^ خلاصه درس
تكبّر يا خود بزرگ بينى از خصلتهاى بسيار نكوهيده است كه در فرهنگ اسلام به شدت با آن مبارزه شده است. اين خوى زشت گاه انسان را در برابر خدا و پيامبرانش به خيره سرى وا مىدارد و گاه او را در برابر همنوعان خود به نخوت و خودپسندى مىكشاند.
گيزههاى تكبّر، حسب و نسب، جاه و مقام، مال و منال، جمال و زيبايى، علم و دانايى و ... مىتواند باشد كه مورد اوّل آن، انسان را از پذيرش راه حق و صراط مستقيم باز مىدارد و موارد ديگر پيامدهاى زيانبار زير را برايش به ارمغان مىآورد: خوارى و ذلت، بدنامى، تنهايى، بى دانشى، آسيب به عقل و نيستى.
براى درمان اين خوى نكوهيده بايد؛ 1- خدا را شناخت و با پى بردن به عظمت خدا و مبدأ و معاد باد نخوت را از دماغ بيرون كرد. 2- بايد خود را شناخت و از ضعف وحقارت انسان در برابر ديگر مخلوقات آگاه شد، 3- بايد صفت زيباى تواضع را درخود تقويت كرد به اين شكل كه به كوچك و بزرگ سلام كند، با فقرا و ضعفا نشست و برخاست كند، از هم نشينى با مستكبران بپرهيزد كارهاى معمولى خود و خانواده اش را انجام دهد و ... تا از كبر و نخوت دور بماند.
^ پرسش
1- تكبّر يعنى چه؟ يك حديث درباره نكوهش آن بنويسيد.
2- داستان تكبر شيطان را با توجه به كلام اميرمؤمنان على (ع) توضيح دهيد.
3- موارد تكبر را توضيح دهيد.
4- انگيزههاى تكبر را نام ببريد.
5- راه درمان تكبر را بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس بيست و دوم: عجب
معناى عجب
«عجب[1]بزرگ شمردن كار نيك خود و زياد دانستن آن و شادمان بودن، باليدن و نازيدن به آن است و اينكه انسان خود را از حد تقصير و كوتاهى وگناه بيرون بداند»[2]
اگر انسان كار نيكى- اعم از عبادت خدا با كمك به بندگان او، تحصيل علم، كسب درجات معنوى و ... انجام دهد و از رسيدن به چنين كمالاتى به خود ببالد و تصور كند بنده خوبى شده و وظيفه خود را به نحو احسن انجام داده، در اين صورت گرفتار رذيله اخلاقى «عجب» شده است ولى اگر از توفيقى كه در كسب كمالات معنوى وانجام كردار نيكو به دست آورده، خوشحال شود و به درگاه الهى سپاس گزارد و آن را لطفى از جانب خدا بداند، چنين حالتى مذموم
[1]- فرق عجب وتكبّر در اين است كه« تكبر، عزّت و بزرگ شمردنى است كه موجب مىشود انسان خود را بالاتر از ديگرىبداند و معتقد باشد، بر او امتياز و رجحان دارد و« عجب» بزرگ شمردن خود به خاطر آن است كه براى نفس خود صفت كمالى مىبيند.( جامع السعادات، ج 1، ص 321، چاپ قم)
[2]- سفينة البحار، قمى، ج 2، ص 160
نيست، بلكه ممدوح است.[1]
نكوهش عجب
خودبينى يكى از بيماريهاى خطرناك روانى و اوصاف نكوهيده اخلاقى است كه از جهل و نادانى وحماقت انسان، ناشى شده وموجب هلاكت او مىگردد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«ثَلاثٌ مُهْلِكاتٌ: شُحٌّ مُطاعٌ وَهَوىً مُتَّبَعٌ وَاعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ»[2]
سه چيز، هلاك كننده است: بخل چيره شده و هوى و هوسى كه از آن پيروى شود و شگفتى انسان، نسبت به خود.
در سخنان اميرمؤمنان على عليهالسلام، تعبيرهاى گوناگونى درباره خودبينى وجود دارد، مانند: «رَأْسُ الْجَهْلِ، رَاْسُ الْحِماقَةِ، هَلاكٌ، اضَرُّ قَرينٍ وَ ضِدُّ الصَّوابِ»[3]
همچنين آن حضرت افراد خود بين را بدترين مردم، خوانده و خود بينى را دليل نقص و ضعف عقل انسان مىداند و پيروانش را از آن برحذر داشته، مىفرمايد:
«شَرُّالنَّاسِ مَنْ يَرى أَنَّهُ خَيْرُهُمْ»[4]
بدترين مردم كسى است كه خود را بهترين آنان مىداند.
منشاء عجب
حضرت امام خمينى «قدّس سرّه» درباره انگيزه و منشاء عجب مىنويسد:
[1]- سفينةالبحار، قمى، ج 2، ص 160
[2]- جامعه السعادات، ج 1، ص 321
[3]- خودبينى سرنادانى وكم خردى، سبب هلاكت و تباهى، زيان رسانندهترين همراه انسان و ضد درست انديشى است.( شرح غررالحكم، ج 7، ص 232.)
[4]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 168
«بدان كه رذيله عجب، از حب نفس پيدا شود. چون كه انسان مفطور به حب نفس است. و سر منشاء تمام خطاهاى انسانى و رذايل اخلاقى، حبّ نفس است واز اين جهت است كه انسان، اعمال كوچك خودش به نظرش بزرگ آيد و خود را به واسطه آن از خوبان و خاصّان درگاه حق شمارد، و خود را به واسطه اعمال ناقابل، مستحق ثنا ومستوجب مدح داند.»[1]
زمينههاى عجب
كمالات متعدّدى ممكن است زمينه پيدايش و تقويت رذيله عجب را در انسان فراهم سازد، از آن جمله:
الف- علم:
دانش و آگاهى براى انسان، كمال است: اگر اين كمال با تربيت و تهذيب نفس همراه نباشد، سبب پيدايش عجب مىگردد، كه از بزرگترين نقصهاى اخلاقى است. حتى عجب موجب مىگرددانسان از فراگيرى دانش بيشتر باز بماند؛ زيرا وقتى انسان خود را از ديگران برترديد و اندوختههاى علمى خويش را از علوم ديگران بهتر دانست، كمتر انگيزه ارتقاى علمى مىيابد:
حضرت هادى عليهالسلام مىفرمايد:
«الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ»[2]
خودبينى، مانع طلب علم است.
ب- عبادت:
انجام اعمال عبادى، بدون توجه به روح عبادت، كه اظهار ذّلت و خشوع دربرابر معبود و اعتراف به گناه و تقصير وناتوانى درانجام وظيفه در برابر خداست زمينه عجب را فراهم مىسازد، به داستان زير توجه كنيد:
امام باقر عليهالسلام فرمود:
[1]- چهل حديث، ص 61، نشر فرهنگى رجا
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 199، اسلاميه
«دو مرد وارد مسجد شدند، يكى از آنها عابد و ديگرى فاسق بود و درحالى از مسجد خارج شدند كه فاسق، صدّيق و عابد، فاسق گشته بود و دليل آن، اين بود كه عابد درحالى وارد مسجد شد كه در اثر عبادتهاى خويش، خود را در نزد خدا عزيز مىدانست و فكر او به اين مسأله مشغول بود. امّا (فاسق درحالى وارد مسجد شد كه) انديشه او در پشيمانى از گذشته خويش بود و در پيشگاه خداوند از گناهان خود استغفار و توبه مىنمود.»[1]
ج- فضايل اخلاقى:
كسب كمالات اخلاقى و تهذيب نفس اگر هماهنگ و دقيق انجام نگيرد راه براى نفوذ شيطان و رشد برخى از رذايل از جمله عجب باز مىماند، بدين معنا كه ممكن است كسى با تلاش و كوشش، به فضايلى چون سخاوت، ورع، تقوا، صبر و ... دست يابد يا رذايلى چون؛ دروغ، حسد، ريا، بدگمانى و ... را از دل خود بيرون كند و به همين مقدار خودسازى و تصفيه روح، شگفت زده شود و خود را از تهذيب بيشتر بىنياز ببيند، دراينجا، عجب، رهزن شده واو را از كمال يابى بيشتر باز داشتهاست.
د- جمال و زيبايى:
تناسب اندام و زيبايى چهره نيز به نوبه خود سبب عجب و خودبينى مىشود و فرد را ازديدن زشتيهاى درونى باز مىدارد. انسان نيكوچهره بايد در كسب كمالات معنوى بكوشند ودرون خويش را نيز چون برون زيبا سازند.
ه- ثروت:
ثروتمندان و توانمندان نيز از ناحيه مال و ثروت درمعرض گرفتارى به عجب قرار مىگيرند، خداوند در قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«براى مردم داستان آن دو مرد را بازگو كن كه به يكى ازآنها دو مزرعه زيبا و آباد داديم با درختانى سربه فلك كشيده، زمينى حاصلخيز، آب فراوان و انواع ميوهها، آن دو مزرعه، همه انواع محصولات كشاورزى را دارا بودند ولى صاحب آنها، شخصى كم ظرفيت بود و از اين همه نعمت و فراوانى، دچار عجب و غرور شد و به دوستش فخرو تكبّر فروخت و اين عجب و خودبينى او را به انكار قيامت وا داشت و گفت گمان نمىكنم كه قيامتى بر پا شود و بر فرض كه چنين شود من با شخصيت ومقامى كه در اين دنيا دارم درآنجا نيز نزد پروردگارم مقام
[1]- جامع السعادات، ج 1، ص 324
والايى خواهم داشت.»[1]
و- رأى و نظر:
درمورد فهم مسائل وحلّ مشكلات، به طور معمول، هر كسى نظرى مىدهد و رأيى مىزند، اين نظر دادن اگرهمراه با اعجاب به رأى خود باشد وگمان كند كه رأى او بهترين است، اين از مظاهر عجب است. بنابراين داشتن رأى صواب و نظر حق نبايد موجب اعجاب انسان شود.
رسول اكرم (ص) خبر داده است كه «اين نوع عجب در آخر الزمان بر امّت من، غالب خواهد شد.»[2]
على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ اعْجَبَ بِرَأْيِهِ ذَلَّ»[3]
هر كه به رأى خود، عجب ورزد، خوار مىشود.
همچنين، زور و قدرت، جاه و مقام، تيز هوشى و زيركى، اصل و نسب خدم و حشم از قبيل خدمتگزاران، غلامان، فرزندان، نزديكان، افراد قبيله، ياران ومانند آن كه بحث از آنها در اين مختصر نمىگنجد.
آثار عجب
خود پسندى آثار و پيامدهاى نامطلوبى براى انسان به دنبال خواهد داشت كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- آفت شرافت انسانى:
خودپسندى، شرافت انسانى را خدشه دار مىكند و آدم با شخصيت اگر دچار عجب گردد بى شخصيت مىشود.
چنان كه حضرت على (ع) فرمود:
[1]- مضمون آيات 32- 36 سوره كهف
[2]- جامع السعادات، ج 1، ص 341- 342
[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 201
«الْعُجْبُ افَةُ الشَّرَفِ»[1]
خودپسندى، آفت شرافت است.
ب- مانع پيشرفت و ترقى:
خود پسندى، انسان را از پيشرفت باز مىدارد، زيرا انسان خود پسند خود را در اوج كمال مىبيند بنابراين در صدد كسب كمال بيشتر بر نمىآيد.
على عليه السلام فرمود:
«الْعُجْبُ يَمْنَعُ الْازْدِيادَ»[2]
خود پسندى، مانع زياد كردن (كمال و بلندى مرتبه) است.
ج- زيان به نيكيها:
خود پسندى، محاسن و نيكيهاى انسان را بىاثر كرده و شديدترين ضربه را به آنها وارد مىكند. به عبارت ديگر عجب ساير خوبىهاى انسان را تحت الشعاع قرار مىدهد.
على (ع) مىفرمايد:
«ما اضَرَّ الْمَحاسِنَ كَالْعُجْبِ»[3]
چيزى مانند خود پسندى به نيكوييها ضرر نمىرساند.
د- نابودى پاداش:
عُجب انسان را به كارهاى نيك خود موجب از بين رفتن اجر و پاداش مىگردد. زيرا عمل براى خدا آنگاه اجر دارد كه از روى خشوع و خضوع انجام گرفته باشد.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 1، ص 233
[2]- همان مدرك، ص 213
[3]- همان مدرك، ج 6، ص 53