این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس بيست و ششم: سوگند
هنگامى كه انسان احساس مىكند كه شنونده سخن او را به آسانى نمىپذيرد، ممكن است براى اثبات درستى سخن و اطمينان شنونده به سوگند روى آورد.
نيزبه هنگام تهديد يا نويد ديگران براى تأكيد از سوگند سود مىجويد. خداى متعال در بسيارى ازسورههاى قرآن براى اثبات قيامت، عذاب دوزخ ونعمت بهشت، تهديد بدكاران وتشويق نيكوكاران سوگند خورده است. معمولًا سوگند در شنونده تأثير مىگذارد و وى را تا حدّى نسبت به مورد سوگند مطمئن مىسازد. از اين روى حتّى دروغگويان براى اثبات سخن خود به سوگند متوسل مىشوند.
زياد قسم خوردن از نظر اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و تأكيد شده كه از اعتياد به سوگند بپرهيزيد زيرا عادت به آن، انسان را از گناه مصون نمىدارد، به فرموده امير مؤمنان سلام الله عليه:
«لاتُعَوِّدْ نَفْسَكَ الْيَمينَ فَانَّ الْحَلَّافَ لا يَسْلَمُ مِنَ الْاثْمِ»[1]
خود را به قسم خوردن عادت نده زيرا كسى كه زياد قسم مىخورد از گناه در امان نيست.
نيز با توجه به عظمت خداوند مبادا به خاطر امور غير مهم به نام خدا سوگند ياد كنيد، زيرا خدا برتر ازآن است كه در هر امر پيش پا افتادهاى به او قسم خورده شود، پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله فرمود:
«يا عَلِىُّ لا تَحْلِفْ بِاللَّهِ كاذِباً وَ لا صادِقاً مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ»[2]
اى على! درجايى كه ضرورت ندارد به خدا سوگند نخور، چه راست، چه دروغ.
ازهمين روى نقل شده كه امام زين العابدين عليهالسلام براى پرهيز از سوگند از مال خويش صرف نظر كرد.[3]
از سوى ديگر سوگند درموارد ضرورى مانند اثبات حق خود درموارد مهم، رد تهمت ديگران، شهادت حق به نفع كسى، مجاز است و در فقه ما مواردى وجود دارد كه در آنها براى اثبات حق و مانند آن، سوگند مجاز شمرده شده است. با اين وصف از نظر اخلاقى توصيه شده است كه تا آنجا كه امكان دارد، مسلمانان از سوگند خوردن بپرهيزند. امام صادق عليهالسلام از پيامبر اكرم (ص) چنين نقل مىكند:
«مَنْ اجَلَّ اللَّهَ انْ يَحْلِفَ بِهِ اعْطاهُاللَّهُ خَيْراً مِمَّا ذَهَبَ مِنْهُ»[4]
هر كس خداوند را بزرگتر از آن بداند كه به او سوگند ياد كند، خداوند بهتر ازآنچه از دست اورفته است به او عطا خواهد كرد.
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 6، ص 293
[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 69، اسلاميه
[3]- وسائل الشيعه، ج 23، ص 200، آل البيت
[4]- همان مدرك، ج 16، ص 116، بيروت.( 20 جلدى)
سوگند دروغ
آنجا كه قسم راست، ناروا باشد، سوگند دروغ نارواتر خواهد بود. بدون شك، انسانى كه سوگند به خدا را وسيله صحيح جلوه دادن رفتار و گفتار خود قرار مىدهد.
سرنوشت خوبى نخواهد داشت، زيرا او خداوند را وسيله رسيدن به هدفهاى نادرست خود قرار داده است.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«مَنَ حَلَفَ عَلى يَمينٍ وَ هُوَ يَعْلَمُ انَّهُ كاذِبٌ فَقَدْ بارَزَاللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ»[1]
كسى كه سوگند بخورد براى چيزى و مىداند دروغ است، به جنگ با خدا برخاسته است.
همچنين فرمود: وقتى بندهاى به دروغ بگويد، خدا مىداند، خداوند مىفرمايد:
كسى غير ازمن پيدا نكردى تا به او دروغ ببندى؟![2]
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انَّ التُّجَّارَهُمُ الْفُجَّارُ فَقيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ الَيْسَ اللَّهُ قَدْ احَلَّ الْبَيْعَ؟ قالَ نَعَمْ وَلكِنَّهُمْ يَحْلِفُونَ فَيَاْثِمُونَ وَيُحَدِّثُونَ فَيَكْذِبُونَ»[3]
بدرستى كه تجار، همان گناهكارانند. گفتند: اى رسول خدا (ص)! مگر خداوند خود خريد و فروش را حلال نكرده است؟ فرمود: چرا، ولى اينها با قسم خوردن گناه مىكنند و در سخن گفتن دروغ مىگويند.
البته مقصود روايت، خوى معمول بازرگانان و پيشهوران است نه اينكه همه آنان
[1]- بحارالانوار، ج 104، ص 209، اسلاميه
[2]- وسايل الشيعه، ج 16، ص 124
[3]- محجةالبيضا، ج 5، ص 240
داراى چنين خصلتى باشند.
نتايج بد سوگند دروغ
دروغ از گناهان كبيره است و سوگند دروغ، گناه كبيره مضاعف است. يعنى هم مفاسد دروغ را به همراه دارد و هم توهين به مقدسات را در روايات اسلامى پيامدهاى زيانبارى براى سوگند دروغ ذكر شده است كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- فقر و تنگدستى:
پيامبراكرم (ص) فرمود:
«الْحَلْفُ مُنْفِقَةٌ لِلسَّلْعَةِ مُمْحِقَةٌ لِلْبَرَكَةِ»[1]
سوگند خوردن باعث نابودى سرمايه و از بين رفتن بركت است.
ب- خالى شدن سرزمينها از اهل آن:
رسول خدا (ص) فرمود:
«ايَّاكُمْ وَالْيَمينَ الْفاجِرَةَ فَانَّها تَدْعُ الدِّيارَ بَلاقِعَ مِنْ اهْلِها»[2]
از سوگند دروغ بپرهيزيد، زيرا سرزمينها را خشك و بى حاصل ساخته واز اهلش خالى مىكند.
خشك و بى حاصل شدن و خالى شدن سرزمينها از اهل آن، عذاب و عقوبيتى است كه در اثر سوگند دروغ نصيب انسانها مىشود. اين عذاب هم شامل كسى كه سوگند دروغ خورده مىشود و هم شامل كسانى كه با او زندگى مىكنند.
ج- تعجيل در عقوبت:
سوگند دروغ از گناهانى است، كه انسان قبل از مرگ نتيجه آن را خواهد ديد.
اميرمؤمنان على عليهالسلام فرمود:
«ثَلاثُ خِصالٍ لا يَمُوتُ صاحِبُهُنَّ ابَداً حَتَّى يَرى وَبالَهُنَّ الْبَغْىُ وَقَطيعَةُ الرَّحِمِ
[1]- نهج الفصاحه، ص 298
[2]- بحارالانوار، ج 104، ص 209، اسلاميه
وَالْيَمينُ الْكاذِبَةُ»[1]
سه صفت است كه صاحب آن هرگز نخواهد مرد تا نتيجه آنرا ببيند، ظلم كردن، قطع رحم و سوگند دروغ خوردن.
ونيز فرمود:
«اسْرَعُ شَىْءٍ عُقُوبَةً الْيَمينُ الْفاجِرَةُ»
مجازات سوگند دروغ از هر چيز ديگر سريعتر به انسان مىرسد.
اين سخنان حكيمانه كه از جان انسانهايى پاك و معصوم برخاسته بايد برجانمان بنشيند و به هوش باشيم تا براى منفعت خويش يا خوشامد اين و آن، در دادگاهها يا جاهاى ديگر به نامهاى مقدس خدا يا قرآن سوگند دروغ نخوريم حتى براى اثبات حقوق كم اهميت، سوگند راست نيز نخوريم تا چه رسد كه حقى را ناحق، يا ناحقى را حق جلوه دهيم.
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 736
^ خلاصه درس
قسم خوردن، حتى در صورت درستى ادعاى انسان، عملى ناپسند و مكروه است، مگر در جايى كه به وسيله آن حقى زنده شود يا از ظلمى جلوگيرى به عمل آيد.
انسانهاى با شخصيت، افراد بزرگوارى هستند كه همه جهان هستى را در برابر ذات اقدس الهى ناچيز مىدانند و حتى در صورتى كه بر حق باشند درموارد غير مهم از قسم خوردن خوددارى مىكنند.
آيات قرآن كريم و روايات معصومين عليهم السلام مؤمنين را از ارتكاب و عادت دادن نفس به سوگند (هر چند راست باشد) بر حذر داشته است.
آنجا كه قسم راست ناروا باشد، سوگند دروغ نارواتر خواهد بود و انسانى كه سوگند دروغ مىخورد بايد منتظر عذاب الهى باشد.
در روايات اثرات زيانبارى براى سوگند دروغ ذكر شده است كه بعضى از آنها بدين قرار است:
الف- موجب فقر است.
ب- سرزمينها را از اهل آن خالى و خشك و بى حاصل مىسازد.
ج- تعجيل عقوبت را در پى دارد.
^ پرسش
1- سوگند چه تأثيرى در شنونده مىگذارد؟
2- عادت به سوگند به چه مىانجامد؟
3- يك روايت در نكوهش سوگند دروغ بنويسيد.
4- پيامدهاى سوگند دروغ را بشماريد.
درس بيست و هفتم: ناسزاگويى و بدزبانى
نقش زبان و زشتى ناسزاگويى
يكى از مباحث مهم در اخلاق عملى، موضوع بدگويى و ناسزاگويى است كه مربوط به زبان است. زبان با اين كوچكى، عامل بسيارى از گناهان بزرگ است.
حضرت على عليهالسلام درباره زبان چنين فرمود:
«الا انَّ اللِّسانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْانْسانِ فَلا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ اذَامْتَنَعَ وَ لا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ اذَا تَّسَعَ»[1]
بدان كه زبان پارهاى از انسان است كه وقتى امتناع كند، توانايى گفتن ندارد و هرگاه زبان باز گردد، سخن به انسان مهلت نمىدهد.
ادب اسلامى ايجاب مىكند كه يك مسلمان زبان را كنترل كند و درگفتار خود،
[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 233، ص 729