درس بيست و سوم: راستگويى
راستگويى از اعمال نيكوى انسانى و نزد دين و خرد از جايگاه ويژهاى برخوردار است. فطرت پاك انسانى ايجاب مىكند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش يكسو وهماهنگ باشد، ظاهر و باطنش يكى باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جارى كند.
ديدگاه اسلام
اسلام دينى فطرى است و راستى نيز خواست فطرت است، پس اين دو پيوندى ناگسستنى دارند و در روايات اسلامى با تعابير گوناگونى بر راستگويى مسلمانان تأكيد شده و آن را از اصول ايمان وتديّن به حساب آوردهاند.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد:
«الصِّدْقُ مُبارَكٌ وَ الْكِذْبُ مَشْؤُومٌ»[1]
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 67، اسلاميه
راستى، مبارك و دروغ ناميمون است.
امير مؤمنان صلوات الله عليه، راستگويى را قويترين پايه ايمان، ملاك دين و الهام از سوى خدا دانسته، مىفرمايد:
«الصِّدْقُ اقْوى دَعائِمِ الْايمانِ»[1]
راستى قويترين ركن ايمان است.
«شَيْئانِ هُما مِلاكُ الدّينِ؛ الصِّدْقُ وَالْيَقينُ»[2]
دو چيز ملاك دين است؛ راستى و يقين.
«اذا احَبَّ اللَّهُ عَبْداً الْهَمَهُ الصِّدْقَ»[3]
وقتى خدا بندهاى را دوست بدارد، راستى را به اوالهام مىكند.
حضرت صادق عليهالسلام نيز مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبيٍّا الَّا بِصِدْقِ الْحَديثِ وَاداءِ الْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ»[4]
خداوند هيچ پيامبرى بر نينگيخت جز با راستى و امانتدارى نسبت به نيكوكار و
بدكار.
با اين وصف اگر بگوييم راستى و درستى شالوده دين و ايمان را تشكيل مىدهد و آن كه از اين خصلت زيبا و حياتى بر كنار باشد در واقع دين در اوبى ريشه است، سخن گزافى نگفتهايم.
امام صادق عليهالسلام به اين حقيقت تصريح كرده مىفرمايد:
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 6
[2]- همان مدرك، ج 4، ص 184
[3]- همان مدرك، ج 3، ص 161
[4]- بحارالانوار، ج 71، ص 2
«لا تَنْظُروُا الى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ، فَانَّ ذلِكَ شَىْءٌ قَدِ اعْتادَهُ وَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِكَ وَلكِنِ انْظُرُوا الى صِدْقِ حَديثِهِ وَ اداءِ امانَتِهِ»[1]
(براى شناخت تدين افراد) به طولانى شدن ركوع و سجده او نگاه نكنيد چرا كه به آن عادت كرده و اگر تركش كند، وحشت زده مىشود، ليكن به راستگويى و امانتدارى او توجه كنيد.
آثار راستگويى
آثار ارزنده هر پديدهاى بستگى به ارزش واهميت آن دارد و چون راستى از اهميت بالايى برخوردار است، پيامدهاى ارزشمند و نيكويى دارد كه برخى از آنها به شرح زير است:
الف- همراهى خدا:
امام باقر (ع):
«الا فَاصْدُقُوا فَانَّ اللَّهَ مَعَ الصِّدْقِ»[2]
هان! راست بگوييد كه خدا با راستى است.
ب- پاكى كردار:
امام كاظم (ع):
«مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ»[3]
كسى كه زبانش راست بگويد، كردارش پاك مىشود.
ج- نجات و سلامتى:
اميرمؤمنان صلوات الله عليه:
«عاقِبَةُ الصِّدْقِ نَجاةٌ وَ سَلامَةٌ»[4]
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 18
[2]- بحارالانوار، ج 69، ص 386
[3]- همان مدرك، ج 78، ص 303
[4]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 4، ص 363
فرجام راستگويى، نجات وسلامت است.
اگر انسان راستگو بود و به اين وصف شناخته شد، مورد اعتماد مردم قرار مىگيرد و آنان، سخن او را درست مىشمارند و مىپذيرند، در اين صورت، اگر براى شخص صادق، گرفتارى پيش بيايد، امتياز راستگويى، سبب نجات او مىشود و ازگرفتارى و خطر به سلامت مىگذرد.
البته درجايى كه راستگويى خطر مهمترى براى او يا ديگران به بار مىآورد، راست گفتن واجب نيست و در صورت امكان بايد توريه كرد، گرچه راستگويى در هر حال مايه نيك فرجامى و نجات از عذاب الهى خواهد بود.
د- بزرگى مقام:
از امير مؤمنان عليهالسلام روايت شده:
«عَلَيْكَ بِالصِّدْقِ، فَمَنْ صَدَقَ فى اقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ»[1]
بر تو باد به راستگويى، زيرا كسى كه درگفتارش صادق باشد، مقام ومنزلتش بزرگ مىشود.
ه- خير دنيا و آخرت:
على (ع) فرمود:
«ارْبَعٌ مَنْ اعْطِيَهُنَّ فَقَدْ اعْطِىَ خَيْرَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ: صِدْقُ حَديثٍ وَ اداءُ امانَةٍ وَعِفَّةُ بَطْنٍ وَ حُسْنُ خُلْقٍ»[2]
چهارچيز است، كه به هر كس بخشيده شده باشد، به تحقيق خير دنيا و آخرت به او بخشيده شده است: راستگويى، ادا كردن امانت، نگهدارى شكم (از حرام و مشتبه) و خوش اخلاقى.
و- پاداشهاى اخروى:
قرآن كريم مىفرمايد:
«قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 296
[2]- همان مدرك، ج 2، ص 151
خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»[1]
خداوند مى گويد: امروز روزى است كه راستىِ راستگويان به آنها سود مىبخشد، براى آنها باغهايى (از بهشت) است كه آب از زير (درختان) آن جريان دارد و جاودانه و براى هميشه در آن مىمانند، خداوند از آنها خشنود و آنها از او خشنود خواهند بود و اين رستگارى بزرگى است.
بنابراين آيه شريفه، آنان كه مسؤوليت و رسالت خود را انجام دادند و در دنيا، درگفتار و كردار صادق بوده و جز راه صدق ودرستى نپيمودند، از كار خود بهره كافى خواهندبرد و به رستگارى بزرگ كه خشنودى خداى سبحان است، دست خواهنديافت.
صدق فتنه انگيز
با همه قداست و ارزشى كه راستگويى دارد، بايد توجه داشت كه گاهى راستگويى مايه درد سر، ضرر و فساد مىگردد كه از ديدگاه اسلام كارى نادرست و ممنوع است؛ زيرا در پارهاى از موارد بر اثر راستگويى، اسرارى كشف مىشود و در نتيجه، منشأ درگيرى، فتنه انگيزى و گاه منجر به قتل و خونريزى مىگردد. در اين موارد، دروغ غائله را فرو مىنشاند و از بروز اختلاف و درگيرى جلوگيرى مىكند. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
«ثَلاثٌ يَقْبَحُ فيهِنَّ الصِّدْقُ: النَّميمَةُ وَاخْبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اهْلِهِ بِما يَكْرَهُهُ، و تَكْذيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبَرِ»[2]
راستگويى در سه چيز ناپسند است: سخن چينى، سخن گفتن با مرد در باره
همسرش به چيزى كه او را ناخوش آيد. تكذيب از خبرى كه شخص مىدهد.
همچنين امام صادق عليهالسلام فرمود:
[1]- مائده، آيه 119
[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 9، اسلاميه
«اگر درباره مسلمانى از يك مسلمان سؤال شود و او راست بگويد و (به واسطه راستگويى) ضررى به آن مسلمان وارد سازد، از دروغگويان نوشته مىشود و اگركسى درباره مسلمانى از يك مسلمان سؤال كند و او دروغ بگويد و (به واسطه دروغگويى) منفعتى به او برساند، نزد خدا از راستگويان نوشته مىشود.»[1]
معناى اين روايت اين است كه مؤمن بايد موقعيت سنج و زيرك باشد و نسبت ميان سخن و سود آن را بسنجد و طرف با اهميت را برگزيند نه اينكه براى سود جويى فردى ياگروهى، دروغ بگويد.
[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 9، اسلاميه
^ خلاصه درس
راستى از اعمال نيكوى انسانى نزد دين و خرد است.
اسلام، كه دين فطرى است با راستى كه برخاسته از فطرت است- پيوندى عميق دارد و در روايات اسلامى از آن به عنوان مهمترين ركن ايمان، ملاك دين، الهام الهى و ... نام برده شده است.
راستگويى به خاطر ارزش و اهميتى كه دارد، آثار گرانقدرى دارد از جمله:
همراهى خدا، پاكى كردار، نجات وسلامتى، بزرگى مقام، خير دنيا و آخرت و پاداشهاى اخروى.
گاهى راستگويى به سبب آثار ناگوار آن تحت عنوان صدق فتنه انگيز ممنوع است. به ويژه اگر سبب گرفتارى نابجا يا قتل ناحق بى گناهى بشود.
^ پرسش
1- سخن رسول اكرم (ص) را درباره راستگويى بنويسيد.
2- آثار صدق را بيان كنيد.
3- چگونه راستى سبب نجات مىشود؟
4- منظور از صدق فتنه انگيز را با بيان يك روايت توضيح دهيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة