«الْعُجْبُ افَةُ الشَّرَفِ»[1]
خودپسندى، آفت شرافت است.
ب- مانع پيشرفت و ترقى:
خود پسندى، انسان را از پيشرفت باز مىدارد، زيرا انسان خود پسند خود را در اوج كمال مىبيند بنابراين در صدد كسب كمال بيشتر بر نمىآيد.
على عليه السلام فرمود:
«الْعُجْبُ يَمْنَعُ الْازْدِيادَ»[2]
خود پسندى، مانع زياد كردن (كمال و بلندى مرتبه) است.
ج- زيان به نيكيها:
خود پسندى، محاسن و نيكيهاى انسان را بىاثر كرده و شديدترين ضربه را به آنها وارد مىكند. به عبارت ديگر عجب ساير خوبىهاى انسان را تحت الشعاع قرار مىدهد.
على (ع) مىفرمايد:
«ما اضَرَّ الْمَحاسِنَ كَالْعُجْبِ»[3]
چيزى مانند خود پسندى به نيكوييها ضرر نمىرساند.
د- نابودى پاداش:
عُجب انسان را به كارهاى نيك خود موجب از بين رفتن اجر و پاداش مىگردد. زيرا عمل براى خدا آنگاه اجر دارد كه از روى خشوع و خضوع انجام گرفته باشد.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 1، ص 233
[2]- همان مدرك، ص 213
[3]- همان مدرك، ج 6، ص 53
«مَنْ اعْجَبَ بِعَمَلِهِ احْبَطَ اجْرَهُ»[1]
هر كه به عملش بنازد اجر و پاداش آن را از بين مىبرد.
ه- دشمنى:
عجب، كينه ديگران را برمىانگيزد، زيرا موجب مىشود ديگران نسبت به فرد خود پسند متنفر شوند.
على (ع) در اين باره فرمود:
«ثَمَرَةُ الْعُجْبِ الْبَغْضاءُ»[2]
ميوه خود پسندى، شدت دشمنى است.
و- تحقير و تمسخر ديگران:
خود بينى انسان را در اجتماع، خوار و ذليل كرده، مورد تحقير و تمسخر مردم قرار مىدهد.
حضرت على (ع) فرمود:
«مَنْ عَظَّمَ نَفْسَهُ حُقِّرَ»[3]
هر كس نفس خود را بزرگ شمارد، تحقير خواهد شد.
در جاى ديگر فرمود:
«مَنْ اعْجَبَ بِنَفْسِهِ سُخِرَ بِهِ»[4]
كسى كه خود پسند باشد، به خاطر نفس خود، مورد تمسخر قرار خواهد گرفت.
به چشم كسان در نيايد كسى
كه از خود بزرگى نمايد بسى
مگو تا بگويند شكرت هزار
چه خود گفتى از كسى توقّع مدار
[1]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 5، ص 310
[2]- همان مدرك، ج 3، ص 325
[3]- همان مدرك، ج 5، ص 178
[4]- همان مدرك، ص 179
بزرگان نكردند در خود نگاه
خدا بينى از خويش بين مخواه
پيازآمد آن بى هنر جمله پوست
كه پنداشت چون پسته مغزى در اوست[1]
راههاى درمان
براى رهايى از اين دام خطرناك، راههاى زير مطرح شده است:
الف- خود شناسى:
امام باقر عليه السلام فرمود:
«سُدَّ سَبيلَ الْعُجْبِ بِمَعْرِفَةِ النَّفْىِ»[2]
با شناخت خويش، راه [نفوذ] عجب را مسدود كن.
ب- توجه به عظمت خدا:
امير مؤمنان صلوات الله عليه مىفرمايد:
«اذا زادَ عُجْبُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنْ سُلْطانِكَ فَحَدَثَتْ لَكَ ابُّهَةٌ اوْ مَخيلَةٌ فَانْظُرْ الى عَظيمِ مُلْكِ اللَّهِ وَ قُدْرَتِهِ ...»[3]
هرگاه خود پسندىات زياد شد، به خاطر قدرتى كه در خود دارى و ابهت و بر خود باليدن پيش آمد به عظمت فرمانروايى خدا و قدرتش بنگر.
ج- تفكّر:
انديشيدن در زشتى عجب و پيامدهاى ناهنجارى كه به بار مىآورد، سبب مىشود كه انسان همواره مراقب حالات خويش باشد، خود را انسان كامل ندارند و به غفلت و سقوط در وادى خود پسندى نيفتد، همين طور انديشه در فرجام كسانى كه به خاطر اين رذيله به سرنوشت شومى گرفتار شدند، همانند شيطان، زنگ خطرى است كه هشدار لازم را به انسان مىدهد.
د- زدودن زمينههاى عُجب:
راه ديگر درمان خود بينى آن است كه انسان
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 162
[2]- بحار الانوار، ج 78، ص 163
[3]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 3، ص 191
ريشهها و زمينههاى آن را، از خود زايل كند و بكوشد كه حُب نفس را از خود دور كند تا علم، عمل، فضايل اخلاقى، مال، جمال و مانند آن را وسيله رسيدن به كمال و قرب الهى قرار دهد و همه آنها را فضل و كرم الهى بداند كه اگر او بخواهد، مىتواند آنها را از انسان بگيرد و بيچارهاش كند.
بنابراين، بهتر است كه انسان ازاول مواظب باشد تا به اين درد، گرفتار نشود و راههاى كوچك شمردن نفس است، بطورى كه انسان نه تنها خود را در برابر فرامين الهى، ناتوان به حساب آورد، بلكه خود را بنده سرتا پا تقصير ببيند و گناهان خود را در برابر چشمانش مجسّم نمايد و تمام نعمتها را نيز از فضل او بداند و مغرور نگردد و در مقابل بندگان خدا نيز خود را كوچك ديده، آنها را از خود بهتر بداند.
^ خلاصه درس
عجب، بزرگ شمردن و زياد دانستن كار نيك خود و شادمان و نازيدن به آن است.
عُجب و خود پسندى يكى از بيماريهاى خطرناك روانى و اوصاف نكوهيده اخلاقى است كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از حُب نفس انسان ناشى مىشود و از جمله چيزهايى است كه انسان را به هلاكت مىرساند.
خود پسندى زمينههاى گوناگونى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: علم، عبادت، فضايل اخلاقى، جمال و زيبايى، مال، رأى و عقيده، زور و قدرت، جاه و مقام، عقل، اصل و نَسَب و مانند اينها.
خود پسندى آثار نامطلوبى براى انسان به دنبال دارد كه برخى از آنها عبارتند از: آفت شرافت انسانى، مانع پيشرفت، زيان به نيكيها، نابودى پاداش، دشمنى و تحقير و تمسخر ديگران.
براى درمان خود پسندى، چند راه وجود دارد: خود شناسى تفكر، توجه به عظمت خدا و اوّل و آخر سرنوشت خود و ديگرى زدودن زمينههاى اسباب عُجب.
^ پرسش
1- عُجب را تعريف كرده، يك روايت در نكوهش آن ذكر كنيد.
2- اسباب عُجب را نام ببريد.
3- رأى چگونه سبب عُجب مىگردد؟ توضيح دهيد.
4- آثار عُجب را با توضيح مختصرى، بيان نماييد.
5- چگونه عجب را درمان كنيم؟ توضيح دهيد.
درس بيست و سوم: راستگويى
راستگويى از اعمال نيكوى انسانى و نزد دين و خرد از جايگاه ويژهاى برخوردار است. فطرت پاك انسانى ايجاب مىكند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش يكسو وهماهنگ باشد، ظاهر و باطنش يكى باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جارى كند.
ديدگاه اسلام
اسلام دينى فطرى است و راستى نيز خواست فطرت است، پس اين دو پيوندى ناگسستنى دارند و در روايات اسلامى با تعابير گوناگونى بر راستگويى مسلمانان تأكيد شده و آن را از اصول ايمان وتديّن به حساب آوردهاند.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد:
«الصِّدْقُ مُبارَكٌ وَ الْكِذْبُ مَشْؤُومٌ»[1]
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 67، اسلاميه
راستى، مبارك و دروغ ناميمون است.
امير مؤمنان صلوات الله عليه، راستگويى را قويترين پايه ايمان، ملاك دين و الهام از سوى خدا دانسته، مىفرمايد:
«الصِّدْقُ اقْوى دَعائِمِ الْايمانِ»[1]
راستى قويترين ركن ايمان است.
«شَيْئانِ هُما مِلاكُ الدّينِ؛ الصِّدْقُ وَالْيَقينُ»[2]
دو چيز ملاك دين است؛ راستى و يقين.
«اذا احَبَّ اللَّهُ عَبْداً الْهَمَهُ الصِّدْقَ»[3]
وقتى خدا بندهاى را دوست بدارد، راستى را به اوالهام مىكند.
حضرت صادق عليهالسلام نيز مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبيٍّا الَّا بِصِدْقِ الْحَديثِ وَاداءِ الْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ»[4]
خداوند هيچ پيامبرى بر نينگيخت جز با راستى و امانتدارى نسبت به نيكوكار و
بدكار.
با اين وصف اگر بگوييم راستى و درستى شالوده دين و ايمان را تشكيل مىدهد و آن كه از اين خصلت زيبا و حياتى بر كنار باشد در واقع دين در اوبى ريشه است، سخن گزافى نگفتهايم.
امام صادق عليهالسلام به اين حقيقت تصريح كرده مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 6
[2]- همان مدرك، ج 4، ص 184
[3]- همان مدرك، ج 3، ص 161
[4]- بحارالانوار، ج 71، ص 2
«لا تَنْظُروُا الى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ، فَانَّ ذلِكَ شَىْءٌ قَدِ اعْتادَهُ وَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِكَ وَلكِنِ انْظُرُوا الى صِدْقِ حَديثِهِ وَ اداءِ امانَتِهِ»[1]
(براى شناخت تدين افراد) به طولانى شدن ركوع و سجده او نگاه نكنيد چرا كه به آن عادت كرده و اگر تركش كند، وحشت زده مىشود، ليكن به راستگويى و امانتدارى او توجه كنيد.
آثار راستگويى
آثار ارزنده هر پديدهاى بستگى به ارزش واهميت آن دارد و چون راستى از اهميت بالايى برخوردار است، پيامدهاى ارزشمند و نيكويى دارد كه برخى از آنها به شرح زير است:
الف- همراهى خدا:
امام باقر (ع):
«الا فَاصْدُقُوا فَانَّ اللَّهَ مَعَ الصِّدْقِ»[2]
هان! راست بگوييد كه خدا با راستى است.
ب- پاكى كردار:
امام كاظم (ع):
«مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ»[3]
كسى كه زبانش راست بگويد، كردارش پاك مىشود.
ج- نجات و سلامتى:
اميرمؤمنان صلوات الله عليه:
«عاقِبَةُ الصِّدْقِ نَجاةٌ وَ سَلامَةٌ»[4]
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 18
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 386
[3]- همان مدرك، ج 78، ص 303
[4]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 4، ص 363