بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 23

كتب اربعه را معتبر و قطعى‌الصدور مى‌دانند و كنار نهادن اكثر احاديث مندرج در آثار روايىِ شيعه را باعث خروج از مكتب اهل‌بيت معرفى مى‌كنند.

در پايان بر خود لازم مى‌دانم از تمام كسانى كه براى بهتر شدن اين اثر تلاش نمودند، تشكر و قدردانى نمايم. از ارزيابان دانشگاه اديان و مذاهب، بويژه استاد قاسم جوادى و نيز از دكتر مهدى فرمانيان كه بازنويسى و ويرايش محتواى اين اثر را تقبل كرده و به غناى اين پژوهش افزودند، تشكر و قدردانى مى‌نمايم.

همچنين از ويراستار محترم جناب آقاى مرتضى بهرامى خشنودى كه ويرايش دقيق و فنّى اين اثر را انجام داده و روان‌سازى اين تحقيق حاصل زحمات ايشان است، كمال تشكر را دارم.

در پايان، از مسئولان دانشگاه اديان و مذاهب و پژوهشكده علوم و معارف حديث كمال امتنان را داشته و از تمام كسانى كه مقدّمات اين پژوهش را فراهم كردند، سپاس‌گزارم.

شايان ذكر است كه از تأليف اين اثر و تحويل آن به دانشگاه اديان و مذاهب، بيش از چهار سال مى‌گذرد و طبعاً پژوهش‌هاى به انجام رسيده پس از اين تاريخ، انعكاسى در آن نيافته‌اند.

ابراهيم بهشتى دامغانى‌

قم مقدسه‌

15/ 11/ 89


صفحه 24

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 25

بخش يكم: مفهوم، پيشينه و پيدايش‌


صفحه 26

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 27

فصل يكم: در معنا و مفهوم اخباريگرى‌

زمينه بحث‌

گذشته از هرآنچه در باب پيشينه گرايش به اخبار گفته شده يا مى‌توان گفت، به هرحال امروزه «اخباريه» اصطلاحى است كه براى گروه خاصّى از علماى امامى به كار مى‌رود و بايد معناى آن را دريافت. مهم‌ترين نكته‌اى كه در اين‌باره بايد گفت، جنبه روش‌شناختىِ رويكرد اخبارى است كه در همه علوم و معارف دينى كارآيى دارد. گونه‌گونىِ آثار اخباريان و پراكندگى آنها در علوم تفسير و حديث و كلام و ...، به روشنى نشان مى‌دهد كه گستره تأثير اين مكتب، فراخ‌تر از عرصه فقه است و ازاين‌رو، منحصر كردن مكتب اخبارى در عرصه‌اى خاص، باعث دور افتادن از واقع مى‌شود و به شناخت عميق و حتى نقد دقيق اخباريگرى، آسيب مى‌رساند. با اين حال، برخى از نويسندگان و پژوهشگران معاصر، اخباريان را «گروهى از فقها» ى امامى شمرده‌اند و يا اخباريگرى را «مكتبى فقهى» خوانده‌اند. برخى نيز در تعريف اين مكتب، از مؤلفه‌هايى ياد كرده‌اند كه گويى منحصر در فقه است. اگر اين مطلب را به پاى بى‌دقّتى نگذاريم، بايد بگوييم كه مسبّب آن، نمود بيرونى اين مكتب است؛ چراكه بيشترِ اخباريان نامدار، فقيه بوده‌اند و منازعات و بگومگوهاى آنان نيز اغلب با فقيهان مكتب رقيب، درمى‌گرفت و مهم‌ترين دغدغه طرفين، حجّيت عقل و حديث، مبحث اثرگذار در فقه بود؛ آيا براى يافتن احكام شرعى (فقهى)، مى‌توان استدلال عقلى كرد؟ كاربرد عقل، در چه گستره‌اى است و در نبود دليل نقلى، كدام اصل معتبر است؟ آيا فهم ما از ظاهر قرآن، براى استنباط حكم شرعى، اعتبار دارد؟


صفحه 28

چند تعريف‌

با اين‌حال، اختلاف نظر فراوانى در تعريف اخباريگرى وجود دارد. محقّق غلامرضا قمى، در وجه اطلاق اخبارى بر اين گروه، دو جهت را به نقل از استادش شيخ‌انصارى بيان مى‌كند:

اخباريان به تمام اقسام چهارگانه حديث- اعم از صحيح، موثّق، حسن و ضعيف-، عمل مى‌كنند و فرقى ميان آنها نمى‌گذارند و از همين‌رو، به آنان اخبارى گفته‌اند؛ برخلاف مجتهدان كه ميان اين چهار نوع حديث، فرق مى‌نهند و تنها به برخى از اقسام آن عمل مى‌كنند. جهت ديگر، اين است كه آنان از ميان ادلّه چهارگانه براى استنباط احكام، حجّيت ظواهر قرآن و نيز حجّيت عقل و حجّيت اجماع را انكار كرده‌اند و دليل معتبر را فقط به اخبار منحصر كرده‌اند، و از همين‌روست كه به «اخباريه» معروف شده‌اند.[1]

در دوران معاصر كه بازار پژوهش‌هاى توصيفى و دايرةالمعارفى رونق گرفته است، براى اخباريه، تعاريف مجمل و عمومى بسيارى در عرصه علم و پژوهش، مطرح شده است. در بيشتر اين تعاريف، عبارات و مؤلفه‌هايى نزديك به هم ديده مى‌شود و تفاوت چندانى با هم ندارند. منتها، برخى براى روشن شدن معنا، به تعريف مكتب اجتهاد نيز پرداخته‌اند. براى نمونه، گفته شده است:

اخباريان به گروهى گفته مى‌شود كه به پيروى از اخبار و احاديث، اعتقاد داشته و روش‌هاى اجتهادى و اصول فقه را نمى‌پسندند. اين گروه عمدتاً اخبار اهل‌بيت را مأخذ و اساس عقايد و احكام دين مى‌دانند و به ساير مدارك، فقط در صورتى كه با احاديث ائمه (عليهم السلام) تأييد شده باشد، استناد مى‌كنند، و در موارد شك، عمل به احتياط در نزد آنان واجب است. در مقابل ايشان، اصوليان و پيروان مكتب اجتهاد قرار دارند كه احكام را از كتاب، سنّت، اجماع و عقل استنباط مى‌كنند و در موارد شك، به اصول عمليه اربعه عمل مى‌كنند. به اعتقاد مجتهدان و اصوليان، تنها اخبار

[1]. قلائد الفوائد، غلامرضا قمى، ص 20.


صفحه 29

نمى‌تواند مصدر تمام تكاليف و جوابگوى همه نيازهاى جامعه در هرعصر و زمان بدون استنباط و تفريع فروع از اصول باشد.[1]

مشكل تعاريف‌

گفتنى است كه در بسيارى از اين‌گونه تعاريف، «عمل به خبر» بدون قيد است؛ حالْ‌آن كه اخباريان به مطلق اخبار تكيه نمى‌كنند؛ بلكه با قيود و شرايطى خاصّ، تنها به اخبارى عمل مى‌كنند كه از ناحيه اهل‌بيت (عليهم السلام) رسيده باشد. بنابراين، به همه اخبار نبوى نيز عمل نمى‌كنند؛ بلكه از آن ميان، فقط اخبارى مورد تأييد آنان است كه اهل‌بيت (عليهم السلام) از پيامبر نقل كرده باشند.[2]

اين كه نويسندگان و پژوهشگرانِ نام‌برده، اشاره‌اى به قيود «خبر معتبر» از ديد اخباريان نكرده‌اند، گويا بدان سبب است كه آنان در اين‌گونه عبارات، نه در مقام ارائه تعريف؛ كه در پىِ شناساندنِ وجه تمايز و تفاوت‌هاى اخباريان با اصوليان بوده‌اند. هدف، روشن ساختنِ اين نكته بوده است كه اخباريان كدام بخش از ادلّه گروه مقابل را معتبر نمى‌شمارند. پس در مقام تبيين رويكرد اخباريان به حديث نبوده‌اند تا لازم باشد از ديدگاه آنان درباره حديث معتبر نيز ياد كنند. پس مى‌بينيم كه هرچند اخباريان نيز به هرخبرى اعتماد نمى‌كنند؛ ولى به هرحال، وجه تمايزشان با اصوليان، در همين «اعتماد به خبر»، تعريف شده است.

اما اگر عبارات يادشده را تعاريفى درباره اخباريان بينگاريم، باز هم به نظر مى‌رسد كه بيشترشان شرح‌الاسم‌اند و حقيقت و هويت اخباريگرى را بيان نمى‌كنند. شايد هم نتوان تعريف جامعى براى اين معنا به‌دست‌داد؛ زيرا بزرگان اخبارى، اختلافات بسيارى درباره ادّله دارند كه باعث دشوارى تعريف اين مكتب مى‌شود. برخى از آنان، حجّيت ظواهر قرآن را پذيرفته‌اند و بعضى ديگر، پس از متشابه دانستنِ تمام قرآن، بر اين گمان‌اند كه ظاهر قرآن فقط به وسيله روايات، محكم‌

[1]. حكيم متأله بيدآبادى، ص 44. مشابه همين تعريف را با اندكى اختصار، در اين منابع: دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 7، مدخل« اخباريان»، احسان قيصرى؛ دائرةالمعارف الإسلامية الشيعية، حسن امين، ج 2، ص 221؛ دايرةالمعارف تشيع، مدخل« اجتهاد»، ج 2، ص 7.

[2]. در اين زمينه ر. ك: الفوائد المدنية، ملا محمّدامين استرآبادى، ص 47 و 136.


صفحه 30

مى‌گردد. چنان كه خواهيم ديد، اختلافات آنها در پايبندى به اصول عمليه، جايگاه عقل و ديگر مباحث نيز كمتر از اين نيست.[1]اين گوناگونى، از آن‌روست كه اخباريگرى در واقع، شامل طيف‌هايى از ضعيف تا قوى است و اگر تعريف، به گونه‌اى باشد كه طرف افراطى يا قوى طيف را به درستى نمايان كند، شامل مراتب پايين‌تر نخواهد شد. براى نمونه، يكى از نويسندگان معاصر، «بدگويى از اصوليان» را يكى از پنج ويژگىِ اصلى اخباريان دانسته‌[2]كه در اين صورت، اخباريان، گروهى انگشت‌شمار همچون ميرزا محمّد اخبارى خواهند شد و اين، با تاريخ سده‌هاى اخير، ناسازگار است.

افزون بر اين، كم نبودند كسانى كه خود را اخبارى مى‌دانستند، ولى بر هم‌مسلكانِ تندرو خويش خرده گرفته‌اند كه نبايد از مخالفان بدگويى كرد و حتى آنان را مأجور دانسته‌اند. اگر مؤلفه‌هاى تعريف را چنان برگزينيم كه افراد بيشترى را دربربگيرد، تعريف ما دچار ابهام مى‌شود و در نتيجه، جامعيت و مانعيت آن آسيب مى‌بيند. به همين دليل است كه حديث‌گرايانى چون علامه مجلسى و فيض كاشانى، از نگاه برخى، اخبارى‌اند و از نگاه برخى ديگر، اصولى‌اند؛ چراكه از يك سو، استدلال‌هاى عقلى در آثارشان فراوان است و از ديگر سو، دست كم در مقام نظر، بر اهمّيت خبر و برترى‌اش بر عقل، تأكيد دارند. وضعيت مكتب اجتهاد نيز در طرف مقابل، بهتر از اين نيست. بسيارند اصوليانى كه در مباحثات اصولى، از هيچ دقّت عقلى‌اى فروگذار نمى‌كنند؛ ولى در عمل و به هنگام استنباط حكم فقهى، به احاديث، بيش از آنچه مورد انتظار است، اعتماد مى‌كنند يا در آن‌جا كه نصّى در دست نيست، در حالى احتياط مى‌كنند كه طبق مبناى اصولى‌شان، مى‌توان برائت جارى كرد.[3]

[1]. براى نمونه، فيض كاشانى، اصول اصليه را- البته از ديدگاه خويش- مى‌پذيرد و بدانها استناد نيز مى‌كند. ر. ك: همين مجموعه، حجيت خبر واحد. افزون بر اين، بيشتر اخباريان، حجّيت ظواهر در غيرقرآن كريم، برائت شرعى يا نقلى، اشتغال و بسيارى ديگر از قواعدى را كه در اصول مطرح است، پذيرفته‌اند.

[2]. تاريخ سياسى تشيع، روح الله حسينيان، ص 203.

[3]. اگر بتوان گفت كه فراوانىِ حكم به« احتياط واجب»، نشانه نزديكى فقيه به اين حالت است، بى‌گمان، گروهى پرشمار از فقهاى امروز شيعه را بايد در اين‌دسته شمرد.