است. آن حضرت دراين باره نيز فرمود:
«ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الْمَحَبَّةُ»[3]
ميوه فروتنى مهربانى است.
تواضع در برابر چه كسانى رواست؟
فروتنى، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دين، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر ومادر شايسته و پسنديده است، زيرا دراينگونه موارد تواضع با ذلت همراه نيست امّا تواضع در مقابل مستكبران، فرومايگان و يا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نكوهيده است. زمانى كه تواضع، انگيزه وجهت غيرالهى داشته باشد، شكل «ذلّت» به خود مىگيرد و سبب بى مقدار شدن ارزشهاى والاى انسانى مىگردد.
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 1، ص 263
[2]- همان مدرك، ج 3، ص 229
[3]- همان مدرك، ص 327
اميرمؤمنان عليهالسلام فرمود:
«مَنْ اتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثادينِه»[1]
هر كس نزد توانگرى رود و به خاطر ثروتش برايش فروتنى كند، دو سوّم دينش از ميان رفته است.
چند نمونه از تواضع معصومين (ع)
رهبران معصوم (ع) كليه صفات انسانى از جمله تواضع را در حد اعلا دارا بودند، بطور مثال:
1- رسول گرامى اسلام صلىالله عليهوآله از روى تواضع، به گوسفندان علف مىداد و شيرشان را با دست خود مىدوشيد، كفش و لباسش را خود وصله مىزد، با خدمتكاران هم غدا مىشد، در آسيا كردن غلّه به خدمتگزار خود كمك مىكرد، نيازمنديهاى خانه را از بازار تهيه كرده، به خانه حمل مىكرد، با دارا و ندار، كوچك و بزرگ دست مىداد، در سلام كردن بر ديگران پيشى مىگرفت و دعوت مؤمنان رامىپذيرفت.[2]
2- پدر وپسرى از ياران امير مؤمنان صلوات الله عليه، مهمان آن حضرت شدند، ايشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالاى مجلس جاى داد و خود پيش روى آنان نشست. سپس غذا آورد و با هم صرف كردند. پس از غذا، «قنبر»، خدمتگزار امام، طشت وابريق[3]آورد وخواست بر دست مهمانان آب بريزد. امام خود برخاست، ابريق را گرفت تا بر دست مهمان خويش آب بريزد. در اين حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب كشيد و عرض كرد: اى اميرمؤمنان! چگونه در محضر خدا، كسى مثل شما روى دست من آب بريزد؟ امام فرمود: درست است كه خدا تو را مىبيند، ولى من برادر تو هستم، بنشين و دستت را بشوى، پاداش اين كار آن است كه در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند كرد، مهمان پذيرفت و دستش را شست. سپس آن حضرت، ابريق را به
[1]- نهج البلاغه، فيض، ص 1187
[2]- بحارالانوار، ج 70، ص 208
[3]ابريق نوعى ظرف آب است شبيه آفتابه كه براى دست شستن سر سفره مورد استفاده قرار مىگرفته است
فرزندش، محمد حنفيه داد و فرمود: اگر اين پسر به تنهايى مهمان من بود، خود آب بر دستش مىريختم، ولى خداوند دوست دارد ميان پدر و پسر تفاوتى باشد. برخيز! تو نيز بر دست پسر آب بريز.[1]
3- حضرت باقر عليهالسلام فرمود:
«پدرم با كسانى مسافرت مىكرد كه او را نشناسند و با كاروانيان شرط مىكرد كه برخى نيازمندهايشان را بر آورده سازد و به آنان خدمت كند، در سفرى آن حضرت سرگرم خدمت به مسافران بود كه فردى از آن ميان او را شناخت و به اهل كاروان گفت: آيا مىدانيد اين شخص كيست؟ گفتند: نه. گفت: اين على بن الحسين عليهالسلام است، مسافران گرد آن حضرت حلقه زدند، دست و پاى ايشان را بوسيدند و گفتند: اى فرزند رسول خدا (ص) آيا مىخواهيد ما دوزخى شويم؟ اگر خداى نخواسته ما به شما بى ادبى مىكرديم، بدبخت مىشديم، چه سبب شده كه شما چنين كنيد؟ فرمود: من هرگاه با آشنايان مسافرت كنم، آنان به احترام پيامبر (ص) بيش از حد به من خدمت مىكنند، ازبيم آنكه مبادا شما نيز چنين كنيد، ناشناخته با شما همراه شدم.»[2]
4- حضرت عيسى عليهالسلام روزى به يارانش فرمود:
«از شما خواهشى دارم گفتند: بفرما اى روح الله! ما در خدمت شما هستيم گفت: مىخواهم پاى شما را بشويم. گفتند: ما به چنين كارى سزاوارتريم. فرمود: سزاوارترين مردم به خدمت كردن عالم و دانشمند است. آن گاه برخاست و پاى ياران خود را شست و فرمود: من اين گونه تواضع كردم تا شما نيز بياموزيد و پس از من با مردم تواضع كنيد. با تواضع بناى حكمت و دانايى آباد مىشود، نه با تكبّر، زراعت در دشت هموار رشد مىكند نه در كوه و كمر.»[3]
افتادگى آموز اگر قابل فيضى
هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است
به اميد آنكه سخن وسيره رهبران الهى را آويزه گوش كرده، از رذالت تكبر و غرور دست بشوييم و به فضيلت تواضع و فروتنى دست يابيم. آمين.
[1]- بحار الانوار، ج 72، ص 118.
[2]- سفينةالبحار، ج 1، ص 382
[3]- اصول كافى، ج 1، ص 29