دروغ، حركت بر خلاف فطرت است، هميشه بين دل و زبان دروغگو تضاد، به وجود مىآيد و نتيجه آن مىشود كه دروغگو به سوى نفاق گام بر مىدارد.
2- دروغ اساس ايمان را ويران مىكند؛ امام محمّد باقر عليهالسلام فرمود:
«انَّ الْكِذْبَ هُوَ خَرابُ الْايمانِ»[1]
دروغگويى ايمان را ويران مىسازد.
3- دروغ، سبب گناهان ديگر مىشود؛ زيرا اگر بخواهد راست بگويد و صادقانه رفتار كند، راستگويىاش مانع برخى گناهان است، ولى اگر دروغ گفت براى پوشاندن دروغ خود ممكن است به گناهان ديگرى روى آورد مثلًا مرتكب تهمت شود مانند اينكه كار بدى را كه خود انجام داده به ديگران نسبت دهد.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«وَالْكِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ»[2]
دروغ بدتر از شراب است.
4- دروغ وكفر؛ در برخى موارد دروغ انسان را به كفر مىكشاند و سرانجام كفر هم آتش جهنم و عذاب ابدى در آخرت است. اين كيفرى است كه در آيات متعدد قرآن، براى كافران گفته شده است. دروغ وقتى انسان را به فسق و فجور و نقض قوانين بكشد، زمينه كفر ورزيدن به خدا و قوانين او را فراهم مىآورد.
شخصى خدمت رسول گرامى اسلام رسيد و پرسيد: كار دوزخيان چيست؟
فرمود: دروغ گفتن، دروغ انسان را به فاجرى و پرده درى مىكشاند و چون فاجر شد كافر مىشود وانسان كافر در آتش مىسوزد.[3]
5- دروغ و بى اعتبارى؛ دروغ سبب مىشود كه انسان در نزد ديگران بى اعتبار
[1]- اصول كافى، مترجم، ج 2، ص 339
[2]- وسائل، ج 3، ص 232
[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 101
شود و آبرويش برود.
على عليهالسلام فرمود:
«مَنْ عُرِفَ بِالْكِذْبِ قَلَّتِ الثِّقَةُ بِهِ»[1]
كسى كه به دروغگويى معروف شود، اعتماد مردم نسبت به او كم مىگردد.
داستان «چوپان دروغگو»، تمثيل و نمونه گويايى از سلب اعتماد مردم از افراد دروغگوست.
امام صادق (ع) فرمود:
«مَنْ كَثُرَ كِذْبُهُ ذَهَبَ بَهائُهُ»[2]
كسى كه دروغش زياد شود ارزشش از بين مىرود.
6- سرزنش و پشيمانى: دروغپردازان معمولًا دروغگويىشان بر ملا مىشود و از سوى مخاطبان و ديگران مورد سرزنش قرار مىگيرند و از گفته خويش پشيمان مىگردند اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد:
«عاقِبَةُ الْكِذْبِ مَلامَةٌ وَ نَدامَةٌ»[3]
سرانجام دروغگويى، ملامت و پشيمانى است.
7- دروغگو كم حافظه مىگردد،؛ از اينكه دروغگو مرتب بر خلاف واقعيت و حقيقت سخن مىگويد سبب مىشود در چند مجلس حرفهاى ضد و نقيض بزند و نفهمد كه اين حرف را قبلًا طور ديگرى بيان كرده است. در نتيجه مشتش باز شده و همه متوجه دروغ وى مىشوند.
امام صادق (ع) فرمود:
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 7، ص 245
[2]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 38
[3]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 7، ص 344
«انَّ مِمَّا اعانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْكَذَّابينَ النِّسْيانُ»[1]
از مواردى كه خداوند به زيان دروغگو كمك مىكند، فراموشى است.
يعنى فراموشكارى، از جمله چيزهايى است كه به ضرر و زيان و بى آبروشدن دروغگويان مىانجامد.
ريشهها و علل دروغگويى
براى معالجه دروغ مانند بيماريهاى ديگر بايد به جستجوى ريشهها و علل آن پرداخت زيرا اولين گام درمان، شناخت علتها و ريشههاست.
انگيزههاى دروغ عبارت است از طمع، ترس، خودخواهى، نفع طلبى، دوستى، دشمنى و مانند آن. بايد محيطهاى تربيتى جامعه را در مقابل تاثير گذارى اين عوامل آماده كرد تا دروغ از ريشه بخشكد.
در يك دستهبندى، مىتوان ريشههاى دروغگويى را چنين بيان كرد:
1- پستى نفس:
پارهاى از مردم كه هنرى درخود نمىبينند وحس مىكنند كه شخصيتى درميان جامعه ندارند به خاطر فرومايگى و پستى نفس خويش مىكوشند تا در پناه دروغ، كمبودهاى خود را جبران كنند و توجه ديگران را به خود جلب نمايند.
رسول خدا (ص) فرمود:
«لايَكْذِبُ الْكاذِبُ الَّا مِنْ مَهانَةِ نَفْسِهِ»[2]
دروغگو، دروغ نمىگويد مگر به سبب پستى نفس خويش.
2- ترس از جريمه و مجازات:
پارهاى از مردم به خاطر ترس از مجازات يا جريمه به دروغ متوسل مىشوند و مىخواهند به اين وسيله تخلّف خود را قانونى و منطقى
[1]- اصول كافى، مترجم، ج 4، ص 38
[2]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 100
جلوه دهند. بدين خاطر مىكوشند تا با دروغ، كار خود را اصلاح كنند وحاضر نيستند به تخلف خود اقرار كنند و تن به جريمه و مجازات دهند. اينجاست كه دروغگو به سرابى تشبيه شده كه بيننده را مىفريبد.
3- دورويى و نفاق:
وقتى انسان داراى روحيه نفاق باشد به دروغ روى مىآورد زيرا بايد چيزى را كه با قلب نپذيرفته، در سخن و رفتار با آن موافقت كند و اين همان دروغ است، منافق خود را موافق جلوه مىدهد و حال آنكه چنين نيست:
«وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»[1]
چون به مؤمنان مىرسند مىگويند: ايمان آوردهايم و چون با شيطانهاى خويش خلوت مىكنند مىگويند: ما با شما هستيم. و ما مسخره كنندگانيم.
4- سخت گيرى بى مورد:
پارهاىاز پدران و مادران نادان يا فرماندهان و سرپرستان نا آگاه به فرزندان و زير دستان خود فشار بيش ازحد مىآورند و از آنان كارهايى بيش از قدرت و توانشان مطالبه مىكنند. در نتيجه، آنان ناگزير مىشوند براى قانع كردن طرف مقابل به دروغ متوسل شوند. در روايتى كه از رسول خدا (ص) نقل شده (هر چند موضوع آن در مورد وظايف پدران و مادران است ولى شامل وظايف هر سرپرستى نسبت به زير دست خود مى شود) وقتى سؤال كننده درباره وظيفه خود نسبت به فرزند خويش و اينكه چگونه مىتواند فرزند خود را در نيكى يارى نمايد، مىپرسد، حضرت به او چهار دستور مىدهد:[2]
الف- يَقْبَلُ مَيْسُورَهُ يعنى آنچه را كه فرزند درتوان داشته وانجام داده از او بپذيرد.
ب- وَ يَتَجاوَزُعَنْ مَعْسُورِهِ يعنى واز آنچه براى فرزند طاقت فرساست در گذرد.
ج- وَ لا يُرْهِقُهُ يعنى او را به گناه وادار نسازد يعنى پدر، كارى نكند كه سبب گناه و
[1]- بقره، آيه 14
[2]- فروع كافى، ج 6، ص 50
خطاى او شود.
د- وَلا يَخرقِ بِهِ يعنى با او بد اخلاقى و بد رفتارى نكند.
راههاى درمان دروغگويى
با شناخت ريشهها و علتهاى دروغگويى، براى درمان اين صفت ناپسند و عادت زشت از راههاى زير بايد اقدام كرد.
1- برطرف كردن احساس حقارت در خويشتن.
2- تقويت صفت شهامت و شجاعت.
3- درمان صفت زشت دو رويى و نفاق.
4- سخت گيرى نكردن به فرزندان و زير دستان خويش تا آنها مجبور به دروغگويى نشوند.
5- بالا بردن درجه ايمان و تقوا در خويشتن.
6- تأمل و تدّبر در آيات قرآن و اخبارى كه درباره نكوهش دروغگويى است.
7- تفكر در آيات و رواياتى كه راستگويى را تحسين كرده است.
8- همنشينى نكردن با انسانهاى لاابالى و دروغگو.
9- دعا و خواستن از خدا.
^ خلاصه درس
دروغ همچون ساير خصلتهاى زشت، آثار نامطلوبى بر سعادت انسان مىگذارد؛ ومنشاء گناهان ديگر مىشود. از اين رو، پليدى دروغ نسبت به بعضى از گناهان، بيشتر بوده و در اسلام مورد نكوهش واقع شده است.
برخى از آثار دروغ عبارت است از: 1- ويرانى ايمان 2- دو رويى و نفاق 3- بى اعتبارى اجتماعى.
براى معالجه دروغ، اول بايد ريشههاى آن را شناخت و ريشههاى دروغ و دروغگويى، احساس حقارت، ترس از جريمه و مجازات، نفاق و دورويى، ضعف ايمان، تقليد از افراد دروغگو وگاه فشار از ناحيه پدر ومادر وديگران مىباشد. از اين رو براى معالجه اين بيمارى روحى بايد ريشههايش را خشكاند؛ به اين صورت كه احساس حقارت را بر طرف كرده، صفت شهامت و شجاعت را در خويش تقويت نمايد و از بيان حرف حق، به خاطر جريمه و مجازات نهراسد. ايمان و تقواى الهى را در خود تقويت كرده، در آيات قرآنى و رواياتى كه درباره نكوهش دروغ و دروغگويى آمده تأمل و تدبّر كند و از خداوند متعال و معصومين عليهم السلام كمك بگيرد.
^ پرسش
1- آثار بد دروغ را نام ببريد.
2- دروغ چگونه سبب ديگر گناهان مىشود؟ بايك حديث توضيح دهيد.
3- سخن امام صادق عليهالسلام را درباره كم حافظه بودن دروغگو بنويسيد.
4- ريشهها و علل دروغگويى را نام ببريد.
5- چگونه دروغگويى را درمان كنيم؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس بيست و ششم: سوگند
هنگامى كه انسان احساس مىكند كه شنونده سخن او را به آسانى نمىپذيرد، ممكن است براى اثبات درستى سخن و اطمينان شنونده به سوگند روى آورد.
نيزبه هنگام تهديد يا نويد ديگران براى تأكيد از سوگند سود مىجويد. خداى متعال در بسيارى ازسورههاى قرآن براى اثبات قيامت، عذاب دوزخ ونعمت بهشت، تهديد بدكاران وتشويق نيكوكاران سوگند خورده است. معمولًا سوگند در شنونده تأثير مىگذارد و وى را تا حدّى نسبت به مورد سوگند مطمئن مىسازد. از اين روى حتّى دروغگويان براى اثبات سخن خود به سوگند متوسل مىشوند.
زياد قسم خوردن از نظر اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و تأكيد شده كه از اعتياد به سوگند بپرهيزيد زيرا عادت به آن، انسان را از گناه مصون نمىدارد، به فرموده امير مؤمنان سلام الله عليه: