«دو مرد وارد مسجد شدند، يكى از آنها عابد و ديگرى فاسق بود و درحالى از مسجد خارج شدند كه فاسق، صدّيق و عابد، فاسق گشته بود و دليل آن، اين بود كه عابد درحالى وارد مسجد شد كه در اثر عبادتهاى خويش، خود را در نزد خدا عزيز مىدانست و فكر او به اين مسأله مشغول بود. امّا (فاسق درحالى وارد مسجد شد كه) انديشه او در پشيمانى از گذشته خويش بود و در پيشگاه خداوند از گناهان خود استغفار و توبه مىنمود.»[1]
ج- فضايل اخلاقى:
كسب كمالات اخلاقى و تهذيب نفس اگر هماهنگ و دقيق انجام نگيرد راه براى نفوذ شيطان و رشد برخى از رذايل از جمله عجب باز مىماند، بدين معنا كه ممكن است كسى با تلاش و كوشش، به فضايلى چون سخاوت، ورع، تقوا، صبر و ... دست يابد يا رذايلى چون؛ دروغ، حسد، ريا، بدگمانى و ... را از دل خود بيرون كند و به همين مقدار خودسازى و تصفيه روح، شگفت زده شود و خود را از تهذيب بيشتر بىنياز ببيند، دراينجا، عجب، رهزن شده واو را از كمال يابى بيشتر باز داشتهاست.
د- جمال و زيبايى:
تناسب اندام و زيبايى چهره نيز به نوبه خود سبب عجب و خودبينى مىشود و فرد را ازديدن زشتيهاى درونى باز مىدارد. انسان نيكوچهره بايد در كسب كمالات معنوى بكوشند ودرون خويش را نيز چون برون زيبا سازند.
ه- ثروت:
ثروتمندان و توانمندان نيز از ناحيه مال و ثروت درمعرض گرفتارى به عجب قرار مىگيرند، خداوند در قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«براى مردم داستان آن دو مرد را بازگو كن كه به يكى ازآنها دو مزرعه زيبا و آباد داديم با درختانى سربه فلك كشيده، زمينى حاصلخيز، آب فراوان و انواع ميوهها، آن دو مزرعه، همه انواع محصولات كشاورزى را دارا بودند ولى صاحب آنها، شخصى كم ظرفيت بود و از اين همه نعمت و فراوانى، دچار عجب و غرور شد و به دوستش فخرو تكبّر فروخت و اين عجب و خودبينى او را به انكار قيامت وا داشت و گفت گمان نمىكنم كه قيامتى بر پا شود و بر فرض كه چنين شود من با شخصيت ومقامى كه در اين دنيا دارم درآنجا نيز نزد پروردگارم مقام
[1]- جامع السعادات، ج 1، ص 324
والايى خواهم داشت.»[1]
و- رأى و نظر:
درمورد فهم مسائل وحلّ مشكلات، به طور معمول، هر كسى نظرى مىدهد و رأيى مىزند، اين نظر دادن اگرهمراه با اعجاب به رأى خود باشد وگمان كند كه رأى او بهترين است، اين از مظاهر عجب است. بنابراين داشتن رأى صواب و نظر حق نبايد موجب اعجاب انسان شود.
رسول اكرم (ص) خبر داده است كه «اين نوع عجب در آخر الزمان بر امّت من، غالب خواهد شد.»[2]
على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ اعْجَبَ بِرَأْيِهِ ذَلَّ»[3]
هر كه به رأى خود، عجب ورزد، خوار مىشود.
همچنين، زور و قدرت، جاه و مقام، تيز هوشى و زيركى، اصل و نسب خدم و حشم از قبيل خدمتگزاران، غلامان، فرزندان، نزديكان، افراد قبيله، ياران ومانند آن كه بحث از آنها در اين مختصر نمىگنجد.
آثار عجب
خود پسندى آثار و پيامدهاى نامطلوبى براى انسان به دنبال خواهد داشت كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- آفت شرافت انسانى:
خودپسندى، شرافت انسانى را خدشه دار مىكند و آدم با شخصيت اگر دچار عجب گردد بى شخصيت مىشود.
چنان كه حضرت على (ع) فرمود:
[1]- مضمون آيات 32- 36 سوره كهف
[2]- جامع السعادات، ج 1، ص 341- 342
[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 201
«الْعُجْبُ افَةُ الشَّرَفِ»[1]
خودپسندى، آفت شرافت است.
ب- مانع پيشرفت و ترقى:
خود پسندى، انسان را از پيشرفت باز مىدارد، زيرا انسان خود پسند خود را در اوج كمال مىبيند بنابراين در صدد كسب كمال بيشتر بر نمىآيد.
على عليه السلام فرمود:
«الْعُجْبُ يَمْنَعُ الْازْدِيادَ»[2]
خود پسندى، مانع زياد كردن (كمال و بلندى مرتبه) است.
ج- زيان به نيكيها:
خود پسندى، محاسن و نيكيهاى انسان را بىاثر كرده و شديدترين ضربه را به آنها وارد مىكند. به عبارت ديگر عجب ساير خوبىهاى انسان را تحت الشعاع قرار مىدهد.
على (ع) مىفرمايد:
«ما اضَرَّ الْمَحاسِنَ كَالْعُجْبِ»[3]
چيزى مانند خود پسندى به نيكوييها ضرر نمىرساند.
د- نابودى پاداش:
عُجب انسان را به كارهاى نيك خود موجب از بين رفتن اجر و پاداش مىگردد. زيرا عمل براى خدا آنگاه اجر دارد كه از روى خشوع و خضوع انجام گرفته باشد.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 1، ص 233
[2]- همان مدرك، ص 213
[3]- همان مدرك، ج 6، ص 53
«مَنْ اعْجَبَ بِعَمَلِهِ احْبَطَ اجْرَهُ»[1]
هر كه به عملش بنازد اجر و پاداش آن را از بين مىبرد.
ه- دشمنى:
عجب، كينه ديگران را برمىانگيزد، زيرا موجب مىشود ديگران نسبت به فرد خود پسند متنفر شوند.
على (ع) در اين باره فرمود:
«ثَمَرَةُ الْعُجْبِ الْبَغْضاءُ»[2]
ميوه خود پسندى، شدت دشمنى است.
و- تحقير و تمسخر ديگران:
خود بينى انسان را در اجتماع، خوار و ذليل كرده، مورد تحقير و تمسخر مردم قرار مىدهد.
حضرت على (ع) فرمود:
«مَنْ عَظَّمَ نَفْسَهُ حُقِّرَ»[3]
هر كس نفس خود را بزرگ شمارد، تحقير خواهد شد.
در جاى ديگر فرمود:
«مَنْ اعْجَبَ بِنَفْسِهِ سُخِرَ بِهِ»[4]
كسى كه خود پسند باشد، به خاطر نفس خود، مورد تمسخر قرار خواهد گرفت.
به چشم كسان در نيايد كسى
كه از خود بزرگى نمايد بسى
مگو تا بگويند شكرت هزار
چه خود گفتى از كسى توقّع مدار
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 5، ص 310
[2]- همان مدرك، ج 3، ص 325
[3]- همان مدرك، ج 5، ص 178
[4]- همان مدرك، ص 179
بزرگان نكردند در خود نگاه
خدا بينى از خويش بين مخواه
پيازآمد آن بى هنر جمله پوست
كه پنداشت چون پسته مغزى در اوست[1]
راههاى درمان
براى رهايى از اين دام خطرناك، راههاى زير مطرح شده است:
الف- خود شناسى:
امام باقر عليه السلام فرمود:
«سُدَّ سَبيلَ الْعُجْبِ بِمَعْرِفَةِ النَّفْىِ»[2]
با شناخت خويش، راه [نفوذ] عجب را مسدود كن.
ب- توجه به عظمت خدا:
امير مؤمنان صلوات الله عليه مىفرمايد:
«اذا زادَ عُجْبُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنْ سُلْطانِكَ فَحَدَثَتْ لَكَ ابُّهَةٌ اوْ مَخيلَةٌ فَانْظُرْ الى عَظيمِ مُلْكِ اللَّهِ وَ قُدْرَتِهِ ...»[3]
هرگاه خود پسندىات زياد شد، به خاطر قدرتى كه در خود دارى و ابهت و بر خود باليدن پيش آمد به عظمت فرمانروايى خدا و قدرتش بنگر.
ج- تفكّر:
انديشيدن در زشتى عجب و پيامدهاى ناهنجارى كه به بار مىآورد، سبب مىشود كه انسان همواره مراقب حالات خويش باشد، خود را انسان كامل ندارند و به غفلت و سقوط در وادى خود پسندى نيفتد، همين طور انديشه در فرجام كسانى كه به خاطر اين رذيله به سرنوشت شومى گرفتار شدند، همانند شيطان، زنگ خطرى است كه هشدار لازم را به انسان مىدهد.
د- زدودن زمينههاى عُجب:
راه ديگر درمان خود بينى آن است كه انسان
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 162
[2]- بحار الانوار، ج 78، ص 163
[3]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 3، ص 191
ريشهها و زمينههاى آن را، از خود زايل كند و بكوشد كه حُب نفس را از خود دور كند تا علم، عمل، فضايل اخلاقى، مال، جمال و مانند آن را وسيله رسيدن به كمال و قرب الهى قرار دهد و همه آنها را فضل و كرم الهى بداند كه اگر او بخواهد، مىتواند آنها را از انسان بگيرد و بيچارهاش كند.
بنابراين، بهتر است كه انسان ازاول مواظب باشد تا به اين درد، گرفتار نشود و راههاى كوچك شمردن نفس است، بطورى كه انسان نه تنها خود را در برابر فرامين الهى، ناتوان به حساب آورد، بلكه خود را بنده سرتا پا تقصير ببيند و گناهان خود را در برابر چشمانش مجسّم نمايد و تمام نعمتها را نيز از فضل او بداند و مغرور نگردد و در مقابل بندگان خدا نيز خود را كوچك ديده، آنها را از خود بهتر بداند.
^ خلاصه درس
عجب، بزرگ شمردن و زياد دانستن كار نيك خود و شادمان و نازيدن به آن است.
عُجب و خود پسندى يكى از بيماريهاى خطرناك روانى و اوصاف نكوهيده اخلاقى است كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از حُب نفس انسان ناشى مىشود و از جمله چيزهايى است كه انسان را به هلاكت مىرساند.
خود پسندى زمينههاى گوناگونى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: علم، عبادت، فضايل اخلاقى، جمال و زيبايى، مال، رأى و عقيده، زور و قدرت، جاه و مقام، عقل، اصل و نَسَب و مانند اينها.
خود پسندى آثار نامطلوبى براى انسان به دنبال دارد كه برخى از آنها عبارتند از: آفت شرافت انسانى، مانع پيشرفت، زيان به نيكيها، نابودى پاداش، دشمنى و تحقير و تمسخر ديگران.
براى درمان خود پسندى، چند راه وجود دارد: خود شناسى تفكر، توجه به عظمت خدا و اوّل و آخر سرنوشت خود و ديگرى زدودن زمينههاى اسباب عُجب.
^ پرسش
1- عُجب را تعريف كرده، يك روايت در نكوهش آن ذكر كنيد.
2- اسباب عُجب را نام ببريد.
3- رأى چگونه سبب عُجب مىگردد؟ توضيح دهيد.
4- آثار عُجب را با توضيح مختصرى، بيان نماييد.
5- چگونه عجب را درمان كنيم؟ توضيح دهيد.
درس بيست و سوم: راستگويى
راستگويى از اعمال نيكوى انسانى و نزد دين و خرد از جايگاه ويژهاى برخوردار است. فطرت پاك انسانى ايجاب مىكند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش يكسو وهماهنگ باشد، ظاهر و باطنش يكى باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جارى كند.
ديدگاه اسلام
اسلام دينى فطرى است و راستى نيز خواست فطرت است، پس اين دو پيوندى ناگسستنى دارند و در روايات اسلامى با تعابير گوناگونى بر راستگويى مسلمانان تأكيد شده و آن را از اصول ايمان وتديّن به حساب آوردهاند.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد:
«الصِّدْقُ مُبارَكٌ وَ الْكِذْبُ مَشْؤُومٌ»[1]
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 67، اسلاميه